شیعه پژوهی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه ادیان و مذاهب

موضوع :  ادیان، مذاهب و عرفان

ايميل:  shiapazhoohi@urd.ac.ir

وبسایت:  shia.urd.ac.ir

تعداد شماره ها: 16

تعداد مقالات: 113

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

وجودشناختی صفات الهی از منظر متکلمان مدرسه بغداد

عبدالهادی اعتصامی; رضا برنجکار; محمدجعفر رضایی

شیعه پژوهی, دوره 5, شماره 16, صفحه 5-29

در مباحث کلامی بحث از وجودشناسی صفات به‌خصوص رابطه ذات و صفات الهی مسئله بسیار مهم و اختلاف‌انگیزی است. در این مقاله دیدگاه عالمان امامیه را در مدرسه بغداد - به دلیل تأثیر جدی آنان در کلام امامیه و تأثیر و تأثرات کلام امامیه و معتزله در این دوره - درباره این مسئله بررسی کرده‌ایم. همه متکلمان امامیه در مدرسه بغداد همچون معتزله صفات زائد بر ذات را انکار می‌کردند؛ با این همه در پذیرش نظریه احوال که ابوهاشم جبایی مطرح کرده بود، بین آنان اختلاف بود. اگرچه شیخ مفید در این مسئله آشکارا با نظریه احوال ابوهاشم مخالفت کرد، سید مرتضی همسو با معتزلیانِ پیرو ابوهاشم مانند قاضی عبدالجبار نظریه احوال را پذیرفت. دیگر متکلمان مدرسه بغداد مانند شیخ طوسی و کراجکی موضعی همراه با تردید در این مسئله در پیش گرفتند.

تحلیل روش‏ شناختی نقدهای علامه جوادی آملی در مسئله شفاعت بر تفسیر المنار

محمد حسین بیات; حسین محققی

شیعه پژوهی, دوره 5, شماره 16, صفحه 31-55

یکی از برجسته‌ترین تفاسیر شیعه، تفسیر تسنیم و از میان تفاسیر مهم و طراز اول متأخر اهل سنت، تفسیر المنار است. یکی از این دو تفسیر متعلق به مفسری شیعی و عقل‌گرا و در عین حال متخصص در علوم نقلی و عقلی است که اسلوب تفسیر قرآن با قرآن را برگزیده است. در مقابل رشیدرضا مفسری نقّاد افراطی و معترض به مجتهدان و علمای مذاهب اسلامی است و در عین حال در تولید نظریات خود، متأثر از ابن‌تیمیه و محمد عبده است و می‌توان وی را با اندکی تسامح و در نگاهی ابتدایی در جرگه مفسران قرآن با قرآن برشمرد. با اینکه این دو تفسیر از دو خاستگاه فکری و اعتقادی متفاوت برآمده‌اند، نسبتاً از شیوه‌ها و اسلوب‌های مشترکی برخوردارند؛ البته اشتراک روشی رشیدرضا و آیت‌الله جوادی آملی بدان معنا نیست که رشیدرضا کاملاً از روش تفسیر قرآن به قرآن بهره می‌گیرد، بلکه وی در صدد آن است که آرای تفسیری خود را با توجه به آیات هم‌خانواده تبیین کند؛ ولی در عین حال از دیگر روش‌های صواب و ناصواب نیز بهره می‌گیرد؛ بنابراین آیت‌الله جوادی آملی به نقد مبانی، روش‌ها و نتایج وی اهتمام ورزیده است. آرای المنار درباره مسئله شفاعت از جمله مسائلی است که به طور مبسوط در تفسیر تسنیم به نقد کشیده شده است. دو مفسر در این مسئله از نظر مبنایی و روش تفاوت نگاه دارند. نگارندگان این پژوهش بر آن‌اند مواجهه این دو مفسر با آیاتی را که مستقیم یا غیرمستقیم با موضوع شفاعت مرتبط‌اند برجسته سازند و این مواجهه را تحلیل روشی کنند و تا حد توان و حاجت، به تبیین روش‌شناختی نقد آیت‌الله جوادی مبادرت ورزند. یافته این پژوهش حکایت از آن دارد که المنار در موضوع شفاعت جانبدارانه و با پیش‌فرض عمل کرده و ضمناً سعی داشته است با تهمت‌های بی‌اساس و ناصواب به قائلان شفاعت، شفاعت مذمومِ غیرمأذون در فرهنگ قرآن را چنان تعمیم دهد که شفاعت مأذون را نیز در بر گیرد. در مقابل، علامه جوادی آملی از اساس کلام رشیدرضا را مردود دانسته و علاوه بر ابطال اندیشه و روش وی، گرایش‌ها و تعصبات ناصوابش را یادآور شده است.

