سلامت کار ایران

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه علوم پزشکی ایران

سردبير: دکتر علی اصغر فرشاد

موضوع :  پزشکی

شاپا چاپی: ۱۷۳۵-۵۱۳۳

شاپا الكترونيكی: ۲۲۲۸-۷۴۹۳

ايميل:  ijoh@iums.ac.ir

وبسایت:  ioh.iums.ac.ir

تعداد شماره ها: 65

تعداد مقالات: 1352

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

مدیریت دانش عامل ارتقاء فرهنگ ایمنی در سازمانها

رضا کیانتاژ; علی رمضانی; ناهید امراللهی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 1-10

زمینه و هدف: امروزه می­توان از فرهنگ ایمنی در سازمانهای صنایع مختلف، به عنوان یک مزیت رقابتی بلند مدت نام برد که بهبود آن منجر به جلوگیری از وقوع حوادث پرهزینه برای انواع سازمانها در کشورهای مختلف می­شود. بعد از حادثه­ی نیروگاه اتمی چرنوبیل و گزارش کارشناسان ایمنی آژانس بین­المللی انرژی اتمی در مورد کاستی­های فرهنگ ایمنی در آن نیروگاه، روشهای مختلفی برای تعریف و سنجش مفهوم فرهنگ ایمنی در سازمانها و شیوه­های تاثیرگذاری و ارتقاء آن مفهوم ارائه شده است. از طرف دیگر مفاهیم مدیریت دانش و یادگیری سازمانی نیز جزو موضوعاتی هستند که ارتباط تنگاتنگی با مفهوم فرهنگ سازمانی دارند و تحقیقات بسیاری جهت تحلیل اثرات آنها بر مولفه­های گوناگون سازمانی در صنایع مختلف انجام شده­است. در این راستا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر استقرار فرایندهای مدیریت دانش در ارتقاء جایگاه مفهوم فرهنگ ایمنی در سازمان به اجرا درامده­است.
روش بررسی: در این تحقیق ابتدا مدل نظری مناسب در مورد ارتباط بین پنج مشخصه­ی فرایندهای مدیریت دانش )اخذ دانش، تسهیم دانش، خلق دانش، کدگذاری دانش و نگهداشت دانش) و فرهنگ ایمنی در سازمان ارائه شد و سپس به صورت تجربی داده­های جمع آوری­شده از نمونه آماری 98 نفره از کارکنان ایرانی درگیر در عملیات اصلی راکتورهای اتمی ایران با روش حداقل مربعات جزئی (PLS) از روشهای جدید تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل همبستگی قرار گرفت. نرم افزار مورد استفاده در این تحلیل SmartPLS 3 بود و از پرسشنامه­ کیانتو (Kianto, 2008) برای سنجش فرایندهای مدیریت دانش و پرسشنامه آژانس بین­المللی انرژی اتمی (SCPQ-LH) در سال 2017 برای سنجش سطح فرهنگ ایمنی در سازمان استفاده شد. در ادامه با توجه به عنوان شغلی کارکنان و ارتباط آن با موضوع ایمنی، مدل ارائه شده برای دو گروه 1- کارکنان بخش­های مرتبط با ایمنی مانند بخش­های حفاظت در برابر اشعه و HSE و ... و 2- دیگر کارکنان درگیر در عملیات اصلی راکتور هسته­ای مانند کارکنان بخش­های تولید، مهندسی یا کنترل کیفی نیز مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت و شدت نتایج همبستگی بدست آمده با توجه به ارتباط عنوان شغلی کارکنان به موضوع ایمنی مورد توجه قرار گرفت.
یافته­ ها: یافته­های بدست آمده در این تحقیق نشان داد که مدیریت دانش قادر به تبیین 57 درصد از تغییرات متغیر فرهنگ ایمنی برای کارکنان عملیاتی این تاسیسات اتمی می­باشد. به ویژه که نتایج تحقیق از تشدید این همبستگی به 62 درصد در میان پرسنل واحدهای مرتبط با ایمنی که فرایندهای مدیریت دانش را بیشتر برای دانش ایمنی بکار گرفته بودند در مقابل دیگر پرسنل فعال در عملیات اصلی تاسیسات (به میزان 53 درصد) حکایت داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشانگر این موضوع است که استقرار فرایندهای مدیریت دانش، بویژه دانش مرتبط با ایمنی )احتمالا در اثر تسهیل و بهبود مبحث یادگیری سازمانی) تاثیر مستقیمی در ارتقاء فرهنگ ایمنی در سازمان دارد و می­توان از سیستم مدیریت دانش به عنوان عاملی در جهت ارتقاء فرهنگ ایمنی در سازمان در بلند مدت بهره جست. در این راستا طرح­ریزی سیستم مدیریت دانش سازمان به صورت هدفمند و تاکید آن بر مدیریت دانش ایمنی می­تواند به عنوان عاملی در جهت تشدید و تسریع ارتقاء فرهنگ ایمنی در سازمان بکارگرفته شود. از دیگر نتایج بدست آمده در این تحقیق ارتباط تنگاتنگ سیستم مدیریت دانش سازمان با موضوع یادگیری سازمانی است. که بر اساس این نتیجه فرایندهای مدیریت دانش تقدّمی بر مفهوم مدیریت دانش در سازمان ندارند و نمی­توان فرایندهای مدیریت دانش را به عنوان عامل سازنده­ی سازه­ی مدیریت دانش در سازمان در نظر گرفت بلکه مفهوم مدیریت دانش در سازمان وجود مستقلی است که تاثیر مستقیمی بر یادگیری سازمانی و مفهوم فرهنگ سازمانی دارد و حتی می­توان این سیستم را از طریق اثرات تاثیر آن بر موضوع یادگیری سازمانی تعریف کرد و سنجید.

شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های کلیدی عملکرد نظام مدیریت HSE در سازمان‌های صنعتی با رویکرد تصمیم‌گیری چندشاخصه فازی (FAHP & Taxonomy)

رضا رمضانیان; سید سعید حسن الحسینی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 11-20

زمینه و هدف: رتبه­بندی یک نوع معیار صلاحیت­گذاری بر اساس استانداردهای تعریف­شده است و  برای تضمین کیفیت و کمیت پیمانکاران در ارائه­ی خدمات و دفاع از حقوق ذینفعان و استفاده­کنندگان می باشد. رویکرد ترکیبی فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاکسونومی به عنوان روش­های تصمیم­گیری چندمعیاره، به تصمیم­گیرندگان کمک می­کند تا مشکلات را سازماندهی و تحلیل، و گزینه­ها را اولویت­بندی کنند. در این تحقیق به شناسایی شاخص­ها، انتخاب سنجه‌ها و وزن­دهی شاخص‌ها و همچنین ارزیابی عملکرد نظام مدیریت HSE پرداخته شده است. در نهایت، 5 سازمان فعال در صنعت ساخت شناور با روش تاکسونومی رتبه­بندی شده­اند.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش دانش‌آموختگان رشته‌های مرتبط با مقوله ایمنی، بهداشت و محیط زیست با سابقه کار در زمینه ارزیابی عملکرد می­باشند. تعداد نمونه 8 نفر بوده که با توجه به نوع نمونه‌گیری یعنی غیراحتمالی، هدفمند و در دسترس، این تعداد با هدف مطالعه سازگار می‌باشد. استانداردهای ISO 14001:2015 و ISO 45001:2018 و نیز دروس دانشگاهی مهندسی ایمنی صنعتی، مهندسی بهداشت حرفه‌ای و مدیریت/مهندسی محیط زیست و همچنین استفاده از نظرات خبرگان مبنای شناسایی شاخص­های مدیریتی و عملیاتی این نظام مدیریت می‌باشند. جهت کمی نمودن هر شاخص‌، سنجه‌هایی تعیین می­گردد. خبرگان پس از انتخاب سنجه‌ها، به آن‌ها وزن داده که با استفاده از رویکرد فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی به روش واکاوی توسعه‌ای و بکارگیری مقایسات زوجی، وزن شاخص‌ها و سنجه‌ها تعیین گردید. در نهایت، با استفاده از سنجه‌های منتخب به ارزیابی عملکرد این نظام مدیریت در 5 سازمان فعال در صنعت ساخت شناور با روش تاکسونومی پرداخته شد.
یافته­ها: با بررسی ادبیات موضوع و دریافت نظرات خبرگان، 10 معیار کلی و 54 شاخص شناسایی گردید بطوری­که تعداد شاخص‌ها و زیرشاخص­های مدیریتی به ترتیب 7 و 28 مورد و تعداد شاخص‌ها و زیرشاخص­های عملیاتی به ترتیب 3 و 26 مورد می‌باشد، با این حال با توجه به مقایسات زوجی انجام شده، مجموع وزن شاخص‌های مدیریتی معادل 5/40 درصد و مجموع وزن شاخص‌های عملیاتی معادل 5/59 درصد می‌باشد. با وجود تعداد بیشتر شاخص‌های مدیریتی، وزن و اهمیت شاخص‌های عملیاتی در ارزیابی عملکرد  HSEبیشتر است. 3 معیار عملیاتی بیشترین اوزان را به خود اختصاص داده و پس از آن معیارهای مدیریتی قرار می‌گیرند. همچنین از بین 54 شاخص شناسایی­شده، 6 شاخص اول که دارای بیشترین وزن هستند همگی از نوع شاخص‌های عملیاتی و 6 شاخص آخر که دارای کمترین وزن می‌باشند از نوع شاخص‌های مدیریتی هستند. نتایج رویکرد پیشنهادی نشان داد سازمان اول در اولویت اول قرار گرفته است. رتبه‌بندی سازمان‌ها با احتساب اوزان شاخص‌ها و بدون احتساب آن­ها محاسبه شد که نتیجه حکایت از تأثیر اوزان شاخص‌ها در رتبه‌بندی سازمان‌ها دارد. لحاظ این مهم در ارزیابی عملکرد سازمان‌ها بخصوص در حوزه نظام مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست پیشنهاد می­گردد.
نتیجه­گیری: نتایج تحقیق انجام­شده نشان داد می­توان روش ترکیبی پیشنهادی شامل فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاکسونومی را با موفقیت به منظور ارزیابی عملکرد نظام مدیریت HSE به­کار گرفت. به نظر می­رسد ارزیابی عملکرد با استفاده از روش­های تصمیم­گیری به همراه مشارکت نیروهای انسانی می­تواند منتج به اثربخشی بیشتر این نظام مدیریت شود.

