سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، درمان و آموزش

سردبير: بهرام علی قنبری هاشم آبادی

موضوع :  بهداشت

شاپا چاپی: ۲۳۲۲-۲۱۶۶

شاپا الكترونيكی: ۲۳۲۲-۲۱۶۶

ايميل:  Info@Islamiclifej.com

وبسایت:  islamiclifej.com

تعداد شماره ها: 11

تعداد مقالات: 165

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

اثربخشی بسته روان‌شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه‌های مهدویت بر بهزیستی روان‌شناختی و پریشانی روان‌شناختی دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم

زهرا قاسمی; ایلناز سجادیان; محمدعلی نادی; شهاب الدین ذوفقاری

سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت, دوره 3, شماره 3, صفحه 0-0

اهداف: برخورداری از سلامت روان به عنوان یکی از عوامل اصلی موفقیت دانش‌آموزان، می‌تواند عملکرد تحصیلی آنها را نیز بهبود بخشد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بسته روان‌شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه‌های مهدویت بر بهزیستی روان‌شناختی و پریشانی روان‌شناختی دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم انجام گرفت.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر نیمه­آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش‌آموز د دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم با روش نمونه‌گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه­های آزمایش و گواه گمارده شدند (15 دانش‌آموز در گروه آزمایش و 15 دانش‌آموز در گروه گواه). گروه آزمایش بسته روان‌شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه‌های مهدویت را طی سه ماه در 12 جلسه 75 دقیقه‌ای دریافت نمودند. پرسشنامه‌های مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس خودسنجی التزام عملی به اعتقادات اسلامی (نویدی، 1376)؛ پرسشنامه بهزیستی روان‌شناختی (ریف، 1989) و پرسشنامه پریشانی روان‌شناختی (کسلر و همکاران، 2003) بود. داده‌های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر توسط نرم‌افزار آماری SPSS23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بسته روان‌شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه‌های مهدویت بر بهزیستی روان‌شناختی و پریشانی روان‌شناختی دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم تأثیر معناداری داشته است(p). بدین صورت که این بسته روان‌شناختی توانسته منجر به بهبود بهزیستی روان‌شناختی و کاهش پریشانی روان‌شناختی دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم شود.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که بسته روان‌شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه‌های مهدویت با بهره‌گیری از فنونی همانند کاربرد تکنیک‌های ذهنی، مشاهده خود به عنوان زمینه، تکنیک‌های گسلش شناختی، تصریح ارزش‌ها و عمل متعهدانه می‌تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود بهزیستی روان‌شناختی و کاهش پریشانی روان‌شناختی دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم مورد استفاده گیرد.

پیش بینی بهزیستی شغلی بر اساس سبک های مقابله مذهبی، سرمایه روانشناختی و تعارض کار-خانواده

عاطفه همایونی; زهرا سیفی; نرگس مرتضوی

سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت, دوره 3, شماره 3, صفحه 0-0

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه‌ی سبک­ های مقابله مذهبی، سرمایه روانشناختی و تعارض کار-خانواده با بهزیستی شغلی انجام شده است.
روش بررسی: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه‌ی آماری ‌آن شامل کلیه‌ی کارکنان یک سازمان خدماتی بود که از میان آنان 170 نفر به شیوه­ ی نمونه­ گیری در دسترس انتخاب و به ابزارهای پژوهش شامل مقیاس راهکارهای مقابله مذهبی، مقیاس بهزیستی شغلی، پرسشنامه سرمایه روانشناختی و پرسشنامه تعارض کار-خانوادهپاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ­ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام انجام شد.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که بین تمام سبک­ های مقابله مذهبی، تعارض کار-خانواده، تعارض خانواده-کار و سرمایه روانشناختی با بهزیستی شغلی رابطه معنادار وجود دارد. علاوه بر این، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که بهزیستی شغلی به ترتیب از طریق سرمایه روانشناختی، تعارض خانواده-کار، سبک ­های مقابله مذهبی نارضایتی، حمایت مذهبی میان ­فردی و لابه کردن قابل پیش ­بینی است (0/05p). این متغیرها می­ توانند  44/9درصد از پراکندگی ­های بهزیستی شغلی را به صورت معنادار پیش ­بینی نمایند.
نتیجه ­گیری: بر این اساس به مدیران سازمان­ها پیشنهاد می ­شود به منظور افزایش بهزیستی شغلی کارکنان خود، زمینه لازم را برای آشنایی آنها با روش­های مثبت و منفی مقابله مذهبی فراهم نمایند. همچنین آموزش ­های لازم به منظور مدیریت تعارض کار-خانواده و برنامه ­های آموزشی سرمایه روانشناختی در سازمان­ها به مرحله اجرا درآید.

