حفاظت زیست بوم گیاهان

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه گنبد کاووس

سردبير: دکتر عباس بیابانی

موضوع :  کشاورزی و منابع طبیعی

شاپا: ۳۴۶۲-۲۴۷۶

ايميل:  journals.gonbad@yahoo.com

وبسایت:  pec.gonbad.ac.ir

تعداد شماره ها: 14

تعداد مقالات: 173

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره های پيشين نشریه

شماره جاری

ارزیابی یکپارچگی زیستگاه‌های مرتعی حفاظت‌شده با استفاده از رهیافت اکولوژی سیمای سرزمین

فاطمه حق‌وردی; علی جهانی; لعبت زبردست; مجید مخدوم; حمید گشتاسب

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 1-20



مدیریت مناطق با رویکرد اکولوژی سیمای سرزمین مدیریت جامع‌تری را سبب می‌شود و با استفاده از آن می‌توان بسیاری از ارزش‌های مناطق را حفظ نمود. پارک ملی لار و منطقه حفاظت‌شده ورجین ازلحاظ تنوع زیستی و زیستگاه حیات‌وحش در بین مناطق تحت حفاظت از اهمیت زیادی برخوردارند. بدین منظور این تحقیق با هدف کمی نمودن از هم گسیختگی پارک ملی لار و منطقه حفاظت‌شده ورجین و مقایسه آن‌ها ازلحاظ مدیریتی با یکدیگر و ارزیابی یکپارچگی زیستگاه‌های مرتعی در این مناطق انجام گرفت. در این راستا نقشه کاربری‌ اراضی مناطق با استفاده از تکنیک RS و GIS استخراج گردید و توسط سنجه‌های سیمای سرزمین از هم گسیختگی مناطق در سطح کلاس و سیمای سرزمین موردبررسی قرار گرفت. از روش هندسه‌ی از هم‌گسیختگی جهت بررسی تأثیر عوامل انسان ساخت به‌منظور ارزیابی یکپارچگی زیستگاه‌های مرتعی استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، پارک ملی لار در مقایسه با منطقه حفاظت‌شده ورجین یکپارچه‌تر است و ساخت‌وسازهای بی‌رویه و تبدیل زیستگاه‌های خوب به باغات و زمین‌های کشاورزی عامل از هم‌ گسیختگی و لکه‌لکه شدگی منطقه حفاظت‌شده ورجین است. در هندسه‌های از هم‌ گسیختگی نتایج سنجه‌ها نشان داد، جاده‌های خاکی از مهم‌ترین عوامل انسان ساخت مؤثر بر روی از هم گسیختگی مراتع خوب در پارک ملی لار و منطقه حفاظت‌شده ورجین است و موانع انسان ساخت در این مناطق باعث لکه‌لکه شدگی و تأثیر منفی بر روی زیستگاه حیات‌وحش شده است.

مطالعه فلورستیک منطقه اسلام‌آباد غرب در زاگرس مرکزی

محمد مهدی دهشیری; فرجناز نورایی; سید محمد معصومی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 21-44

این پژوهش باهدف شناسایی گونه‌های گیاهی، معرفی فلور و پراکنش جغرافیایی گیاهان منطقه اسلام‌آباد غرب در استان کرمانشاه انجام گرفت. منطقه مذکور با مساحت 4654 کیلومترمربع در استان کرمانشاه قرار دارد. جهت جمع‌آوری گیاهان از روش پیمایشی که یکی از روش‌های مرسوم مطالعات فلورستیک است؛ استفاده شد. پراکنش جغرافیایی گونه­ها بر اساس تقسیم­بندی نواحی رویشی ایران و شکل زیستی آن‌ها با استفاده از روش رانکیائر تعیین شد. از 329 گونه گیاهی آوندی شناسایی‌شده در منطقه اسلام‌آباد غرب 2 گونه نهانزاد آوندی، 2 گونه بازدانه، 270 گونه دولپه‌ای و 55 گونه تک‌لپه‌ای حضور دارند. این‌گونه‌ها به 69 تیره و 222 جنس تعلق دارند. تیره‌های بزرگ ازنظر تعداد گونه به ترتیب عبارت‌اند از: Fabaceae (28 گونه)، Asteraceae (27 گونه)، Brassicaceae (25 گونه) و Apiaceae (24 گونه). تروفیت‌ها (43/40 درصد) فراوان‌ترین شکل زیستی هستند. 64/48 درصد گونه‌ها به ناحیه ایرانی-تورانی تعلق دارند. تعداد 7 گونه بوم‌زاد ایران می‌باشد که در میان آن‌ها پراکنشStachys kermanshahensis Rech.f.  به استان کرمانشاه محدود می‌شود.

عکس‌العمل گونه‌های پهن‌برگ علفی نسبت به برخی متغیر‌های محیطی در مراتع حوزه آبخیز گلندرود

فهیمه بازیار; قاسمعلی دیانتی تیلکی; سید جلیل علوی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 45-66

بامطالعه شرایط محیطی و نیازهای یک‌گونه می‌توان در تعیین محل استقرار، پراکنش جغرافیایی، میزان انبوهی و فعالیت آن‌ها در محیط‌های مختلف قضاوت نمود. مطالعه حاضر در مراتع حوضه آبخیز گلندرود در استان مازندران انجام شد. هدف اصلی از این مطالعه، بررسی عکس‌العمل گونه‌های پهن‌برگ علفی نسبت به متغیرهای محیطی بود. برای این منظور، نمونه‌برداری از پوشش گیاهی در تیپ‌های رویشی گونه‌های موردمطالعه و هم‌چنین در امتداد دامنه با در نظر گرفتن طبقات ارتفاعی، شیب و جهت دامنه با استقرار 153 پلات یک مترمربعی انجام شد. نمونه‌برداری به روش تصادفی-سیستماتیک صورت گرفت. در منطقه نمونه‌برداری، فراوانی گونه‌های پهن‌برگ علفی، تغییرات طبقات ارتفاعی و جهت دامنه ثبت شد. نمونه­های خاک از عمق 20- 0 سانتی‌متری در هر پلات برداشت شدند. در هر نمونه، pH، نیتروژن، هدایت الکتریکی، کربن آلی، درصد شن، سیلت، رس، اندازه‌گیری شد. در این مطالعه، تابع HOF برای توصیف آشیان اکولوژیک گونه‌های پهن‌برگ علفی محور اول رسته‌بندی یا تغییرات فلورستیک‌گونه‌ها مورداستفاده قرار گرفت، برای روش رسته‌بندی (DCA[1]) و متغیرهای محیطی استخراج‌شده با آزمون‌های استاندارد اسپیرمن همبستگی بین آن‌ها بررسی شد. داده‌ها به‌وسیله نرم‌افزار R ver.3.0.3 آنالیز شدند. با توجه به بررسی‌های به‌عمل‌آمده مؤثرترین متغیرها در فراوانی گونه‌های پهن‌برگ علفی منطقه موردمطالعه ارتفاع از سطح دریا، بارش، درجه حرارت و جهت دامنه بودند. برای متغیر ارتفاع از 26 گونه پهن‌برگ علفی موردمطالعه به‌طورکلی، 4 گونه متقارن (مدل IV، HOF)، 9گونه تک نمای چوله‌دار (مدل V)، 5 گونه به‌صورت هم‌نوا (مدل II)،7 گونه منحنی هم‌نوای آستانه‌ای و یک‌گونه منحنی صاف (مدل I) داشتند. در میان گونه‌های پهن‌برگ علفی گونه‌هایColchicum kotschyi،Medicago rigidula، Teucrium polium، Echinophora platyloba و Campanula stevenii دارای باریک‌ترین دامنه اکوژیک بودند.