مواجهه شغلی پدران با حلال‌ها و خطر وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی قلبی در فرزندان با استفاده ازماتریکس ارزیابی شغل

حمیده نیک نظر; امیر هوشنگ مهرپرور; مصطفی بهجتی; علی دهقانی; محمد جواد زارع

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 21-30

زمینه و هدف: در حال حاضر در نتیجه پژوهش روی حیوانات آزمایشگاهی، اطلاعات فروانی از تاثیر عوامل مختلف محیطی در وقوع ناهنجاری‌های مادر‌زادی به دست آمده است، اما هنوز اطلاعات جامعی در خصوص علل وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی قلبی(CHD) در جمعیت‌های انسانی وجود ندارد.. محققان بیان کرده‌اند مشاغلی مانند داروسازی‌، مهندسی شیمی، رنگرزی که افراد در معرض حلال‌ها قرار می‌گیرند، خطر ابتلای نوزاد به نقایص چشمی، قلبی و روده‌ای و شکاف لب و کام را افزایش می‌دهد. در مطالعه اسنیدجر میان تماس شغلی مادران وCHD  فرزندان ارتباطی مشاهده نشد در حالیکه تماس پدران با فتالات باعث افزایش CHD در نوزادان گردید. با توجه به مطالب ذکر شده شناخت عوامل محیطی و شغلی موثر در بروز ناهنجاری‌های مادرزادی قلب از جمله مواجهات شغلی پدران می‌تواند به شناخت عوامل غیر ژنتیکی مؤثر در بروز ناهنجاری‌های مادرزادی قلب کمک کند بنابرای این مطالعه با هدف بررسی مواجهه شغلی پدران با حلال‌ها و بروز ناهنجاری مادرزادی قلب نوزادان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت مورد- شاهدی بر روی600 کودک انجام شد. 200 کودک مبتلا به ناهنجاری‌های مادرزادی قلب تشخیص داده شده (گروه مورد) و 400 کودک سالم (گروه شاهد) بودند. ابزار گردآوری پرسشنامه‌ی محقق ساخته بود که از طریق مصاحبه تلفنی توسط پژوهشگر تکمیل شد. سوالات پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک، شغل پدر، سبک زندگی و عوامل محیطی بود. پس از تکمیل پرسشنامه‌ها بررسی مواجهه شغلی پدر با استفاده از روش ماتریکس ارزیابی شغل انجام گرفت.‌ بدین منظور ماتریس ارزیابی مواجهه شغلی با حلال‌ها در نرم‌افزار اکسل تهیه گردید. امتیاز دهی به مواجهه هر شغل با حلال براساس نظرات 10 نفر از کارشناسان بهداشت حرفه‌ای با تجربه و آشنا به مشاغل مختلف انجام شد. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS16 و شاخص‌های توصیفی و پراکندگی نظیر فراوانی و درصد استفاده شد همچنین جهت ارزیابی تماس شغلی از نرم‌افزار STATA14 و جهت برآورد نسبت شانس و نسبت شانس تطبیق یافته از آزمون‌های رگرسیون لجستیک استفاده شد.
یافته‌ها: شایع‌ترین ناهنجاری‌های مشاهده شده در این مطالعه نقص دیواره بین‌ بطنی (63n=) %5/31 و باز بودن مجرای شریانی (48n=) 24% بود. نتایج مطالعه نشان داد که مادران گروه مورد در مقایسه با مادران گروه شاهد از سطح تحصیلات پایین‌تری برخوردار بودند (001/0p-value ). در این مطالعه نسبت جنسیتی دختر به پسر 1:06/1بود. نتایج مطالعه نشان داد که تماس شغلی پدران با حلال‌ها در نمونه مورد (66%) نسبت به نمونه شاهد (55%) بیشتر بوده است این رابطه از لحاظ آماری معنی‌دار می‌باشد (21/2-06/1CI= 95% ، 53/1OR=). بعد از حذف اثر عوامل مداخله‌گر ارتباط معناداری بین مواجهه پدر با حلال‌ها و ناهنجاری قلبی در نوزادان مشاهده نشد (84/0-6/1 CI= 95% ، 28/1 AOR=).
نتیجه‌گیری: از محدودیت‌های مطالعه تعداد نسبتاً کم نمونه و محدود کردن مطالعه به بازه زمانی خاص و همچنین استفاده از ماتریکس ارزیابی شغل به تنهایی و عدم اندازه‌گیری بیو‌مارکر‌های حلال‌ها در بافت و مایعات بدن والدین و جنین بود. با وجود محدودیت‌های مطالعه یافته‌های مطالعه نشان داد که یکی از عوامل محیطی تأثیرگذار بر سلامت جنین مواجهات شغلی پدران از جمله مواجهه با حلال‌ها می‌باشد. بنابراین نظارت بر بکارگیری استاندارهای بهداشتی در محیط کار و آموزش زوج‌های جوان در خصوص عوامل غیرژنتیکی موثر در بروز ناهنجاری‌ها مادرزادی، می‌تواند در سلامت نسل آینده موثر می‌باشد.

ارزیابی استرس گرمایی در شاغلین کارگاه‌های قنادی بر اساس شاخص‌های WBGT و DI (مطالعه موردی شهر ایلام)

محمد امین رشیدی; روح اله حاجی زاده; محمد حسین بهشتی; عظیم اکبری; عبدالحسین پورنجف; علی خوانین; مسعود پورنجف; فرشته نیکوند; یوسف فقیه نیا ترشیزی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 31-40

زمینه و هدف: شرایط جوی نامناسب از جمله عوامل زیان‌آوری هستند که اکثر شاغلین در محیط‌های کاری مخصوصاً محیط‌هایی که هم فرایند کار و هم شرایط جوی منطقه نامناسب است، با آن سروکار دارند. بطور کلی کارگران شاغل در قنادی‌ها مخصوصاً در فصل تابستان با استرس گرمایی بالایی مواجهه دارند. بنظر می‌رسد مواجهه با گرمای بیش از حد علاوه بر اینکه با اختلال در سیستم فیزیولوژی و سلامتی افراد سبب ایجاد بیماری‌ها و عوارض متعددی می‌گردد، راندمان و بازده کاری را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. این مطالعه با هدف تعیین میزان استرس گرمایی در شاغلین کارگاه‌های قنادی در شهرستان ایلام انجام گرفت.  
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت توصیفی- تحلیلی در تابستان 1396 بر روی 104 نفر از کارگران شاغل در 35 کارگاه قنادی انجام گرفت. تعداد نمونه‌ی پژوهش بر اساس روش سرشماری انتخاب گردید. اندازه‌گیری متغیرهای مورد مطالعه در گرم‌ترین ساعات روزکاری (ساعات 10 الی 14) و برای هر کارگر تنها یک‌بار و آن هم در بدترین ایستگاه کاری (نزدیک ترین ایستگاه به منبع گرما) انجام گرفت. ارزیابی استرس گرمایی با استفاده از شاخص WBGT (بر اساس استاندارد ISO7243 ) و شاخص DI صورت گرفت. همزمان با اینکه پارامترهای محیطی مورد سنجش قرار گرفتند، دمای دهانی کارگران توسط یک دماسنج پزشکی دیجیتال اندازه‌گیری گردید. در نهایت تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22 و آزمون‌های آماری کولموگروف- اسمیرنوف، من ویت‌نی، کروسکال والیس، آنالیز واریانس یک‌طرفه و همبستگی پیرسون انجام گرفت.
یافته‌ها: یافته‌های این مطالعه نشان داد که میانگین شاخص WBGT بر حسب شغل در مشاغل فر، پهن‌کن، مخلوط‌کن و نظافت و بسته‌بندی به ترتیب 96/3 ± 66/33، 05/3 ± 58/29، 61/3 ± 73/31، 44/2 ± 87/29 و همچنین بر حسب فر (محصول) در فر گردان (شیرینی تر و خشک)، فر طبقه‌ای (کیک‌و نان فنتزی) و فر کوره‌ای (باقلوا و کعک) به‌ترتیب 86/3 ± 94/30، 89/3 ± 14/34 و 91/2 ± 2/32 می‌باشد که این نتایج نشان می‌دهد میزان استرس گرمایی در بخش کار با دستگاه فر و محصول کیک و نان فانتزی (فر طبقه‌ای) بیشتر از بقیه بخش‌ها بوده است. آزمون همبستگی پیرسون‌ نشان داد که هیچگونه همبستگی معنی‌داری بین دمای دهانی با شاخص‌ها و متغیرهای مورد مطالعه وجود ندارد (05/0p). نتایج آزمون من ویت‌نی مشخص کرد که بین متغیر جنسیت با دمای دهانی تفاوت معنی‌دار آماری وجود داشت (05/0>p) به‌طوریکه میانگین این متغیر در زنان با میانگین 27/0 ± 7/36 بیشتر از مردان با میانگین 84/0 ± 42/36 بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که 6/85 % از افراد مورد مطالعه از لحاظ شاخص احساس ناراحتی (DI) در حیطه شدید قرار گرفتند.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج، تقریباً کلیه‌ی شاغلین کارگاه‌های قنادی در معرض استرس گرمایی می‌باشند اما کارگران شاغل در زیرگروه‌های شغلی فر و مخلوط‌کن، فر طبقه‌ای (محصولات کیک و نان فانتزی) و فر کوره‌ای (محصولات باقلوا و کعک) و همچنین جنس مونث در معرض استرس گرمایی بالاتری قرار دارند و بنابراین در زمان اتخاذ اقدامات کنترلی اولویت با چنین افرادی می‌باشد. بنابراین اعمال راهکارهای کنترلی از قبیل استفاد از عایق‌های حرارتی، برقراری سیستم تهویه مطبوع و غیره ضروری و الزامی می‌باشد.

