جنبه های شناخت شناسانه و ایدئالیستی فلسفۀ شوپنهاور
(ندگان)پدیدآور
صافیان, محمد جوادامینی, عبدالله
نوع مدرک
Textمقاله علمی- پژوهشی
زبان مدرک
فارسیچکیده
فلسفۀ شوپنهاور، تا آنجا که به جهان به عنوان بازنم ود، نحوة شناخت و رابط ۀمیان فاعل شناسا و متعلق شناخت می پردازد، هم سو با فلسف ۀ نظری کانت وشناختشناسی اوست. هم رسالۀ دکترای شوپنهاور و هم بخش اول اثر مشهورجهان به عنوان اراده و بازنمود او صبغ ۀ شناخت شناسی کانتی دارند . خودشوپنهاور نیز اذعان کرده است که ف لسفهاش مبتنی بر فلسف ۀ کانت است . ویدر حوز ة شناخت شناسی انقلاب کپرنیکی کانت را می پذیرد. هر چند جنب ۀشناختشناسی (جهان به عنوان بازنمود ) فلسف ۀ او مبتنی بر فلسف ۀ کانتاست، اما او از پیروی صرف اندیش ۀ کانت اجتناب میکند. یکی گرفتن علیت باماده، تقلیل مق ولات دوازده گانۀ فاهمه به یک مقوله، زمان و مکان و علیت راصور اصل جهت کافی دانستن و ... نمونههای ابتکاری وی در برابر دیدگاهکانتی هستند. لذا میتوان گفت او در صدد گذر از فلسفۀ کانت است.از طرف دیگر، فلسف ۀ شوپنهاور ایدئالیستی است . وی متعلق شناخت رابازنمود و تصور فاعل شناسا می داند. اما جنب ۀ ایدئالیستی فلسف ۀ وی تنها درساختار جهان به عنوان بازنمود مطرح است، نه جهان به عنوان اراده . به بیاندیگر، ایدئالیسم تنها جنب ۀ برون ذاتی و پدیداری جهان را در برمی گیرد . ایننوشتار در صدد است تا جایگاه شناخت شناختی و ایدئالیستی فلسفۀ شوپنهاوررا از دریچۀ فلسفۀ نظری کانت نشان دهد.
کلید واژگان
اصل جهت کافیایدئالیسم
جهان به عنوان بازنمود
جهان به عنوان اراده
شناختشناسی
فاعل شناسا
متعلق شناخت
شماره نشریه
210تاریخ نشر
2009-08-231388-06-01
ناشر
دانشگاه تبریزUniversity of Tabriz
سازمان پدید آورنده
استادیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهاندانشجوی دکتری فلسفه غرب دانشگاه اصفهان
شاپا
2251-79602423-4419