رهیافتی بر مسئله امامت و ولایت در نگره طریقت بکتاشیه (با تأکید بر میراث مکتوب بکتاشیه در ترکیه)

سید ابوالحسن نواب; حسین متقی

شیعه پژوهی, دوره 5, شماره 16, صفحه 57-79

یکی از اصول اعتقادات علویان، امامت است- علویت آناتولی بر یک نظام اعتقادی مبتنی بر دوستی علی(ع) و اهل بیت (امامان) استوار است- علویان بکتاشی همانند شیعۀ امامیۀ اثنی عشری، دارای دوازده امام معصوم‌اند. امام از دیدگاه بکتاشیه، یعنی کسی که از هرگونه اشتباه، قصور و گناه مبرا است. امام باطن قرآن، عالم و پیشوای دینی اجتماع است. به اعتقاد بکتاشیان، پیامبر(ص) پس از خود، علی(ع) را به عنوان جانشین معرفی کرده است؛ اما پس از وفات آن حضرت، جانشینی علی(ع) نادیده گرفته شد و حق آن حضرت(ع) به دست خلفای سه‌گانه غصب گردید. علویان معتقدند مسلمانان پس از حضرت محمد(ص) به ۷۳ فرقه تقسیم شدند که تنها یک فرقه از آنها بر حق است و باقی اهل آتش‌اند. پیروان اهل بیت(ع) و دوازده امام(ع) گروه و فرقۀ ناجیه‌اند. به نظر می‌رسد، مفهوم امامت، نزد بکتاشیه، از یک حرکت تکاملی برخوردار بوده است و گویا پس از نفوذ اندیشۀ حروفیه‌ در طریقت بکتاشیه در قرن نهم هجری، متأثر از فلسفۀ نوافلاطونی اسماعیلیه، آموزه‌های شیعی مانند امامت، با تفسیر جدید متأثر از برداشت‌های عرفانی غامض حروفیه، به‌تدریج از تعریف‌های شیعۀ اثنی عشری فاصله گرفته است؛ هرچند در اصل دوستی با اهل بیت(ع) و دوازده امام(ع) و اعتقاد به اصل امامت چندان تغییری مشاهده نمی‌شود و این خصیصه در سنت اعتقادی علویان و بکتاشیان مستدام است.

اتهام تفکر تکفیری به شیعه در کتاب الفکر التکفیری عند الشیعه حقیقه ام افتراء و نقد آن