همبستگی سبک زندگی اسلامی با سلامت اجتماعی و امنیت روانی دانش آموزان

حسین نازک تبار; امیر صفارفر; فاطمه خمسه

سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت, دوره 3, شماره 3, صفحه 0-0

اهداف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه سبک زندگی اسلامی با سلامت اجتماعی و امنیت روانی دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان دزفول انجام شده است.
مواد و روش ها: روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان دزفول بوده که بر اساس جدول مورگان 368 نفر به صورت نمونه گیری طبقه‌بندی انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده ها از پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی (1388)، پرسشنامه سلامت اجتماعی کییز(2004) و پرسشنامه امنیت روانی مازلو(2004) استفاده شد. داده‌ها با کمک روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری تحلیل شده‌اند.
یافته ها: نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک زندگی اسلامی و سلامت اجتماعی و امنیت روانی دانش آموزان متوسطه دوم رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. بر اساس نتایج این تحلیل رگرسیون، متغیرهای مستقل سبک زندگی اسلامی (با ضریب تاثیر79%) و سلامت اجتماعی (با ضریب تاثیر3/4%) به ترتیب بیشترین ضریب تاثیر رگرسیون استاندارد شده را بر متغیر وابسته امنیت روانی دانش آموزان دارد. مقدار ضریب همبستگی چندگانه (%82=R) همبستگی آماری قوی ای را بین مجموعه متغیرهای مستقل و وابسته نشان می‌دهد. مقدار ضریب تعیین (%68=R2) نشانگر تبیین 68 درصد از تغییرات متغیر وابسته امنیت روانی توسط متغیرهای مستقل است.
 نتیجه گیری: سبک زندگی اسلامی منجر به بهبود و ارتقای سلامت اجتماعی و امنیت روانی جامعه دانش آموزان می‌شود. 

بررسی اثربخشی گروه درمانی به شیوه شناختی ـ رفتاری مذهب محور بر افزایش امید به زندگی و شادکامی در زنان نابارور

الهه نادی; فریبا سعیدپور; حسن بلند

سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت, دوره 3, شماره 3, صفحه 0-0

چکیده
اهداف: شادکامی و امید به ­زندگی در سلامت ­روان اعضای جامعه اهمیت فراوانی دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه ­درمانی به ­شیوه شناختی-رفتاری مذهب­ محور بر افزایش امید به ­زندگی و شادکامی در زنان نابارور بود.
مواد و روش­ها: پژوهش حاضر از­ نظر هدف، یک تحقیق کاربردی است و از لحاظ روش، نیمه ­تجربی از نوع پیش­ آزمون-پس ­آزمون با گروه کنترل می ­باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان نابارور شهرستان لاهیجان بود که در سال 1397به مراکز ناباروری مراجعه کردند. باتوجه به­ روش پژوهش، 30 نفر از زنان نابارور با­استفاده از روش نمونه­ گیری در­­ دسترس، با­توجه به ­ملاک­ های ورود به پژوهش انتخاب و به ­صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش طی 10جلسه 60 دقیقه ­ای، هفته­ ای یک­بار تحت آموزش شناختی-رفتاری مذهب ­محور قرار گرفت، ولی گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری اطلاعات، مقیاس شادکامی مونش و مقیاس امید به­ زندگی میلر بود. برای تجزیه و تحلیل داده­ های پژوهش، از نرم­ افزار  22SPSS و از شاخص­ های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. به ­منظور بررسی فرضیه­ اصلی پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چند­متغیری استفاده شد.
یافته ­ها: بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای وابسته امید به زندگی (15/74 =F و 0/001 P) و شادکامی (14/36 =F و 0/001  P) تفاوت معنی داری وجود داشت، به­ طوری­که امید به زندگی و شادکامی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به ­صورت قابل توجهی بهبود یافت.
نتیجه­ گیری: گروه ­درمانی به­ شیوه شناختی-رفتاری مذهب ­محور روش موثری برای افزایش امید به ­زندگی و شادکامی در زنان نابارور است.

پیش‌بینی رضایت شغلی بر اساس سبک زندگی اسلامی و بهزیستی معنوی در پرستاران

زهرا باقیان پور; معصومه ژیان باقری; محمدرضا بلیاد

سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت, دوره 3, شماره 3, صفحه 0-0

اهداف: هدف پژوهش حاضر پیش­بینی رضایت شغلی بر اساس سبک زندگی اسلامی و بهزیستی معنوی در پرستاران بود. روش­ها: پژوهش حاضر توصیفی– همبستگی بود. جامعه آماری، شامل کلیه پرستاران زن بیمارستان تخت جمشید شهر کرج استان البرز  به تعداد کل 240 نفر، در سال 98-1397 بود. با توجه به فرمول کوکران، 144 نفر از پرستاران به صورت تصادفی ساده انتخاب و در پژوهش شرکت کردند. داده­های پژوهش با استفاده از پرسشنامه رضایت شغلی بری­فیلد و روث (1951)، پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی­ارانی (1388)، و پرسشنامه بهزیستی معنوی دهشیری (1392) جمع­آوری شد. برای تحلیل داده­ها از آزمون­های همبستگی و رگرسیون تک متغیره، در سطح معناداری (05/0>P) استفاده شد. یافته­ها: نتایج پژوهش نشان داد، سبک زندگی اسلامی و مؤلفه­های آن (اجتماعی، باورها، عبادی، اخلاق، مالی، خانواده، سلامت، تفکر و علم، امنیتی و زمان­شناسی) و بهزیستی معنوی و مؤلفه­های آن (ارتباط با خدا، ارتباط با خود، ارتباط با دیگران و ارتباط با طبیعت) رضایت شغلی را پیش­بینی کردند. نتیجه­ گیری: بنابراین به منظور بالا بردن رضایت شغلی پرستاران، می­توان کارگاه­های آموزشی در زمینه بهزیستی معنوی و سبک زندگی اسلامی برای آنها برگزار کرد.
کلید واژه­ ها: بهزیستی معنوی، پرستاران، سبک زندگی اسلامی، رضایت شغلی.

نقش چشم انداز زمان و توکل بر خدا در کیفیت زندگی بیماران همودیالیزم

سیدمحمود موسوی نژاد; فریبا رجبی

سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت, دوره 3, شماره 3, صفحه 0-0

زمینه و هدف: بیماران مبتلا به مرحله آخر بیماری کلیوی با روش درمانی همودیالیز از مرگ زودرس رهایی یافته اما دچار طیف وسیعی از مشکلات می‌شوند که کیفیت زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ارزیابی کیفیت زندگی کمک می‌کند تا مشکلات بیماران به‌طور بنیادی موردتوجه قرارگرفته و روش‌های درمانی مورد تجدیدنظر قرار گیرند؛ بنابراین مطالعه حاضر باهدف بررسی نقش چشم‌انداز زمان و توکل بر خدا باکیفیت زندگی بیماران همودیالیزم انجام شد. روش: در یک مطالعه توصیفی- همبستگی به روش نمونه‌گیری در دسترس با استفاده از جدول مورگان 92 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به بیمارستان علامه بهلول گنابادی در سه ماه نخست سال 1397 که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند، انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه چشم‌انداز زمان زیمباردو و بوید (2015)، توکل بر خدا بوالهری و همکاران (1379) و کیفیت زندگی کرویر و همکاران (2002) بود. تحلیل داده‌ها با آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه با نرم‌افزار SPSS نسخه 22 انجام شد. یافته ها: نتایج همبستگی نشان داد رابطه بین گذشته منفی و حال قضا و قدری باکیفیت زندگی منفی، رابطه بین گذشته مثبت، حال لذت گرایانه و آینده با کیفیت زندگی مثبت و رابطه بین توکل بر خدا با کیفیت زندگی مثبت می‌باشد (01/0>p). همچنین چشم‌انداز زمان و توکل به خدا قادر به پیش‌بینی کیفیت زندگی بیماران همودیالیزم هستند. نتیجه گیری: لذا برنامه‌ریزی مناسب با تمرکز بر عوامل فوق در ارتقای کیفیت زندگی بیماران همودیالیز می تواند راهگشا باشد.