بررسی وضعیت تشکیل کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار در شرکتهای تولیدی

ابوالفضل قهرمانی; الیاس تقی زاده; ایرج محبی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 41-50

زمینه و هدف: قوانین و مقررات ایمنی و بهداشت شغلی[1](OHS) کشور ما با هدف تامین شرایط بهداشتی و ایمنی در محیطهای کاری تدوین شده اند. اجرای الزامات مقررات OHS نقش زیادی در ارتقاء وضعیت OHS در سازمان ها دارند و رویکردهای مختلف مدیریت ایمنی بر انطباق با الزامات مقررات OHS تاکید دارند. بررسی ها نشان می دهد که مقررات OHS در محیط های کاری مختلف بویژه در کشورهای در حال توسعه به طور کامل اجرا نمی شوند. در آئین نامه کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار [2](CTPHW) بر تشکیل جلسات کمیته تاکید شده که از آن طریق باید مسائل مربوط به OHS در محیطهای کاری مورد بررسی قرار گیرد تا تصمیماتی برای ارتقاء وضعیت OHS در سازمان ها انجام شود. بررسی ها نشان داد که تابحال هیچ مطالعه پژوهشی در زمینه نحوه اجرای این آیین نامه در سازمان ها و بررسی محتوای مستندات مربوطه در مجلات علمی گزارش نشده است. لذا این مطالعه با هدف بررسی محتوای صورتجلسات CTPHW شرکت های تولیدی انجام شد.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه کیفی، تعداد 740 صورتجلسه مربوط به سالهای 94-90 جمع آوری شد. شرکت تولیدی در یکی از شهرستان های شمالغرب کشور قرار داشتند. در این مطالعه متن مستندات کاغذی و الکترونیکی صورتجلسات CTPHW با استفاده از از روش تحلیل محتوا[3] و براساس سوالات پژوهشی به موضوعات و دسته های موردی سازماندهی شدند. هر کدام از صورتجلسات برای چندین بار بررسی شدند تا تعداد بندها، کلمات مهم و طرح های کنترلی مصوب مشخص شوند. هر کدام از صورتجلسات به صورت کلمه به کلمه کدگذاری شدند و طرح های کنترلی مصوب توسط اعضای CTPHW از نظر نوع روش مورد استفاده برای کنترل خطرات، عادی (روتین) یا غیر عادی (غیر روتین) بودن و همچنین از نظر موضوعی ایمنی، بهداشتی و ارگونومی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: بررسی محتوای صورتجلسات نشان داد که بیشترین تعداد صورتجلسات (241 مورد) مربوط به سال 94 و کمترین تعداد (34 مورد) مربوط به سال 90 بود. از نظر موضوعی بیشترین تعداد بند ها و کلمات مربوط به ایمنی  و کمترین تعداد مربوط به ارگونومی بودند. تعداد کل طرح های کنترلی در این مطالعه 2553 مورد بود که بیشترین طرح های مورد بحث مربوط به مهندسی (958 مورد) و کمترین آنها مربوط به اعمال کاری (145 مورد) بود.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که الزامات آیین نامه CTPHW بدرستی در شرکت های تولیدی مورد مطالعه اجرا نشده است. این مطالعه بر پیگیری های بیشتر سازمانهای قانونی ذیربط برای اجرای هر چه بهتر الزامات این آئین نامه CTPHW در شرکت های تولیدی تاکید دارد. آموزش و تشویق شرکت های تولیدی از طرف سازمان های قانونی ذیربط می تواند از طریق فرهنگ سازی درست ایمنی، اجرای الزامات آئین نامه CTPHW و ارتقاء وضعیت OHS را در آنها در پی داشته باشد.

 

1 و *- )نویسنده مسئول(  عضو هیات علمی، گروه مهندسی بهداشت حرفه ای، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارومیه، ایران
Ghahramani@umsu.ac.ir
-2  دانشجوی کارشناسی ارشد ارگونومی
 
[1]. Occupational Health and Safety

[2]. Committee of Technical Protection and Health at Work

[3]. Content Analysis

بررسی نقش دست برتری در اثرات ناشی از صدای با فرکانس پایین بر عملکردهای شناختی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان.

جلیل درخشان; مجید معتمد زاده; عرفان طاهرپور; رستم گلمحمدی; محمد بابامیری; مریم فرهادیان

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 51-60

زمینه و هدف: صدا یکی از موثرترین عوامل برون زاد تاثیر گذار بر مکانیزم های پردازشی مغز انسان است که نقش عمده ای در بروز خطاهای انسانی و حوادث شغلی دارند. صدای کم فرکانس از مهم ترین منابع مولد صدا در محیط است و  حتی در ترازهای پایین آزاردهنده بوده و عملکرد شناختی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برخی از تفاوت‌های فردی مانند دست برتری، برون گرایی، روان رنجور خوئی و حساسیت به صدا می‌توانند تأثیر صدا بر عملکردهای شناختی را کاهش یا افزایش دهند. هدف این تحقیق بررسی اثر دست برتری بر عملکردهای شناختی در حضور صدای با فرکانس پایین می‌باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مداخله­ای می­باشد. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان بودند که از میان آن‌ها تعداد 120 نفر به روش نمونه­گیری هدفمند (40 نفر راست‌دست، 40 نفر دوسو توان و40 نفر چپ‌دست) انتخاب شدند. کلیه آزمایش‌ها در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی همدان و در یک اتاق با شرایط آکوستیکی و فیزیکی کنترل‌شده در اسفندماه سال 1396 صورت گرفت. برای تعیین دست برتری از پرسشنامه دست برتری چاپمن استفاده شد. با شبیه‌سازی محیط واقعی هر یک از افراد موردمطالعه درشدت صوت متداول در صنعت (45 و 65 دسی‌بل) به مدت 40 دقیقه در معرض مواجهه قرار گرفتند. شرایط محیطی در شرایط آسایش حرارتی و معادل با دمای تر گوی‌سان 18 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 50 درصد بدون وجود جریان هوای مزاحم ثابت نگاه داشته شد. همچنین با استفاده از لامپ‌های فلورسنت و هالوژنِ روشنایی 500 لوکس با سطح درخشندگی مطلوب سطوح تأمین و در طول انجام تمامی آزمایش‌ها ثابت نگاه داشته شد. در این مطالعه از صدای ضبط‌شده سیستم تهویه صنعتی در محیط کار استفاده شد که با استفاده از نرم‌افزارCool edit Program  در باند فرکانسی مدنظر ویرایش گردید و در حین مواجهه با استفاده از آزمون عملکرد پیوسته دیداری-شنیداری ((IVA PLUS CPT عملکردهای شناختی(زمان واکنش، توجه، تعادل، تمرکز و سرعت پردازش) افراد موردبررسی قرار گرفت. داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSSv:20 و آزمون کروسکال والیس و تحلیل واریانس موردبررسی قرار گرفتند.
یافته­ها: میانگین سنی افراد 94/23 با انحراف معیار 25/3 بود. توزیع افراد مورد آزمایش ازنظر جنس، فقط مردان بودند و 85 درصد از آن‌ها را مجردان و بقیه را متأهلین تشکیل می‌دادند. بیشتر شرکت‌کنندگان این مطالعه از رشته‌های علوم بهداشتی و مقطع تحصیلی 80 درصد آن‌ها نیز کارشناسی بود.   نتایج نشان داد با افزایش تراز صوت از 45 به 65 دسی بل صدا با فرکانس پایین عملکردهای شناختی افراد بهبود پیدا می کند و همجنین بین مؤلفه‌های عملکردهای شناختی و دست برتری تفاوت معناداری وجود دارد(05/0p)، بطوریکه افراد راست‌دست مؤلفه­های شناختی شنیداری بهتر، و افراد چپ‌دست مؤلفه‌های شناختی دیداری بهتری نسبت به هم داشتند و عملکرد دو سو توان نسبت به دو گروه دیگر در سطح بالاتری قرار دارد (05/0p).
نتیجه­گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که مواجهه با صدا فرکانس پایین در مولفه­های عملکردهای شناختی شرکت­کنندگان تاثیرگذار بود و همچنین  بین افزایش تراز صوت و مؤلفه­های عملکردهای شناختی با دست برتری رابطه معناداری وجود دارد. حین مواجهه با صدا افراد دو سو توان مؤلفه‌های عملکردهای شناختی بالاتری داشتند. بر این اساس در پست های کاری و وظایف شغلی حساس که نیازمند استفاده از عملکردهای شناختی هستند اثر دست برتری افراد باید مد نظر قرار گیرد.

