مجله پژوهش آب ایران

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز:

سردبير: دکتر منوچهر حیدرپور

شاپا: 2008-1235

ايميل:  iwr@jsku.ac.ir

وبسایت:  www.sku.ac.ir/fa/iwrj

تعداد شماره ها: 16

تعداد مقالات: 248

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

مطالعه آزمايشگاهي ساختار جريان آشفته در يک کانال مستقيم با بستر زبر

سیدحسین مهاجری; اکبر صفرزاده; اکبر صالحی نیشابوری سیدعلی; مسعود قدسیان

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 1-8

در شرايط جريان با جداره زبر، خصوصيات آماري جريان در ناحيه داخلي لايه مرزي علاوه بر ويژگي هاي جريان آشفته (لزجت سيال)، از ابعاد عناصر زبر نيز تأثير مي پذيرد. حضور اجزاي زبر در بستر کانال، موجب تغيير شرايط طبيعي کانال مي شود، زبري، جريان هاي ثانويه را تقويت و به اين واسطه اثر مهمي در جابه جايي و انتقال جانبي رسوب ايفا مي کند. در اين مقاله به بررسي اثر زبري بر مشخصات هيدروليکي جريان آشفته در يک کانال مستقيم روباز با مقطع عريض پرداخته شده است. به بيان دقيق تر در اين مقاله مشخصات جريان در شرايط تشکيل جريان ثانويه تحت اثر زبري بررسي شده است. نتايج نشان داده که سرعت طولي و خصوصيات آشفتگي جريان در مقطع عرضي تغيير مي کنند. ممان هاي مرتبه اول (سرعت متوسط) و مرتبه دوم (شدت آشفتگي) در اثر تشکيل جريان ثانويه از معادلات تئوري موجود انحراف پيدا مي کنند. اين تغييرات و انحراف از معادلات تئوري در نقاط نزديک به جداره مشهودتر است. به علاوه تنش برشي نيز در مقطع عرضي تغييرات محسوسي از خود نشان مي دهد. دامنه نوسان تنش برشي در مقطع عرضي، 35% تنش برشي متوسط است.

پيش بيني سرعت جريان و بررسي تاثير زبري کانال ها بر هيدروليک جريان در آبگيرهاي جانبي بوسيله ترکيب شبکه عصبي مصنوعي و مدل عددي CFX

سهراب کریمی; حسین بنکداری; آزاده غلامی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 9-17

آبگيرهاي جانبي، از رايج ترين سازه هاي هيدروليکي مورد استفاده در سيستم هاي انتقال آب هستند. هدف اين پژوهش، بررسي تأثير زبري کانال ها بر هيدروليک جريان و پيش بيني سرعت در آبگيرهاي جانبي با استفاده از ترکيب شبکه عصبي مصنوعي و مدل عددي است. مدل آزمايشگاهي کانال آبگير 90 درجه با جداره صاف توسط نرم افزار ANSYS CFX شبيه سازي شده است. بعد از صحت سنجي و اطمينان از دقت بالاي نتايج مدل CFX، با استفاده از داده هاي آزمايشگاهي و عددي، اقدام به طراحي پنج مدل شبکه عصبي مصنوعي در پنج زبري مختلف شده است. سرعت هاي طولي جريان توسط مدل ANN در مقاطعي که داده هاي آزمايشگاهي موجود نمي باشد، پيش بيني و با نتايج مدل CFX مقايسه شده است. با توجه به نتابج مدل ANN با افزايش زبري کانال ها از 0/0 به 0005/0 متر، سرعت هاي طولي در اکثر مناطق کانال فرعي، افت قابل توجهي دارند؛ اما با افزايش زبري از 0005/0 تا 001/0 متر و بيشتر از آن، سرعت هاي طولي جريان افت اندکي دارند. با افزايش زبري، ابعاد ناحيه جدايي جريان کاهش مي يابد و در ورودي کانال فرعي انحناي خطوط جريان و آشفتگي جريان نيز کاهش مي بايد.

