استعارۀ جهتی در نهج البلاغه مطالعه موردی: حکمتها
(ندگان)پدیدآور
جلیلی, زهرا
نوع مدرک
Textمقاله پژوهشی
زبان مدرک
فارسیچکیده
در زبانشناسی شناختی امروز، استعاره وسیلهی زیباییشناختی نیست که کاربردی ادبی داشته باشد بلکه ابزاری است که با آن اندیشه آدمی تبلور مییابد و مفاهیم انتزاعی و غیرمحسوس به تصویر کشیده میشود. نهج البلاغه نیز به عنوان اخ القرآن، مشحون از مفاهیم انتزاعی است که از نظر محتوا و کلام با هم منسجم هستند و بین آنها تعامل گفتمانی وجود دارد؛ لذا میتوان با استفاده از نظریه استعاره مفهومی، شناخت بهتری نسبت به اندیشه گوینده سخن پیدا نمود. یکی از انواع استعارههای مفهومی، استعاره جهتی است که مفاهیم انتزاعی را در قالب جهتهای ششگانه مفهومسازی میکند. جهتهایی که از یکسو ریشه در تجربه و فرهنگ اهل زبان دارند و از سوی دیگر مفاهیم مجرد را به تصویر میکشند. پژوهش حاضر برآن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس نظریه استعاره مفهومی، نقش معنایی جهات ششگانه را در حکمتهای نهج البلاغه بررسی کند و از طریق آن، مفاهیم بدیع حوزه مقصد را با استفاده از حوزه مبدأ هر چه روشنتر نماید. در جهت تحقق این هدف، تحقیق حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که استعارههای جهتی چگونه مفاهیم انتزاعی حکمتهای نهج البلاغه را مینمایاند؟ بر اساس نتایج، نشانههای دربرگیرنده کوچ کردن، مرگ، فرشته شدن عفیف و نشانههای دربردارنده آرزو، سفر آخرت با استعارههای نزدیک و دور مفهوم سازی شدهاند؛ همچنین معانی متعالی مانند علم با عمل، چشمپوشی و اسلام با استعاره بالا و بالاترین به تصویر درآمده است و معانی انحطاطی مانند عدم آمادگی قلبی و نگذاشتن ارث با استعاره رویگردانی آمده است.
کلید واژگان
استعاره جهتیاستعاره شناختی
حکمتها
زبانشناسی
نهج البلاغه
شماره نشریه
1تاریخ نشر
2024-08-221403-06-01
ناشر
دانشگاه تهرانسازمان پدید آورنده
استادیار، گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.شاپا
2008_94302588-4956



