زن و مطالعات خانواده

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

سردبير: نازی عبداله پور

شاپا چاپی: ۲۰۰۸-۷۲۲۵

شاپا الكترونيكی: ۲۴۷۶-۷۰۰X

ايميل:  mag.stwo@iaut.ac.ir

وبسایت:  jwsf.iaut.ac.ir

تعداد شماره ها: 47

تعداد مقالات: 378

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

پیش بینی خیانت زناشوئی بر اساس تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشوئی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره ی شهر تبریز

منیژه سنگتراش میرآقائی; مرتضی عزیزی

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 7-17

هدف پژوهش حاضر پیش­بینی خیانت زناشویی بر اساس تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره­ی شهر تبریز بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تبریز در سال 1397 بودند که از این جامعه، تعداد 200 زن به شیوه نمونه­گیری هدفمند از بین زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و فرهنگسراهای شهر تبریز انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه­های خیانت زناشویی واگهان، تفکیک خویشتن اسکورون و دلزدگی زناشویی پاینز استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی با خیانت زناشویی رابطه معناداری وجود دارد. از سویی نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی می­توانند خیانت زناشویی را در زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهر تبریز پیش­بینی کنند. بنابراین توجه به تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی نقش مهمی در خیانت زناشویی دارد

پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس رضایت جنسی، تمایزیافتگی و تفکر فطعی نگر در بین زوجین جوان شهر اصفهان

اکرم لطفی سرجینی; شیوا تقی پور; لیلاالسادات میرصیفی فرد; خدیجه مرادی

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 19-37

رابطه رضایت زناشویی به عنوان یکی از مهم‌ترین روابط است که مقدمه تربیت نسل آینده، بهزیستی روانی زوجین و استقلال خود افراد محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت زناشوییبر اساس رضایت جنسی، تمایزیافتگی و تفکر قطعی نگر در بین زوجین جوان شهر اصفهان بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود.جامعه آماری پژوهش کلیه زوجین جوان شهر اصفهان که کمتر از 10 سال است که ازدواج کردند که 7000 نفر بود. بر اساس جدول مورگان 364 نفر با استفاده از روش نمونهﮔﻴﺮی خوشه ای و در دسترس اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های رضایت زناشویی والتر دبلیو هودسن (1992)، رضایت جنسی هادسون-هریسون و کوسکاپ (1981)، تمایزیافتگی خود اسکورن و فریدلندر (1998) و مقیاس تفکر قطعی نگر یونسی و میرافضل (1383) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب رگرسیون چندگانه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان دادند که بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی رابطه معنی دار  وجود داشت ( 0/05 p 343/0r=)؛ بین تمایزیافتگی و رضایت زناشویی رابطه معنی دار  وجود داشت ( 0/05 p 205/0r=)؛ بین تفکر قطعی نگر و رضایت زناشویی رابطه معنی دار  وجود داشت ( 0/05 p 353/0r=)؛ از سوی دیگر متغیر رضایت جنسی 5/12 درصد تغییرات رضایت زناشویی را تبیین می کند؛ هم چنین متغیر تفکر قطعی نگر 2/4 درصد تغییرات رضایت زناشویی را تبیین می کند. بر اساس یافته های پژوهش به منظور بهبود رضایت زناشویی زوجین جوان می توان با برگزاری دوره های فردی و گروهی، آموزش های لازم جهت تعدیل تمایزیافتگی و دستیابی به رضایت جنسی فراهم گردد.

بررسی جامعه‌شناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر بروز طلاق عاطفی (جامعه‌ مورد مطالعه: شهرستان مسجدسلیمان در سال 1396)

خیام عباسی; میترا قلی‌پور

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 37-58

این پژوهش با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر بروز طلاق عاطفی در شهرستان مسجدسلیمان انجام شده­است.روش انجام پژوهش پیمایشی، با رویکرد کاربردی و با مدل همبستگی میان متغیرها تعیین شده؛ و داده­ها با استفاده از پرسشنامه خودسنجی، از نمونه­ای با حجم 382 نفر از افراد متأهل ساکن شهرستان مسجدسلیمان گردآوری شدند که با روش نمونه­گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. فرضیه­ها با ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره آزمایش شدند. بر اساس آزمون رگرسیون چندمتغیره در تبیین طلاق عاطفی از روی مجموع متغیرهای مستقل موجود،ضریب همبستگی چندگانه (75/0= R) و ضریب تعیین (56/0=R2) به­دست آمده­است؛ یعنی از روی متغیرهای مستقل (فاصله­ای) معنی­دار موجود در مدل می­توان تا حدود 56/0 درصد واریانس طلاق عاطفی را تبیین کرد. نتایج پژوهش نشان دادند که بین متغیرهای پای­بندی به اعتقادات دینی، نظم درون خانواده، سرمایه اجتماعی درون خانواده، شناخت زوجین از یکدیگر و سلامت روانی، با طلاق عاطفی رابطه­ی معنادار وجود دارد.

