تابعهی شعر فارسی با نگاهی به شعر عمعق
(ندگان)پدیدآور
شعبانلو, علی رضانوع مدرک
Textمقاله پژوهشی
زبان مدرک
فارسیچکیده
بی گمان سرودن کار آسانی نیست و شاعر بدون داشتن انگیزه ای درونی و شور و الهامی که وی را به سرودن بر انگیزد نمی تواند شعر بسراید. در روانشناسی و نقد ادبی معاصر، سرچشمة این شور و انگیزه را در ناخود آگاه شاعر می دانند در حالیکه گذشتگان باور داشتند که شعر را موجوداتی دیگر از عالمی دیگر به شاعر الهام می کنند. یونانیان به خدایان هنر و شعر و موسیقی موزه می گفتند و تازیان نام این الهام گر را تابعه نهاده بودند و ایرانیان باستان با عناوینی چون سروش، دئنا و فروهر از آن نام می بردند.
به دلیل آن که نخستین شاعران فارسی سرا خود به شعر و ادب تازی آشنا بودند و در آن دست داشتند، از آغازین روزهای پیدایش شعر فارسی دری، اعتقاد به تابعه نیز به شعر فارسی راه یافت. با وجود آن که عمعق بخارایی در اشعار باز مانده از خود صراحتاً از تابعه نامی به میان نیاورده است امّا حضور تابعه در جریان سرایش اشعار وی کاملاً محسوس است و هر لحظه به شکلی ظاهر می شود؛ گاهی نسیم زلف یار است و گاهی خیال وی و زمانی نیز رسول بخت است. این تابعه، شباهنگام به سراغ شاعر میرود و او را از خواب بر می انگیزد و شاعر از زبان این تابعه شعر را شروع می کند و به پایان میبرد. این شیوه را بعدها انوری در اشعار خود با اندکی تغییر به کار گرفت.
کلید واژگان
تابعهالهام
عمعق
شماره نشریه
1تاریخ نشر
2010-01-211388-11-01




