نگاهی نقادانه بر دیدگاه انسان سازمانی مکگریگور
(ندگان)پدیدآور
پدیدآور نامشخص
نوع مدرک
Textمقاله پژوهشی
زبان مدرک
فارسیچکیده
چکیده:
انسان به عنوان دردانه هستی برای رسیدن به کمال باید تمام تلاش خود را معطوف به آن هدف غایی نماید. این موجود که محور تمام عالم و به نوعی بهانه آفرینش میباشد در حوزه اجتماعی برای رفع نیازهای خود ناچار به همکاری و تعامل با دیگر همنوعان خویش میباشد. نمونه بارز این نوع همکاری را در سازمانها که با اهداف خاص و متشکل از منابع متفاوت بوجود میآیند یافت. انسان در این سازمانها به کار و فعالیت در راستای اهداف مشخص شده گام برمیدارد و عواملی چون روحیات شخصی، محیط کار و روابط تعیینشده بین اجزاء و بویژه انگیزه در این بین دارای اهمیت خاصی است. بیشترین نقش را در احیا و تقویت این عوامل مدیر مجموعه بر عهده دارد؛ بنابراین دو عامل اصلی را در این بین میتوان شناخت؛ یکی عوامل ذاتی و درونی کارکنان و دیگری کیفیت محیطی که آنها در آنجا فعالیت مینمایند. وجود انگیزه و انگیزشهای مختلف در بین انسانها و محیط سازمانی موجد پدید آمدن رفتارهای سازمانی مختلفی خواهد شد. تعریف انسانها و تقسیم ماهوی آنها از بعد رفتاری برای شناخت هرچه بهتر در جهت اداره صحیح آنها از جمله دغدغههای اندیشمندان عرصه علم مدیریت بوده و هست. یکی از اندیشمندانی که در این خصوص به تعریف و توصیف انسان در سازمان پرداخته و در ادامه راهبردهای لازم را برای مدیریت بر آنها بیان داشته است مکگریگور میباشد؛ بنابراین سعی نگارنده در این نوشتار معطوف به توصیف و تبیین نظریه ایشان بوده و با نگاهی نقادانه به تحلیل و بررسی آن در مبانی، تعریف و توجیهات و در صورت لزوم روششناختی خواهد بود
کلید واژگان
کلیدواژگان: انسان سازمانیرفتار
تئوری "X"& "Y"
انگیزه
محیط کار
شماره نشریه
4تاریخ نشر
2015-03-211394-01-01



