سوخت و ساز و فعالیت ورزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه گیلان

سردبير: دکتر حمید محبی

موضوع :  تربیت بدنی

شاپا چاپی: ۲۳۲۲-۲۸۶۷

شاپا الكترونيكی: ۲۵۳۸-۵۱۱۹

ايميل:  jme.guilan@guilan.ac.ir

وبسایت:  jme.guilan.ac.ir

تعداد شماره ها: 16

تعداد مقالات: 105

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره های پيشين نشریه

شماره جاری

اثر هشت هفته تمرین مقاومتی شدید و متوسط بر سطوح استراحتی مایوستاتین و IGF-1 سرم رت‌های سالمند

زهره شانظری; محمد فرامرزی; ابراهیم بنی طالبی; روح الله همتی

سوخت و ساز و فعالیت ورزشی, دوره 8, شماره 1, صفحه 1-14
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22124/jme.2018.3560

هدف: یکی از اختلالات مهم و شایع در افراد سالمند، آتروفی عضلانی وابسته به سن یا سارکوپنیاست. سارکوپنیا با کاهش چشمگیر در قدرت و حجم توده عضلانی همراه است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر دو نوع تمرین مقاومتی شدید و متوسط بر سطوح سرمی مایوستاتین و IGF-1 سرم رت­های سالمند بود. روش‌شناسی: سی سر رت نر نژاد ویستار مسن (23 هفته) به صورت تصادفی در دو گروه تمرینی و گروه کنترل شامل گروه تمرین مقاومتی با شدت متوسط (9=n)، تمرین مقاومتی با شدت بالا (8=n)،  و گروه کنترل (8=n) قرار گرفتند. تمرین مقاومتی شامل 8 هفته تمرین مقاومتی نردبان با شدت زیاد ( 80% MVCC) و شدت متوسط (60% MVCC ) و 5 روز در هفته بود. بعد از دوره تمرین غلظت سرمی  IGF-1و مایوستاتین به روش الایزا اندازه­گیری شد. یافته‌ها: غلظت مایوستاتین در گروه مقاومتی شدید (12/43±50/916) و مقاومتی متوسط (87/36±78/958) کاهش و غلظت IGF-1  در گروه مقاومتی شدید (49/15±27/156) و مقاومتی متوسط (42/7±77/141) افزایش معنی­داری داشت (05/0P). بین تاثیر تمرین مقاومتی شدید و متوسط بر سطوح IGF-1 تفاوت معنی­دار (009/0p = ) بود. با این حال، در مورد مایوستاتین تفاوت معنی­داری مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: به نظر می­رسد تمرین مقاومتی با شدت­های متوسط و بالا می­تواند باعث تغییر سطوح استراحتی عوامل مرتبط با آتروفی عضلانی در رت­های سالمند شود. با این حال، بررسی بیشتر در نمونه­های انسانی ضروری به نظر می­رسد.

تاثیر تمرین هوازی بر کمرین،CRP و شاخص‌های خطر متابولیک در مردان میان‌سال چاق

کریم آزالی علمداری; سیما نصیری; زهرا محمدپور

سوخت و ساز و فعالیت ورزشی, دوره 8, شماره 1, صفحه 15-27
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22124/jme.2018.3561

هدف: هدف این تحقیق بررسی تاثیر تمرین هوازی بر سطوح کمرین، شاخص‌های خطر قلبی-متابولیکی و التهابی در مردان میانسال مبتلا سندرم متابولیک بود.
روش‌شناسی: 26 مرد دارای شاخص‌های بومی ‌شده سندرم متابولیک (سن: 67/3 ± 69/54 سال، شاخص توده بدن: 23/1 ± 21/31 کیلوگرم بر متر مربع و اوج اکسیژن مصرفی: 49/4 ± 38/20 میلی‌لیتر بر کیلوگرم در دقیقه) به طورتصادفی به دوگروه تمرین هوازی (14 نفر) وکنترل (12) تقسیم شدند. بار تمرین در گروه تجربی در طول هشت هفته (سه جلسه درهفته) از 20-15 دقیقه با شدت 55-50 درصد اوج ضربان قلب لحظه پایان GXT، به 40-35 دقیقه با شدت 65 الی 60 درصد رسید. درحالت پایه و 48 ساعت پس ازآخرین جلسه تمرین نمونه گیری خون انجام شد.
یافته‌ها: تمرین‌هوازی باعث کاهش تمام متغیرهای مورد بررسی (به جز HDL و اوج اکسیژن مصرفی) شد (05/0P). در حالت پایه، وزن و سن مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی‌کننده مقدار کمرین سرم (001/0P) و در طول مداخله، مقدار تغییرات گلوکز خون و CRP به عنوان مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی‌کننده مقدار تغییرات همزمان در کمرین (001/0P) بودند و در عوض مقدار تغییرات کمرین تنها عامل پیش‌بینی‌کننده مقدار تغییرات متناظر در CRP شناسایی شدند (003/0P).
نتیجه‌گیری: در اثر تمرین هوازی، همزمان با آثار مثبت ایجاد ‌شده در وضعیت متابولیکی، التهابی و آمادگی هوازی، کمرین سرم کاهش می‌یابد که آثار مذکور احتمالا با دستکاری قند خون وCRP سرم توسط تمرین بروز می‌کنند. ولی به دلیل کمبود شواهد و محدودیتهای موجود هنوز نیاز به بررسی بیشتر وجود دارد.