 

*نویسنده مسئول: dianatig@modares.ac.ir
1Detrended Canonical Correspondence Analysis


 

[1] Detrended Cononical Corespondance Analaysi

 


[1] Detrended Cononical Corespondance Analaysis

 

ارزیابی تنوع گونه‌ای و الگوی پراکنش پنج گونه گیاهی غالب در تالاب بین المللی هامون

فاطمه بیدرنامنی; مهدی شعبانی پور

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 67-86

پژوهش حاضر با هدف بررسی تنوع گونه­ای و الگوی پراکنش جمعیت پنج گونه غالب گیاهی شامل نی (Phragmites australis)، پنجه مرغی (Cyndon dactylon)، بونی (Aeluropus lagopoides)، چمن شور ساحلی (Aeluropus littoralis) و گز سیستانی ((Tamarix meyeri و مطالعه تنوع گونه­های گیاهی در تالاب بین­المللی هامون در سال 1394 انجام شد. نمونه‌برداری  از پوشش گیاهی به‌طور تصادفی- سیستماتیک مطابق الگوی w با استفاده از چهار ترانسکت نواری به وسعت 5000 مترمربع در چهار ایستگاه انجام شد. مطالعه تنوع گونه­­های گیاهی با شاخص­های شانون- ویور و سیمپسون انجام شد. بر اساس نتایج حاصل از شاخص­های تنوع گونه­ای، در ایستگاه سوم بیشترین تنوع گونه­ای مشاهده شد. بیشترین مقادیر شاخص شانون- ویور و سیمپسون برای ایستگاه سوم به ترتیب 43/1 و89/0 و کمترین مقادیر برای ایستگاه اول به ترتیب 67/0 و 38/0 مشاهده شد. مطالعه الگوی پراکنش 5 گونه گیاهی غالببا استفاده،از روش­های پراکنش موریسیتا، k، نسبت واریانس به میانگین، تیلور و ایوائو  انجام شد. بیشترین مقادیر P و R2  روش تیلور برای نی(P. australis) به ترتیب 007/0 و 921/0 که این مقادیر برای مدل ایوائو به ترتیب 13/0 و 301/0 مشاهده شد. الگوی پراکنش نی، بونی و پنجه­مرغی به صورت کپه­ای بود. همچنین الگوی پراکنش گز سیستانی (T. meyeri) و چمن شور ساحلی (A, littoralis) به‌صورت تصادفی بود. نتایج این تحقیق نشان می­دهد بین مقادیر شاخص­های شانون- ویور و سیمپسون در هر ایستگاه تفاوت معنی داری مشاهده شد. همچنین نتایج شاخص­های پراکنش نشان می­دهد که کارایی روش تیلور به دلیل دقت بالاتر، مناسب­تر از روش ایوائو برای برآورد پراکنش گیاهان بود.

بررسی اثرات خشک‌سالی بر بعضی گونه‌های درختی و درختچه‌ای دشت سیستان

طیبه مصباح زاده; ناصر راشکی; فرشاد سلیمانی ساردو

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 87-100

منطقه سیستان که همواره با پدیده‌هایی نظیر خشک‌سالی‌های دوره­ای و کم­آبی مواجه بوده خسارات جبران‌ناپذیری به منابع حیاتی ازجمله پوشش گیاهی نیز واردشده است. با توجه به اینکه آگاهی از عکس‌العمل گونه‌های گیاهی به خشکی باهدف حفظ و احیاء بیولوژیکی اکوسیستم منطقه بسیار ضروری است. در این پژوهش به بررسی تأثیر خشک‌سالی بر گونه‌های گزشاهی، بید و اکالیپتوس پرداخته شد. روند خشک‌سالی با استفاده از شاخص خشک‌سالی هواشناسی SPI بیانگر دوره ترسالی در سال­های 1366 تا 1376 و دوره خشک‌سالی در سال 1377 تا 1388 در منطقه مطالعه هست. میزان تغییرات تراکم گونه‌های گزشاهی، بید و اکالیپتوس در داخل پلات‌های m 50 × m 50 نیز طی دو دوره ترسالی و خشک‌سالی در دشت سیستان بررسی شد. آزمون تجزیه واریانس دومتغیره نشان‌دهنده تأثیر معنی‌دار پارامترهای خشک‌سالی و گونه پرتراکم گیاهان موردمطالعه است. اگرچه خشکی سبب کاهش تراکم هر سه گونه شده است، اما گونه‌های درختی نسبت به گونه درختچه‌ای گز آسیب بیشتری دیده‌اند. البته پایه‌های درخت بید که در سال­های نرمال به لحاظ دسترسی به رطوبت از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده و عمق ریشه دوانی کمتری در مقایسه با گونه درختی اکالیپتوس داشته‌اند، در شرایط خشک‌سالی به‌مراتب زودتر از پایه‌های اکالیپتوس تحت تأثیر قرارگرفته و خشک‌شده‌اند.

شناسایی قارچ‌های اکتومیکوریز درختان راش (Fagusorientalis Lipsky) در راشستان-های بالابند جنگل‌های سنگده مازندران

حامد آقاجانی; سید محمد حجتی; محمدعلی تاجیک; محمدرضا پورمجیدیان; علی برهانی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 101-116

قارچ­های اکتومیکوریز نقش مهمی در سلامت و پایداری جنگل و حفظ درختان در مقابل بیمارگرها در اکوسیستم جنگل دارند. در این تحقیق قارچ­های اکتومیکوریز در راشستان­های بالابند جنگل سنگده (استان مازندران) و بر اساس استخراج دی‌ان‌ای از ریشه‌ها و توالی‌یابی ناحیه ITS از دی‌ان‌ای ریبوزومی قارچ‌ها مورد شناسایی قرار گرفتند. برای این منظور در محدوده ارتفاعی 1500 تا 2100 متری از سطح دریا، تعداد 30 قطعه نمونه و در هر قطعه نمونه یک درخت به‌طور تصادفی انتخاب و نمونه‌برداری از ریشه­ها به عمق 10 سانتی­متری و بافاصله 60 سانتی­متر از تنه درخت انجام گرفت. عمل استخراج دی‌ان‌ای از نمونه­های نوک ریشه طبقه‌بندی‌شده انجام گرفت. ناحیه ITS nrDNA با استفاده از زوج آغازگر‌های ITS1F و ITS4B یا ITS4 تکثیر و توالی‌یابی گردید. مقایسه توالی‌های به‌دست‌آمده با توالی‌های موجود در بانک داده‌های NCBI، حضور 15 گونه قارچ اکتومیکوریز را در ریشه‌های این گیاهان نشان داد. از بین گونه‌های شناسایی‌شده، 12 گونه شامل Russula chloroides، C. trivialis،R.brevipes، R. faginea، R. integriformis، C. rigens، Cortinarius alpinus، C.collinitus، L.hepaticus، Lactariuschrysorrheus، C. alboaggregatus وHebelomabulbiferum گونه‌های جدیدی برای فلور قارچی ایران می‌باشند. جنس Cortinarius و Russula بیشترین تنوع گونه‌ای را در منطقه موردمطالعه نشان دادند و جنس‌های Lactarius و Inocybe در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. با شناخت قارچ­های اکتومیکوریز بومی در مناطق مختلف می­توان با تلقیح برخی از آن‌ها به نهال­های جنگلی، توانایی‌های آن‌ها در برنامه­های احیا و مدیریت بهینه جنگل و جنگل‌کاری استفاده نمود.