محمدحسن نادم

شیعه پژوهی, دوره 5, شماره 16, صفحه 81-106

اتهام تفکر تکفیری به شیعه به دلیل اصل‌انگاری امامت، در برخی از آثار سلفی‌های معاصر مطرح شده که از جمله آنها، کتاب الفکر التکفیری عند الشیعه حقیقه ام افتراء است. نویسنده در این کتاب ضمن متهم‌کردن شیعه به تفکر تکفیری، به دلیل اصل‌انگاری امامت، کفر همه مسلمانانِ غیرمعتقد به این اصل را از لوازم این تفکر ذکر کرده و قتل عام مسلمانان را در طول تاریخ اسلام به عنوان یکی از آثار خطرناک این تفکر، نتیجه گرفته است؛ همچنین وی دعوت به وحدت و تقریب بین مذاهب اسلامی از ناحیه رهبران و عالمان شیعه را به دلیل تفکر تکفیری این مذهب، خدعه و فریبی برای استمرار حیات صاحبان این اعتقاد، مطرح کرده است. نویسنده کتاب برای اثبات ادعای خویش، با گزینش هدفدار، به ظاهرِ برخی روایات ائمه اطهار(ع) که کفر مخالفان را مطرح کرده‌اند، استناد کرده و دلیل بر مدعایش را این مطلب دانسته است که علما مدعی‌اند این روایات تواتر دارند و به فقهای شیعه به کفر مخالفان حکم کرده‌اند. پژوهش حاضر با معرفی کتاب گفته‌شده و تبیین ساختارهای مختلفی که از ناحیه علمای شیعه، برای متعلق اصول عقاید مطرح است و با بیان تفاوت کفر فقهی با کفر کلامی، شرایط تکفیر و تبیین تحریفات صورت‌گرفته در استفاده از روایات و اقوال علما، و با تحلیل و بررسی ادله و مستندات روایی بخش اول کتاب که به عنوان مبانی مباحث مطرح شده است، غیرعلمی، غیرواقعی و غیرمنصفانه‌بودن ادعاهای مزبور را اثبات و دیدگاه شیعه را تبیین کرده است.

بررسی تطبیقی عملکرد حسن بن‏ زید با حسن بن‏ علی اطروش با تأکید بر رویکرد مذهبی و فرهنگی

محمد شورمیج; ولی الله مرادیان; رمضان رضایی

شیعه پژوهی, دوره 5, شماره 16, صفحه 107-129

حسن بن‌زید معروف به داعی کبیر (حک: 250-270ق) و حسن بن‌علی معروف به ناصر کبیر (حک: 301-304ق) در دوران زمامداری‌شان در طبرستان و دیلم، به مقوله دین و پیشرفت تشیع زیدی توجه داشته‌اند؛ اما با توجه به شرایط تاریخی و شخصیتی آن دو، داعی کبیر از منظر سیاسی و ناصر کبیر از جنبه دینی و فرهنگی فعالیت بیشتر و موفق‌تری داشته‌اند؛ از این رو هدف مقاله حاضر بررسی و تبیین عملکرد این دو شخصیت به‌ویژه از لحاظ دینی و فرهنگی است؛ پس مسئله اصلی پژوهش، مقایسه و ارزیابی عملکرد داعی کبیر با ناصر کبیر به‌ویژه از منظر دینی است و اینکه هر یک از آن دو چه تأثیراتی از لحاظ دینی گذاشتند. در پی این مسئله این فرضیه مطرح می‌شود که داعی کبیر یک زیدی متعصب بوده و در ترویج تشیع زیدیه تلاش کرده است؛ اما ناصر کبیر علی‌رغم داشتن مذهب زیدی به فقه امامیه متمایل و نزدیک بوده است. در این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی به مسئله اصلی تحقیق پرداخته می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد اقدامات دینی ناصر کبیر در دیلم و طبرستان یکی از زمینه‌های گرایش علویان از تشیع زیدی به تشیع امامی بود و گرایش برخی از شاگردان ناصر کبیر به تشیع امامی، بیانگر این قضیه است.