اندازه گيري غلظت برخي فلزات سنگين در نمونه هاي آب شرب در شبکه آبرساني شهر زنجان

مهدی امانلو; عبدالحسین پری زنگنه; محمدرضا یافتیان; عباسعلی زمانی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 19-26

پايش منابع آبي آلوده، با توجه به گسترش شهرنشيني و انواع آلودگي، موضوع مهم مديريت منابع آبي است. به منظور تعيين غلظت برخي فلزهاي سنگين به عنوان مهم ترين آلودگي در آب شرب شهر زنجان، نمونه برداري به سه روش در ايستگاه هاي نمونه برداري انجام شد. تعداد 120 نمونه از 40 ايستگاه در بافت قديم، 60 نمونه از 20 ايستگاه در بافت جديد شهر و 20 نمونه از تصفيه خانه برداشت شد. اندازه گيري فلزهاي سنگين در نمونه هاي آب به روش ولتامتري برهنه سازي نشان داد که غلظت يون هاي مورد مطالعه از ترتيب Zn>Cu>Pb>Cd پيروي مي کند. مقايسة ميانگين فلزهاي سنگين با استانداردهاي جهاني، کيفيت مطلوب آب را در زمان نمونه برداري تأييد مي کند. تنها مقدار کادميم و سرب به ترتيب در 2/5 و 3/6 درصد از نمونه ها بيشتر از حد استاندارد جهاني هستند. ميانگين مقدار فلزهاي سنگين در محل ايستگاه هاي نمونه برداري نسبت به نمونه هاي مربوط به تصفيه خانه آب شهر افزايش يافت. مقدار اين فلزها در بافت قديم شهر پس از 8 ساعت ماند آب در شبکه افزايش نشان داد. با توجه به نتايج به دست آمده و توزيع جغرافيايي آن ها، آزاد شدن يون هاي فلزي از لوله هاي گالوانيزه فرسوده در شبکة آبرساني شهري، مهم ترين منبع افزايش غلظت فلزهاي سنگين در آب شهر زنجان شناخته شد.

مدلسازي عوامل اقليمي موثر بر افت سطح آبهاي زيرزميني با رويکرد تغيير اقليم(مطالعه موردي: دشت مشهد)

الهام کدخدا; غلامعباس فلاح قالهری; محمد باعقیده; سیدعلیرضا فریدحسینی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 27-38

هدف در اين پژوهش، ارزيابي پيامدهاي تغيير اقليم بر افت سطح آب هاي زيرزميني دشت مشهد است. بدين منظور از آمار ماهانه بارندگي 34 ايستگاه همديدي، اقليم شناسي و باران سنجي منطقه، دبي ماهانه 13 ايستگاه هيدرومتري و سطح آب زيرزميني 60 حلقه چاه پيزومتري، استفاده شده است. براي پيش بيني متغيرهاي اقليمي آينده از داده هاي مدلHadCM3 استفاده شده است. داده هاي دما و بارش منطقه توسط مدل LARS-WG5. 5 براي دو دوره 2030-2015 و 2065-2046 تحت سه سناريوي انتشار گاز گلخانه اي A1B، A2 و B1 ريزمقياس شدند. براي مدل سازي سطح آب زير زميني از مدل رگرسيون وزن دار جغرافيايي (GWR) استفاده شده است. ارزيابي تغييرات بارش دشت مشهد در دهه هاي آينده، حاکي از کاهش بارش در فصل سرد و افزايش آن در فصل گرم است. بررسي هاي دمايي نيز حاکي از افزايش حداقل يک درجه اي دما نسبت به دوره پايه است. مدل سازي سطح آب زير زميني دشت مشهد با پارامترهاي اقليمي نشان داد مدل GWR از توانايي خوبي براي برآورد افت سطح آب هاي زيرزميني برخوردار است. نتايج به دست آمده تحت هر سه رويکرد تغيير اقليم، بيان کننده افت سطح آب کليه چاه هاي پيزومتري مورد مطالعه در دوره هاي آينده است. بيشترين کاهش سطح آب زيرزميني مربوط به رويکرد A1B در دوره 2065-2046 بود و رويکردهاي A2 و B1 در رتبه هاي بعدي قرار دارند.