برآورد ارزش حفاظتی منابع طبیعی با استفاده از تمایل به پرداخت افراد (مطالعه موردی: منطقه حفاظت‌شده دنا)

حسن یگانه; عنایت اله نجیب‌زاده; اسفندیار جهانتاب; رضوان کرمی برزآباد; مرضیه افشار

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 117-136

مطالعه حاضر به تعیین ارزش حفاظتی منطقه حفاظت‌شده دنا و تعیین عوامل مؤثر بر میزان تمایل به پرداخت افراد با استفاده از روش ارزش‌گذاری مشروط می­پردازد. برای اندازه­گیری میزان تمایل به پرداخت افراد از مدل رگرسیونی لوجیت استفاده شد و بر اساس روش حداکثر راست­نمایی (احتمال)، پارامترهای این مدل برآورد شدند. برای این منظور، 377 پرسشنامه دوگانه- دو بعدی به روش نمونه­گیری تصادفی در استان کهکیلویه و بویر احمد تکمیل شد. بر اساس نتایج بالغ‌بر 3/68 درصد پاسخ­گویان تمایل خود را برای مشارکت در حفاظت از منطقه حفاظت‌شده دنا بیان کردند. نتایج تخمین مدل لاجیت نشان داد، ضریب متغیرهای تمایل به حفاظت منطقه، درآمد خانوار، فاصله از منطقه و پیشنهاد در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که متوسط تمایل به پرداخت افراد برای حفاظت منطقه 36918 ریال و ارزش حفاظتی برای هر خانوار 443025 ریال در هرسال است. ارزش حفاظتی سالانه هر هکتار از این اکوسیستم برابر 1/879 هزار ریال (با توجه به مساحت 93821 هکتار منطقه) به دست می­آید. ارزش حفاظتی منطقه موردمطالعه حدود 5/82478 میلیون ریال در سال برآورد شد. با کمک یافته‌های استخراج‌شده از این تحقیق می‌توان سیاست‌گذاری قیمتی مناسبی برای حفاظت از منابع طبیعی منطقه دنا اتخاذ نمود.
 

بررسی برخی خصوصیات اکولوژیکی و کارکردی گیاه پونه‌سای کرک ستاره‌ای (Nepeta asterotricha Retch. f.) در استان یزد

سیدمصطفی گلدان ساز; زینب جعفریان جلودار; روجا صفاییان; علی سنبلی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 137-150

پونه­سای کرک ستاره­ای (Nepeta asterotricha) یکی از 34 گونه انحصاری ایران از جنس پونه­سای می‌باشد. در تحقیق حاضر ویژگی­های مختلفی ازجمله عوامل توپوگرافی، اقلیمی، فنولوژی، ویژگی­های کمی پوشش و ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک در 8 رویشگاه مختلف این گیاه در استان یزد موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که این گیاه خاک­هایی با بافت شنی- لومی را برای پراکنش ترجیح می­دهد. عناصر غذایی موردبررسی شامل ازت، فسفر و پتاسیم در رویشگاه­های مختلف در سطح یک درصد دارای اختلاف معنی­دار بودند. اسیدیته و شوری در رویشگاه­های مختلف به ترتیب بین 8-5/7 و 47/1-633/0 ds/m متغیر بود. بررسی­ها نشان داد این گیاه را در ارتفاعات بالای 2400 متر می­توان مشاهده نمود. پونه­سای کرک ستاره­ای در مناطق مختلف با ارتفاع 87/41-4/28 سانتی­متر رویش داشت و رویشگاه­های مختلف در سطح 1 درصد اختلاف معنی­دار نشان دادند. باید گفت بر اساس مطالعات آماری، تراکم و فراوانی در رویشگاه­های مختلف، اختلاف معنی‌داری را نشان ندادند. به‌طورکلی و با توجه به رویشگاه­های مرتبط شروع رشد رویشی آن از اواسط اسفندماه آغاز و در اردیبهشت‌ماه وارد مرحله گلدهی می­شود. با توجه به ویژگی­های کارکردی و عملکردی گونه می­توان نتیجه گرفت که رویشگاه­های ده بالا و تقی­آباد بهترین شرایط محیطی را برای گونه مذکور فراهم کرده­اند.
 

به‌کارگیری روش هزینه جایگزین جهت تعیین ارزش اقتصادی ذخیره ‎کربن گونه بلوط ایرانی در منطقه حفاظت‌شده زاولی

معصومه منصوری; ضیاالدین بادهیان

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 151-168

جنگل‌ها فراهم‌کننده‌ خدمات اکوسیستمی مهمی هستند که اغلب بازاری برای تعیین ارزش آن‌ها وجود ندارد. در میان خدمات غیربازاری ارائه‎شده به‌وسیله اکوسیستم‌های جنگلی، جذب و ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چراکه انتشار CO2 یکی از عوامل مهم ایجاد اثر گلخانه‌ای و تغییر اقلیم به شمار می‌رود. در این بررسی میزان ذخیره ‌کربن در زی‌توده گیاهی منطقه حفاظت‌شده زاولی واقع در استان کردستان برآورد و ارزش‌گذاری شده است. آماربرداری به روش تصادفی سیستماتیک انجام گرفت و داده‌های موردنیاز ازجمله قطر برابرسینه، ارتفاع کل، ارتفاع تاج، قطر تاج و غیره از مجموع سی پلات برداشت شدند. میزان کربن ذخیره‌شده در اندام‌های هوایی و زیرزمینی درختان به‌طور مجزا با استفاده از سه روش برآورد و به‌منظور ارزش‌گذاری این کارکرد اکوسیستمی از روش هزینه جایگزین استفاده شد. نتایج نشان داد که ارزش ریالی هر هکتار از این جنگل درروش اول 5/8 میلیون ریال، درروش دوم 2/9 میلیون ریال و درروش سوم 9/23 میلیون ریال از بعد کارکرد اکوسیستمی ذخیره ‌کربن برخوردار است. لذا با آگاهی مدیریت از این ارزش اکولوژیکی و با حفاظت مناسب این جنگل‌ها، می‌توان از خدمات ارزشمند جنگل‎های این منطقه بهره برد و نیز به تعدیل تراکم کربن اتمسفری کمک نمود.

تأثیر برش اندام هوایی بر ویژگی‌های رویشی و زایشی دو گونه‌ی علوفه‌ای Astragalus effusus و Astragalus cyclophyllon

پژمان طهماسبی; نرگس منافیان; عطاللله ابراهیمی; محسن فعال فیض آبادی; رضا امیدی پور

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 169-187

چرای متعادل دام ضامن حفاظت از منابع طبیعی و عامل افزایش کمی و کیفی تولید و بهبود ترکیب گیاهی در اکوسیستم‏های مرتعی است. همچنین آگاهی از تأثیرات شدت‎های چرای مختلف دام‎ها روی گیاهان می‎تواند به‎عنوان ابزاری سودمند جهت مدیریت منابع مورداستفاده قرار گیرد. مطالعه‎ی حاضر باهدف تعیین میزان آسیب­پذیری یا مقاومت و همچنین میزان رشد مجدد دو گونه مرتعی Astragalus cyclophyllon و Astragalus effuses در طی دو فصل رویش (سال­های 1390-1389) در مراتع نیمه استپی ایستگاه تحقیقاتی آبخیزداری سد زاینده‌رود واقع در استان چهارمحال و بختیاری صورت پذیرفته است. شبیه‎سازی اثر چرای دام بر دو گونه موردمطالعه در قالب طرح فاکتوریل با استفاده از تیمار قطع در چهار شدت صفر، 30، 50 و 80 درصد بر روی 240 پایه گیاهی در طی سه مرحله بافاصله زمانی 20 روز در طول فصل رویش (اوایل بهار تا اواسط تابستان) انجام شد. قبل از انجام هر تیمار تعداد گل و بذر شمارش‌شده و ارتفاع و تولید هر پایه اندازه‎گیری شد. تجزیه‌وتحلیل داده­ها با استفاده از مدل عمومی خطی (GLM) و آنالیز واریانس یک‌طرفه انجام گرفت. نتایج به‌دست‌آمده تفاوت معنی­داری را برای اثرات دوساله‌ی تیمار قطع بر متغیرهای تعداد گل، تعداد بذر، ارتفاع و تولید در هر دو گونه موردبررسی را نشان داد. نتایج نشان داد که تیمار قطع 30 و 50 درصد حدود 5/2 برابر و تیمار قطع 80 درصد بیش از 5 برابر تولیدات گونه A. effuses را نسبت به تیمار شاهد کاهش داده است درحالی‌که در گونه A. cyclophyllon تیمارهای 30، 50 و 80 درصد قطع، موجب کاهش 2/2، 3/3 و 6/6 برابری تولیدات در مقایسه با تیمار کنترل گردید. بر اساس نتایج این تحقیق، گونه­ی A. effuses با افزایش شدت برداشت، حساسیت کمتری را نسبت به گونه A. cyclophyllon نشان داد. بنابراین با توجه به تحمل چرایی بالاتر گونه A. effuses، این‌گونه می­تواند گزینه­ی مناسبی برای اصلاح و توسعه­ی مراتع نیمه استپی جهت بهره­برداری توسط دام باشد.

