اقتصاد سیاسی هژمونی چندجانبهگرا: سنتز مفهوم هژمونی در پارادایمهای لیبرالیستی و گرامشین
(ندگان)پدیدآور
پدیدآور نامشخصنوع مدرک
Textزبان مدرک
فارسیچکیده
درک صحیح از مفاهیم قدرت و هژمونی امری ضروری است. این درک و فهم بهویژه در ارتباط با ایالات متحده امریکا اهمیت بیشتری دارد زیرا این کشور تأثیرات بسیار مهمی بر روند تحولات نظام اقتصاد سیاسی جهانی برجای گذارده و همچنان تأثیرگذارترین کشور است. فرضیههای متعددی در پی شناخت و معرفی هژمون جدید، یعنی هژمونی فراملیتی جهانی سرمایه و یا بازگشت به هژمونی امریکا برآمدهاند؛ بازگشتی که تحت عناوینی همچون هژمونیطلبی، بازسازی هژمونی و یا همچنین تثبیت هژمونی امریکا از آن یاد میشود. اما بدون این درک و فهم صحیح نمیتوان بهخوبی نسبت به «واقعگرا» یا «رویایی» بودن چنین فرضیههایی قضاوت کرد. نوشتار حاضر، تلاش دارد در چهارچوب رویکرد اقتصاد سیاسی بینالملل و ادبیات موجود در این حوزه مطالعاتی اقدام به سنتز مفهوم هژمونی در پارادایم نئولیبرالیستی نهادگرا مبتنیبر اصل وابستگی متقابل و در پارادایم ماتریالیستی گرامشین نماید. سپس، با ارائه برخی نارساییهای موجود در این مفهوم سازیها «چندجانبهگرایی» را بهعنوان اصل بنیادین هژمونی توضیح میدهد. بدین ترتیب، چنانچه ضرورت «همکاری کثرتگرا» از سوی نئولیبرالیستهای نهادگرا در دوران «نظم پس از هژمونی» را و چه مفهوم «هژمونی فراملیتی سرمایه» در جهان را آنگونه که پیروان مکتب گرامشی بیان میدارند، ملاک تحلیل نظام اقتصاد سیاسی جهانی قرار دهیم، به اصل چندجانبهگرایی بهعنوان بنیان این سنتز خواهیم رسید. یعنی هرگونه تلاش برای ظهور هژمونی جدید و یا بازسازی هژمونی و یا تثبیت آن در نظام اقتصاد سیاسی جهانی بدون تکیه بر اصل چندجانبهگرایی غیرممکن است
کلید واژگان
قدرتچندجانبهگرایی
هژمونی
ایالات متحده امریکا
اقتصاد سیاسی جهانی
شماره نشریه
2تاریخ نشر
2008-05-211387-03-01