اثر هشت هفته پیاده‌روی تناوبی و تداومی بر سطوح سرمی دی‌پپتیدیل پپتیداز-4 و شاخص مقاومت به انسولین دختران چاق 11-9 ساله

رزیتا فتحی; معصومه باقرسلیمی; معصومه ناظمی; عابدین خسروی

سوخت و ساز و فعالیت ورزشی, دوره 8, شماره 1, صفحه 29-42
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22124/jme.2018.3562

هدف: دی­پپتیدیل پپتیداز-4 (DPP-4) به عنوان پل ارتباطی بین چاقی و مقاومت به انسولین مطرح شده است. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات سطوح­سرمی DPP-4 و شاخص­مقاومت­به­انسولین (HOMA2-IR) پس از هشت­هفته تمرینات پیاده­روی تناوبی و تداومی در دختران چاق11-9ساله بود.
روش‌شناسی: 32 دختر چاق (با میانگین­سنی 75/0±62/9 سال و صدک شاخص­توده­بدنی40/1±38/97 درصد) به صورت داوطلبانه در پژوهش­حاضر شرکت­کردند و در گروه­های تمرین­تناوبی (12نفر)، تمرین­تداومی (11نفر) و کنترل (9نفر) قرارگرفتند. گروه­های تمرینی به مدت هشت­هفته، 3 جلسه در هفته (30 دقیقه پیاده­روی به ترتیب در گروه تداومی و تناوبی با شدت HRmax %60-75 و HRmax %70-85) پرداختند. پیاده­روی تناوبی شامل 2 دقیقه پیاده­روی و 1 دقیقه استراحت­فعال بود. پس از 10 ساعت ناشتایی، نمونه­گیری خون در قبل از شروع تمرینات و 72 ساعت پس از آخرین­جلسه­تمرینی انجام­گرفت. برای بررسی تغییرات درون­گروهی از آزمون­آماری t همبسته و برای بررسی تغییرات بین­گروهی، پس از محاسبه اختلاف بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون از آنالیز واریانس یک‌طرفه استفاده شد.
یافته‌ها: هشت هفته تمرینات تداومی و تناوبی نسبت به گروه کنترل، تغییر معنی داری در سطوح DPP-4، انسولین، گلوکز و HOMA2-IR ایجاد نکرد. نسبت به گروه کنترل، تمرین تناوبی موجب بهبودی ­وزن، شاخص­توده­بدنی و صدک­شاخص­توده­بدنی (به­ترتیب 004/0p=، 019/0p= و 022/0p=) شد در حالی که فقط شاخص­توده­بدنی در گروه تمرین تداومی تمایل به کاهش داشت (077/0p=).
نتیجه‌گیری: به نظر می­رسد که بهبودی ترکیب بدن ناشی از پروتکل تمرینی مورد استفاده در این پژوهش، برای ایجاد تغییرات معنی دار HOMA2-IR و DPP-4 در دختران چاق نابالغ، کافی نبوده است.

بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی با تراباند بر سطح سرمی اینترلوکین15، تعادل و قدرت عضلانی زنان سالمند

مهسا افقی; امین عیسی نژاد; علی صمدی

سوخت و ساز و فعالیت ورزشی, دوره 8, شماره 1, صفحه 43-60
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22124/jme.2018.3563

هدف:  افزایش سن با کاهش سطح اینترلوکین15 عضله و سرم و همچنین تحلیل عضلات و در نتیجه کاهش قدرت عضلانی همراه می­باشد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر هشت هفتته تمرین مقاومتی با تراباند بر سطوح سرمی اینترلوکین15، تعادل و قدرت عضلانی زنان سالمند بود.
روش‌شناسی: در این پژوهش نیمه تجربی 18 زن سالمند (سن: 79/4 ± 66/73 سال)،(شاخص توده بدن: 25/3 ±  6/25) بطور تصادفی در دو گروه تجربی (10 نفر) و کنترل (8 نفر) تقسیم شدند. برنامه­ی تمرینی گروه تجربی شامل 40 دقیقه تمرین مقاومتی با تراباند به مدت 8 هفته و با تواتر 3 بار در هفته بود. چهل و هشت ساعت قبل و بعد از اجرای برنامه تمرینی میزان تعادل، قدرت پنجه­ها و پایین تنه توسط دینامومتر اندازه گیری شد و نمونه گیری خون از آزمودنی­ها در حالت ناشتا انجام شد و میزان اینترلوکین15 در سرم با روش الایزا اندازه­گیری شد.
یافته‌ها: سطح سرمی اینترلوکین15 (029/0=P) ، تعادل (003/0=P) ،قدرت پنجه دست راست (010/0=P)، قدرت پنجه دست چپ (001/0=P) و  قدرت پایین تنه (001/0=P) در گروه تجربی  نسبت به گروه کنترل  افزایش معنی داری یافته است.
نتیجه‌گیری: بر اساس این یافته­ها می­توان نتیجه­گیری کرد تمرین مقاومتی با تراباند می­تواند به بهبود تعادل و قدرت در افراد سالمند منجر شود و تغییرات ایجاد شده در قدرت بر اثر تمرین مقاومتی با تغییرات اینترلوکین15 ارتباط دارد.