بررسی حذف فوتوکاتالیتیک بخار تولوئن از هوا در بستر جذبی-فوتوکاتالیتیکی

سمیرا کاظمی; علی صفری واریانی; حدیث خوشنواز; احمد نیک پی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 61-70

زمینه و هدف : کیفیت هوا در محیط های داخلی  یکی از موضوعات مهم در حوزه سلامت می ­باشد که در چند سال اخیر و با تغییر در الگو­های زندگی مورد توجه قرار گرفته است. تولوئن یکی از ترکیبات آلی با کاربرد گسترده صنعتی می ­باشد. این ترکیب­ ها به دلیل فشار بخار بالایی که دارند از پتانسیل انتشار و ایجاد مواجهه تنفسی در فرآیندهای ساخت و حتی در هنگام استفاده از محصولات که در ساخت آنها استفاده شده­اند برخوردار هستند. با توجه به اثرات بهداشتی ترکیبات آلی فرار، کنترل آنها پیش از تخلیه به محیط زیست و همچنین ارائه روش ­هایی برای کنترل آنها در محیط ­های داخلی ضروری به نظر می­رسد. فرآیند اکسیداسیون فوتوکاتالیتیکی ترکیبات آلی فرار یکی از روش­ های موثر و همسو با محیط زیست در زمینه حذف ترکیبات آلی فرار محسوب می­ شود. مهم­ترین محدودیت این روش، وابستگی حذف آلاینده به شیمی سطح و زمان ماند آلاینده بر سطح بستر می­باشد. در این مطالعه به منظور بهبود افزایش زمان ماند و بهبود کارایی حذف، از مخلوطی از دی­ اکسید تیتانیوم و کربن فعال در ساخت بستر جذبی- فوتوکاتالیتیکی استفاده شد. این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف بخار تولوئن در بستر جذبی-فوتوکاتالیتیکی انجام گردید.
مواد و روش کار : در این پژوهش، از دی اکسید تیتانیوم و مخلوط دی اکسید تیتانیوم و کربن فعال پودری محلول در آب مقطر جهت ساخت بستر فوتوکاتالیتیکی و بستر جذبی- فوتوکاتالیتیکی استفاده شد. لایه نشانی بسترها به روش غوطه ­ور سازی بستر پشم شیشه انجام شد. بررسی توزیع سایزی ذرات و کیفیت لایه نشانی به روش میکروسکوپ الکترونی انجام گردید. کارایی اکسیداسیون فوتوکاتالیتیکی تولوئن در دو رآکتور مجزا در حضور تابش فرابنفش مورد بررسی قرار گرفت. طراحی آزمون­ها به منظور بررسی تاثیر غلظت اولیه تولوئن و گذر حجمی جریان بر کارایی حذف فوتوکاتالیتیکی در سیستم­های فوتوکاتالیتیکی و جذبی-فوتوکاتالیتیکی با استفاده از روش سطح پاسخ  (RSM )انجام شد.

یافته­ها : نتایج نشان داد که راندمان حذف و ظرفیت حذف تولوئن در بسترهای فوتوکاتالیتیکی و جذبی- فوتوکاتالیتیکی متأثر از گذر حجمی جریان و غلظت ورودی آلاینده به سیستم بود. در شرایط بهینه عملیاتی، راندمان حذف در بسترهای فوتوکاتالیتیکی و جذبی- فوتوکاتالیتیکی به ترتیب در بارگذاری 84/5 و 1/65 میلی­گرم به ازای متر مکعب در ثانیه و زمان ماند 2 و8/5 ثانیه، 99/98% و 95/14 % به دست آمد و ظرفیت حذف نیز در نقاط بهینه عملیاتی در دو فوتوکاتالیست جذبی و غیر جذبی 5008/71 و 1204/85 میلی­گرم به ازای هر متر مکعب در دقیقه بود.
نتیجه­ گیری : بسترهای حذف فوتوکالیتیکی از کارایی خوبی در زمینه حذف ترکیبات آلی در محیط های داخلی، برخوردار هستند. تلفیق آنها با جاذب های سطحی منجر به توسعه بسترهای خودپالای جذبی-کاتالیتیکی می­ شود که ظرفیت حذف آلاینده را تا 5 برابر بسترهای کاتالیتیکی بهبود بخشیده و زمینه ساز کوچک سازی بستر کنترلی و  امکان استفاده از آنها را در سیستم­ های تصفیه هوای خانگی و صنعتی فراهم می­ نماید. افزایش کارایی حذف در بسترهای جذبی- فوتوکاتالیتیکی با افزایش هواگذر به دلیل کاسته شدن از ضخامت لایه مرزی و بهبود انتقال جرم از جریان هوا به سایت های جذبی و کاتالیتیکی می­باشد.
 

بررسی اثر منابع روشنایی بر سطح هوشیاری در یک محیط آزمایشگاهی

بهزاد فولادی; عباس محمدی; علی راستین; کامبیز احمدی; فرامرز قره گوزلو

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 71-80

زمینه و هدف: منابع روشنایی فلورسنت رایجترین منابع جهت تامین روشنایی در محیط های اداری می باشند و اخیراً منابع دیودهای منتشر کننده نور (ال ای دی) بعنوان گزینه روشنایی برای کاربردهای اداری مطرح شده اند و احتمال جایگزین شدن آنها با منابع فلورسنت در آینده وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه اثر منبع روشنایی فلورسنت و ال ای دی بر سطح هوشیاری افراد می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 28 نفر (8 زن و 20مرد) با میانگین و انحراف معیار سنی 7/4 ± 18/25 سال، بصورت داوطلبانه مشارکت داشتند. پیش از آزمون هدف مطالعه برای مشارکت کنندگان تبیین گردید. هر شرکت کننده در دو آزمون تحت نور چراغ فلورسنت و  هم چنین نور ال ای دی مورد دو سنجش (ارزیابی ذهنی آسایش بینایی و ارزیابی سطح هوشیاری) قرار گرفت. پرسشنامه بررسی روشنایی اداری برای ارزیابی ذهنی آسایش بینایی داوطلبان مورد استفاده قرار گرفت. هم چنین برای ارزیابی سطح هوشیاری شرکت کننده ها از دستگاه ثبت امواج مغزی (الکتروآنسفالوگرام) مدل نکسوس - 4 استفاده گردید. مطابق با راهنمای اندازه گیری روشنایی ایران میزان روشنایی هر یک از منابع روشنایی با استفاده از دستگاه لوکس متر تعیین گردید. جهت تحلیل یافته ها از آمار توصیفی و هم چنین آزمون تی- تست با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 با سطح معناداری 05/0 استفاده گردید.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که تنها سوالات 2 (بطورکلی میزان روشنایی این اتاق راحت است)، 3 (رنگ لامپ این اجازه را به من می دهد تا کارهای مختلف را به راحتی انجام دهم) و 4 (رنگ پوست من در زیر نور این چراغ طبیعی به نظر می رسد) پرسشنامه بررسی روشنایی اداری اختلاف معناداری را در ارزیابی ذهنی آسایش بینایی ناشی از منابع نوری فلورسنت و ال ای دی نشان دادند. هم چنین در زمینه ترجیح دادن نور منابع روشنایی،  چراغ فلورسنت 83/66 امتیاز  و چراغ ال ای دی 83/51 امتیاز را کسب نمودند. که این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار بود. از نظر آسایش بینایی نیز نور فلورسنت ( 1/68 امتیاز) در مقایسه با نور ال ای دی ( 33/67 امتیاز)، منبع نوری راحت تری قلمداد شد، ولی از نظر آماری اختلاف معنی داری بین این دو منبع روشنایی در این خصوص مشاهده نگردید. میانگین توان نسبی باندهای فرکانسی آلفا، بتا و گامای ثبت شده توسط الکتروانسفالوگرام افراد در مواجهه با منبع نوری ال ای دی نسبت به منبع نوری فلورسنت، بالاتر بود. بعلاوه، میانگین توان امواج آلفا و بتا ثبت شده برای دو منبع فلورسنت و ال ای دی به ترتیب برابر 154، 225، 223 و 241 میکرو ولت بود. که از لحاظ آماری اختلاف معنی دار بیان گردید.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر با رویکرد سنجش کمی و کیفی صورت پذیرفت که مطابق نتایج مشخص گردید که افراد مشارکت کننده نور حاصل از منابع روشنایی فلورسنت را بیشتر ترجیح می دهند و احساس بهتری را تحت مواجهه با نور فلورسنت در قیاس با نور منابع ال ای دی بیان داشتند. هم چنین روشنایی تامین شده توسط منابع ال ای دی اثر نامطلوبی در فرایند هوشیاری افراد نشان داد.

