ارتباط اصل حق تعیین سرنوشت با تجزیهطلبی و خودمختاری
(ندگان)پدیدآور
آرشپور, علیرضاشیرانی, فرنازنوع مدرک
Textزبان مدرک
فارسیچکیده
اصل حق تعیین سرنوشت بهعنوان یک حق بشری پایه و اساس سایر حقوق بشری را تشکیل میدهد که بهموجب آن همة افراد و گروههای اجتماعی صرفنظر از قومیت، نژاد، جنس و مذهب میتوانند امور خویش را در زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دست گیرند. این حق یک حق بشری فردی است که تک تک افراد یک ملت از آن برخوردارند و شاید به همین علت است که در منشور ملل متحد در کنار ضرورت رعایت و احترام به حقوق و آزادیهای بنیادین فردی، از این اصل نام برده شده است. اصل اخیر از اصول مبنایی حقوق بینالملل و از قواعد آمرة حقوق بشری محسوب میشود که با رعایت آن میتوان در وهلة اول از موارد نقض حقوق بشری که یکی از مصادیق مهم آن جلوگیری از نقض حقوق اقلیتهاست، کاسته و در مراحل بعدی با اعطای حق آزادی عمل به ملتها در تعیین نظام سیاسی و مشارکت منظم در امور سیاسی و مدنی خویش، رضایت خاطر آنها را فراهم کرد. اصل حق تعیین سرنوشت تنها زمانی تحقق پیدا میکند که حقوق و آزادیهای اساسی تمامی افراد جامعه مخصوصاً اقلیتهای ساکن در آن تأمین شده باشد. گروههای اقلیتی سرکوبشدهای که حقوقشان نقض گردیده میتوانند برای اعادة حقوق از دست رفتة خود به راههای خشونتآمیز و غیر دمکراتیک متوسل شوند. این در حالی است که با رعایت اصل حق تعیین سرنوشت از سوی دولتها، محملی برای طرح مسائلی از قبیل خودمختاری، تجزیهطلبی و یا مبارزات نهضتهای آزادیبخش ملی به وجود نخواهد آمد. اینکه ارتباط اصل حق تعیین سرنوشت با تجزیهطلبی و خودمختاری چیست و چه زمانی اقلیتهای موجود در کشوری میتوانند به تجزیهطلبی یا خودمختاری بهعنوان یکی از مصادیق اعمال حق تعیین سرنوشت توسل جویند، از اهداف اصلی تدوین این مقاله بوده است
کلید واژگان
حقوق بشرحقوق بینالملل
دموکراسی
اقلیتها
خودمختاری
حق تعیین سرنوشت
شماره نشریه
11تاریخ نشر
2014-04-211393-02-01
ناشر
انجمن ایرانی روابط بین المللسازمان پدید آورنده
استادیار گروه حقوق دانشگاه اصفهانکارشناس ارشد حقوق بین الملل دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی




