ادبیات تطبیقی و نقش آن در گفتگوی تمدن ها
(ندگان)پدیدآور
مقدادى, بهرامنوع مدرک
Textزبان مدرک
فارسیچکیده
یونگ به وجدان ناخودآگاه فرو ید بعدی تازه افزودو آن را "ناخودآگاه همگانی " نامید. در "و جدان ناخودآگاه همگانی " همهء آرزو ها و أمیال بشری انبار شده، ادبیات که خاستگاهش همین امیال نهفته است،و سیله ای است برای گفتگوی تمدنها، چرأ که بررسی جدی ادبیات نشان می دهد که همهء نویسندگان، هنرمندان در همهء دورأن های تاریخی سخن مشابه می گفتند. به همین دلیل می توان از مضامین مشترک در ادبیات سود جست، برای اثبات این نکته که انسان در همهء دو ران های تاریخی یک سخن را تکرار می کرده است، چون أین سخن در مورد أدیان، ادبیات همهء ملت ها صادق است، بنابراین، برای نزدیک کردن ملت ها و تمدن های جهان به یکدیگر، می توان از ادبیات استفاده کرد.
در این مقاله ضمن بحث دربارهء آراء منتقدانی چون کلود لوی استرو س،وو لاد یمیر پراپ ثابت شده که اساطیر و ادبیات ساخته و پرداختهء ذهن آدمی است، چون کارکرد ذهن آدمیان یکی است، بنابراین مضامین مشترک در ادبیات کلیهء ملت ها ظاهر می شود.
کلید واژگان
ادبیات تطبیقیاسطوراج
همسانی درون مایه ها
وجدان ناخود آگاه همگانی
شماره نشریه
13تاریخ نشر
2002-11-221381-09-01
ناشر
دانشگاه تهرانشاپا
2588-41312588-7092




