مطالعات جامعهشناسی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

سردبير: دکتر حسین بنی فاطمه

موضوع :  علوم اجتماعی

شاپا: 2322-5661

ايميل:  t.sociology@gmail.com

وبسایت:  jss.iaut.ac.ir

تعداد شماره ها: 46

تعداد مقالات: 384

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

سیر نظریه‌های نقد جامعه‌شناختی ادبیات با تأکید بر رویکردهای جامعه‌شناسی خواندن، اخت‌گرایی تکوینی، مکتب فرانکفورت و روش پی‌یر بوردیو

عسگر عسگری حسنکلو; آرزو شهبازی

مطالعات جامعهشناسی, دوره 12, شماره 45, صفحه 1-24
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jss.2020.671675

جامعه‌شناسی دانشی است که به انسان و ارتباطات او در جامعه می‌پردازد. فرهنگ محصول ارتباطات اجتماعی است و ادبیات یکی از این پدیده‌های فرهنگی، و خالق اثر ادبی تصویرگر جامعه در اثر هنری خود است. وقتی به ارتباط میان جامعه و ادبیات می‌پردازیم وارد حوزة جامعه‌شناسی ادبیات شده‌ایم. نقد جامعه‌شناختی ادبیات یکی از رشته‌های نسبتاً نوین در نقد ادبی است که تاریخچة طولانی‌ای دارد. در آغاز قرن نوزدهم ایپولیت تن و مادام دواستال با انتشار دو کتاب خود اولین مباحث جامعه‌شناسی ادبیات را مطرح کردند. با ظهور کارل مارکس این مطالعات حیات تازه‌ای پیدا کرد؛ به‌طوری که هنوز نظریه‌پردازان بسیاری متأثر از اندیشه‌های اویند. هدف نگارندگان این مقاله بررسی سیر تاریخی نقد جامعه‌شناختی ادبیات با تأکید بر جامعه‌شناسی خواندن، ساخت­گرایی تکوینی، مکتب فرانکفورت و نظریة پی‌یر بوردیو است. روش این مقاله، مطالعة آثار نظریه‌پردازان نقد جامعه‌شناختی ادبیات به روش کتابخانه‌ای و نیز تجزیه ‌و تحلیل نظرات آن­هاست. علت انتخاب این چهار روش در جامعه‌شناسی ادبیات به این دلیل است که اهمیت، تأثیر و نفوذی که این روش‌ها در تحلیل آثار ادبی و هنری داشته‌اند بسیار مهم و قابل توجه است اما از سوی محققان مغفول مانده است.

بررسی عوامل موثر بر توان‌مندسازی کارگران در راستای توسعه سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی

ابراهی٠رحیمی; نجیبه عباسی رستمی; محمدتقی آبایی; رضا حسن‌نژاد

مطالعات جامعهشناسی, دوره 12, شماره 45, صفحه 25-45
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jss.2020.671676

مهم‌ترین و حیاتی‌ترین دارایی هر سازمان و صنعتی نیروی انسانی است. از آن جا که انسان در توسعه نقش کلیدی دارد و تحقق توسعه به دست انسان صورت می‌پذیرد، توان­مندی نیروی انسانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. لذا هدف از این پژوهش،  شناسایی عوامل موثر بر توان­مندسازی کارگران در جهت توسعه سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی است. این پژوهشاز لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است و از لحاظ جمع­آوری اطلاعات، می‌توان این تحقیق را توصیفی از نوع پیمایشی- تحلیلی دانست. جامعه آماری پژوهش شامل کارگران صنایع بالای 1000 نفر در استان مرکزی می‌باشد. نمونه پژوهش 400 نفر از این جامعه بوده که به روش نمونه­گیری طبقه‌ای با استفاده از جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش عوامل موثر بر توان­مندسازی و پرسشنامه‌های استاندارد برای سنجش توان­مندسازی، سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی استفاده شد که روایی پرسشنامه بر اساس روایی محتوا و سازه و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار لیزرل تجزیه و تحلیل شد. پس از تحلیل داده­ها با استفاده از نرم­افزار، تمامی فرضیات مطرح شده در پژوهش پذیرفته شدند.