اثربخشی آموزش مثبت نگری با تکیه بر آموزه های دینی در سلامت روانشناختی و تاب‌آوری مادران دارای فرزند اتیسم

عبداله رشیدزاده; منصور بیرامی; تورج هاشمی نصرت آباد; میر محمود میرنسب

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 59-83

این پژوهش با هدف  تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای مثبت اندیشی با تکیه بر آموزه های دینی در تاب آوری و سلامت روانشناختی مادران دارای فرزند اتیسم صورت گرفت. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون  پس آزمون همراه با گروه گواه بوده است. جامعة آماری در این پژوهش همة مادران دارای کودک اتیسم که در سال 95 به مراکز بهزیستی شهر تبریز مراجعه کرده بودند تشکیل می دادند. با روش نمونه گیری  در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف وتاب آوری کودر ریچارد سون بوده است. داده های حاصل از پرسشنامه­های پژوهش از طریق آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مثبت اندیشی با تکیه بر آموزه­های دینی در متغیرهای سلامت روانشناختی  و تاب آوری هردو معنادار است  آموزش مثبت نگری در زیر مولفه های سلامت روانشناختی (رشد شخصی، ارتباط مثبت با دیگران و پذیرش خود، استقلال و خودمختاری، و هدفمندی در زندگی) تأثیر معناداردار دارد ولی بر تسلط بر محیط اثر بخش نبود. در کل می توان چنین نتیجه گیری کرد که آموزش مثبت نگری با تکیه بر آموزه های دینی می تواند باعث ارتقای بهزیستی روان شناختی مادران دارای فرزند اتیسم و نیز افزایش تاب­آوری آنها شود و با توجه به ارتباطی که سلامت روان شناختی و همچنین تاب آوری با بسیاری از متغیرهای تضمین کننده سلامت دارد، این آموزش می تواند تحولات مثبت زیادی را در زندگی افراد دارای فرزند اتیسم ایجاد نماید.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و سبک پاسخ دهی نشخواری زنان مبتلا به دیابت نوع 2

محمود جاجرمی۱

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 85-104

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و نشخوار ذهنی زنان دیابتی انجام شده است.طرح پژوهش آزمایشی و از نوع طرح های تک عاملی با پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از گروه گواه بود. نمونه متشکل از 30بیمار زن مبتلا به دیابت عضو هیات ورزشهای همگانی استان خراسان شمالی بودند که به طور تصادفی به یک گروه آزمایش( شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی) و یک گروه کنترل گمارده شدند. بیماران گروه آزمایش در 8 جلسه 120 دقیقه ای در هفته درمان ذهن آگاهی شرکت کردند. افسردگی و نشخوار ذهنی بیماران در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از ابزارهای افسردگی بک(BDI-II) و سبک پاسخ دهی نشخواری( RRS)اندازه گیری شد.نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد اجرای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش نمرات افسردگی( p=0/0007) و نشخوار ذهنی( p=0/085) در گروه آزمایش در پس آزمون شد و این تغییرات در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل معنادار بود.اجرای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی منجر به کاهش افسردگی و نشخوار ذهنی بیماران دیابتی شد.

پیامدهای اجتماعی فرهنگی زنانه‌ تر شدن اعتیاد )تحلیل مضمونی روایت های زنان مستقر در مراکز اقامتی بهبودی استان تهران(