بررسی تغییرات فصلی 15 ساله نمایه‌ی گستره‌ی برگ با استفاده از سنجنده‌ی مودیس در گستره‌ی ایران

فخری سادات فاطمی نیا; بهروز سبحانی; سید ابوالفضل مسعودیان

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 189-208

امروزه از تصاویر ماهواره­ای به‌طور گسترده­ای برای پایش پوشش گیاهی استفاده می­گردد. هدف از این پژوهش، بررسی گستره­ی برگ در بازه­ی زمانی 1395-1381 با تفکیک مکانی یک کیلومتر به کمک داده­های دو فرآورده­ی دورسنجی مودیس­ترا و ­آکوا و به‌صورت فصلی بوده است. برای این منظور به واکاوی داده­ها و انجام محاسبات آماری- ریاضی، کدنویسی و تشکیل پایگاه داده در نرم­افزار مت­لب اقدام و سپس نقشه­ی میانگین فصلی تهیه شد. این نقشه­ها نشان­دهنده­ی تقریباً خالی بودن مناطق مرکزی، شرقی و جنوب شرق ایران از گستره برگ هستند و یا گستره­ی برگ بسیار تنک در برخی مناطق دیده می­شود و 26/58 درصد از گستره­ی ایران خالی از پوشش گیاهی است. در مقابل دامنه­های شمالی البرز، ارتفاعات شمال غرب و دامنه­های زاگرس میانی با 74/41 درصد دارای گستره­ی برگ مناسبی هستند که به استثنا جنگل­های هیرکانی و ارسباران عموماً شامل کشتزارها می­شود. ازنظر زمانی، فصل بهار و تابستان با میانگین 47/0 درصد و 36/0 درصد بالاترین میانگین و فصل پاییز و زمستان کمترین میانگین گستره­ی برگ را دارا هستند. در مرحله­ی بعد دارنمای فصلی نمایه­ی گستره­ی برگ تهیه شد و یاخته­های موردنظر در چهارفصل و درنهایت در دو گروه قرار داده شدند. این دو گروه شامل گروه دوره­ی سرد با فصل پاییز و زمستان و گروه دوره­ی گرم با فصل بهار و تابستان هستند.
 

مقایسه‌ی پدیده‌شناسی گونه‌هایی از جنس لاله واژگون (Fritillaria)، تمشکین (Bellevallia) و سنبلک (Muscari) در باغ گیاه‌شناسی ملی ایران

افسون رحمانپور; آتوسا وزیری

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 209-236

پدیده‌شناسی (فنولوژی) یکی از موضوعات مهم در علم بوم‌شناسی است که به مطالعه مراحل مختلف دوره زندگی گیاهان و ارتباط آن با شرایط اقلیمی و اکولوژیکی می‌پردازد. ثبت مراحل فنولوژیک‌گونه‌های بومی و ارزیابی مراحل گوناگون رشد و نمو آن‌ها، اطلاعات مفیدی را برای چرخه تولید مهیا می‌کند. در این پژوهش پدیده‌شناسی 17 گونه از جنس‌های لاله واژگون (Fritillaria)، تمشکین (Bellevallia) و سنبلک (Muscari) در باغ گیاه‌شناسی ملی ایران به مدت 5 سال (از سال 1381 تا 1386) مطالعه شدند. از هرگونه 5 پایه انتخاب و پدیده‌های حیاتی مربوط به برگ، گل، میوه، سالانه در فواصل زمانی مشخص ثبت شد. پس از دریافت مدت‌زمان هر پدیده به گذشت روز از ابتدای سال و تجزیه‌وتحلیل آماری داده‌ها، مشخص شد که اختلاف معنی‌داری در ظهور و طول مدت پدیده‌های حیاتی بین گونه‌های مختلف وجود دارد. طولانی‌ترین زمان استقرار مرتبط با برگ (از زمان ظهور برگ تا خشکیدگی آن‌ها) مربوط به M. longipes و مرتبط با گل (از زمان ظهور گل تا کامل شدن همه گل‌ها) مربوط به M. neglectum و مرتبط با میوه (از زمان ظهور میوه تا رسیدن همه میوه‌ها) مربوط به B. pycnantha و کوتاه‌ترین زمان استقرار مرتبط با برگ مربوط به Bellevalia assadi و B. tristis و مرتبط با گل مربوط به B. pycnantha و مرتبط با میوه مربوط به F. kotschyana می‌باشد؛ اما بیشترین ضریب تغییرات در مورد باز شدن برگ، ظهور گل و میوه به F. imperialis و کمترین آن در مورد باز شدن برگ به گونه‌های Bellevalia، ظهور گل و میوه به Bellevalia assadi اختصاص یافت و به‌طورکلی گونه‌های Fritillaria بیشترین تغییرات دامنه‌ی استقرار پدیده‌های حیاتی را داشتند. همچنین پس از بررسی همبستگی بین زمان وقوع پدیده‌های حیاتی با فاکتورهای اقلیمی (دما و بارندگی) مشخص شد که ارتباط معنی‌داری بین برخی فاکتورهای اقلیمی با برخی پدیده‌های حیاتی در گونه‌های موردمطالعه وجود دارد.
 

تیپ‌های جنگلی ذخیره‌گاه سرخدار (Taxus baccata L.) گزو (سوادکوه) و تجزیه‌وتحلیل آن‌ها در ارتباط با متغیرهای محیطی

محمد درزی; هومن روانبخش; علیرضا مشکی; مجتبی امیری; محمدکیا کیانیان

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 237-252

درخت سرخدار از معدود گونه‌های سوزنی‌برگ بومی جنگل‌های شمال و شمال غرب ایران است که به‌صورت تک‌پایه یا لکه­ای انتشار دارد. ذخیره­گاه سرخدار گزو مازندران یکی از رویشگاه­های ارزشمند سرخدار شمال است که مطالعات زیادی در آن صورت نگرفته است. در این تحقیق پوشش گیاهی و تیپ­های جنگلی این رویشگاه و تأثیر شرایط رویشگاهی بر پراکنش درختان سرخدار و تیپ‌های جنگلی موردبررسی قرار گرفت. آماربرداری با برداشت 30 قطعه نمونه مربعی با ابعاد 20 متر روی خطوط ترانسکت با فواصل منظم و نقطه شروع تصادفی انجام شد. برای تفکیک تیپ‌های گیاهی روش­های عددی آنالیز خوشه‌ای و TWINSPAN به کار گرفته شد. مقایسات با به‌کارگیری تحلیل واریانس ANOVA و بررسی رابطه گونه-محیط با استفاده از رسته­بندی CCA انجام شد. بنابر نتایج به‌دست‌آمده، سه تیپ جنگلی سرخدار- ممرز، راش- سرخدار و راش خالص در منطقه مشخص شد. متغیرهای بافت و pH خاک مهم‌ترین عوامل اثرگذار در تفکیک تیپ­های گیاهی منطقه شناخته شدند. تیپ‌های سرخدار دارای pH خاک کمتری در مقایسه با تیپ راش خالص بودند و تیپ سرخدار- ممرز بر خاک­های سنگین‌تری (شنی رسی لومی) در مقایسه با تیپ راش خالص (شنی لومی) دیده شد. تیپ راش- سرخدار دارای وضعیت بافت خاک حد واسط دو تیپ دیگر بود. میزان کربن آلی و ازت کل نیز در خاک تیپ راش خالص بیشتر از تیپ‌های راش- سرخدار و سرخدار – ممرز بود. هیچ‌یک از متغیرهای محیطی رابطه معنی‌داری با میزان سلامت و شادابی درختان سرخدار نداشتند، اما با افزایش شیب، قطر متوسط درختان کاهش‌یافته است.

آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی با استفاده از داده‌های چندزمانه ماهواره‌ای سه دهه اخیر، به روش هوش مصنوعی (مطالعه موردی: منطقه حفاظت‌شده باشگل)

افسون رحیمی; بهزاد رایگانی; حمید گشتاسب; حسن خسروی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 253-274


اطلاعات کمی و کیفی پوشش گیاهی و همچنین تغییرات آن در طول زمان به‌عنوان پایه­ای برای تعیین کیفیت زیستگاه و اولویت مناطق به‌منظور حفاظت و همچنین تعیین ارزش خدمات زیست­بوم­ها، مسئله­ فنی مدیریتی بسیار مهمی در مدیریت بهینه منابع طبیعی و توسعه پایدار، به شمار می­آید. از سوی دیگر سنجش از دور به‌عنوان ابزاری کارآمد برای دستیابی به اطلاعات درست و به­روز پوشش زمین و منابع طبیعی با سرعت و دقت بالا، موردتوجه محققان است. از میان برنامه­های سنجش از دوری، آشکارسازی تغییرات نقش تعیین­کننده­ای در بررسی تغییرات پوشش زمین و ازجمله پوشش گیاهی دارد. در این مطالعه از میان روش­های مختلف آشکارسازی تغییرات، از روش مقایسه پس از طبقه­بندی به دلیل امکان دستیابی به‌دقت بهینه با اعمال یک روش طبقه­بندی کارآمد و دقیق، استفاده‌شده است. به‌منظور تعیین طبقات پوشش گیاهی، با استفاده از داده­های مایحصل از نمونه­برداری میدانی، تصاویر ماهواره­ای مربوط به منطقه حفاظت‌شده باشگل در زمان­های مختلف و انواع شاخص­های طیفی پوشش گیاهی منتج از آن‌ها، اقدام به مدل‌سازی پوشش گیاهی با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی شد. مدل طبقه­بندی درصد سطح تاج­پوشش (با دقت کلی 3/94% و میانگین مربعات خطا 7/5% برای داده­های آزمایشی) و مدل طبقه­بندی وزن خشک زی­توده زنده سرپا (با دقت کلی 6/86% و میانگین مربعات خطا 4/11% برای داده­های آزمایشی)، ساخته شد. سپس نقشه­های پوشش گیاهی بر اساس این مدل­های با دقت عالی، تهیه گردید. نتایج این پژوهش توانمندی بسیار زیاد روش هوش مصنوعی در طبقه­بندی دقیق پوشش گیاهی، با استفاده از تصاویر ماهواره­ای با تنوع زمانی را نشان می­دهد. با استفاده از نقشه­های طبقه­بندی پوشش گیاهی حاصل، نقشه­های آشکارسازی تغییرات، با روش مقایسه پس از طبقه­بندی، تهیه گردید. این نقشه­ها مبین تغییر پوشش گیاهی از یک طبقه به طبقه دیگر (از طبقه ... به طبقه...)، در سه دوره زمانی 2015-2000، 2000-1986 و 2015-1986 است. نتایج پژوهش، بهبود کیفی بخش وسیعی از مراتع منطقه حفاظت‌شده باشگل را بعد از حفاظت نشان می­دهند.

ارزیابی صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذر جهت شناسایی دو گونه ارس در استان گلستان

تاج محمد عمر عطاء; ابوالفضل دانشور; علی ستاریان; الهام امینی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 275-290

از میان 6 گونه بومی جنس ارس که در مناطق مختلف کشور ایران پراکنده هستند. دو گونه (Juniperus polycarpos و Juniperus excelsa)، نسبت به سایر گونه‌ها سطح بیشتری از مناطق تحت پوشش را به خود اختصاص داده‌اند که به علت شباهت ظاهری بسیار زیاد دو گونه شناسایی آن‌ها از یکدیگر مشکل است. در این تحقیق صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذر باهدف کمک به شناسایی آن‌ها در استان گلستان مورد ارزیابی قرار گرفت. به‌منظور ارزیابی صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذر این دو گونه در رویشگاه چهارباغ استان گلستان به‌طور جداگانه ده پایه مادری از هرگونه که به لحاظ ویژگی‌های ظاهری یکسان و تقریباً هم سن بودند، انتخاب گردیدند. ابتدا برای درختان یادشده با قرار دادن فریم یک مترمربعی در 4 طرف تاج هر درخت، تعداد مخروط میوه شمارش گردید. سپس از هر درخت حدوداً تعداد 1000 مخروط میوه جمع‌آوری و صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذرهای موجود در آن‌ها، اندازه‌گیری و ثبت گردید. آنالیز صفات کمی مخروط میوه نشان داد که دو گونه یادشده به لحاظ وزن، طول و عرض با یکدیگر اختلاف معنی‌داری دارند؛ به‌گونه‌ای که تمامی این شاخص‌ها در J. polycarpos بیشتر از J. excelsa است. مقایسه تعداد مخروط میوه در واحد سطح تاج درختان دو گونه نشان می‌دهد؛ J. polycarpos دارای مخروط میوه بیشتری در واحد سطح نسبت به J. excelsa است و ازنظر این شاخص هم اختلاف معنی‌داری بین دو گونه یادشده وجود دارد. آنالیز داده‌های مربوط به ویژگی‌های کمی و کیفی بذر شامل طول، عرض و وزن و وضعیت سلامتی، نشان می‌دهد؛ علیرغم نداشتن اختلاف معنی‌دار بین دو گونه در صفات ذکرشده، J. polycarpos بذرهای سالم بیشتری تولید می‏کند. درمجموع از صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذرها، صفات کمی و کیفی مخروط میوه شاخص خوبی برای تفکیک گونه‌های J. polycarpos و J. excelsa از یکدیگر می‌باشد.

