بررسی سبک شناسی ترجمهی دن کیشوت با رویکرد زبانشناختی (با تأکید بر دیباچه) اثر محمد قاضی
(ندگان)پدیدآور
پدیدآور نامشخصنوع مدرک
Textعلمی-پژوهشی
زبان مدرک
فارسیچکیده
ترجمهی هر اثر، گشودنِ دریچهای تازه بر روی اثری است که پس از پیمودن مرزها خود را برای رویارویی با زبان و اندیشهای بدیع و بلیغ آماده می کند. مترجم در برابرِ دو زبان به تکاپویی ارزشمند بر میخیزد. نخست زبانِ اصلی اثری که به ترجمه ی آن مبادرت ورزیده است و دیگر زبانی که باید دریافت های خود را با آن منتقل کند. هر اثرِ ترجمه شده می تواند گونه ای از تغییرِ زبانی و فرهنگی محسوب شود که با گذر از دانشِ زبانیِ مترجم حاصل آمده است و در واقع هر اثرِ ترجمه شده را ـ با کمی اغماض ـ می توان خلق و آفرینشی نو به حساب آورد؛ حتی با وجود این که می پذیریم ریشه در اثرِ مبدأ دارد.
دنکیشوت، یکی از نوادرِ ادبیات جهان با ترجمهی محمدِ قاضی، می تواند نماد و معیاری برای سنجش پارامترهای مهم در ترجمه باشد. رعایت امانت در ترجمه ی کلمات، دخالت هایی مؤثّر بدون صدمه زدن به ماهیت اثر در انتخاب واژه، انتخاب سبکی همخوان با فضای رمان، برگزینِ بهترین شیوه در آرایش جملات و از همه مهمتر، بهره بردن از هوش و ذکاوت ذاتی در حفظ اصالت اثر و نیز پای بندی به ساختارِ منطقیِ رمان، برخی از ویژگی هایی است که در مقایسه با متونی کهن از زبان و ابیات فارسی بهتر و بیشتر رخ می نمایاند. در این مقاله می کوشیم تا با بررسی گوشههایی از سبکِ محمد قاضی در ترجمهی این اثرِ نفیس، برخی از جلوه های زبان شناختی اثر را که بسیار هنرمندانه و استادانه رعایت شده است؛ معرفی کنیم.
کلید واژگان
سبک شناسیِ ترجمهبررسی زبانشناسانه
دیباچه نویسی
دن کیشوت
محمد قاضی
شماره نشریه
15تاریخ نشر
2013-08-231392-06-01