طاهره محسن زاده; نوروز هاشم‌زهی; سعید مدنی

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 105-123

در جامعه نوین، زنان به استعمال مواد مخدر با شتاب بسیار زیادی نسبت به گذشته روی ­آورده­اند. با عنایت به اینکه اعتیاد زنانه مسئله­ای متفاوت از اعتیاد مردانه است؛ وارسی و واکاوی آن نیز باید در متن اجتماعی زنانه صورت بگیرد تا فهم و درک عمیقی از این آسیب نوین بدست آید. بر این اساس، مقاله حاضر با اتخاذ رویکرد کیفی، عواقب و پیامدهای اعتیاد زنان را با استفاده از تجارب زیسته­ زنان معتاد مورد بررسی قرار داده است. میدان مطالعه­ی پژوهش، مراکز اقامتی بهبودی استان تهران در سال 1398 بوده است. در این مقاله، با استفاده از شیوه نمونه­گیری هدفمند، روایت­های فردی،34 نفر از زنان دارای سوءمصرف مواد بعنوان سوژه مورد مطالعه، ثبت نوشتاری گردید. داده­های پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق جمع­آوری و مورد تحلیل تماتیک یا مضمونی قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که؛ زنانه­تر­شدن ­اعتیاد به سه مقوله اصلی پیامدهای فردی، خانوادگی و عوارض اجتماعی و شبکه­ای از مفاهیم و مضامین فرعی تحت عنوان؛ تعارض زوجی، فرزندپروری ناکارآمد، آسیب­پذیرشدن روابط و موقعیت دختران، طردشدگی اجتماعی، ارتکاب جرایم اجتماعی،هدر­رفتن سرمایه انسانی­–اقتصادی و زیر مقوله­هایی مرتبط با این مفاهیم ختم می­شود.

واکاوی تجربیات فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی دختر دانشگاه تبریز از احساس پوچی و بی معنایی: مطالعه ای پدیدارشناختی

علی ا ایمان زاده; سریه علیپور; صدیقه محمد زاده

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 125-154

هدف پژوهش حاضر بررسی تجربیات فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز از احساس پوچی و بی معنایی است. روش مورد استفاده این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. شرکت کنندگان در این پژوهش 20 نفر از دانشجویان دختر فارغ التحصیل دانشگاه تبریز بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با توجه به مصاحبه­های عمیق، فردی و نیمه ساختاریافته گردآوری شد و تا زمان اشباع داده ها مصاحبه ها تداوم پیدا کرد. پس از پیاده سازی مکتوب مصاحبه، بر اساس رویکرد هرمنیوتیک و بر اساس روش دیکلمن،تانر و الن(1998) مصاحبه ها مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از تجربیات زیسته دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه تبریز در خصوص احساس پوچی و بی­معنایی در 3مضمون اصلی علل و عوامل احساس پوچی و بی معنایی ، رفتارهای تخریبی و راههای کاهش و غلبه بر احساس پوچی و بی معنایی و 13مضموین فرعی شناسائی شد. بر اساس یافته های پژوهش می توان با راهکارهایی نظیر بازنگری در سیاست های دولتی، تربیت دانشجویان کارآفرین، برگزاری دوره های مهارت آموزی، خدمات مشاوره ای شغلی، روانی و دینی و تغییر در نگرش های سنتی آزارنده بر این احساس پوچی و بی معنایی در این قشر فائق آمد.

پیش بینی سازگاری اجتماعی براساس طرح واره های فرزندپروری و سبک های دلبستگی والد-فرزند در دختران نوجوان دانش آموز شهرتبریز

لطیفه نظامی; معصومه آزموده

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 145-165

ازعوامل مهم اجتماعی شدن فرزند،والدین هستند.پژوهش حاضر با هدف بررسی طرحواره های فرزندپروری وسبک های دلبستگی و رابطه آنها با سازگاری اجتماعی دختران نوجوان دانش آموز انجام شده است. جامعه آماری تمامی دختران نوجوان دانش اموز شهرتبریز با میانگین سنی 16-13سال می باشد که تعداد100نفر از آنها به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شده و به پرسشنامه سبک های دلبستگی هاوزن وشیور و پرسشنامه سازگاری سینها وسینگ پاسخ دادند. پرسشنامه طرحواره های فرزندپروری یانگ نیز توسط والدین پاسخ داده شد. داده های بدست آمده توسط نرم افزار spss  با آزمونهای همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه  مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادکه بین طرحواره های فرزندپروری و سبک دلبستگی ایمن با سازگاری اجتماعی نوجوانان رابطه معنادار وجودداردو 80 درصد سازگاری اجتماعی دختران نوجوان بوسیله طرحواره های فرزندپروری وسبک های دلبستگی تبیین می شود. این نتایج ،ضرورت آموزش سبک های فرزندپروری مثبت و اهمیت شکل گیری دلبستگی ایمن را برای سازگاری اجتماعی نوجوانان  مشخص می کند.