تحلیل جامعه‌شناختی سبک زندگی (سنتی و مدرن) شهروندان کرمان

سحر آقاملایی; هدایت الله نیکخواه; سوده مقصودی

سبک زندگی اسلامی با محوریت سلامت, دوره 3, شماره 3, صفحه 0-0

اهداف: با شروع دوران مدرن و شکل‌گیری فرهنگ مصرف‌گرایی، گونه‌های مختلف سبک زندگی ناشی از رشد روحیه‌ی مصرف‌گرایی، زندگی انسان مدرن را فراگرفت. بر اساس دیدگاه گیدنز هم‌زمان با سست شدن مبانی دینی و هویت اجتماعی، بدن و کالاهای مصرفی جایگاه و اهمیت بیشتری در هویت‌سازی افراد پیدا می‌کند. هدف پژوهش حاضر بررسی جامعه‌شناختی سبک زندگی مصرفی سنتی و مدرن و برخی عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر آن در بین شهروندان کرمان است.
ابزار و روش‌ها: پژوهش حاضر به شکل توصیفی – همبستگی در پاییز 1395 در شهر کرمان انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان بالای 18 سال کرمان بود که از بین آن‌ها 400 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای به‌عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته سبک زندگی مصرفی با تکیه‌بر چهار مؤلفه اوقات فراغت، مدیریت بدن، الگوی تغذیه و الگوی خرید در دو بعد سنتی و مدرن بود. بخش دیگر پرسشنامه مبتنی بر اطلاعات فردی و زمینه‌ای و اطلاعات مربوط به طبقه اجتماعی (پایگاه اقتصادی - اجتماعی) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS 23 و در دو بخش آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی  (آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس یک‌طرفه) تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که پاسخگویان از سبک زندگی مصرفی سنتی‌تری برخوردارند. پاسخگویان در شاخص‌هایی مانند اوقات فراغت، مدیریت بدن، الگوی تغذیه و الگوی خرید، یعنی هر چهار مؤلفه سبک زندگی مصرفی، سبک سنتی‌تری داشتند. سبک زندگی سنتی برحسب جنس، سن، وضعیت تأهل و محله مسکونی تفاوت معنی‌داری را نشان می‌دهد. علاوه بر این،سبک زندگی مدرن نیز برحسب سن و وضعیت تأهل تفاوت معنی‌داری را نشان داد، اما جنسیت و محله مسکونی اختلاف معنی‌داری با سبک زندگی مدرن نداشت. همچنین سبک زندگی مصرفی در هر دو بعد سنتی و مدرن برحسب پایگاه اقتصادی – اجتماعی اختلاف معنی‌داری را نشان می‌دهد.
نتیجه‌گیری: در شرایط امروزی نقش نهادهای سنتی همچون خانواده و دین در جامعه‌پذیر کردن افراد با افول مواجه گشته و نوعی درهم‌ریختگی فرهنگی بر جامعه حاکم است؛ در چنین شرایطی افراد به‌خصوص جوانان در ساختن هویتی مدرن و متمایز برای خویش، تحت تأثیر مدرنیته و فرهنگ مصرف‌گرای آن قرار دارند. پایگاه اقتصادی – اجتماعی به‌عنوان ترکیبی از عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در ساختن هویت و تمایز یابی افراد نقشی تعیین‌کننده دارد.

ابر کلیدواژگان