رابطه بین مولفه‌های شخصیت برندهای ورزشی با ریسک‌گریزی و وفاداری مشتریان از منظر جامعه‌شناسی بازار

مهدی رستمی; حمید فروغی‌پور; رضا صابونچی

مطالعات جامعهشناسی, دوره 12, شماره 45, صفحه 47-75
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jss.2020.671677

این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین مولفه‌های شخصیت برندهای ورزشی با ریسک­گریزی و وفاداری مشتریان از منظر جامعه­شناسی بازار تدوین شده است. تحقیق از نظر هدف­ کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه مشتریان برندهای ورزشی معتبر (5 برند معروف و پر درآمد ورزشی آدیداس، نایک، پوما، آل اسپورت و آسیکس) بود. بر اساس جدول مورگان 384 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. از پرسشنامه استاندارد شخصیت برند(جونز و همکاران، 2009)، وفاداری مشتریان آنیسموا(2007)، و پرسشنامه محقق ساخته ریسک­گریزی جهت جمع­آوری داده­ها استفاده شده است. روایی صوری و محتوای این پرسشنامه ها علاوه بر تایید استاد راهنما، توسط 10 نفر از اساتید مدیریت ورزشی مورد تایید و پایایی پرسشنامه نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 894/0، 85/0 و 957/0 به دست آمد. هم­چنین روایی سازه پرسشنامه نیز بر اساس تحلیل عاملی مورد تایید قرار گرفت. از آزمون­های توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و آزمون استنباطی (آزمون کلموگروف اسمیرنف، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری) با استفاده از نرم‌افزار spss و Amos جهت تجزیه و تحلیل داده­ها استفاده گردید. با توجه به نتایج آزمون همبستگی پیرسون، بین شخصیت برندهای ورزشی و ریسک­گریزی مشتریان (001/0=Sig، 321/0=rho) شخصیت برندهای ورزشی و وفاداری مشتریان(001/0=Sig، 362/0=rho) ارتباط معنی­داری وجود دارد. هم­چنین بین مؤلفه‌های شخصیت برندهای ورزشی (مسئولیت­پذیری، پویایی، حساسیت، جسارت، سادگی) با ریسک­گریزی و وفاداری مشتریان ارتباط مثبت معناداری وجود دارد (001/0=Sig). بر اساس نتایج رگرسیون مؤلفه‌های پویایی (001/0=Sig، 188/5=t) و جسارت (013/0=Sig، 484/2=t) تأثیر معناداری بر ریسک­گریزی  و مؤلفه‌های مسئولیت­پذیری (001/0=Sig، 662/3=t) و حساسیت (001/0=Sig، 182/4=t) تأثیر معناداری بر وفاداری مشتریان را دارند. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که شخصیت برندهای ورزشی بر ریسک­گریزی (359/0=بار عاملی)  وفاداری نگرشی (575/0=بار عاملی) وفاداری رفتاری مشتریان (548/0=بار عاملی) تأثیر مستقیم و مثبت معناداری دارد. هم­چنین شاخص­های مدل نشان دهنده برازش­پذیری مدل ارتباطی تحقیق را تایید نمود.

مطالعه کیفی تربیت جنسی نوجوانان و عوامل زمینه‌ساز آن با تاکید بر روابط میان فردی با والدین مطالعه موردی: دختران و پسران نوجوان دوره متوسطه ساکن شهر تهران

سروناز تربتی; سمیه تاجیک اسماعیلی; نیکا خسروی

مطالعات جامعهشناسی, دوره 12, شماره 45, صفحه 77-104
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jss.2020.671678

تربیت جنسی به کارگیری شیوه­هایی برای ایجاد صفات و رفتارهای جنسی سالم و در عین حال زدودن صفات و رفتارهای جنسی ناشایست از مجموعه وجودی انسان است. به عبارت دیگر تربیت جنسی ارائه سلسله­ای از اطلاعات ضروری روان­شناختی، جسمانی و دینی  در حوزه زمینه­های جنسی مرتبط با فرد و به همراه آن ارائه اطلاعات و آگاهی­هایی به فرد در زمینه آشنایی بیشتر با خصوصیات جنس مخالف است. هدف تحقیق حاضر، مطالعه تربیت جنسی نوجوانان شهر تهران و عوامل زمینه­ساز آن با تاکید برروابط میان فردی با والدین است. برای این منظور از روش تحقیق کیفی و تکنیک مصاحبه برای  جمع­آوری داده­ها استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از نطریه زمینه­ای استفاده شده است. داده­های به دست آمده به شکل­گیری مقولاتی مانند آگاهی از مسائل دینی در رابطه با تربیت جنسی،  آگاهی والدین از مسائل جنسی و اثرات جسمی و روحی آن، ارائه رفتارهای مناسب در خانواده از سوی والدین، آگاهی و مسلط بودن والدین به یک سری از مهارت­های ارتباطی در جهت ارتباط بهتر با کودکان، تربیت جنسی درقالب آموزش مدارس، آموزش والدین و اجتماعی­کردن و انتقال درست هنجارها و ارزش­های جنسیتی به فرزندان، وجود ارتباط عاطفی در خانواده، نظارت مدارس بر فعالیت­های کودکان و نوجوانان در مدرسه و همکاری با والدین در این زمینه منتهی شده است. این مفاهیم در سه دسته عوامل خانوادگی، آموزشی یا برون خانوادگی و اجتماعی دسته­بندی­ شدند. نهایتاً بر اساس نتایج به دست آمده، یکی از دلایل اصلی تاثیرگذار  بر تربیت جنسی در این پژوهش، وجود آگاهی در بین خانواده­ها و در راس آن در بین والدین می­باشد.

بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با جامعه‌پذیری دینی و سیاسی دانش‌آموزان متوسطه شهر پارس‌آباد

رحیمه قلعه; محمود علمی

مطالعات جامعهشناسی, دوره 12, شماره 45, صفحه 105-122
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jss.2020.671679

جامعه­پذیری نوعی فرآیند کنش متقابل اجتماعی است­که درآن، فرد هنجارها، ارزش­ها و دیگر عناصر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی موجود در گروه یا محیط پیرامون خود را فرا می­گیرد، آن را درونی و با شخصیت خود، یگانه می­کند. هدف کلی این تحقیق، تعیین عوامل اجتماعی مرتبط با جامعه­پذیری دینی و سیاسی دانش­آموزان متوسطه شهر پارس­آباد می­باشد. روش تحقیق، روش توصیفی از نوع پیمایش و به لحاظ هدف، تحقیق کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش­آموزان متوسطه اول و دوم پارس­آباد در سال تحصیلی 98-1397 می­باشد که تعداد کل آن­ها 10446 نفر بود. حجم نمونه بر اساس روش کوکران 313 نفر به دست آمد. نمونه آماری مدارس به روش نمونه­گیری طبقه­ای متناسب انتخاب شد. ابزار اندازه­گیری، پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن بر اساس اعتبار صوری به تایید رسید و میزان پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ در حد قابل قبول برآورد گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین عوامل اجتماعی مرتبط باجامعه­پذیری دینی و سیاسی دانش­آموزان پسر و دختر متوسطه شهر پارس­آباد رابطه معنی­داری وجود دارد.

ارائه مدل روابط سیستمی عوامل مؤثر بر ارتقای اثربخشی منابع انسانی در دانشگاه با رویکرد دیماتل فازی از منظر جامعه‌شناسی سازمان‌ها

مهرداد غفاری زنوزی; سراج‌الدین محبی; کرم‌اله دانشفرد

مطالعات جامعهشناسی, دوره 12, شماره 45, صفحه 123-141
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jss.2020.671681

در دنیای رقابتی امروز، یکی از رموز کلیدی موفقیت سازمان­ها در بررسی و ارزیابی به موقع و صحیح اثربخشی سرمایه­های انسانی­شان نهفته است. الگوسازی در راستای ارتقای اثربخشی می­تواند در دیالکتیکی تنگاتنگ با مقوله‌هایی هم­چون ارتقای بهره‌وری، کیفیت زندگی­کاری و ایجاد رضایت در کارکنان، ارتقای فعالیت‌های ارزش­آفرین، دانش و مهارت شغلی و ارتقای نگرش­ها و رفتار کارکنان نهفته باشد. در این تحقیق، عوامل مؤثر بر ارتقای اثربخشی منابع انسانی در دانشگاه با رویکرد سیستمی ساختاری- تفسیری بررسی و مدل‌سازی شده است. این تحقیق به لحاظ ماهیت و نحوه جمع­آوری داده‌ها، پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری، کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاهی واحدهای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی مستقر دراستان آذربایجان­شرقی بوده است. ابزار گردآوری داده‌ها دو نوع پرسشنامه محقق­ساخته است که اولی در راستای شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای اثربخشی منابع انسانی در دانشگاه و بر مبنای طیف 5 گزینه‌ا‌ی لیکرتتهیه و تنظیم گردید. پرسشنامه نوع دوم نیز بر مبنای انجام مقایسه زوجی مورد نیاز برای رویکرد سیستمی دیماتل فازی تهیه و تنظیم گردید. اعتبار پرسشنامه ها با رویکرد محتوایی و پایایی براساس رویکردهای سازگاری درونی و آزمون مجدد بررسی شده است.  پس ازگردآوری پرسشنامه نوع اول، پاسخ‌ها وارد نرم‌افزار آماری SPSS شده و تحت آزمون‌های آماری تی تک نمونه­ای قرار گردید. یافته‌های تحقیق، در مرحله اول 5 عامل اصلی را به عنوان عوامل مؤثر بر ارتقای اثربخشی منابع انسانی در دانشگاه از منظر اعضای هیئت علمی در جامعه تحت مطالعه شناسایی کرده است. در گام دوم پرسشنامه نوع دوم برمبنای مقایسه زوجی مرتبط با 5 عامل موثر تشکیل و توزیع گردید. یافته‌های مرتبط با رویکرد سیستمی دیماتل نشان داد که ارائه آموزش­های هدف­مند و بهره­گیری از راهبردها و رویه­های مناسب مدیریت دانشی به عنوان دو عامل با برآیند اثرگذاری و اثرپذیری بالا در سیستم‌ تحت مطالعه است. هم­چنین بهره‌گیری از راهبردها و رویه­های مناسب مدیریت دانشی به عنوان عاملی که دارای برآیند بالاتری از منظره اثرگذاری بر سایر عامل­های سیستم بوده است شناسایی شد. به علاوه دو عامل توسعه شایستگی­های منابع انسانی و زمینه­سازی برای بروز و ظهور خلاقیت و نوآوری در سازمان به عنوان دو عامل با برآیند اثرپذیری از سایر عامل­ها شناسایی شده است.