اثرات میزان توسعه‌یافتگی بر تغییرات سطح جنگل‌های نواحی روستایی ارسباران با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای

سجاد قنبری; وحید نصیری; یاسر محمدی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 291-312

معیشت مردم روستایی به استفاده از زمین و بهره­برداری از منابع طبیعی و جنگل وابسته است. بنابراین فعالیت­های آن‌ها می­تواند اثرات معنی­داری بر این منابع داشته باشد. میزان این اثرات و تغییرات سطح جنگل از میزان توسعه‌یافتگی روستاها تأثیر می­پذیرد. هدف اصلی این مطالعه، بررسی ارتباط بین درجه توسعه­یافتگی روستاهای جنگلی با میزان تخریب جنگل در منطقه ارسباران (شمال استان آذربایجان شرقی) می­باشد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و برای جمع‌آوری داده­های تحقیق از شیوه کتابخانه­ای استفاده‌شده است. داده­ها در دو بخش تعیین درجه توسعه­یافتگی روستاها و تهیه نقشه‌های کاربری و تغییرات سطح جنگل، جمع­آوری و تحلیل شدند. ابتدا، روستاهای موردمطالعه ازلحاظ درجه توسعه­یافتگی با استفاده از شاخص­های اقتصادی اجتماعی، آموزشی بهداشتی و زیرساختی در پنج طبقه توسعه­یافتگی با ضریب ناموزون موریس تقسیم­بندی شدند. در مرحله بعد، به‌منظور بررسی میزان تغییرات سطح جنگل از تصاویر سنجنده­های مختلف ماهواره لندست استفاده شد. ضریب همبستگی بین میزان تخریب جنگل هر روستا با متغیرهایی مثل شاخص توسعه روستا، هزینه فرصت، ارتفاع از سطح دریا و میزان جمعیت محاسبه شد. نتایج نشان داد که از 15 روستا، پنج روستا، جزء روستاهای توسعه‌یافته و یک روستا جزء روستاهای محروم طبقه­بندی شدند. بررسی تغییرات سطح جنگل نشان داد که بیشترین افزایش تغییرات در دوره 86-96 مربوط به روستاهای ارزین، کلاله علیا، خریل و ابراهیم بیگلو به ترتیب برابر با 58/74، 41/56 و 55/55 و 51/48 هکتار است. بر اساس نتایج، میانگین تغییرات دوره 77-86، 08/6- هکتار و میانگین تغییرات دوره 86-96، 50/32- هکتار بوده است. بر اساس نتایج، بین تغییرات دوره اول و دوره دوم با اطمینان 99 درصد اختلاف معنی­داری وجود دارد. ضریب همبستگی نشان داد که شاخص توسعه روستا و تعداد جمعیت هر روستا با میزان تخریب جنگل همبستگی ضعیف و مستقیمی دارد. در مقابل، هزینه فرصت در هر روستا و ارتفاع از سطح دریا با میزان تخریب جنگل در هر روستا همبستگی ضعیف و معکوسی دارد.

بررسی خصوصیات شیمیایی تاج‌بارش و آب‎شویی لاشریزه بلوط بلند مازو (Quercus castaneifolia) در توده آمیخته (مطالعه موردی-جنگل شصت‎کلاته)

هاشم حبشی; مریم مصلحی; الهام شبانی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 313-326

هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تاج‎بارش و آب‎شویی لاشریزه گونه بلوط بلندمازو (Quercus castaneifolia C.A.Mey.)  در توده آمیخته بر پویایی کاتیون‎های بازی و تغییرات ماهانه آن‌ها در سری یک طرح جنگلداری دکتر بهرام‎نیا استان گلستان است. به‎ این منظور، نمونه‎های تاج‎بارش و لاشریزه در یک دوره یک‎ساله بعد از هر بارش جمع‎آوری و ازنظر مقدار کاتیون‎های سدیم، پتاسیم و کلسیم با آب باران در فضای باز با استفاده از آزمون تی تست در سطح 5 درصد مقایسه شد. همچنین بررسی تغییرات کاتیون‎ها در ماه‎های مختلف با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه انجام گرفت. نتایج نشان داد درمجموع یک سال، میزان آب‎شویی عناصر پتاسیم و کلسیم در تاج‎‏بارش با مقادیر (61/226 و 86/13 کیلوگرم در هکتار) به‎طور معنی‎داری بیشتر از مقادیر آن‌ها در آب باران (72/217 و 97/10 کیلوگرم در هکتار در سال) بوده است. میزان آب‎شویی سدیم در دولایه تاج‎بارش (38/120 کیلوگرم در هکتار در سال) و لاشریزه (58/108 کیلوگرم در هکتار در سال) به‌طور معنی‎داری کمتر از آب باران بود. همچنین آب‎شویی کاتیون‎ها در هر دولایه در ماه‎های مختلف، متغیر بود. کمترین میزان آب‎شویی در ماه شهریور و بیشترین میزان آب‎شویی در ماه مهر بود. این تحقیق نشان داد درختان بلوط تأثیر مثبتی در افزایش عناصر غذایی محلول در خاک جنگل از طریق تاج‎بارش و آب‎شویی لاشریزه دارد چراکه گیاه قادر است این عناصر را به‎واسطه محلول بودن، در همان لحظه جذب نموده و وارد گردش عناصر غذایی خود نماید بنابراین با به‌کارگیری صحیح این‎گونه در جنگل‌کاری، می‎توان به بهبود کیفیت عناصر غذایی خاک در کوتاه‌مدت، کمک نمود.
 

کارایی شاخص‌های نمونه‌برداری در تحلیل الگوی مکانی گونه‌های چوبی در جنگل‌های زاگرس مرکزی (منطقه کلخانی کوهدشت لرستان)

زیبا پیرمحمدی; علی مهدوی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 327-343

استفاده از روش‌های مناسب در برآورد الگوی مکانی درختان از اهمیت بالایی برخوردار است. به‌منظور بررسی کارایی شاخص‌های نمونه‌برداری در تعیین الگوی مکانی پنج گونه چوبی (بلوط ایرانی، کیکم، بادام‌کوهی، بنه و زالزالک)، محدوده‌ای به وسعت 35 هکتار از جنگل کلخانی واقع در کوهدشت لرستان آماربرداری صددرصد شد. موقعیت مکانی گونه‌ها، نوع گونه و قطر بزرگ و کوچک تاج برداشت شد. نقشه پراکنش مکانی گونه‌ها تهیه و الگوی مکانی مطلق با روش نزدیک‌ترین همسایه و تابع K رایپلی در محیط ArcGIS تعیین شد. سپس الگوی مکانی گونه‌ها با استفاده از شاخص‌های فاصله‌ای (جانسون و زایمر، C، هاپکینز، هاینز و ابرهارت) و قطعه‌نمونه (نسبت واریانس به میانگین، موری‌سیتا، استانداردشده موری‌سیتا، گرین و خوشه‌بندی) برآورد و کارایی هرکدام در مقایسه با‌ شاخص نزدیک‌ترین همسایه و تابع K رایپلی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد؛ گونه غالب منطقه، بلوط ایرانی با 5/61 درصد از کل گونه‌ها بود. بلوط ایرانی و زالزالک با متوسط سطح تاج پوشش 36/11 و 89/2 مترمربع به ترتیب بالاترین و پایین‌ترین مقادیر را دارا بودند. نتایج تحلیل الگوی مکانی واقعی گونه‌ها با شاخص نزدیک‌ترین همسایه و K رایپلی برای کل گونه‌ها کپه‌ای به دست آمد. همه شاخص‌های روش قطعه‌نمونه نیز الگوی کپه‌ای را برای پنج گونه برآورد کردند. از شاخص‌های فاصله‌ای تنها شاخص هاینز برای پنج گونه الگوی کپه‌ای را برآورد کرد. در کل بهترین شاخص‌ها برای تعیین الگوی مکانی گونه‌ها، شاخص فاصله‌ای هاینز و پنج شاخص قطعه‌نمونه ارزیابی شدند؛ بنابراین در عملیات پرورشی و اصلاحی جنگل با استفاده از گونه‌های موردمطالعه بایستی الگوی کپه‌ای را در نظر گرفت

اثر عوامل محیطی بر پراکنش گروه‌های اکولوژیک رویشگاه سیاه‌تلوPaliurus spina- christi Mill. (بررسی موردی: مرزن‌آباد چالوس)

مصطفی جنت بابایی; غلامحسین مرادی; جهانگیر فقهی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 345-359