پیش بینی خیانت زناشوئی بر اساس تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشوئی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره ی شهر تبریز

منیژه سنگتراش میرآقائی; مرتضی عزیزی

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 7-17
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jwsf.2019.668795

هدف پژوهش حاضر پیش­بینی خیانت زناشویی بر اساس تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره­ی شهر تبریز بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تبریز در سال 1397 بودند که از این جامعه، تعداد 200 زن به شیوه نمونه­گیری هدفمند از بین زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و فرهنگسراهای شهر تبریز انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه­های خیانت زناشویی واگهان، تفکیک خویشتن اسکورون و دلزدگی زناشویی پاینز استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی با خیانت زناشویی رابطه معناداری وجود دارد. از سویی نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی می­توانند خیانت زناشویی را در زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهر تبریز پیش­بینی کنند. بنابراین توجه به تفکیک خویشتن و دلزدگی زناشویی نقش مهمی در خیانت زناشویی دارد

پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس رضایت جنسی، تمایزیافتگی و تفکر فطعی نگر در بین زوجین جوان شهر اصفهان

اکر٠لطفی سرجینی; شیوا تقی پور; لیلاالسادات میرصیفی فرد; خدیجه مرادی

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 19-37
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jwsf.2019.668796

رابطه رضایت زناشویی به عنوان یکی از مهم‌ترین روابط است که مقدمه تربیت نسل آینده، بهزیستی روانی زوجین و استقلال خود افراد محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی رضایت زناشوییبر اساس رضایت جنسی، تمایزیافتگی و تفکر قطعی نگر در بین زوجین جوان شهر اصفهان بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود.جامعه آماری پژوهش کلیه زوجین جوان شهر اصفهان که کمتر از 10 سال است که ازدواج کردند که 7000 نفر بود. بر اساس جدول مورگان 364 نفر با استفاده از روش نمونهﮔﻴﺮی خوشه ای و در دسترس اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های رضایت زناشویی والتر دبلیو هودسن (1992)، رضایت جنسی هادسون-هریسون و کوسکاپ (1981)، تمایزیافتگی خود اسکورن و فریدلندر (1998) و مقیاس تفکر قطعی نگر یونسی و میرافضل (1383) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب رگرسیون چندگانه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان دادند که بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی رابطه معنی دار  وجود داشت ( 0/05 p 343/0r=)؛ بین تمایزیافتگی و رضایت زناشویی رابطه معنی دار  وجود داشت ( 0/05 p 205/0r=)؛ بین تفکر قطعی نگر و رضایت زناشویی رابطه معنی دار  وجود داشت ( 0/05 p 353/0r=)؛ از سوی دیگر متغیر رضایت جنسی 5/12 درصد تغییرات رضایت زناشویی را تبیین می کند؛ هم چنین متغیر تفکر قطعی نگر 2/4 درصد تغییرات رضایت زناشویی را تبیین می کند. بر اساس یافته های پژوهش به منظور بهبود رضایت زناشویی زوجین جوان می توان با برگزاری دوره های فردی و گروهی، آموزش های لازم جهت تعدیل تمایزیافتگی و دستیابی به رضایت جنسی فراهم گردد.

بررسی جامعه‌شناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر بروز طلاق عاطفی (جامعه‌ مورد مطالعه: شهرستان مسجدسلیمان در سال 1396)

خیا٠عباسی; میترا قلی‌پور

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 37-58
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jwsf.2019.668798

این پژوهش با هدف بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر بروز طلاق عاطفی در شهرستان مسجدسلیمان انجام شده­است.روش انجام پژوهش پیمایشی، با رویکرد کاربردی و با مدل همبستگی میان متغیرها تعیین شده؛ و داده­ها با استفاده از پرسشنامه خودسنجی، از نمونه­ای با حجم 382 نفر از افراد متأهل ساکن شهرستان مسجدسلیمان گردآوری شدند که با روش نمونه­گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. فرضیه­ها با ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره آزمایش شدند. بر اساس آزمون رگرسیون چندمتغیره در تبیین طلاق عاطفی از روی مجموع متغیرهای مستقل موجود،ضریب همبستگی چندگانه (75/0= R) و ضریب تعیین (56/0=R2) به­دست آمده­است؛ یعنی از روی متغیرهای مستقل (فاصله­ای) معنی­دار موجود در مدل می­توان تا حدود 56/0 درصد واریانس طلاق عاطفی را تبیین کرد. نتایج پژوهش نشان دادند که بین متغیرهای پای­بندی به اعتقادات دینی، نظم درون خانواده، سرمایه اجتماعی درون خانواده، شناخت زوجین از یکدیگر و سلامت روانی، با طلاق عاطفی رابطه­ی معنادار وجود دارد.

