تأثیر اقتصاد سایهای بر کارآفرینی ضرورت گرا و فرصت گرا
(ندگان)پدیدآور
شاه آبادی, ابوالفضلگلشنی, لیلاقاسمی فر, ثمینه
نوع مدرک
Textمقاله پژوهشی - کمی
زبان مدرک
فارسیچکیده
هدف: کارآفرینی با درک و شناسایی فرصتهای کسبوکار، ایجاد اشتغال، افزایش تولید ملی و افزایش رفاه اجتماعی به عنوان یکی از راههای دستیابی به توسعه تلقی میگردد. کارآفرینی بر مبنای انگیزه را به دو دسته ضرورتگرا و فرصتگرا تقسیم کردهاند. کارآفرینان ضرورتگرا، کارآفرینانیاند که مجبور به راهاندازی کسبوکار میشوند. اما، کارآفرینان فرصتگرا، کارآفرینانیاند که با هدف استقلال شغلی یا افزایش سود، وارد حوزه کارآفرینی شدهاند از سویی، در کلیه کشورهای درحال توسعه و توسعهیافته، بخشی از فعالیتهای اقتصادی، خارج از ساختار رسمی و در سایه انجام میشود که میتواند بر بخش رسمی از جمله کارآفرینی تأثیر بگذارد. اقتصاد سایهای بهعنوان یکی از ویژگیهای ساختاری مطرح میشود که در تمام ساختارهای اقتصادی دنیا ـ اعم از درحال توسعه و توسعهیافته ـ کم و بیش وجود دارد و میتواند فرایند کارآفرینی را تحت تأثیر قرار دهد. درخصوص ارتباط اقتصاد سایهای و کارآفرینی ضرورتگرا و فرصت گرا نظریات دیگری مطرح است که به شرح زیر مطرح میشوند: نظریه مدرنیزاسیون(به مرور زمان و با رشد گسترده اقتصاد رسمی، اقتصاد سایه به حاشیه رانده شد)، نظریه ساختارگرایی(اولین نظریهای است که بیان میکند چگونه اقتصاد سایه بر کارآفرینی ضرورت گرا اثرات مثبتی برجای میگذارد.) - نظریه نئولیبرال (کاآفرینان فرصتگرا نه از روی ضرورت بلکه برای جلوگیری از هزینهها و حفظ زمان به سمت کارغیر رسمی میروند).روش: تحقیق حاضر با رهیافت دادههای تابلویی و به روش گشتاورهای تعمیمیافته به تعیین تأثیر اقتصاد سایهای بر کارآفرینی ضرورتگرا و فرصتگرا در دو گروه از کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعهیافته (با توجه به دردسترس بودن دادههایشان) طی دوره 2020-2009 پرداخته است. در این تحقیق از شاخصهای کارآفرینی ضرورتگرا و کارآفرینی فرصتگرا، منتشره توسط دیدهبان جهانی کارآفرینی، بعنوان جایگزین عملیاتی کارآفرینی استفاده شده است. فرایند اندازهگیری حجم اقتصاد سایهای بسیار مشکل است. زیرا، افراد فعال در آن سعی دارند ناشناخته باقی بمانند. همواره اطلاعات کمّی درباره فعالیتهای سایهای در دسترس است. از این رو برای اندازهگیری اقتصاد سایه، نتایج محاسبات پیشین درباره حجم اقتصاد سایهای در کشورهای جهان، بهعنوان معیار اندازهگیری اقتصاد سایهای استفاده شده است.یافتهها: نتایج نشان داد اقتصاد سایهای بر کارآفرینی ضرورتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ با این تفاوت که ضریب تخمینی آن در کشورهای درحال توسعه بیشتر بوده است. همچنین، تأثیر اقتصاد سایهای بر کارآفرینی فرصتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب منفی و معنادار بوده است؛ با این تفاوت که ضریب تخمینی آن در کشورهای درحال توسعه بزرگتر است. یک درصد افزایش نسبت اقتصاد سایهای به تولید ناخالص داخلی به ترتیب موجب افزایش 091/0 و 047/0 درصدی کارآفرینی ضرورتگرا در کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعهیافته شده است. چرا که افزایش بخش سایهای اقتصاد به معنای عدم گزارش و ثبت برخی فعالیتهای اقتصادی است. یک درصد افزایش در نسبت اقتصاد سایهای به تولید ناخالص داخلی به ترتیب موجب کاهش 185/0 و 127/0 درصدی کارآفرینی فرصتگرا در کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعهیافته شده است. زیرا، افزایش اقتصاد سایهای و عدم ثبت و گزارش فعالیتهای اقتصادی منجر به انحراف از شرایطی رقابتی بازار، عدم تخصیص مناسب منابع، رواج رقابت غیرمنصفانه، کاهش درآمدهای مالیاتی دولت و تضعیف خدمات عمومی و پایهای میشود. همچنین تأثیر متغیر کنترلی نهادهای حاکمیتی بر کارآفرینی ضرورتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب منفی و معنادار و بر کارآفرینی فرصتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب مثبت و معنادار بوده است. تأثیر متغیر کنترلی آموزش بر کارآفرینی ضرورتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب منفی و معنادار بوده است. اما، تأثیر آن بر کارآفرینی فرصتگرا در کشورهای منتخب توسعهیافته مثبت و معنادار و در کشورهای منتخب درحال توسعه فاقد معناداری آماری بوده است. تأثیر متغیر کنترلی توسعه مالی نیز بر کارآفرینی ضرورتگرا در کشورهای منتخب توسعهیافته مثبت و معنادار و در کشورهای درحال توسعه فاقد معناداری آماری بوده است. اما، تأثیر آن بر کارآفرینی فرصتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب، مثبت و معنادار بوده است. در نهایت، تأثیر متغیر کنترلی زیرساختها بر کارآفرینی ضرورتگرا و فرصتگرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب، مثبت و معنادار بوده است.نتیجه: نظر به نتایج اصلی پژوهش و با توجه به اهمیت کارآفرینی فرصتگرا در توسعه و رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعهیافته، همچنین تأثیر منفی اقتصاد سایه بر این کارآفرینی پیشنهاد میشود که کنترل اقتصاد سایه در اولویت سیاستگذاران قرار گیرد و برای کنترل حجم اقتصاد زیرزمینی، نخست باید سیاستهای اشتغالزا ـ به منظور کاهش نرخ بیکاری ـ مد نظر قرار بگیرد. آزادسازیهای تجاری و اصلاح قوانین مربوط به تعرفههای تجاری و تقویت ساختار نهادی، اقتصادی و نظارتی کشور نیز ـ به منظور بهبود رقابتپذیری ـ باید در راستای دستیابی به این هدف مد نظر قرار گیرد.
کلید واژگان
کارآفرینیاقتصاد سایهای
نهاد حاکمیت
توسعه مالی
آزادسازی تجاری
کارآفرینی و توسعه اقتصادی
شماره نشریه
2تاریخ نشر
2024-08-221403-06-01
ناشر
دانشکده کارآفرینیFaculty of Entrepreneurship, University of Tehran
سازمان پدید آورنده
گروه اقتصاد، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایرانگروه مدیریت کارآفرینی، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
گروه علوم اقتصادی، دانشگاه هرمزگان، هرمزگان، ایران