گونه سیاه‌تلو (Paliurus spina- christi) در سه منطقه رویشی کشورمان (جنگل‌های شمال، ارسباران و زاگرس) به‌صورت طبیعی رشد می‌کند؛ اما تاکنون پژوهشی در ارتباط با رویشگاه این ‌گونه صورت نگرفته است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر عوامل محیطی بر پراکنش گروه‌های اکولوژیک رویشگاه سیاه‌تلو در جنگل‌های شمال کشور انجام‌شده است. بدین منظور برای در نظر گرفتن شرایط مختلف، نمونه‌برداری‌ها بر اساس واحدهای شکل زمین انجام و اندازه قطعات نمونه مربعی شکل به روش حداقل سطح، 400 مترمربع تعیین شد. در هر قطعه‌نمونه پس از ثبت اطلاعات موجود، نسبت به برداشت نمونه خاک اقدام شد. سپس با استفاده از نرم‌افزار PC-ORD و به کمک آنالیز دوطرفه گونه‌های معرف (TWINSPAN) پوشش گیاهی منطقه تیپ بندی شد و در نهایت برای بررسی ارتباط رابطه هر یک از گونه‌های گیاهی و عوامل محیطی از نرم‌افزار CANOCO و آنالیز تطبیق متعارفی (CCA) استفاده شد. با استفاده از آنالیز دوطرفه گونه‌های معرف چهار تیپ گیاهی مشخص شد. نتایج نشان داد که گونه‌های متفاوتی به ‌غیر از گونه سیاه‌تلو، مانند آلوچه وحشی، زرشک، انار، سرو نقره‌ای و ممرز به ‌عنوان گونه‌های شاخص منطقه هستند. همچنین نتایج تجزیه ‌و تحلیل CCA نشان داد که مقدار C/N، نیتروژن، رطوبت اشباع خاک، وزن مخصوص ظاهری، تخلخل، رس، فسفر و پتاسیم تبادلی خاک عوامل تأثیرگذار در پراکنش پوشش گیاهی رویشگاه سیاه‌تلو هستند. از طرف دیگر، کربن، ماده آلی، شن، سیلت، ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت جغرافیایی بر روی پراکنش گروه‌های اکولوژیک گیاهی اثر معنی‌داری نداشتند. با توجه به نتایج، حضور گونه سیاه‌تلو ارتباط مستقیمی با مقادیر نیتروژن و وزن مخصوص ظاهری دارد. همچنین در این پژوهش نشان داده شد که با استفاده از نتایج CCA، امکان تعیین ارتباط بین هر یک گونه‌های گیاهی و مهم‌ترین متغیرهای محیطی وجود دارد.

ارزیابی یکپارچگی زیستگاه‌های مرتعی حفاظت‌شده با استفاده از رهیافت اکولوژی سیمای سرزمین

فاطمه حق‌وردی; علی جهانی; لعبت زبردست; مجید مخدوÙ; حمید گشتاسب

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 1-20



مدیریت مناطق با رویکرد اکولوژی سیمای سرزمین مدیریت جامع‌تری را سبب می‌شود و با استفاده از آن می‌توان بسیاری از ارزش‌های مناطق را حفظ نمود. پارک ملی لار و منطقه حفاظت‌شده ورجین ازلحاظ تنوع زیستی و زیستگاه حیات‌وحش در بین مناطق تحت حفاظت از اهمیت زیادی برخوردارند. بدین منظور این تحقیق با هدف کمی نمودن از هم گسیختگی پارک ملی لار و منطقه حفاظت‌شده ورجین و مقایسه آن‌ها ازلحاظ مدیریتی با یکدیگر و ارزیابی یکپارچگی زیستگاه‌های مرتعی در این مناطق انجام گرفت. در این راستا نقشه کاربری‌ اراضی مناطق با استفاده از تکنیک RS و GIS استخراج گردید و توسط سنجه‌های سیمای سرزمین از هم گسیختگی مناطق در سطح کلاس و سیمای سرزمین موردبررسی قرار گرفت. از روش هندسه‌ی از هم‌گسیختگی جهت بررسی تأثیر عوامل انسان ساخت به‌منظور ارزیابی یکپارچگی زیستگاه‌های مرتعی استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، پارک ملی لار در مقایسه با منطقه حفاظت‌شده ورجین یکپارچه‌تر است و ساخت‌وسازهای بی‌رویه و تبدیل زیستگاه‌های خوب به باغات و زمین‌های کشاورزی عامل از هم‌ گسیختگی و لکه‌لکه شدگی منطقه حفاظت‌شده ورجین است. در هندسه‌های از هم‌ گسیختگی نتایج سنجه‌ها نشان داد، جاده‌های خاکی از مهم‌ترین عوامل انسان ساخت مؤثر بر روی از هم گسیختگی مراتع خوب در پارک ملی لار و منطقه حفاظت‌شده ورجین است و موانع انسان ساخت در این مناطق باعث لکه‌لکه شدگی و تأثیر منفی بر روی زیستگاه حیات‌وحش شده است.

مطالعه فلورستیک منطقه اسلام‌آباد غرب در زاگرس مرکزی

محمد مهدی دهشیری; فرجناز نورایی; سید محمد معصومی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 21-44

این پژوهش باهدف شناسایی گونه‌های گیاهی، معرفی فلور و پراکنش جغرافیایی گیاهان منطقه اسلام‌آباد غرب در استان کرمانشاه انجام گرفت. منطقه مذکور با مساحت 4654 کیلومترمربع در استان کرمانشاه قرار دارد. جهت جمع‌آوری گیاهان از روش پیمایشی که یکی از روش‌های مرسوم مطالعات فلورستیک است؛ استفاده شد. پراکنش جغرافیایی گونه­Ù‡Ø§ بر اساس تقسیم­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ نواحی رویشی ایران و شکل زیستی آن‌ها با استفاده از روش رانکیائر تعیین شد. از 329 گونه گیاهی آوندی شناسایی‌شده در منطقه اسلام‌آباد غرب 2 گونه نهانزاد آوندی، 2 گونه بازدانه، 270 گونه دولپه‌ای و 55 گونه تک‌لپه‌ای حضور دارند. این‌گونه‌ها به 69 تیره و 222 جنس تعلق دارند. تیره‌های بزرگ ازنظر تعداد گونه به ترتیب عبارت‌اند از: Fabaceae (28 گونه)، Asteraceae (27 گونه)، Brassicaceae (25 گونه) و Apiaceae (24 گونه). تروفیت‌ها (43/40 درصد) فراوان‌ترین شکل زیستی هستند. 64/48 درصد گونه‌ها به ناحیه ایرانی-تورانی تعلق دارند. تعداد 7 گونه بوم‌زاد ایران می‌باشد که در میان آن‌ها پراکنشStachys kermanshahensis Rech.f.  Ø¨Ù‡ استان کرمانشاه محدود می‌شود.

عکس‌العمل گونه‌های پهن‌برگ علفی نسبت به برخی متغیر‌های محیطی در مراتع حوزه آبخیز گلندرود

فهیمه بازیار; قاسمعلی دیانتی تیلکی; سید جلیل علوی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 45-66