اثر تمرینات مقاومتی با تأکید بر بخش برونگرا با و بدون محدودیت جریان خون و تمرینات مقاومتی سنتی بر کورتیزول خون، عملکرد استقامتی و توان بی‌هوازی در فوتبالیست‌های مرد

علی مصطفی‌لو; سید علیرضا حسینی کاخک; امیر حسین حقیقی

سوخت و ساز و فعالیت ورزشی, دوره 8, شماره 1, صفحه 61-77
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22124/jme.2018.3564

هدف:  فوتبال به دلیل ویژگی­های عملکردی خاص خود نسبت به سایر رشته­های ورزشی به یک سری عوامل فیزیولوژیکی وابسته است. لذا هدف از مطالعه حاضر اثر تمرینات مقاومتی با تأکید بر بخش برونگرا با و بدون محدودیت جریان خون و تمرینات مقاومتی سنتی بر کورتیزول خون، عملکرد استقامتی و توان بی­هوازی در فوتبالیست­های مرد بود. روش‌شناسی: 40 بازیکن فوتبال انتخاب و در چهار گروه تمرین مقاومتی سنتی (10=n)، تمرین مقاومتی برونگرا با محدودیت جریان خون (10=n)، تمرین مقاومتی برونگرا بدون محدودیت جریان خون (10=n) و کنترل (10=n) به صورت تصادفی تقسیم شدند. آزمون­ها و نمونه­گیری خونی قبل و پس از دوره تمرینی هشت هفته­ای گرفته شد. به منظور مقایسه بین گروه­ها از روش تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده گردید (05/0≥P). یافته‌ها: نتایج نشان داد که حداقل ، حداکثر، میانگین توان و عملکرد استقامتی در هر سه گروه تجربی به بعد از تمرین افزایش معنی­داری داشت (001/0≥P).  همچنین افزایش معنی­داری بین دو گروه تجربی تمرین مقاومتی برونگرا با و بدون محدودیت جریان خون در حداقل توان وجود داشت (05/0≥P). نتایج بین گروهی حاکی از وجود افزایش معنی­دار بین گروه تمرینات مقاومتی برونگرا با محدودیت جریان خون و گروه تمرینات مقاومتی سنتی در مورد حداکثر توان و میانگین توان نیز بود. با این حال در مورد شاخص خستگی (13/0=p) و هورمون کورتیزول (33/0=p) این اثر معنی­دار نبود. نتیجه‌گیری: هر چند نتایج مربوط به درصد تغییرات حاکی از بهبود بیشتر توان بی­هوازی و عملکرد استقامتی در گروه تمرین سنتی نسبت به دو گروه تمرینی دیگر بود، لذا تمرینات سنتی می­تواند همچنان مورد استفاده قرار گیرد.

مقایسه اثر اسکی حاد استقامتی و دویدن روی تردمیل بر رابطۀ بین گالکتین-3، NT-ProBNP، و هورمون آلدوسترون در اسکی بازان زبده

زینب خضرایی گنجی‌فر; فرهاد رحمانی نیا

سوخت و ساز و فعالیت ورزشی, دوره 8, شماره 1, صفحه 79-89
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22124/jme.2018.3566

هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین متغیرهای NT-ProBNP، گالکتین-3 و هورمون آلدسترون در اسکی بازان زبده استقامتی پس از اسکی حاد استقامتی در ارتفاع بود.
روش‌شناسی: تعداد 24 اسکی‌بازان استقامتی نخبه مرد (سن: 25 سال؛ چربی بدن: 14 درصد) در دو گروه (تجربی، کنترل) 12 نفری تقسیم شدند. برنامه تمرینی اسکی صحرانوردی شامل مسیر اسکی 5/8 کیلومتر، میانگین زمانی 65 دقیقه و شدت میانگین معادل 90-70 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی بود. مقادیر NT-proBNP با روش ELISA ارزیابی شد. یک هفته پس از اسکی، آزمون دویدن روی تردمیل با شیب و مسافت و زمان طی شده مشابه با پیست اسکی انجام شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد تنها بین متغیرهای گالکتین-3 با NT-ProBNP و هورمون آلدوسترون با NT-ProBNP در ارتفاع ارتباط معنی داری دارند (05/0p).
نتیجه‌گیری: افزایش فشار فیزیولوژیکی روی قلب ناشی از قرار گرفتن در معرض هایپوکسی و کم آبی، احتمالاً موجب تغییرات هورمون آلدسترون و گالکتین-3 به عنوان یک مارکر فیبروتیک سلولی شده است.

ابر کلیدواژگان