مدیریت دانش عامل ارتقاء فرهنگ ایمنی در سازمانها

رضا کیانتاژ; علی رمضانی; ناهید امراللهی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 1-10

زمینه و هدف: امروزه می­ØªÙˆØ§Ù† از فرهنگ ایمنی در سازمانهای صنایع مختلف، به عنوان یک مزیت رقابتی بلند مدت نام برد که بهبود آن منجر به جلوگیری از وقوع حوادث پرهزینه برای انواع سازمانها در کشورهای مختلف می­Ø´ÙˆØ¯. بعد از حادثه­ÛŒ نیروگاه اتمی چرنوبیل و گزارش کارشناسان ایمنی آژانس بین­Ø§Ù„مللی انرژی اتمی در مورد کاستی­Ù‡Ø§ÛŒ فرهنگ ایمنی در آن نیروگاه، روشهای مختلفی برای تعریف و سنجش مفهوم فرهنگ ایمنی در سازمانها و شیوه­Ù‡Ø§ÛŒ تاثیرگذاری و ارتقاء آن مفهوم ارائه شده است. از طرف دیگر مفاهیم مدیریت دانش و یادگیری سازمانی نیز جزو موضوعاتی هستند که ارتباط تنگاتنگی با مفهوم فرهنگ سازمانی دارند و تحقیقات بسیاری جهت تحلیل اثرات آنها بر مولفه­Ù‡Ø§ÛŒ گوناگون سازمانی در صنایع مختلف انجام شده­Ø§Ø³Øª. در این راستا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر استقرار فرایندهای مدیریت دانش در ارتقاء جایگاه مفهوم فرهنگ ایمنی در سازمان به اجرا درامده­Ø§Ø³Øª.
روش بررسی: در این تحقیق ابتدا مدل نظری مناسب در مورد ارتباط بین پنج مشخصه­ÛŒ فرایندهای مدیریت دانش )اخذ دانش، تسهیم دانش، خلق دانش، کدگذاری دانش و نگهداشت دانش) و فرهنگ ایمنی در سازمان ارائه شد و سپس به صورت تجربی داده­Ù‡Ø§ÛŒ جمع آوری­Ø´Ø¯Ù‡ از نمونه آماری 98 نفره از کارکنان ایرانی درگیر در عملیات اصلی راکتورهای اتمی ایران با روش حداقل مربعات جزئی (PLS) از روشهای جدید تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل همبستگی قرار گرفت. نرم افزار مورد استفاده در این تحلیل SmartPLS 3 بود و از پرسشنامه­ کیانتو (Kianto, 2008) برای سنجش فرایندهای مدیریت دانش و پرسشنامه آژانس بین­Ø§Ù„مللی انرژی اتمی (SCPQ-LH) در سال 2017 برای سنجش سطح فرهنگ ایمنی در سازمان استفاده شد. در ادامه با توجه به عنوان شغلی کارکنان و ارتباط آن با موضوع ایمنی، مدل ارائه شده برای دو گروه 1- کارکنان بخش­Ù‡Ø§ÛŒ مرتبط با ایمنی مانند بخش­Ù‡Ø§ÛŒ حفاظت در برابر اشعه و HSE و ... و 2- دیگر کارکنان درگیر در عملیات اصلی راکتور هسته­Ø§ÛŒ مانند کارکنان بخش­Ù‡Ø§ÛŒ تولید، مهندسی یا کنترل کیفی نیز مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت و شدت نتایج همبستگی بدست آمده با توجه به ارتباط عنوان شغلی کارکنان به موضوع ایمنی مورد توجه قرار گرفت.
یافته­ ها: یافته­Ù‡Ø§ÛŒ بدست آمده در این تحقیق نشان داد که مدیریت دانش قادر به تبیین 57 درصد از تغییرات متغیر فرهنگ ایمنی برای کارکنان عملیاتی این تاسیسات اتمی می­Ø¨Ø§Ø´Ø¯. به ویژه که نتایج تحقیق از تشدید این همبستگی به 62 درصد در میان پرسنل واحدهای مرتبط با ایمنی که فرایندهای مدیریت دانش را بیشتر برای دانش ایمنی بکار گرفته بودند در مقابل دیگر پرسنل فعال در عملیات اصلی تاسیسات (به میزان 53 درصد) حکایت داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشانگر این موضوع است که استقرار فرایندهای مدیریت دانش، بویژه دانش مرتبط با ایمنی )احتمالا در اثر تسهیل و بهبود مبحث یادگیری سازمانی) تاثیر مستقیمی در ارتقاء فرهنگ ایمنی در سازمان دارد و می­ØªÙˆØ§Ù† از سیستم مدیریت دانش به عنوان عاملی در جهت ارتقاء فرهنگ ایمنی در سازمان در بلند مدت بهره جست. در این راستا طرح­Ø±ÛŒØ²ÛŒ سیستم مدیریت دانش سازمان به صورت هدفمند و تاکید آن بر مدیریت دانش ایمنی می­ØªÙˆØ§Ù†Ø¯ به عنوان عاملی در جهت تشدید و تسریع ارتقاء فرهنگ ایمنی در سازمان بکارگرفته شود. از دیگر نتایج بدست آمده در این تحقیق ارتباط تنگاتنگ سیستم مدیریت دانش سازمان با موضوع یادگیری سازمانی است. که بر اساس این نتیجه فرایندهای مدیریت دانش تقدّمی بر مفهوم مدیریت دانش در سازمان ندارند و نمی­ØªÙˆØ§Ù† فرایندهای مدیریت دانش را به عنوان عامل سازنده­ÛŒ سازه­ÛŒ مدیریت دانش در سازمان در نظر گرفت بلکه مفهوم مدیریت دانش در سازمان وجود مستقلی است که تاثیر مستقیمی بر یادگیری سازمانی و مفهوم فرهنگ سازمانی دارد و حتی می­ØªÙˆØ§Ù† این سیستم را از طریق اثرات تاثیر آن بر موضوع یادگیری سازمانی تعریف کرد و سنجید.

شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های کلیدی عملکرد نظام مدیریت HSE در سازمان‌های صنعتی با رویکرد تصمیم‌گیری چندشاخصه فازی (FAHP & Taxonomy)

رضا رمضانیان; سید سعید حسن الحسینی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 11-20

زمینه و هدف: رتبه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ یک نوع معیار صلاحیت­Ú¯Ø°Ø§Ø±ÛŒ بر اساس استانداردهای تعریف­Ø´Ø¯Ù‡ است و  Ø¨Ø±Ø§ÛŒ تضمین کیفیت و کمیت پیمانکاران در ارائه­ÛŒ خدمات و دفاع از حقوق ذینفعان و استفاده­Ú©Ù†Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù† می باشد. رویکرد ترکیبی فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاکسونومی به عنوان روش­Ù‡Ø§ÛŒ تصمیم­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ چندمعیاره، به تصمیم­Ú¯ÛŒØ±Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù† کمک می­Ú©Ù†Ø¯ تا مشکلات را سازماندهی و تحلیل، و گزینه­Ù‡Ø§ را اولویت­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ کنند. در این تحقیق به شناسایی شاخص­Ù‡Ø§ØŒ انتخاب سنجه‌ها و وزن­Ø¯Ù‡ÛŒ شاخص‌ها و همچنین ارزیابی عملکرد نظام مدیریت HSE پرداخته شده است. در نهایت، 5 سازمان فعال در صنعت ساخت شناور با روش تاکسونومی رتبه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ شده­Ø§Ù†Ø¯.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش دانش‌آموختگان رشته‌های مرتبط با مقوله ایمنی، بهداشت و محیط زیست با سابقه کار در زمینه ارزیابی عملکرد می­Ø¨Ø§Ø´Ù†Ø¯. تعداد نمونه 8 نفر بوده که با توجه به نوع نمونه‌گیری یعنی غیراحتمالی، هدفمند و در دسترس، این تعداد با هدف مطالعه سازگار می‌باشد. استانداردهای ISO 14001:2015 و ISO 45001:2018 و نیز دروس دانشگاهی مهندسی ایمنی صنعتی، مهندسی بهداشت حرفه‌ای و مدیریت/مهندسی محیط زیست و همچنین استفاده از نظرات خبرگان مبنای شناسایی شاخص­Ù‡Ø§ÛŒ مدیریتی و عملیاتی این نظام مدیریت می‌باشند. جهت کمی نمودن هر شاخص‌، سنجه‌هایی تعیین می­Ú¯Ø±Ø¯Ø¯. خبرگان پس از انتخاب سنجه‌ها، به آن‌ها وزن داده که با استفاده از رویکرد فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی به روش واکاوی توسعه‌ای و بکارگیری مقایسات زوجی، وزن شاخص‌ها و سنجه‌ها تعیین گردید. در نهایت، با استفاده از سنجه‌های منتخب به ارزیابی عملکرد این نظام مدیریت در 5 سازمان فعال در صنعت ساخت شناور با روش تاکسونومی پرداخته شد.
یافته­Ù‡Ø§: با بررسی ادبیات موضوع و دریافت نظرات خبرگان، 10 معیار کلی و 54 شاخص شناسایی گردید بطوری­Ú©Ù‡ تعداد شاخص‌ها و زیرشاخص­Ù‡Ø§ÛŒ مدیریتی به ترتیب 7 و 28 مورد و تعداد شاخص‌ها و زیرشاخص­Ù‡Ø§ÛŒ عملیاتی به ترتیب 3 و 26 مورد می‌باشد، با این حال با توجه به مقایسات زوجی انجام شده، مجموع وزن شاخص‌های مدیریتی معادل 5/40 درصد و مجموع وزن شاخص‌های عملیاتی معادل 5/59 درصد می‌باشد. با وجود تعداد بیشتر شاخص‌های مدیریتی، وزن و اهمیت شاخص‌های عملیاتی در ارزیابی عملکرد  HSEبیشتر است. 3 معیار عملیاتی بیشترین اوزان را به خود اختصاص داده و پس از آن معیارهای مدیریتی قرار می‌گیرند. همچنین از بین 54 شاخص شناسایی­Ø´Ø¯Ù‡ØŒ 6 شاخص اول که دارای بیشترین وزن هستند همگی از نوع شاخص‌های عملیاتی و 6 شاخص آخر که دارای کمترین وزن می‌باشند از نوع شاخص‌های مدیریتی هستند. نتایج رویکرد پیشنهادی نشان داد سازمان اول در اولویت اول قرار گرفته است. رتبه‌بندی سازمان‌ها با احتساب اوزان شاخص‌ها و بدون احتساب آن­Ù‡Ø§ محاسبه شد که نتیجه حکایت از تأثیر اوزان شاخص‌ها در رتبه‌بندی سازمان‌ها دارد. لحاظ این مهم در ارزیابی عملکرد سازمان‌ها بخصوص در حوزه نظام مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست پیشنهاد می­Ú¯Ø±Ø¯Ø¯.
نتیجه­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ: نتایج تحقیق انجام­Ø´Ø¯Ù‡ نشان داد می­ØªÙˆØ§Ù† روش ترکیبی پیشنهادی شامل فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاکسونومی را با موفقیت به منظور ارزیابی عملکرد نظام مدیریت HSE به­Ú©Ø§Ø± گرفت. به نظر می­Ø±Ø³Ø¯ ارزیابی عملکرد با استفاده از روش­Ù‡Ø§ÛŒ تصمیم­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ به همراه مشارکت نیروهای انسانی می­ØªÙˆØ§Ù†Ø¯ منتج به اثربخشی بیشتر این نظام مدیریت شود.