مدل سازي کمي آبخوان بجنورد با تاکيد بر لايه بندي آن

مینا تاج آبادی; نقی ضیایی علی; کامران داوری; عزیزاله ایزدی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 39-50

هدف از اين پژوهش، مدل سازي کمي آبخوان بجنورد با تأکيد بر لايه بندي آن است. در اين مطالعه، مدل سه بعدي ليتولوژي آبخوان با استفاده از تکنيک هاي مدل سازي سه بعدي در نرم افزار Rockworks، با اطلاعاتي مانند لاگ چاه هاي بهره برداري و مطالعات ژئوفيزيک به دست آمده است. مدل ليتولوژي به دست آمده آبخوان که شامل چهار گروه بافت خاک درشت دانه، متوسط دانه، ريزدانه و خيلي ريزدانه است؛ به صورت چهار لايه با ضخامت 30 متر به نرم افزار GMS وارد و در شرايط ماندگار اجرا شد و مجذور ميانگين مربعات خطا بعد از کاليبراسيون به مقدار 794/0 متر رسيد؛ به گونه اي که مجذور ميانگين مربعات خطا، نسبت به مدل تک لايه که داراي مقدار 852/0 است، بهبود يافت. مقاطع عرضي به دست آمده بيانگر وجود عدسي ها و ناهمگني شديد رسوبات آبرفتي آبخوان بجنورد مي باشد که در صحت تخمين مقادير هدايت هيدروليکي بسيار تأثيرگذار است. مقادير هدايت هيدروليکي در شرايط ناهمگني آبخوان به صورت موضعي و با توجه به جنس هاي مختلف موجود با مقادير 1/8، 7/6، 9/1 و 4/0 متر بر روز به ترتيب براي بافت خاک درشت دانه، متوسط دانه، ريزدانه و خيلي ريزدانه برآورد شد.

بررسي و مقايسه مدل هاي تجربي برآورد نشت در کانال هاي آبياري (بررسي موردي دشت داراب)

محمدعلی شاهرخ نیا; لادن جوکار

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 51-62

استفاده از فرمول هاي تجربي برآورد نشت آب در کانال ها در مقايسه با روش هاي عملي، باعث صرفه جويي در وقت و هزينه مي گردد. با توجه به تجربي بودن، ارزيابي و واسنجي اين فرمول ها ضروري است. در اين پژوهش، نشت آب در سه کانال آبياري دشت داراب فارس، با استفاده از 9 فرمول تجربي برآورد و با روش مستقيم دبي ورودي-خروجي مقايسه شد. روابط تجربي براي کانال هاي مذکور مورد واسنجي و صحت سنجي قرار گرفت. نتايج اوليه نشان داد فرمول موريتز و آفنگندن با داشتن خطاي 49% و 1445% به ترتيب داراي کمترين و بيشترين تفاوت با روش دبي ورودي-خروجي و خطاي بقيه فرمول ها حدود 125% است. نتايج حاصل از واسنجي نشان داد که فرمول هاي اينگهام، مولس ورث-يني دوميا، ديويس ويلسون، موريتز و آفنگندن با داشتن خطاي نسبي کمتر از 10%، مطابقت خوبي با روش دبي ورودي-خروجي دارند. پس از اين فرمول ها، فرمول گارگ، آبياري مصر، ميسرا و پنجاب هند، بترتيب با داشتن خطاي 16، 18، 20 و 20 درصد در رده هاي بعدي هستند. نتايج صحت سنجي نشان داد فرمول هاي موريتز و ميسرا به ترتيب داراي بيشترين و کمترين مطابقت با روش مستقيم در شرايط مورد بررسي هستند.

امکانسنجي الگوريتم بهينه سازي غذايابي باکتري(BFO) جهت تخمين ضرايب يکنواختي توزيع آب درسيستم آبياري باراني

الهه حسینیان; حسن ترابی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 75-83

يکي از پارامترهاي مهم در کشاورزي، ضريب يکنواختي توزيع آب (CU) در آبياري باراني مي باشد. مقدار CU حاصل از هر آب پاش در مقادير مختلف فشار کارکرد آب پاش، ارتفاع پايه آب پاش، فاصله آب پاش ها روي لوله هاي جانبي و فاصله لوله هاي جانبي از يکديگر تغيير مي يابد. تعيين بهترين ترکيب از پارامترهاي فوق که بالاترين ضريب CUرا حاصل نمايد، همواره سئوالي بي جواب براي کاربران بوده است. در اين پژوهش، مقادير ضريب CU آب پاش مدل zb ساخت ايران در 3 تيمار مختلف فشار کارکرد آبپاش، 2 تيمار ارتفاع پايه آب پاش و 7 تيمار آرايش شبکه آبپاش ها که در ايستگاه تحقيقات پنبه هاشم آباد گرگان اندازه گيري شده است، با استفاده از الگوريتم غذايابي باکتري بهينه گرديد و رابطه اي با بهينه ترين ضرايب براي تخمين مقدار CU با استفاده از پارامترهاي ذکر شده توسط اين الگوريتم بدست آمد. در اين الگوريتم پارامترهاي Nc، Nre، Ned و C(i) به ترتيب برابر 500، 8، 8 و 01/0 بهترين جواب را ارائه مي کنند. نتايج نشان داد اين الگوريتم داراي خطاي مطلق 2 درصد مي باشد. همچنين مقدار پارامتر ريشه ي دوم ميانگين مربع خطا برابر 13/2 بدست آمد که نشان دهنده دقت بالاي اين مدل براي برآورد ضريب يکنواختي پخش مي باشد.