اثربخشی آموزش مثبت نگری با تکیه بر آموزه های دینی در سلامت روانشناختی و تاب‌آوری مادران دارای فرزند اتیسÙ

عبداله رشیدزاده; منصور بیرامی; تورج هاشمی نصرت آباد; میر محمود میرنسب

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 59-83
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jwsf.2019.668799

این پژوهش با هدف  تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای مثبت اندیشی با تکیه بر آموزه های دینی در تاب آوری و سلامت روانشناختی مادران دارای فرزند اتیسم صورت گرفت. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون  پس آزمون همراه با گروه گواه بوده است. جامعة آماری در این پژوهش همة مادران دارای کودک اتیسم که در سال 95 به مراکز بهزیستی شهر تبریز مراجعه کرده بودند تشکیل می دادند. با روش نمونه گیری  در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف وتاب آوری کودر ریچارد سون بوده است. داده های حاصل از پرسشنامه­های پژوهش از طریق آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مثبت اندیشی با تکیه بر آموزه­های دینی در متغیرهای سلامت روانشناختی  و تاب آوری هردو معنادار است  آموزش مثبت نگری در زیر مولفه های سلامت روانشناختی (رشد شخصی، ارتباط مثبت با دیگران و پذیرش خود، استقلال و خودمختاری، و هدفمندی در زندگی) تأثیر معناداردار دارد ولی بر تسلط بر محیط اثر بخش نبود. در کل می توان چنین نتیجه گیری کرد که آموزش مثبت نگری با تکیه بر آموزه های دینی می تواند باعث ارتقای بهزیستی روان شناختی مادران دارای فرزند اتیسم و نیز افزایش تاب­آوری آنها شود و با توجه به ارتباطی که سلامت روان شناختی و همچنین تاب آوری با بسیاری از متغیرهای تضمین کننده سلامت دارد، این آموزش می تواند تحولات مثبت زیادی را در زندگی افراد دارای فرزند اتیسم ایجاد نماید.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و سبک پاسخ دهی نشخواری زنان مبتلا به دیابت نوع 2

محمود جاجرمی۱

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 85-104
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jwsf.2019.668806

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و نشخوار ذهنی زنان دیابتی انجام شده است.طرح پژوهش آزمایشی و از نوع طرح های تک عاملی با پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از گروه گواه بود. نمونه متشکل از 30بیمار زن مبتلا به دیابت عضو هیات ورزشهای همگانی استان خراسان شمالی بودند که به طور تصادفی به یک گروه آزمایش( شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی) و یک گروه کنترل گمارده شدند. بیماران گروه آزمایش در 8 جلسه 120 دقیقه ای در هفته درمان ذهن آگاهی شرکت کردند. افسردگی و نشخوار ذهنی بیماران در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از ابزارهای افسردگی بک(BDI-II) و سبک پاسخ دهی نشخواری( RRS)اندازه گیری شد.نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد اجرای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش نمرات افسردگی( p=0/0007) و نشخوار ذهنی( p=0/085) در گروه آزمایش در پس آزمون شد و این تغییرات در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل معنادار بود.اجرای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی منجر به کاهش افسردگی و نشخوار ذهنی بیماران دیابتی شد.

پیامدهای اجتماعی فرهنگی زنانه‌ تر شدن اعتیاد )تحلیل مضمونی روایت های زنان مستقر در مراکز اقامتی بهبودی استان تهران(

طاهره محسن زاده; نوروز هاشم‌زهی; سعید مدنی

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 105-123
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jwsf.2019.668807