مواجهه شغلی پدران با حلال‌ها و خطر وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی قلبی در فرزندان با استفاده ازماتریکس ارزیابی شغل

حمیده نیک نظر; امیر هوشنگ مهرپرور; مصطفی بهجتی; علی دهقانی; محمد جواد زارع

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 21-30

زمینه و هدف: در حال حاضر در نتیجه پژوهش روی حیوانات آزمایشگاهی، اطلاعات فروانی از تاثیر عوامل مختلف محیطی در وقوع ناهنجاری‌های مادر‌زادی به دست آمده است، اما هنوز اطلاعات جامعی در خصوص علل وقوع ناهنجاری‌های مادرزادی قلبی(CHD) در جمعیت‌های انسانی وجود ندارد.. محققان بیان کرده‌اند مشاغلی مانند داروسازی‌، مهندسی شیمی، رنگرزی که افراد در معرض حلال‌ها قرار می‌گیرند، خطر ابتلای نوزاد به نقایص چشمی، قلبی و روده‌ای و شکاف لب و کام را افزایش می‌دهد. در مطالعه اسنیدجر میان تماس شغلی مادران وCHD  ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† ارتباطی مشاهده نشد در حالیکه تماس پدران با فتالات باعث افزایش CHD در نوزادان گردید. با توجه به مطالب ذکر شده شناخت عوامل محیطی و شغلی موثر در بروز ناهنجاری‌های مادرزادی قلب از جمله مواجهات شغلی پدران می‌تواند به شناخت عوامل غیر ژنتیکی مؤثر در بروز ناهنجاری‌های مادرزادی قلب کمک کند بنابرای این مطالعه با هدف بررسی مواجهه شغلی پدران با حلال‌ها و بروز ناهنجاری مادرزادی قلب نوزادان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت مورد- شاهدی بر روی600 کودک انجام شد. 200 کودک مبتلا به ناهنجاری‌های مادرزادی قلب تشخیص داده شده (گروه مورد) و 400 کودک سالم (گروه شاهد) بودند. ابزار گردآوری پرسشنامه‌ی محقق ساخته بود که از طریق مصاحبه تلفنی توسط پژوهشگر تکمیل شد. سوالات پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک، شغل پدر، سبک زندگی و عوامل محیطی بود. پس از تکمیل پرسشنامه‌ها بررسی مواجهه شغلی پدر با استفاده از روش ماتریکس ارزیابی شغل انجام گرفت.‌ بدین منظور ماتریس ارزیابی مواجهه شغلی با حلال‌ها در نرم‌افزار اکسل تهیه گردید. امتیاز دهی به مواجهه هر شغل با حلال براساس نظرات 10 نفر از کارشناسان بهداشت حرفه‌ای با تجربه و آشنا به مشاغل مختلف انجام شد. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS16 و شاخص‌های توصیفی و پراکندگی نظیر فراوانی و درصد استفاده شد همچنین جهت ارزیابی تماس شغلی از نرم‌افزار STATA14 و جهت برآورد نسبت شانس و نسبت شانس تطبیق یافته از آزمون‌های رگرسیون لجستیک استفاده شد.
یافته‌ها: شایع‌ترین ناهنجاری‌های مشاهده شده در این مطالعه نقص دیواره بین‌ بطنی (63n=) %5/31 و باز بودن مجرای شریانی (48n=) 24% بود. نتایج مطالعه نشان داد که مادران گروه مورد در مقایسه با مادران گروه شاهد از سطح تحصیلات پایین‌تری برخوردار بودند (001/0p-value ). در این مطالعه نسبت جنسیتی دختر به پسر 1:06/1بود. نتایج مطالعه نشان داد که تماس شغلی پدران با حلال‌ها در نمونه مورد (66%) نسبت به نمونه شاهد (55%) بیشتر بوده است این رابطه از لحاظ آماری معنی‌دار می‌باشد (21/2-06/1CI= 95% ، 53/1OR=). بعد از حذف اثر عوامل مداخله‌گر ارتباط معناداری بین مواجهه پدر با حلال‌ها و ناهنجاری قلبی در نوزادان مشاهده نشد (84/0-6/1 CI= 95% ، 28/1 AOR=).
نتیجه‌گیری: از محدودیت‌های مطالعه تعداد نسبتاً کم نمونه و محدود کردن مطالعه به بازه زمانی خاص و همچنین استفاده از ماتریکس ارزیابی شغل به تنهایی و عدم اندازه‌گیری بیو‌مارکر‌های حلال‌ها در بافت و مایعات بدن والدین و جنین بود. با وجود محدودیت‌های مطالعه یافته‌های مطالعه نشان داد که یکی از عوامل محیطی تأثیرگذار بر سلامت جنین مواجهات شغلی پدران از جمله مواجهه با حلال‌ها می‌باشد. بنابراین نظارت بر بکارگیری استاندارهای بهداشتی در محیط کار و آموزش زوج‌های جوان در خصوص عوامل غیرژنتیکی موثر در بروز ناهنجاری‌ها مادرزادی، می‌تواند در سلامت نسل آینده موثر می‌باشد.

ارزیابی استرس گرمایی در شاغلین کارگاه‌های قنادی بر اساس شاخص‌های WBGT و DI (مطالعه موردی شهر ایلام)

محمد امین رشیدی; روح اله حاجی زاده; محمد حسین بهشتی; عظی٠اکبری; عبدالحسین پورنجف; علی خوانین; مسعود پورنجف; فرشته نیکوند; یوسف فقیه نیا ترشیزی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 31-40

زمینه و هدف: شرایط جوی نامناسب از جمله عوامل زیان‌آوری هستند که اکثر شاغلین در محیط‌های کاری مخصوصاً محیط‌هایی که هم فرایند کار و هم شرایط جوی منطقه نامناسب است، با آن سروکار دارند. بطور کلی کارگران شاغل در قنادی‌ها مخصوصاً در فصل تابستان با استرس گرمایی بالایی مواجهه دارند. بنظر می‌رسد مواجهه با گرمای بیش از حد علاوه بر اینکه با اختلال در سیستم فیزیولوژی و سلامتی افراد سبب ایجاد بیماری‌ها و عوارض متعددی می‌گردد، راندمان و بازده کاری را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. این مطالعه با هدف تعیین میزان استرس گرمایی در شاغلین کارگاه‌های قنادی در شهرستان ایلام انجام گرفت.  
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت توصیفی- تحلیلی در تابستان 1396 بر روی 104 نفر از کارگران شاغل در 35 کارگاه قنادی انجام گرفت. تعداد نمونه‌ی پژوهش بر اساس روش سرشماری انتخاب گردید. اندازه‌گیری متغیرهای مورد مطالعه در گرم‌ترین ساعات روزکاری (ساعات 10 الی 14) و برای هر کارگر تنها یک‌بار و آن هم در بدترین ایستگاه کاری (نزدیک ترین ایستگاه به منبع گرما) انجام گرفت. ارزیابی استرس گرمایی با استفاده از شاخص WBGT (بر اساس استاندارد ISO7243 ) و شاخص DI صورت گرفت. همزمان با اینکه پارامترهای محیطی مورد سنجش قرار گرفتند، دمای دهانی کارگران توسط یک دماسنج پزشکی دیجیتال اندازه‌گیری گردید. در نهایت تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS 22 و آزمون‌های آماری کولموگروف- اسمیرنوف، من ویت‌نی، کروسکال والیس، آنالیز واریانس یک‌طرفه و همبستگی پیرسون انجام گرفت.
یافته‌ها: یافته‌های این مطالعه نشان داد که میانگین شاخص WBGT بر حسب شغل در مشاغل فر، پهن‌کن، مخلوط‌کن و نظافت و بسته‌بندی به ترتیب 96/3 ± 66/33، 05/3 ± 58/29، 61/3 ± 73/31، 44/2 ± 87/29 و همچنین بر حسب فر (محصول) در فر گردان (شیرینی تر و خشک)، فر طبقه‌ای (کیک‌و نان فنتزی) و فر کوره‌ای (باقلوا و کعک) به‌ترتیب 86/3 ± 94/30، 89/3 ± 14/34 و 91/2 ± 2/32 می‌باشد که این نتایج نشان می‌دهد میزان استرس گرمایی در بخش کار با دستگاه فر و محصول کیک و نان فانتزی (فر طبقه‌ای) بیشتر از بقیه بخش‌ها بوده است. آزمون همبستگی پیرسون‌ نشان داد که هیچگونه همبستگی معنی‌داری بین دمای دهانی با شاخص‌ها و متغیرهای مورد مطالعه وجود ندارد (05/0p). نتایج آزمون من ویت‌نی مشخص کرد که بین متغیر جنسیت با دمای دهانی تفاوت معنی‌دار آماری وجود داشت (05/0>p) به‌طوریکه میانگین این متغیر در زنان با میانگین 27/0 ± 7/36 بیشتر از مردان با میانگین 84/0 ± 42/36 بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که 6/85 % از افراد مورد مطالعه از لحاظ شاخص احساس ناراحتی (DI) در حیطه شدید قرار گرفتند.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج، تقریباً کلیه‌ی شاغلین کارگاه‌های قنادی در معرض استرس گرمایی می‌باشند اما کارگران شاغل در زیرگروه‌های شغلی فر و مخلوط‌کن، فر طبقه‌ای (محصولات کیک و نان فانتزی) و فر کوره‌ای (محصولات باقلوا و کعک) و همچنین جنس مونث در معرض استرس گرمایی بالاتری قرار دارند و بنابراین در زمان اتخاذ اقدامات کنترلی اولویت با چنین افرادی می‌باشد. بنابراین اعمال راهکارهای کنترلی از قبیل استفاد از عایق‌های حرارتی، برقراری سیستم تهویه مطبوع و غیره ضروری و الزامی می‌باشد.

