نمایش مختصر رکورد

dc.contributor.authorدیهیمی, پرویزfa_IR
dc.contributor.authorشاملو محمودی, نفیسهfa_IR
dc.contributor.authorعشقیار, نصرت اللهfa_IR
dc.date.accessioned1399-07-09T03:34:34Zfa_IR
dc.date.accessioned2020-09-30T03:34:34Z
dc.date.available1399-07-09T03:34:34Zfa_IR
dc.date.available2020-09-30T03:34:34Z
dc.date.issued2010-03-21en_US
dc.date.issued1389-01-01fa_IR
dc.date.submitted2013-08-15en_US
dc.date.submitted1392-05-24fa_IR
dc.identifier.citationدیهیمی, پرویز, شاملو محمودی, نفیسه, عشقیار, نصرت الله. (1389). بررسی مقایسه‏ ای تهاجم عصبی و عروقی آدنویید سیستیک کارسینوما و موکواپیدرموئید کارسینومای غدد بزاقی با کاربرد مارکرهای S-100، GFAP، NCAM و PECAM-1. مجله دانشکده دندانپزشکی مشهد, 34(1), 47-64. doi: 10.22038/jmds.2010.1208fa_IR
dc.identifier.issn1560-9286
dc.identifier.issn2008-2347
dc.identifier.urihttps://dx.doi.org/10.22038/jmds.2010.1208
dc.identifier.urihttp://jmds.mums.ac.ir/article_1208.html
dc.identifier.urihttps://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/243530
dc.description.abstractمقدمه: موکواپیدرموئید کارسینوما ((MEC و آدنویید سیستیک کارسینوما (AdCC) شایع ترین تومورهای بدخیم غدد بزاقی هستند که رفتار بیولوژیک آنها کاملا مشخص نشده است. از عواملی که در رفتار بیولوژیک این تومورها موثر قلمداد شده است، تهاجم اطراف عصبی و عروقی می‏باشد. لذا هدف این مطالعه، بررسی تهاجم اطراف عصبی و عروقی AdCC و MEC غدد بزاقی اصلی و فرعی با استفاده از مارکرهای NCAM، S-100، GFAP به عنوان مارکرهای عصبی و PECAM-1 به عنوان مارکر عروقی بود. مواد و روش‏ها: در این مطالعه مقطعی-توصیفی، 20 نمونه AdCC و 20 نمونه MEC غدد بزاقی که با فرمالین ثابت و در پارافین غوطه ور شده بودند، برای بررسی حضور پروتئین‏های S-100،GFAP،NCAM و PECAM-1 به روش Biotin-streptavidin novolink polymer، بازیافت آنتی‏ژنیک و رنگ‏آمیزی ایمونوهیستوشیمیایی شدند و داده‏های بدست آمده با استفاده از آزمون آماری مان-ویتنی و دقیق فیشر تحلیل آماری شدند. یافته‏ها: تمام نمونه‏های AdCC و MEC به S-100 واکنش داده که بین 1+ تا 4+ متغیر بودند. میزان فراوانی پروتئین S-100 و شدت رنگ‏پذیری آن در AdCC بیشتر از MEC بود (05/0<em>P</em><). دو مورد AdCC و 9 مورد MEC واکنش 1+ به GFAP نشان دادند که میزان فراوانی و شدت رنگ‏پذیری آن در MEC بیشتر از AdCC بود (013/0<em>P</em>=). هیچکدام از نمونه‏های AdCC و MEC به NCAM و PECAM-1 واکنش نشان ندادند (<em>P</em>=1). نتیجه گیری: باتوجه به حضور پروتئین S-100 و GFAP در AdCC و MEC، احتمالاً سلول‏های میواپی‏تلیال در هیستوژنز این دو تومور نقش دارند و با توجه به این که تهاجم اطراف عصبی در تومورهای غدد بزاقی به سلول میواپی‏تلیال نسبت داده شده است، الزاماً خصوصیت مزبور نمایانگر پیش‏آگهی ضعیف تر این تومورها نمی‏باشد. در نتیجه‏گیری کلی، با توجه به فقدان بروز مارکر NCAM و PECAM- در AdCC و MEC و سایر یافته‏ها، به نظر نمی‏رسید تهاجم اطراف عصبی و عروقی این دو تومور، تفاوت معنی‏داری داشته باشد.fa_IR
dc.format.extent1283
dc.format.mimetypeapplication/pdf
dc.languageفارسی
dc.language.isofa_IR
dc.publisherدانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهدfa_IR
dc.publisherMashhad University of Medical Sciences, School of Dentistryen_US
dc.relation.ispartofمجله دانشکده دندانپزشکی مشهدfa_IR
dc.relation.ispartofJournal of Mashhad Dental Schoolen_US
dc.relation.isversionofhttps://dx.doi.org/10.22038/jmds.2010.1208
dc.subjectموکواپیدرموئید کارسینوماfa_IR
dc.subjectآدنویید سیستیک کارسینوماfa_IR
dc.subjectS-100fa_IR
dc.subjectGFAPfa_IR
dc.subjectNCAMfa_IR
dc.subjectPECAM-1fa_IR
dc.subjectتهاجم اطراف عصبیfa_IR
dc.subjectتهاجم عروقیfa_IR
dc.titleبررسی مقایسه‏ ای تهاجم عصبی و عروقی آدنویید سیستیک کارسینوما و موکواپیدرموئید کارسینومای غدد بزاقی با کاربرد مارکرهای S-100، GFAP، NCAM و PECAM-1fa_IR
dc.typeTexten_US
dc.typeمقاله پژوهشیfa_IR
dc.contributor.departmentدانشیار آسیب شناسی دهان، فک و صورت، مرکز تحقیقات دندانپزشکی دکتر ترابی نژاد و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهانfa_IR
dc.contributor.departmentآسیب شناس دهان، فک وصورتfa_IR
dc.contributor.departmentدانشیار گروه آسیب شناسی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهرانfa_IR
dc.citation.volume34
dc.citation.issue1
dc.citation.spage47
dc.citation.epage64


فایل‌های این مورد

Thumbnail

این مورد در مجموعه‌های زیر وجود دارد:

نمایش مختصر رکورد