گونه شناسی نظریه های انحطاط در آرای چهار فیلسوف معاصر ایرانی
(ندگان)پدیدآور
نصری, قدیرروزخوش, مهدینوع مدرک
Textمقاله پژوهشی
زبان مدرک
فارسیچکیده
این مقاله به بررسی دیدگاههای چهار فیلسوف معاصر ایرانی درباره منشأ و منوال انحطاط اندیشه سیاسی در ایران متأخر می¬پردازد. هر کدام از این متفکران نماینده یک نحله فکری محسوب می¬شوند: رضا داوری به عنوان یک متفکر «هویت اندیش»، انحطاط را بر مبنای «بحران عالمگیر غربزدگی» تبیین میکند. در مقابل،سید جواد طباطبایی در مقام یک متفکر متجدد بر مبنای «هبوط فلسفه و شرایط امتناع اندیشه» و به خصوص اندیشه سیاسی به طرح نظریه انحطاط میپردازد. عبدالکریم سروش در جایگاه یک متفکر نواندیش دینی انحطاط مسلمین و نه مورد خاص ایران را موضوع تأمل خود قرار می¬دهد و آرامش دوستدار در نقطه مقابل سروش با نقد رادیکال و نیچه¬ای بر نهاد دین، «سیطره تاریخی تفکر دینی» بر حیات اجتماعی ایرانیان را عامل انحطاط می¬داند. بنظر میرسد در میان این نظریهپردازان، طباطبایی روایت جامعتری را از نظریه انحطاط عرضه می¬کند و آن را محور اصلی پروژه تحقیقاتی خود قرار می¬دهد. اما وجه مشترک همه این متفکران بیاعتنایی به ساحت پراکسیس یعنی صورتبندی اجتماعی ایده و توقف تئوری در عالم ذهن و سطح انتزاع است، بطوریکه بعضی از آرای مزبور، توان توضیح حداقل پیشامدها و روندها را ندارند. آنچه در پی میآید کاوش و ارزیابی منطق و ساز و کار نظریههای چهارگانه است. همه این متن در پی پاسخ بدین مسأله است که کانون تراکم یا موتور محرکه امتناع اندیشه در چه حوزهای است. به عبارت دیگر شرایط ایجاد و امتداد سرشت اندیشه چیست که در ایران متأخر، مفقود شده است. روش پژوهش این مقاله، تفسیر متن و نیز سنجش روایی تفسیر از طریق گفتگوی عمیق با صاحبان تخصص در اندیشه سیاسی – من جمله بعضی از همین چهار متفکر – است.
کلید واژگان
انحطاطعقب ماندگی
فلسفه
تجدد
غرب
سنت
دین خویی
شماره نشریه
3تاریخ نشر
2012-06-211391-04-01