بررسی وضعیت تشکیل کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار در شرکتهای تولیدی

ابوالفضل قهرمانی; الیاس تقی زاده; ایرج محبی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 41-50

زمینه و هدف: قوانین و مقررات ایمنی و بهداشت شغلی[1](OHS) کشور ما با هدف تامین شرایط بهداشتی و ایمنی در محیطهای کاری تدوین شده اند. اجرای الزامات مقررات OHS نقش زیادی در ارتقاء وضعیت OHS در سازمان ها دارند و رویکردهای مختلف مدیریت ایمنی بر انطباق با الزامات مقررات OHS تاکید دارند. بررسی ها نشان می دهد که مقررات OHS در محیط های کاری مختلف بویژه در کشورهای در حال توسعه به طور کامل اجرا نمی شوند. در آئین نامه کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار [2](CTPHW) بر تشکیل جلسات کمیته تاکید شده که از آن طریق باید مسائل مربوط به OHS در محیطهای کاری مورد بررسی قرار گیرد تا تصمیماتی برای ارتقاء وضعیت OHS در سازمان ها انجام شود. بررسی ها نشان داد که تابحال هیچ مطالعه پژوهشی در زمینه نحوه اجرای این آیین نامه در سازمان ها و بررسی محتوای مستندات مربوطه در مجلات علمی گزارش نشده است. لذا این مطالعه با هدف بررسی محتوای صورتجلسات CTPHW شرکت های تولیدی انجام شد.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه کیفی، تعداد 740 صورتجلسه مربوط به سالهای 94-90 جمع آوری شد. شرکت تولیدی در یکی از شهرستان های شمالغرب کشور قرار داشتند. در این مطالعه متن مستندات کاغذی و الکترونیکی صورتجلسات CTPHW با استفاده از از روش تحلیل محتوا[3] و براساس سوالات پژوهشی به موضوعات و دسته های موردی سازماندهی شدند. هر کدام از صورتجلسات برای چندین بار بررسی شدند تا تعداد بندها، کلمات مهم و طرح های کنترلی مصوب مشخص شوند. هر کدام از صورتجلسات به صورت کلمه به کلمه کدگذاری شدند و طرح های کنترلی مصوب توسط اعضای CTPHW از نظر نوع روش مورد استفاده برای کنترل خطرات، عادی (روتین) یا غیر عادی (غیر روتین) بودن و همچنین از نظر موضوعی ایمنی، بهداشتی و ارگونومی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: بررسی محتوای صورتجلسات نشان داد که بیشترین تعداد صورتجلسات (241 مورد) مربوط به سال 94 و کمترین تعداد (34 مورد) مربوط به سال 90 بود. از نظر موضوعی بیشترین تعداد بند ها و کلمات مربوط به ایمنی  و کمترین تعداد مربوط به ارگونومی بودند. تعداد کل طرح های کنترلی در این مطالعه 2553 مورد بود که بیشترین طرح های مورد بحث مربوط به مهندسی (958 مورد) و کمترین آنها مربوط به اعمال کاری (145 مورد) بود.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که الزامات آیین نامه CTPHW بدرستی در شرکت های تولیدی مورد مطالعه اجرا نشده است. این مطالعه بر پیگیری های بیشتر سازمانهای قانونی ذیربط برای اجرای هر چه بهتر الزامات این آئین نامه CTPHW در شرکت های تولیدی تاکید دارد. آموزش و تشویق شرکت های تولیدی از طرف سازمان های قانونی ذیربط می تواند از طریق فرهنگ سازی درست ایمنی، اجرای الزامات آئین نامه CTPHW و ارتقاء وضعیت OHS را در آنها در پی داشته باشد.

 

1 و *- )نویسنده مسئول(  Ø¹Ø¶Ùˆ هیات علمی، گروه مهندسی بهداشت حرفه ای، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارومیه، ایران
Ghahramani@umsu.ac.ir
-2  Ø¯Ø§Ù†Ø´Ø¬ÙˆÛŒ کارشناسی ارشد ارگونومی
 
[1]. Occupational Health and Safety

[2]. Committee of Technical Protection and Health at Work

[3]. Content Analysis

بررسی نقش دست برتری در اثرات ناشی از صدای با فرکانس پایین بر عملکردهای شناختی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان.

جلیل درخشان; مجید معتمد زاده; عرفان طاهرپور; رست٠گلمحمدی; محمد بابامیری; مری٠فرهادیان

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 51-60

زمینه و هدف: صدا یکی از موثرترین عوامل برون زاد تاثیر گذار بر مکانیزم های پردازشی مغز انسان است که نقش عمده ای در بروز خطاهای انسانی و حوادث شغلی دارند. صدای کم فرکانس از مهم ترین منابع مولد صدا در محیط است و  Ø­ØªÛŒ در ترازهای پایین آزاردهنده بوده و عملکرد شناختی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برخی از تفاوت‌های فردی مانند دست برتری، برون گرایی، روان رنجور خوئی و حساسیت به صدا می‌توانند تأثیر صدا بر عملکردهای شناختی را کاهش یا افزایش دهند. هدف این تحقیق بررسی اثر دست برتری بر عملکردهای شناختی در حضور صدای با فرکانس پایین می‌باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مداخله­Ø§ÛŒ می­Ø¨Ø§Ø´Ø¯. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان بودند که از میان آن‌ها تعداد 120 نفر به روش نمونه­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ هدفمند (40 نفر راست‌دست، 40 نفر دوسو توان و40 نفر چپ‌دست) انتخاب شدند. کلیه آزمایش‌ها در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی همدان و در یک اتاق با شرایط آکوستیکی و فیزیکی کنترل‌شده در اسفندماه سال 1396 صورت گرفت. برای تعیین دست برتری از پرسشنامه دست برتری چاپمن استفاده شد. با شبیه‌سازی محیط واقعی هر یک از افراد موردمطالعه درشدت صوت متداول در صنعت (45 و 65 دسی‌بل) به مدت 40 دقیقه در معرض مواجهه قرار گرفتند. شرایط محیطی در شرایط آسایش حرارتی و معادل با دمای تر گوی‌سان 18 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 50 درصد بدون وجود جریان هوای مزاحم ثابت نگاه داشته شد. همچنین با استفاده از لامپ‌های فلورسنت و هالوژنِ روشنایی 500 لوکس با سطح درخشندگی مطلوب سطوح تأمین و در طول انجام تمامی آزمایش‌ها ثابت نگاه داشته شد. در این مطالعه از صدای ضبط‌شده سیستم تهویه صنعتی در محیط کار استفاده شد که با استفاده از نرم‌افزارCool edit Program  Ø¯Ø± باند فرکانسی مدنظر ویرایش گردید و در حین مواجهه با استفاده از آزمون عملکرد پیوسته دیداری-شنیداری ((IVA PLUS CPT عملکردهای شناختی(زمان واکنش، توجه، تعادل، تمرکز و سرعت پردازش) افراد موردبررسی قرار گرفت. داده­Ù‡Ø§ با استفاده از نرم­Ø§ÙØ²Ø§Ø± SPSSv:20 و آزمون کروسکال والیس و تحلیل واریانس موردبررسی قرار گرفتند.
یافته­Ù‡Ø§: میانگین سنی افراد 94/23 با انحراف معیار 25/3 بود. توزیع افراد مورد آزمایش ازنظر جنس، فقط مردان بودند و 85 درصد از آن‌ها را مجردان و بقیه را متأهلین تشکیل می‌دادند. بیشتر شرکت‌کنندگان این مطالعه از رشته‌های علوم بهداشتی و مقطع تحصیلی 80 درصد آن‌ها نیز کارشناسی بود.   Ù†ØªØ§ÛŒØ¬ نشان داد با افزایش تراز صوت از 45 به 65 دسی بل صدا با فرکانس پایین عملکردهای شناختی افراد بهبود پیدا می کند و همجنین بین مؤلفه‌های عملکردهای شناختی و دست برتری تفاوت معناداری وجود دارد(05/0p)، بطوریکه افراد راست‌دست مؤلفه­Ù‡Ø§ÛŒ شناختی شنیداری بهتر، و افراد چپ‌دست مؤلفه‌های شناختی دیداری بهتری نسبت به هم داشتند و عملکرد دو سو توان نسبت به دو گروه دیگر در سطح بالاتری قرار دارد (05/0p).
نتیجه­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ: نتایج این مطالعه نشان می دهد که مواجهه با صدا فرکانس پایین در مولفه­Ù‡Ø§ÛŒ عملکردهای شناختی شرکت­Ú©Ù†Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù† تاثیرگذار بود و همچنین  Ø¨ÛŒÙ† افزایش تراز صوت و مؤلفه­Ù‡Ø§ÛŒ عملکردهای شناختی با دست برتری رابطه معناداری وجود دارد. حین مواجهه با صدا افراد دو سو توان مؤلفه‌های عملکردهای شناختی بالاتری داشتند. بر این اساس در پست های کاری و وظایف شغلی حساس که نیازمند استفاده از عملکردهای شناختی هستند اثر دست برتری افراد باید مد نظر قرار گیرد.