ارزيابي اثر درصد تراکم و مقدار ريز دانه خاک بر ضريب نفوذپذيري و جريان نشت دائمي و غير دائمي از گوره هاي مهارسيلاب

فواد کیلانه ئی; حمیدرضا منعمی; امیر محجوب

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 63-73

در اين مقاله اثر درصد تراکم و مقدار ريزدانه خاک بر مقدار نفوذپذيري خاک SC و جريان نشت از گوره هاي مهارسيلاب در حالت دائمي و غيردائمي مورد بررسي قرار گرفته است. بدين منظور سه نمونه ي منتخب خاک که در اين تحقيق با نام هاي A، B و C مشخص شده اند و به ترتيب داراي درصد ريزدانه 12، 8/20 و 4/28 مي باشند، با درصد تراکم هاي 100، 85، 70 و 60 مورد آزمايش نفوذپذيري قرار گرفته اند. نتايج نشان داد با افزايش درصد تراکم در هر يک از نمونه هاي مورد بررسي از مقدار 60 به 100، 70 به 100 و 85 به 100 ضريب نفوذپذيري به ترتيب به مقدار متوسط 25، 3/14 و 91/8 برابر کاهش داشته است. در هر درصد تراکم نيز مقدار ضريب نفوذپذيري نمونه A به طور ميانگين 2/1 برابر نمونه B و 69/1 برابر نمونه C و ضريب نفوذپذيري نمونه B به طور ميانگين 41/1 برابر نمونه C تعيين گرديده است. در ادامه با مدلسازي عددي پديده تراوش، دبي عبوري از گوره هاي مهار سيلاب با درصد تراکم هاي مختلف در حالت تراوش دائمي و سطح فرياتيک در حالت تراوش غيردائمي مورد بررسي قرار گرفته است.

تاثير روش هاي مختلف مديريتي بر عملکرد، اجزا عملکرد و کارايي مصرف آب گوجه فرنگي در کشت هيدروپونيک

محمد هوشمند; سعید برومندنسب; محمد الباجی; ناصر عالم زاده انصاری

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 85-94

کم آبياري از مديريت هاي به کار رفته براي کسب محصول با درآمد و سود بيشينه در سال هاي اخير به دليل تشديد بحران آب مورد توجه قرار گرفته است. در اين پژوهش اثر روش هاي آبياري تنظيم شده (RDI) وخشکي موضعي ريشه (PRD) بر گوجه فرنگي در شرايط کشت هيدروپونيک بررسي گرديد. تيمارهاي آزمايش شامل تيمارهاي آبياري RDI در دو سطح 85 و 70 درصد نياز آبي گياه، آبياري PRD در دو سطح 85 و 70 درصد نياز آبي گياه که به صورت متناوب آبياري را انجام مي دادند و شاهد در قالب طرح کاملا تصادفي با چهار تکرار اجرا گرديد. نتايج نشان داد که شيوه ها و سطوح مختلف کم آبياري بر وزن تر و خشک ريشه، وزن تر و خشک ساقه، وزن خشک بوته، وزن ميوه و کارايي مصرف آب محصول و بخش هوايي تاثير معني دار دارد ولي بر وزن تر و خشک و ميزان آب برگ، سطح برگ، شاخص سطح برگ، سطح برگ ويژه، نسبت سطح برگ، وزن بيوماس و شاخص برداشت تاثير معني داري نداشته است. بيشترين وزن ميوه در بوته و کارايي مصرف آب در تيمار PRD85 به ميزان به ترتيب 2572/5 گرم و 16/07 کيلوگرم بر متر مکعب و کمترين آن در تيمار PRD70 به ميزان به ترتيب 1189/5 گرم و 9/02 کيلوگرم بر مترمکعب بدست آمد. همچنين کم آبياري به صورت خشکي موضعي ريشه با سطح 85% نياز آبي گياه به عنوان بهترين روش براي کشت هيدروپونيک گوجه فرنگي انتخاب شد.

