تعمیق فرهنگ عفاف و حجاب و نقش آن در امنیت اجتماعی با رویکرد شناسایی عوامل برانگیزاننده و موانع بازدارنده آن
(ندگان)پدیدآور
محمد فلاح صفریطالبی, فاطمهنوع مدرک
Textزبان مدرک
فارسیچکیده
دگرگونی در ساختار فرهنگی و اجتماعی، با تغییر در پوشش مردم نیز در ارتباط است، چنان که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری نیز در اولین مرحله از طریق تغییر در پوشش مردم چهره مینمایاند. حجاب و پوشش اسلامی علاوه بر کارکردهای فردی از کارکرد اجتماعی نیز برخوردار است، توسعه امنیت و بهبود وضعیت روانی و اجتماعی را فراهم میسازد. حجاب و پوشش به مثابه نماد هویتی زن مسلمان ایرانی به عنوان یکی از مؤلفه های تأثیرگذار در تحقق امنیت فردی و اجتماعی همواره از گذشته تاکنون در معرض تهدید قرار داشته است و شناخت عوامل درونی و بیرونی تأثیر گذار بر تعیین نوع پوشش افراد از اهمیت زیادی برخوردار است. مقاله حاضر برگرفته شده از نتایج پژوهش علمی است که به روش پیمایش از تعداد 383 نفر از شهروندان قزوینی 15 سال به بالا که با روش نمونه گیری ترکیبی (خوشه ای و تصادفی سیستماتیک متناسب با حجم جامعه آماری) انتخاب شدهاند انجام شده است، هدف تحقیق؛ شناسایی عوامل برانگیزاننده و بازدارنده گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه و نقش آن در تأمین امنیت اجتماعی بوده است. به استناد نتایج؛4/92 درصد شهروندان قزوینی پوشش مناسب را جزء احکام موکد اسلام تلقی و رعایت آن را واجب میدانند و بر این باورند (3/83 درصد) که داشتن حجاب و پوشش مناسب نشانه هویت فرد مسلمان است. اکثریت زنان قزوینی (72 درصدشان) حق آزادی پوشش برای دختران (هر طور که بخواهند میتوانند لباس بپوشند) را تایید نکرده و آن را به رسمیت نمیشناسند و این بیانگر این است که فرهنگ مردم قزوین با آزادی و بی بند و باری و بدحجابی همسو نبوده و به آن رضایت نمیدهند ...مهمترین عوامل برانگیزاننده و ترغیب کننده فرد به رعایت حجاب و عفاف از منظر شهروندان قزوینی؛ ترویج و نهادینه کردن فرهنگ دوری جستن از گناه در جامعه (2/98 درصد)، اعتقاد به حاضر و ناظر بودن خداوند بر رفتار و اعمال و پاسخ گو بودن فرد در روز قیامت (5/95 درصد)، رعایت کردن حجاب و عفاف توسط خود والدین در اندیشه، گفتار و کردار و تشویق فرزندانشان به رعایت آن (2/92 درصد)، درک نقش و جایگاه حجاب در استحکام پیوند و بنیان خانوادگی (3/91 درصد)، از نگاه نامحرم در امان بودن از قِبلِ رعایت حجاب (8/90 درصد) و نوع نگاه و توجه والدین، دوستان، معلمان و جامعه به فرد باحجاب/ بدحجاب (3/89 درصد) بیان شده است. عمدهترین موانع بازدارنده فرد از رعایت حجاب و عفاف نیز به ترتیب؛ برخوردهای ناصحیح با پدیده بدحجابی در گذر زمان (8/96 درصد)، تولید و عرضه لباسهای نامناسب در بازار (که با دسترسی آسان و عدم نظارت همراه است) (9/90 درصد)، احساس استقلال و آزادی کامل نوجوانان و جوانان در انتخاب نوع پوشش/ لباس (2/90 درصد)، ضعف حجب و حیا نزد مردم (1/89 درصد)، کاهش نظارت خانواده و بی تفاوتی به پوشش فرزندان به ویژه دختران (9/89 درصد) و بی تفاوتی برخی مردان جوان به عدم رعایت حجاب از سوی همسرشان (5/88 درصد) عنوان شدهاند. تحقق امنیت اجتماعی درگرو شناخت، احترام به ارزشها و هنجارهای اجتماعی و رعایت