بازخوانی شخصیت یزید بن‏ حصین

ابراهیم صالحی حاجی آبادی; رضا رمضانی; محمد علی صالحی حاجی آبادی

شیعه پژوهی, دوره 5, شماره 16, صفحه 131-153

در تاریخ تشیع نام برخی از افراد در شمار شیعیان و اصحاب ائمه ضبط شده است؛ اما وقتی ادله و منابعی که این قبیل اسامی را ضبط کرده‌اند، بررسی می‌شوند، خلاف آن مدعا ثابت می‌شود. در بسیاری از کتاب‌ها نام یزید بن‌حصین به عنوان یکی از شیعیان امام حسین(ع) و به عنوان شهید کربلا ضبط شده است، حال آنکه وقتی مستنداتی که برای اثبات شهادت یزید اقامه شده است، نقد و ریشه‌یابی‌تاریخی می‌شوند، نه تنها نمی‌توان نام وی را در شمار شهدای نینوا دانست، بلکه به تصریح تاریخ کهن و معتبر، یزید یکی از دشمنان امام حسین(ع) بود که بعد از عاشورا و در قیام توابین سلیمان بن‌صرد را به شهادت رساند و زمان عمر بن‌عبدالعزیز خلیفه اموی را درک کرد؛ از همین روی لازم است برای شناخت شیعیان واقعی، طبق اصول و قواعد پژوهشی در تاریخ، منابع و مستندات بازکاوی شوند.

تحلیل و بررسی حدیث «خلفاء امتی اثناعشر» از دیدگاه زیدیان

مهدی فرمانیان; مریم اسماعیلی

شیعه پژوهی, دوره 5, شماره 16, صفحه 155-172

یکی از احادیث معروف پیامبر(ص) حدیث «خلفاء أمتی اثناعشر، کلهم من قریش» است که در  منابع  حدیثی شیعه و سنی آمده است؛ اما در این میان، شیعیان زیدی‌مذهب از آن جهت که این حدیث را مخالف آموزه اصلی خود در باب امامت بنی‌فاطمه دیده‌اند، از نقل آن خودداری کرده و در اندک مواردی هم که این حدیث را بازگو کرده‌اند، به رد آن پرداخته و آن را حدیثی غیر مشهور دانسته‌اند. زیدیه در بسیاری از آثار حدیثی و کلامی خود که جای نقل این روایت است، عمداً از نقل این حدیث خودداری کرده و اگر در مواردی هم این حدیث را ذکر کرده‌اند، برای نقد شیعه اثناعشری است. این مقاله با بررسی حدیث «خلفاء امتی اثناعشر، کلهم من قریش» در منابع حدیثی و کلامی زیدیه، به واکاوی آن از دیدگاه زیدیه می‌پردازد و دلیل تأویل این حدیث از سوی زیدیان را مخالفت این حدیث با اصلی‌ترین مبنای فکری زیدیه در امامت یعنی قیام به شمشیر می‌داند.

آیین اهل حق و رابطه آن با آیین مهر پرستی

سیدحسن قریشی کرین; هادی استهری

شیعه پژوهی, دوره 5, شماره 16, صفحه 173-196

هدف از این پژوهش بررسی رابطه میان آیین اهل حق و کیش مهرپرستی است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که آیین اهل ‌حق، آموزه‌هایی مشترک با آیین‌های باستانی ایران دارد. نظر به سرشت ترکیبی باورها و عقاید این آیین، گویی یکی از بنیادها و آبشخورهای فکری و اعتقادی اهل ‌حق، آیین میترا است. از تشابهات این دو آیین، مواردی شایان توجه است مثل: مقام والای خورشید و فرّ ایزدی نزد کیش مهرپرستی و آیین اهل ‌حق، انعقاد پیمان برادری، قربانی‌کردن گاو، تولد مهر و تولد برخی از پیران اهل ‌حق از دوشیزه‌ای باکره، اهمیت عدد هفت، رازآلودگی. این تشابهات تا بدان‌جا است که می‌توان گفت گونه‌ای همانندی در اخلاقیات، مناسک، آداب و رسوم، و نمادهای مذهبی در میان است؛ اما مبانی بنیادین اهل حق مثل نگاه به توحید، معاد، عدل، امامت، نبوت کاملاً با ادیان باستانی ایران متفاوت است. در این جستار تلاش می‌شود با روش تفسیری - مقایسه‌ای و با تکیه بر کتاب سرانجام از مقدس‌‌ترین و مهم‌ترین منابع مکتوب اهل ‌حق، رابطه میان آیین اهل ‌حق و کیش مهرپرستی واکاوی شود.

ابر کلیدواژگان