ارزيابي روش هاي مختلف SOM-AI براي پيش بيني سطح آب زيرزميني(مطالعه موردي: آبخوان دشت سلماس)

کیوان نادری; عطااله ندیری; اصغر اصغری مقدم; مهدی کرد

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 95-105

تغييرات سطح آب زيرزميني، يکي از مهم ترين متغيرها در مديريت آبخوان هاست که پيش بيني دقيق اين متغير مي تواند در ارائه راهکارهاي مديريتي براي حفظ اين مخازن آب شيرين استراتژيک به خصوص در مناطق خشک و نيمه خشک، مانند حوضة درياچه اروميه راهگشا باشد. با وجود توانايي بالاي مدل هاي هوش مصنوعي (AI) در پيش بيني سطح آب زيرزميني به دليل ناهمگني و ناهمساني محيط هاي هيدروژئولوژيکي، گه گاه از کارايي پاييني برخوردارند؛ از اين رو، استفاده از روش هوشمند نگاشت خود سازمان ده (SOM) براي خوشه بندي چاه هاي مشاهده اي و ترکيب آن با مدل هاي مختلف هوش مصنوعي مي تواند باعث بهبود نتايج حاصل از مدل سازي شد. در اين پژوهش، روش هاي مختلف SOM-AI، شامل ماشين بردار پشتيبان (SOM-SVM) و مدل فازي ساگنو (SOM-SFL) براي پيش بيني تغييرات سطح آب زيرزميني به کار گرفته شدند. بدين ترتيب، چاه هاي مشاهده اي (OW) در سه گروه G1، G2 وG3 دسته بندي و براي هر گروه از چاه هاي مشاهده اي مدل سازي سطح آب زيرزميني اجرا شد. ارزيابي نتايج با استفاده از معيارهاي RMSE، r2 و NSE نشان داد که حداقل در سه چاه مشاهده اي OW2، OW6 و OW9، مدل ترکيبي SOM-SFL عملکرد بهتري نسبت به بقيه داشت. در بقية چاه هاي مشاهده اي مدل ترکيبي SOM-LSSVM برتري نسبي داشت.

بررسي وضعيت سفره آب زيرزميني دشت جيرفت و مقايسه هزينه پمپاژآب از چاه با پمپ هاي ديزلي و برقي

ابراهیم محمدی سلیمانی; مجید احمدیان; محسن شوکت فدایی; علی کرامت زاده; ابوالفضل محمودی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 107-115

هدف اين مقاله، بيان وضعيت سفرة آب زيرزميني دشت جيرفت در دهة اخير و مقايسة هزينه سالانه پمپاژ آب از چاه در دو نوع تکنولوژي برداشت آب با پمپ ديزل و الکتروپمپ است. بدين منظور از اطلاعات بهره برداران چاه هاي آب کشاورزي دشت جيرفت در سال زراعي 95-1394 استفاده شد. نتايج نشان داد که متوسط هزينة پمپاژ يک مترمکعب آب با استفاده از الکتروپمپ و پمپ ديزلي به ترتيب 169 و 365 ريال بود. به عبارتي، هزينة سالانه پمپاژ آب توسط الکتروپمپ نسبت به پمپ ديزل در حدود نصف کاهش مي يابد. مقدار صرفه جويي سالانه در هزينة پمپاژ آب و در نتيجه کاهش هزينة جاري کشت يک هکتار گندم و پرتقال، در نتيجه تغيير نوع تکنولوژي برداشت آب چاه از پمپ ديزلي به الکتروموتور به ترتيب برابر 1525670 و3815920 ريال خواهد بود. نتايج نشان داد که سود درازمدت کشاورزان در نتيجه تغيير تکنولوژي برداشت از پمپ هاي ديزل به الکتروپمپ بدون به کارگيري محدوديت هاي فيزيکي و يا تعرفه اي منجر به فشار بيشتر بر منابع آب زيرزميني دشت و افزايش سرعت تخليه آن شده است.