در جامعه نوین، زنان به استعمال مواد مخدر با شتاب بسیار زیادی نسبت به گذشته روی ­آورده­اند. با عنایت به اینکه اعتیاد زنانه مسئله­ای متفاوت از اعتیاد مردانه است؛ وارسی و واکاوی آن نیز باید در متن اجتماعی زنانه صورت بگیرد تا فهم و درک عمیقی از این آسیب نوین بدست آید. بر این اساس، مقاله حاضر با اتخاذ رویکرد کیفی، عواقب و پیامدهای اعتیاد زنان را با استفاده از تجارب زیسته­ زنان معتاد مورد بررسی قرار داده است. میدان مطالعه­ی پژوهش، مراکز اقامتی بهبودی استان تهران در سال 1398 بوده است. در این مقاله، با استفاده از شیوه نمونه­گیری هدفمند، روایت­های فردی،34 نفر از زنان دارای سوءمصرف مواد بعنوان سوژه مورد مطالعه، ثبت نوشتاری گردید. داده­های پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق جمع­آوری و مورد تحلیل تماتیک یا مضمونی قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که؛ زنانه­تر­شدن ­اعتیاد به سه مقوله اصلی پیامدهای فردی، خانوادگی و عوارض اجتماعی و شبکه­ای از مفاهیم و مضامین فرعی تحت عنوان؛ تعارض زوجی، فرزندپروری ناکارآمد، آسیب­پذیرشدن روابط و موقعیت دختران، طردشدگی اجتماعی، ارتکاب جرایم اجتماعی،هدر­رفتن سرمایه انسانی­–اقتصادی و زیر مقوله­هایی مرتبط با این مفاهیم ختم می­شود.

واکاوی تجربیات فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی دختر دانشگاه تبریز از احساس پوچی و بی معنایی: مطالعه ای پدیدارشناختی

علی ا ایمان زاده; سریه علیپور; صدیقه محمد زاده

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 125-154
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jwsf.2019.668808

هدف پژوهش حاضر بررسی تجربیات فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز از احساس پوچی و بی معنایی است. روش مورد استفاده این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. شرکت کنندگان در این پژوهش 20 نفر از دانشجویان دختر فارغ التحصیل دانشگاه تبریز بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با توجه به مصاحبه­های عمیق، فردی و نیمه ساختاریافته گردآوری شد و تا زمان اشباع داده ها مصاحبه ها تداوم پیدا کرد. پس از پیاده سازی مکتوب مصاحبه، بر اساس رویکرد هرمنیوتیک و بر اساس روش دیکلمن،تانر و الن(1998) مصاحبه ها مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از تجربیات زیسته دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه تبریز در خصوص احساس پوچی و بی­معنایی در 3مضمون اصلی علل و عوامل احساس پوچی و بی معنایی ، رفتارهای تخریبی و راههای کاهش و غلبه بر احساس پوچی و بی معنایی و 13مضموین فرعی شناسائی شد. بر اساس یافته های پژوهش می توان با راهکارهایی نظیر بازنگری در سیاست های دولتی، تربیت دانشجویان کارآفرین، برگزاری دوره های مهارت آموزی، خدمات مشاوره ای شغلی، روانی و دینی و تغییر در نگرش های سنتی آزارنده بر این احساس پوچی و بی معنایی در این قشر فائق آمد.

پیش بینی سازگاری اجتماعی براساس طرح واره های فرزندپروری و سبک های دلبستگی والد-فرزند در دختران نوجوان دانش آموز شهرتبریز

لطیفه نظامی; معصومه آزموده

زن و مطالعات خانواده, دوره 12, شماره 43, صفحه 145-165
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/jwsf.2019.668809

ازعوامل مهم اجتماعی شدن فرزند،والدین هستند.پژوهش حاضر با هدف بررسی طرحواره های فرزندپروری وسبک های دلبستگی و رابطه آنها با سازگاری اجتماعی دختران نوجوان دانش آموز انجام شده است. جامعه آماری تمامی دختران نوجوان دانش اموز شهرتبریز با میانگین سنی 16-13سال می باشد که تعداد100نفر از آنها به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شده و به پرسشنامه سبک های دلبستگی هاوزن وشیور و پرسشنامه سازگاری سینها وسینگ پاسخ دادند. پرسشنامه طرحواره های فرزندپروری یانگ نیز توسط والدین پاسخ داده شد. داده های بدست آمده توسط نرم افزار spss  با آزمونهای همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه  مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادکه بین طرحواره های فرزندپروری و سبک دلبستگی ایمن با سازگاری اجتماعی نوجوانان رابطه معنادار وجودداردو 80 درصد سازگاری اجتماعی دختران نوجوان بوسیله طرحواره های فرزندپروری وسبک های دلبستگی تبیین می شود. این نتایج ،ضرورت آموزش سبک های فرزندپروری مثبت و اهمیت شکل گیری دلبستگی ایمن را برای سازگاری اجتماعی نوجوانان  مشخص می کند.

ابر کلیدواژگان