مقایسه میانگین مصرف آب مشترکین پر مصرف خانگی در شهر سقز قبل و بعد از ارائه برنامه‌های رسانه‌ای روش‌های صرفه‌جویی در آب

آکو ریحانی‌نیا; مهران صمدی

مطالعات جامعهشناسی, دوره 12, شماره 45, صفحه 143-159
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jss.2020.671684

هدف اصلی تحقیق حاضر مقایسه میانگین مصرف آب مشترکین پر مصرف خانگی قبل و بعد از ارائه برنامه­های رسانه­ای روش­های صرفه­جویی در آب در شهر سقز است. جامعه آماری کلیه مشترکین پر مصرف با کاربری خانگی هستند که به چهار گروه تقسیم گردید. در خلال سه دوره 45 روزه به نمونه­ها برنامه­های رسانه­ای آموزش روش­های صرفه­جویی در آب در 4 قالب متفاوت از قبیل بروشور و برنامه­های کتبی، فیلم، کارتون و انیمیشن ارائه گردید. نوع روش تحقیق بر اساس هدف کاربردی و طرح تحقیق نیمه آزمایشی می­باشد. هم­چنین تحقیق به صورت طولی و از نوع مطالعات روند است. روش گردآوری اطلاعات میدانی و برای جمع­آوری داده­ها از بانک اطلاعاتی سامانه آب بهای امور آب و فاضلاب شهری سقز استفاده گردیده و تغییرات مصرف سال­های 1395 و 1396 نسبت به تغییرات مصرف سال­های 1394 و 1395 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با استفاده از آزمون مقایسه میانگین  T وابسته مشخص شد که رابطه معناداری بین آموزش رسانه‌ای روش‌های صرفه­جویی در آب و تغییر در میزان مصرف آب مشترکین پر مصرف وجود دارد. هم­چنین با استفاده از همین آزمون تفاوت میانگین در بین هر یک از گروه­ها بررسی شد که مشخص گردید کاهش مصرف در تمام گروه­ها مشهود است، اما از نظر معناداری مصرف آب گروهی که تمام برنامه‌‌های رسانه‌ای را دریافت کرده‌اند بیشتر از سایر گروه‌ها کاهش یافته است.

مطالعه ادراک نابرابری‌های جنسیّتی در تجربه زیسته زنان شهر مراغه

رقیه (آیسان) پناهی; حسن سرایی; علیرضا کلدی; صمد عابدینی

مطالعات جامعهشناسی, دوره 12, شماره 45, صفحه 161-187
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jss.2020.671687

هدف از این تحقیق مطالعه ادراک نابرابری­های جنسیتی در تجربه زیسته زنان شهر مراغه است. روش تحقیق تلفیقی از پیمایش و پدیدارشناسی است­­. روش گردآوری تحقیق در بخش کیفی مصاحبه عمیق با سؤالات نیمه­ساختار یافته و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه خودساخته محقق­ها انجام گرفته است. مصاحبه عمیق در زمستان 1394 با 23 زن 18 سال به بالای مراغه و اجرای پرسشنامه در پائیز 95 انجام گرفته است. جامعه آماری زنان 79-18 ساله مراغه 61142 نفر و با استفاده از فرمول کوکران نمونه آماری به حجم 420 زن تعیین شد. برای­ کیفی از روش نمونه­گیری نظری و برای روش کمی از نمونه­گیری خوشه­ای دو مرحله­ای با طبقه­بندی استفاده شد­. در بخش کمی پایایی ازطریق آزمون آلفای کرونباخ برای تمام متغیرها بالاتر از 7/0 به دست آمد. یافته­ها در آزمون رگرسیون نشان می­دهد عوامل اجتماعی- فرهنگی می­تواند 2/32% از واریانس متغیر وابسته را پیش­بینی­ ­کند و مقدار همبستگی بین مقادیری­که به­ وسیله معادله پیش­بینی می­شود 567/0 می­باشد. در بین عوامل، بیشترین ضریب تأثیر استاندارد متعلق به سرمایه فرهنگی 314/0 و کمترین ضریب تأثیر متعلق به فرصت­های برابر اجتماعی و مدیریت بدن 004/0 است.

ابر کلیدواژگان