بررسی حذف فوتوکاتالیتیک بخار تولوئن از هوا در بستر جذبی-فوتوکاتالیتیکی

سمیرا کاظمی; علی صفری واریانی; Ø­Ø¯ÛŒØ « خوشنواز; احمد نیک پی

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 61-70

زمینه و هدف : کیفیت هوا در محیط های داخلی  ÛŒÚ©ÛŒ از موضوعات مهم در حوزه سلامت می ­Ø¨Ø§Ø´Ø¯ که در چند سال اخیر و با تغییر در الگو­Ù‡Ø§ÛŒ زندگی مورد توجه قرار گرفته است. تولوئن یکی از ترکیبات آلی با کاربرد گسترده صنعتی می ­Ø¨Ø§Ø´Ø¯. این ترکیب­ ها به دلیل فشار بخار بالایی که دارند از پتانسیل انتشار و ایجاد مواجهه تنفسی در فرآیندهای ساخت و حتی در هنگام استفاده از محصولات که در ساخت آنها استفاده شده­Ø§Ù†Ø¯ برخوردار هستند. با توجه به اثرات بهداشتی ترکیبات آلی فرار، کنترل آنها پیش از تخلیه به محیط زیست و همچنین ارائه روش ­Ù‡Ø§ÛŒÛŒ برای کنترل آنها در محیط ­Ù‡Ø§ÛŒ داخلی ضروری به نظر می­Ø±Ø³Ø¯. فرآیند اکسیداسیون فوتوکاتالیتیکی ترکیبات آلی فرار یکی از روش­ های موثر و همسو با محیط زیست در زمینه حذف ترکیبات آلی فرار محسوب می­ شود. مهم­ØªØ±ÛŒÙ† محدودیت این روش، وابستگی حذف آلاینده به شیمی سطح و زمان ماند آلاینده بر سطح بستر می­Ø¨Ø§Ø´Ø¯. در این مطالعه به منظور بهبود افزایش زمان ماند و بهبود کارایی حذف، از مخلوطی از دی­ اکسید تیتانیوم و کربن فعال در ساخت بستر جذبی- فوتوکاتالیتیکی استفاده شد. این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف بخار تولوئن در بستر جذبی-فوتوکاتالیتیکی انجام گردید.
مواد و روش کار : در این پژوهش، از دی اکسید تیتانیوم و مخلوط دی اکسید تیتانیوم و کربن فعال پودری محلول در آب مقطر جهت ساخت بستر فوتوکاتالیتیکی و بستر جذبی- فوتوکاتالیتیکی استفاده شد. لایه نشانی بسترها به روش غوطه ­ÙˆØ± سازی بستر پشم شیشه انجام شد. بررسی توزیع سایزی ذرات و کیفیت لایه نشانی به روش میکروسکوپ الکترونی انجام گردید. کارایی اکسیداسیون فوتوکاتالیتیکی تولوئن در دو رآکتور مجزا در حضور تابش فرابنفش مورد بررسی قرار گرفت. طراحی آزمون­Ù‡Ø§ به منظور بررسی تاثیر غلظت اولیه تولوئن و گذر حجمی جریان بر کارایی حذف فوتوکاتالیتیکی در سیستم­Ù‡Ø§ÛŒ فوتوکاتالیتیکی و جذبی-فوتوکاتالیتیکی با استفاده از روش سطح پاسخ  (RSM )انجام شد.

یافته­Ù‡Ø§ : نتایج نشان داد که راندمان حذف و ظرفیت حذف تولوئن در بسترهای فوتوکاتالیتیکی و جذبی- فوتوکاتالیتیکی متأثر از گذر حجمی جریان و غلظت ورودی آلاینده به سیستم بود. در شرایط بهینه عملیاتی، راندمان حذف در بسترهای فوتوکاتالیتیکی و جذبی- فوتوکاتالیتیکی به ترتیب در بارگذاری 84/5 و 1/65 میلی­Ú¯Ø±Ù… به ازای متر مکعب در ثانیه و زمان ماند 2 و8/5 ثانیه، 99/98% و 95/14 % به دست آمد و ظرفیت حذف نیز در نقاط بهینه عملیاتی در دو فوتوکاتالیست جذبی و غیر جذبی 5008/71 و 1204/85 میلی­Ú¯Ø±Ù… به ازای هر متر مکعب در دقیقه بود.
نتیجه­ گیری : بسترهای حذف فوتوکالیتیکی از کارایی خوبی در زمینه حذف ترکیبات آلی در محیط های داخلی، برخوردار هستند. تلفیق آنها با جاذب های سطحی منجر به توسعه بسترهای خودپالای جذبی-کاتالیتیکی می­ شود که ظرفیت حذف آلاینده را تا 5 برابر بسترهای کاتالیتیکی بهبود بخشیده و زمینه ساز کوچک سازی بستر کنترلی و  امکان استفاده از آنها را در سیستم­ های تصفیه هوای خانگی و صنعتی فراهم می­ نماید. افزایش کارایی حذف در بسترهای جذبی- فوتوکاتالیتیکی با افزایش هواگذر به دلیل کاسته شدن از ضخامت لایه مرزی و بهبود انتقال جرم از جریان هوا به سایت های جذبی و کاتالیتیکی می­Ø¨Ø§Ø´Ø¯.
 

بررسی اثر منابع روشنایی بر سطح هوشیاری در یک محیط آزمایشگاهی

بهزاد فولادی; عباس محمدی; علی راستین; کامبیز احمدی; فرامرز قره گوزلو

سلامت کار ایران, دوره 16, شماره 5, صفحه 71-80

زمینه و هدف: منابع روشنایی فلورسنت رایجترین منابع جهت تامین روشنایی در محیط های اداری می باشند و اخیراً منابع دیودهای منتشر کننده نور (ال ای دی) بعنوان گزینه روشنایی برای کاربردهای اداری مطرح شده اند و احتمال جایگزین شدن آنها با منابع فلورسنت در آینده وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه اثر منبع روشنایی فلورسنت و ال ای دی بر سطح هوشیاری افراد می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 28 نفر (8 زن و 20مرد) با میانگین و انحراف معیار سنی 7/4 ± 18/25 سال، بصورت داوطلبانه مشارکت داشتند. پیش از آزمون هدف مطالعه برای مشارکت کنندگان تبیین گردید. هر شرکت کننده در دو آزمون تحت نور چراغ فلورسنت و  هم چنین نور ال ای دی مورد دو سنجش (ارزیابی ذهنی آسایش بینایی و ارزیابی سطح هوشیاری) قرار گرفت. پرسشنامه بررسی روشنایی اداری برای ارزیابی ذهنی آسایش بینایی داوطلبان مورد استفاده قرار گرفت. هم چنین برای ارزیابی سطح هوشیاری شرکت کننده ها از دستگاه ثبت امواج مغزی (الکتروآنسفالوگرام) مدل نکسوس - 4 استفاده گردید. مطابق با راهنمای اندازه گیری روشنایی ایران میزان روشنایی هر یک از منابع روشنایی با استفاده از دستگاه لوکس متر تعیین گردید. جهت تحلیل یافته ها از آمار توصیفی و هم چنین آزمون تی- تست با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 با سطح معناداری 05/0 استفاده گردید.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که تنها سوالات 2 (بطورکلی میزان روشنایی این اتاق راحت است)، 3 (رنگ لامپ این اجازه را به من می دهد تا کارهای مختلف را به راحتی انجام دهم) و 4 (رنگ پوست من در زیر نور این چراغ طبیعی به نظر می رسد) پرسشنامه بررسی روشنایی اداری اختلاف معناداری را در ارزیابی ذهنی آسایش بینایی ناشی از منابع نوری فلورسنت و ال ای دی نشان دادند. هم چنین در زمینه ترجیح دادن نور منابع روشنایی،  Ú†Ø±Ø§Øº فلورسنت 83/66 امتیاز  Ùˆ چراغ ال ای دی 83/51 امتیاز را کسب نمودند. که این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار بود. از نظر آسایش بینایی نیز نور فلورسنت ( 1/68 امتیاز) در مقایسه با نور ال ای دی ( 33/67 امتیاز)، منبع نوری راحت تری قلمداد شد، ولی از نظر آماری اختلاف معنی داری بین این دو منبع روشنایی در این خصوص مشاهده نگردید. میانگین توان نسبی باندهای فرکانسی آلفا، بتا و گامای ثبت شده توسط الکتروانسفالوگرام افراد در مواجهه با منبع نوری ال ای دی نسبت به منبع نوری فلورسنت، بالاتر بود. بعلاوه، میانگین توان امواج آلفا و بتا ثبت شده برای دو منبع فلورسنت و ال ای دی به ترتیب برابر 154، 225، 223 و 241 میکرو ولت بود. که از لحاظ آماری اختلاف معنی دار بیان گردید.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر با رویکرد سنجش کمی و کیفی صورت پذیرفت که مطابق نتایج مشخص گردید که افراد مشارکت کننده نور حاصل از منابع روشنایی فلورسنت را بیشتر ترجیح می دهند و احساس بهتری را تحت مواجهه با نور فلورسنت در قیاس با نور منابع ال ای دی بیان داشتند. هم چنین روشنایی تامین شده توسط منابع ال ای دی اثر نامطلوبی در فرایند هوشیاری افراد نشان داد.

ابر کلیدواژگان