تحليل اقتصادي پوشش در کانال هاي انتقال آب بروجن

احسان توکلی; بهزاد قربانی; علیرضا توکلی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 117-126

با توجه به اهميت حياتي آب در مناطق خشک و نيمه خشکي چون ايران، حفاظت و استفاده بهينه از منابع آب امري ضروري است. پژوهش حاضر با هدف تحليل اقتصادي پوشش در کانال هاي انتقال آب انجام شد و در آن به بررسي اقتصادي نفوذ از کانال بدون پوشش به آب زيرزميني و پمپاژ دوباره آب از طريق چاه، در مقايسه با نگهداشت آب در کانال پوشش شده پرداخته شد. براي انجام اين پژوهش، کانال بتني شبکه آبياري و زهکشي گندمان و بلداجي، در شهرستان بروجن استان چهارمحال و بختياري، با مقطع ذوزنقه و عرض کف 3/1 متر، عمق 8/1 متر و عرض بالاي 5/6 متر انتخاب و با کانال خاکي با ابعاد مشابه مقايسه گرديد. داده هاي اوليه شامل الگوي کشت انتخابي و سطح زير کشت، عملکرد و مصرف آب گياهان در بازه زماني پژوهش و هزينه کارگري قبل و بعد از پوشش کانال بود. براي محاسبه هزينه هاي پوشش کانال، با فرض عمر مفيد 10، 20 و 40 ساله پوشش، هزينه عمليات خاکي، هزينه پوشش دهي کانال، ارزش آب صرفه جويي شده، کاهش هزينه تعمير، لايروبي و نگهداري و امکان توسعه کمي و کيفي محصولات زراعي و باغي در سطح زير پوشش کانال انتقال، درنظر گرفته شد. به منظور محاسبه هزينه هاي پمپاژ آب زيرزميني از اعماق مختلف نيز، هزينه هاي انرژي، استهلاک سامانه پمپاژ لحاظ گرديد. نتايج نشان داد در هر سه نرخ تنزيل 12، 15 و 18 درصد و با هر سه عمر مفيد 10، 20 و 40 سال، همواره کانال خاکي توجيه اقتصادي بيشتري نسبت به کانال بتني دارد. همچنين، با افزايش عمر مفيد کانال بتني از 10 به 40 سال (در نرخ تنزيل ثابت)، ارزش حال خالص و نسبت سود به هزينه ابتدا افزايش و سپس کاهش نشان داد. بررسي دقيق محاسبات نشانگر آنست که پس از 30 سال، با حداکثر شدن مخارج نگهداري کانال پوشش دار، هزينه هاي آن فراتر از درآمدهاي حاصل خواهد شد، بنابراين پوشش با شرايط ذکر شده پس از 30 سال توجيه اقتصادي نداشته و شاخص هاي اقتصادي مورد بررسي نسبت به قبل کاهش مي يابند. بنابراين، پوشش دار کردن کانال در منطقه بروجن استان چهارمحال و بختياري در مقايسه با گزينه کانال خاکي و پمپاژ دوباره از چاه، توجيه اقتصادي ندارد. نتايج نشان داد در هر 3 نرخ تنزيل 12، 15 و 18 درصد و با هر 3 عمر مفيد 10، 20 و 40 سال، همواره کانال خاکي توجيه اقتصادي بيشتري نسبت به کانال بتني دارد. بنابراين، پوشش دار کردن کانال در منطقه بروجن استان چهارمحال و بختياري در مقايسه با گزينه کانال خاکي و پمپاژ دوباره از چاه، توجيه اقتصادي ندارد.