آنها از جمله پوشش مناسب است. دگرگونی در ساختار فرهنگی و اجتماعی، با تغییر در پوشش مردم نیز در ارتباط است، چنان که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری نیز در اولین مرحله از طریق تغییر در پوشش مردم چهره مینمایاند. حجاب و پوشش اسلامی علاوه بر کارکردهای فردی از کارکرد اجتماعی نیز برخوردار است، توسعه امنیت و بهبود وضعیت روانی و اجتماعی را فراهم میسازد. حجاب و پوشش به مثابه نماد هویتی زن مسلمان ایرانی به عنوان یکی از مؤلفه های تأثیرگذار در تحقق امنیت فردی و اجتماعی همواره از گذشته تاکنون در معرض تهدید قرار داشته است و شناخت عوامل درونی و بیرونی تأثیر گذار بر تعیین نوع پوشش افراد از اهمیت زیادی برخوردار است. مقاله حاضر برگرفته شده از نتایج پژوهش علمی است که به روش پیمایش از تعداد 383 نفر از شهروندان قزوینی 15 سال به بالا که با روش نمونه گیری ترکیبی (خوشه ای و تصادفی سیستماتیک متناسب با حجم جامعه آماری) انتخاب شدهاند انجام شده است، هدف تحقیق؛ شناسایی عوامل برانگیزاننده و بازدارنده گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه و نقش آن در تأمین امنیت اجتماعی بوده است. به استناد نتایج؛4/92 درصد شهروندان قزوینی پوشش مناسب را جزء احکام موکد اسلام تلقی و رعایت آن را واجب میدانند و بر این باورند (3/83 درصد) که داشتن حجاب و پوشش مناسب نشانه هویت فرد مسلمان است. اکثریت زنان قزوینی (72 درصدشان) حق آزادی پوشش برای دختران (هر طور که بخواهند میتوانند لباس بپوشند) را تایید نکرده و آن را به رسمیت نمیشناسند و این بیانگر این است که فرهنگ مردم قزوین با آزادی و بی بند و باری و بدحجابی همسو نبوده و به آن رضایت نمیدهند ...مهمترین عوامل برانگیزاننده و ترغیب کننده فرد به رعایت حجاب و عفاف از منظر شهروندان قزوینی؛ ترویج و نهادینه کردن فرهنگ دوری جستن از گناه در جامعه (2/98 درصد)، اعتقاد به حاضر و ناظر بودن خداوند بر رفتار و اعمال و پاسخ گو بودن فرد در روز قیامت (5/95 درصد)، رعایت کردن حجاب و عفاف توسط خود والدین در اندیشه، گفتار و کردار و تشویق فرزندانشان به رعایت آن (2/92 درصد)، درک نقش و جایگاه حجاب در استحکام پیوند و بنیان خانوادگی (3/91 درصد)، از نگاه نامحرم در امان بودن از قِبلِ رعایت حجاب (8/90 درصد) و نوع نگاه و توجه والدین، دوستان، معلمان و جامعه به فرد باحجاب/ بدحجاب (3/89 درصد) بیان شده است. عمدهترین موانع بازدارنده فرد از رعایت حجاب و عفاف نیز به ترتیب؛ برخوردهای ناصحیح با پدیده بدحجابی در گذر زمان (8/96 درصد)، تولید و عرضه لباسهای نامناسب در بازار (که با دسترسی آسان و عدم نظارت همراه است) (9/90 درصد)، احساس استقلال و آزادی کامل نوجوانان و جوانان در انتخاب نوع پوشش/ لباس (2/90 درصد)، ضعف حجب و حیا نزد مردم (1/89 درصد)، کاهش نظارت خانواده و بی تفاوتی به پوشش فرزندان به ویژه دختران (9/89 درصد) و بی تفاوتی برخی مردان جوان به عدم رعایت حجاب از سوی همسرشان (5/88 درصد) عنوان شدهاند. تحقق امنیت اجتماعی درگرو شناخت، احترام به ارزشها و هنجارهای اجتماعی و رعایت آنها از جمله پوشش مناسب است.
کلید واژگان
فرهنگحجاب
عفاف
پوشش اسلامی
امنیت
عوامل برانگیزاننده
موانع بازدارنده
شماره نشریه
6تاریخ نشر
2013-12-221392-10-01




