وجوه سیاسی امامشناسی ناصرخسرو
(ندگان)پدیدآور
قادری, حاتمیونسی, مصطفیمقیمی زنجانی, شرویننوع مدرک
Textمقاله پژوهشی
زبان مدرک
فارسیچکیده
در این مقاله برآنیم تا با تشریح مبانی نوافلاطونی امامشناسی ناصرخسرو قبادیانی، حکیم برجسته اسماعیلی سده پنجم هجری و مقایسه آن با برخی مفروضهای بنیادین اندیشه یونانی که در فلسفه فلوطین در مقام بنیادگذار فلسفه نوافلاطونی بازتاب یافته است، به یک نتیجهگیری در حوزه اندیشه سیاسی دست یازیم؛ بنابراین منظر اصلی ما در این بررسی، منظری سیاسی است نه فلسفی ـ کلامی. به این اعتبار تلاش ما توضیح امامشناسی ناصرخسرو با تأکید بر وجوه سیاسی تفکر وی خواهد بود. این بررسی نشان خواهد داد که بهرغم وامداری امامشناسی ناصرخسرو به فلسفه نوافلاطونی، تفکر اسماعیلی ناصرخسرو ناسازگاریهای بنیادینی با فلسفه نوافلاطونی دارد. ناسازگاریهایی که از حیث بحث در اندیشه سیاسی واجد کمال اهمیتاند. فلسفه نوافلاطونی در عین اینکه هیچ دعویای نسبت به اقتدار و مرجعیت پیشینی فیلسوف نوافلاطونی ندارد، بر فضایل مدنی به عنوان مرحله نخست حصول رستگاری و سعادت تأکید میکند. این در حالی است که امام اسماعیلی ناصرخسرو واجد کیفیتی منحصربهفرد و یگانه، یعنی همان دانش باطنی است که از طریق آن، هم صاحب اقتدار دنیوی است و هم مرجعیت اخروی. از سوی دیگر در پس امامشناسی ناصرخسرو، به دلایلی که خواهد آمد، دغدغهای اساساً شرقی یا به تعبیری ایرانی نهفته و آن ضرورت وجود فردی است که همزمان سعادت اینجهانی و رستگاری آنجهانی را به ارمغان میآورد.
کلید واژگان
امامشناسیفلسفه نوافلاطونی
عقل
دانش باطنی
فلوطین
ناصرخسرو
وجوه سیاسی
شماره نشریه
4تاریخ نشر
2010-11-221389-09-01