کاربرد رويکرد بيلان جرمي در ارزيابي تغييرات تبادل آبهاي سطحي و زيرزميني در زيرحوضه لنجانات

اصغر هاشمی شیخ شبانی سیدعلی; اله فتاحی نافچی روح; حسین صمدی بروجنی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 127-136

در سال هاي اخير استخراج بيش از حد آب از منابع آب آبخوان ها در سراسر کشور، پايداري منابع آب زيرزميني را تهديد کرده است. لذا شناخت ارتباط بين آب سطحي و آب زيرزميني و تبادلات حجمي بين آنها از اهميت بالايي برخوردار است. در اين مطالعه بر اساس بيلان آب سطحي و جريان ماهانه چهار ايستگاه آبسنجي، بازاي هر ماه معادله اي براي خروجي هر بازه رودخانه استخراج شد. پارامترهاي اين معادله، بيانگر ارتباط خالص آب سطحي با جوّ و آب زيرزميني مي باشند. سري تاريخي داده ها به دو دوره بيست ساله تقسيم شد و تبادل آب در دو دوره مقايسه شدند. نتايج مطالعه بر روي سه بازه موجود نشان داد که در بازه اول طي دو دوره، آب زيرزميني بطور خالص تغذيه کننده آب سطحي بوده است. آب سطحي بازه انتهايي، در دوره اول تغذيه کننده آب زيرزميني بوده در حاليکه در دوره دوم در اکثر ماه ها بوسيله آب زيرزميني تغذيه شده است. در خشکسالي شديد بجز بازه اول، دو بازه ديگر دچار کمبود آب شدند. يافته ها نشان داد که افزايش آب سطحي بوسيله آب زيرزميني، اهميت بالايي در تأمين آب در شرايط خشکسالي دارد. بر اساس نتايج، روش ارائه شده ابزار مناسبي در بررسي تبادل آب سطحي با آب زيرزميني مي باشد.

کارايي روش آبياري قطره اي در مزارع گوجه فرنگي در شرايط شور بودن منابع آب

مهرداد نوروزی; مختار زلفی باوریانی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 137-145

در دهه هاي اخير استفاده از آب هاي شور در توليد کشاورزي به دليل کاهش منابع آب شيرين رشد چشمگيري داشته است. ولي استفاده بي خطر از آب شور مستلزم مديريت صحيح آبياري است. اين پژوهش به منظور بررسي اثر شوري آب بر عملکرد، کارايي مصرف آب و کيفيت ميوه گوجه فرنگي تحت روش آبياري قطره اي نواري طي يک فصل زراعي (90-1389) در استان بوشهر با شرايط آب و هوايي خشک و نيمه خشک اجرا شد. آزمايش به صورت کرت هاي خرد شده در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با چهار سطح شوري آب آبياري (شامل 1/1، 5/3، 5/5 و 5/7 دسي زيمنس بر متر) و سه سطح دور آبياري (شامل 2، 4 و 7 روز) با سه تکرار انجام شد. طبق نتايج، با افزايش دور آبياري از 2 روز به 7 روز مقادير ميانگين عملکرد محصول(Y)، کارايي مصرف آب آبياري (IWUE) و وزن ميوه (FW) به ترتيب 20، 19 و 26 درصد کاهش داشتند. همچنين، با افزايش شوري آب آبياري از dS. m-1 1/1 به dS. m-1 5/7 اين مقادير به ترتيب 33، 39 و 32 درصد کاهش داشتند. بطور کلي، تحت شرايط آب و هوايي و ويژگي هاي خاکي محل آزمايش کاهش عملکرد محصول در اثر شوري آب به مراتب کمتر از مقادير گزارش شده در نشريه 29 فائو (آيرز و وستکات، 1985) بود. همچنين با افزايش دور آبياري و شوري آب آبياري کيفيت ميوه به لحاظ ميزان مواد جامد محلول (TSS) افزايش داشت.

حذف نيترات از آبهاي زيرزميني بصورت درجا با منابع کربني مايع

فریده انصاری سامانی; سیدحسن طباطبائی; فریبرز عباسی; ابراهیم علایی

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 147-159

نيترات در طبيعت به واسطه فعاليت هاي ميکروبي مي تواند به نيتروژن يا ديگر شکل ها تغيير يافته و حذف شود. روش هاي مختلفي براي حذف نيترات از آبها وجود دارند که رايج ترين آنها، استفاده از بسترهاي نيترات زدايي است. در اين پژوهش با طراحي بسترهاي نيترات زدايي حاوي مخلوطي از خاک و چهار منبع کربني مايع شامل گلوکز، استات، اتانول و متانول عملکرد آنها براي حذف نيترات آب زيرزميني بررسي شد. به همين منظور از يک ستون پلکسي گلاس به عنوان ستون ماريوت (منبع آب) و يک ستون پلکسي گلاس ديگر به عنوان محيط متخلخل پر شده با خاک با بافت لوم رسي به طول 50 و قطر 10 سانتي متر استفاده شد. نمک نيترات پتاسيم براي ساختن غلظت 100 ميلي گرم بر ليتر نيترات استفاده شد. اين پژوهش در دو نسبت C/N 5/1و 5/3 انجام شد و اندازه گيري غلظت نيترات خروجي تا حجم منفذي10 ادامه داشت. نتايج نشان داد با گذشت زمان، ميزان غلظت نيترات خروجي کاهش يافت به طوري که با گذشت 250 ساعت از شروع آزمايش مقدار غلظت خروجي به مقدار ثابتي رسيد. راندمان حذف در گلوکز 83/97، استات 97، اتانول66/98 و متانول 99 درصد بدست آمد و بنابراين متانول بيشترين کارايي را در حذف نيترات داشته و توانسته است نيترات به غلظت 100 ميلي گرم در ليتر را به 1/2ميلي گرم بر ليتر برساند. متانول با تعداد 131000 باکتري، بيشترين ميزان رشد باکتري را در نسبتC/N 5/3 داشت. در واقع با افزايش غلظت ماده کربني ميزان رشد باکتري ها افزايش و ميزان غلظت نيترات کاهش يافت، در نتايج حاصل از آزمون همبستگي، تفاوت ميانگين هاي دو جامعه از سطح اطمينان 5 درصد کوچکتر است که اختلاف معني داري بين غلظت منابع کربني وجود داشت.

اثرات بيوچار برگ خرما بر هدايت هيدروليکي اشباع و ضرايب رطوبتي خاک لوم رسي شني

پریا نسیمی; احمد کریمی; حمیدرضا متقیان

مجله پژوهش آب ایران, دوره 13, شماره 3 (پياپي 34), صفحه 161-171

ماده آلي خاک نقش مهمي در بهبود ويژگي هاي فيزيکي، شيميايي و بيولوژيکي ايفا مي کند. بيوچار سبب بهبود ويژگي هاي فيزيکي و شيميايي خاک مي شود. اين پژوهش با هدف بررسي نقش زمان بر اثرات برگ خرما و بيوچار حاصل از آن بر هدايت هيدروليکي و ضرايب رطوبتي خاک لوم شني رسي انجام گرفت. برگ خرما و بيوچار به طور يکنواخت و به صورت ﭘ ﻮ دري ﺑ ﺎ ﺧ ﺎ ک ﻋ ﺒ ﻮ ر داده ﺷ ﺪ ه از اﻟ ﮏ 4 ميلي متري مخلوط شد و به صورت طرح فاکتوريل در قالب کاملا تصادفي با دو فاکتور زمان در چهار سطح و فاکتور برگ خرما و بيوچار هر کدام در چهار سطح در 3 تکرار انجام گرفت. هدايت هيدروليکي اشباع (Ks)، رطوبت ظرفيت زراعي (θ FC)، رطوبت نقطه پژمردگي دايم (θ PWP)، آب قابل استفاده گياه (PAWC) و ظرفيت زراعي نسبي (RFC) تعيين ﺷ ﺪ ﻧ ﺪ . نتايج نشان داد تفاوت معني داري (01/0>P) بين تيمارها وجود دارد. ﮐ ﺎ رﺑ ﺮ د 5/0، 1 و 2 درﺻ ﺪ وزﻧ ﯽ برگ خرما هدايت هيدروليکي اﺷ ﺒ ﺎ ع را ﺑ ﻪ ترتيب 2/24، 7/17 و 3/74 درﺻ ﺪ افزايش داد. کاربرد 5/0 درصد وزني بيوچار 4/39 درصد کاهش و تيمار 1 و 2 درصد آن به ترتيب باعث افزايش 4/29 و 4/41 درصد در هدايت هيدروليکي گرديد. اثرات نوع ماده اصلاحي بر RFC، θ PWP و PAWC و اثر سطوح کاربرد بر همه ضرايب رطوبتي خاک افزايش معني دار(01/0>P) بود. اثرات متقابل زمان، نوع ماده اصلاحي و سطوح کاربرد بر PAWC و θ PWP در سطح آماري (01/0>P) و بر RFC در سطح آماري (05/0>P) تفاوت معني داري دارند و اين اثرات بر θ FC معني دار نبود.

ابر کلیدواژگان