بامطالعه شرایط محیطی و نیازهای یک‌گونه می‌توان در تعیین محل استقرار، پراکنش جغرافیایی، میزان انبوهی و فعالیت آن‌ها در محیط‌های مختلف قضاوت نمود. مطالعه حاضر در مراتع حوضه آبخیز گلندرود در استان مازندران انجام شد. هدف اصلی از این مطالعه، بررسی عکس‌العمل گونه‌های پهن‌برگ علفی نسبت به متغیرهای محیطی بود. برای این منظور، نمونه‌برداری از پوشش گیاهی در تیپ‌های رویشی گونه‌های موردمطالعه و هم‌چنین در امتداد دامنه با در نظر گرفتن طبقات ارتفاعی، شیب و جهت دامنه با استقرار 153 پلات یک مترمربعی انجام شد. نمونه‌برداری به روش تصادفی-سیستماتیک صورت گرفت. در منطقه نمونه‌برداری، فراوانی گونه‌های پهن‌برگ علفی، تغییرات طبقات ارتفاعی و جهت دامنه ثبت شد. نمونه­Ù‡Ø§ÛŒ خاک از عمق 20- 0 سانتی‌متری در هر پلات برداشت شدند. در هر نمونه، pH، نیتروژن، هدایت الکتریکی، کربن آلی، درصد شن، سیلت، رس، اندازه‌گیری شد. در این مطالعه، تابع HOF برای توصیف آشیان اکولوژیک گونه‌های پهن‌برگ علفی محور اول رسته‌بندی یا تغییرات فلورستیک‌گونه‌ها مورداستفاده قرار گرفت، برای روش رسته‌بندی (DCA[1]) و متغیرهای محیطی استخراج‌شده با آزمون‌های استاندارد اسپیرمن همبستگی بین آن‌ها بررسی شد. داده‌ها به‌وسیله نرم‌افزار R ver.3.0.3 آنالیز شدند. با توجه به بررسی‌های به‌عمل‌آمده مؤثرترین متغیرها در فراوانی گونه‌های پهن‌برگ علفی منطقه موردمطالعه ارتفاع از سطح دریا، بارش، درجه حرارت و جهت دامنه بودند. برای متغیر ارتفاع از 26 گونه پهن‌برگ علفی موردمطالعه به‌طورکلی، 4 گونه متقارن (مدل IV، HOF)، 9گونه تک نمای چوله‌دار (مدل V)، 5 گونه به‌صورت هم‌نوا (مدل II)،7 گونه منحنی هم‌نوای آستانه‌ای و یک‌گونه منحنی صاف (مدل I) داشتند. در میان گونه‌های پهن‌برگ علفی گونه‌هایColchicum kotschyi،Medicago rigidula، Teucrium polium، Echinophora platyloba و Campanula stevenii دارای باریک‌ترین دامنه اکوژیک بودند.

 

*نویسنده مسئول: dianatig@modares.ac.ir
1Detrended Canonical Correspondence Analysis


 

[1] Detrended Cononical Corespondance Analaysi

 


[1] Detrended Cononical Corespondance Analaysis

 

ارزیابی تنوع گونه‌ای و الگوی پراکنش پنج گونه گیاهی غالب در تالاب بین المللی هامون

فاطمه بیدرنامنی; مهدی شعبانی پور

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 67-86

پژوهش حاضر با هدف بررسی تنوع گونه­Ø§ÛŒ و الگوی پراکنش جمعیت پنج گونه غالب گیاهی شامل نی (Phragmites australis)، پنجه مرغی (Cyndon dactylon)، بونی (Aeluropus lagopoides)، چمن شور ساحلی (Aeluropus littoralis) و گز سیستانی ((Tamarix meyeri و مطالعه تنوع گونه­Ù‡Ø§ÛŒ گیاهی در تالاب بین­Ø§Ù„مللی هامون در سال 1394 انجام شد. نمونه‌برداری  از پوشش گیاهی به‌طور تصادفی- سیستماتیک مطابق الگوی w با استفاده از چهار ترانسکت نواری به وسعت 5000 مترمربع در چهار ایستگاه انجام شد. مطالعه تنوع گونه­­Ù‡Ø§ÛŒ گیاهی با شاخص­Ù‡Ø§ÛŒ شانون- ویور و سیمپسون انجام شد. بر اساس نتایج حاصل از شاخص­Ù‡Ø§ÛŒ تنوع گونه­Ø§ÛŒØŒ در ایستگاه سوم بیشترین تنوع گونه­Ø§ÛŒ مشاهده شد. بیشترین مقادیر شاخص شانون- ویور و سیمپسون برای ایستگاه سوم به ترتیب 43/1 و89/0 و کمترین مقادیر برای ایستگاه اول به ترتیب 67/0 و 38/0 مشاهده شد. مطالعه الگوی پراکنش 5 گونه گیاهی غالببا استفاده،از روش­Ù‡Ø§ÛŒ پراکنش موریسیتا، k، نسبت واریانس به میانگین، تیلور و ایوائو  Ø§Ù†Ø¬Ø§Ù… شد. بیشترین مقادیر P و R2  Ø±ÙˆØ´ تیلور برای نی(P. australis) به ترتیب 007/0 و 921/0 که این مقادیر برای مدل ایوائو به ترتیب 13/0 و 301/0 مشاهده شد. الگوی پراکنش نی، بونی و پنجه­Ù…رغی به صورت کپه­Ø§ÛŒ بود. همچنین الگوی پراکنش گز سیستانی (T. meyeri) و چمن شور ساحلی (A, littoralis) به‌صورت تصادفی بود. نتایج این تحقیق نشان می­Ø¯Ù‡Ø¯ بین مقادیر شاخص­Ù‡Ø§ÛŒ شانون- ویور و سیمپسون در هر ایستگاه تفاوت معنی داری مشاهده شد. همچنین نتایج شاخص­Ù‡Ø§ÛŒ پراکنش نشان می­Ø¯Ù‡Ø¯ که کارایی روش تیلور به دلیل دقت بالاتر، مناسب­ØªØ± از روش ایوائو برای برآورد پراکنش گیاهان بود.

بررسی اثرات خشک‌سالی بر بعضی گونه‌های درختی و درختچه‌ای دشت سیستان

طیبه مصباح زاده; ناصر راشکی; فرشاد سلیمانی ساردو

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 87-100

منطقه سیستان که همواره با پدیده‌هایی نظیر خشک‌سالی‌های دوره­Ø§ÛŒ و کم­Ø¢Ø¨ÛŒ مواجه بوده خسارات جبران‌ناپذیری به منابع حیاتی ازجمله پوشش گیاهی نیز واردشده است. با توجه به اینکه آگاهی از عکس‌العمل گونه‌های گیاهی به خشکی باهدف حفظ و احیاء بیولوژیکی اکوسیستم منطقه بسیار ضروری است. در این پژوهش به بررسی تأثیر خشک‌سالی بر گونه‌های گزشاهی، بید و اکالیپتوس پرداخته شد. روند خشک‌سالی با استفاده از شاخص خشک‌سالی هواشناسی SPI بیانگر دوره ترسالی در سال­Ù‡Ø§ÛŒ 1366 تا 1376 و دوره خشک‌سالی در سال 1377 تا 1388 در منطقه مطالعه هست. میزان تغییرات تراکم گونه‌های گزشاهی، بید و اکالیپتوس در داخل پلات‌های m 50 × m 50 نیز طی دو دوره ترسالی و خشک‌سالی در دشت سیستان بررسی شد. آزمون تجزیه واریانس دومتغیره نشان‌دهنده تأثیر معنی‌دار پارامترهای خشک‌سالی و گونه پرتراکم گیاهان موردمطالعه است. اگرچه خشکی سبب کاهش تراکم هر سه گونه شده است، اما گونه‌های درختی نسبت به گونه درختچه‌ای گز آسیب بیشتری دیده‌اند. البته پایه‌های درخت بید که در سال­Ù‡Ø§ÛŒ نرمال به لحاظ دسترسی به رطوبت از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده و عمق ریشه دوانی کمتری در مقایسه با گونه درختی اکالیپتوس داشته‌اند، در شرایط خشک‌سالی به‌مراتب زودتر از پایه‌های اکالیپتوس تحت تأثیر قرارگرفته و خشک‌شده‌اند.

شناسایی قارچ‌های اکتومیکوریز درختان راش (Fagusorientalis Lipsky) در راشستان-های بالابند جنگل‌های سنگده مازندران

حامد آقاجانی; سید محمد حجتی; محمدعلی تاجیک; محمدرضا پورمجیدیان; علی برهانی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 101-116

قارچ­Ù‡Ø§ÛŒ اکتومیکوریز نقش مهمی در سلامت و پایداری جنگل و حفظ درختان در مقابل بیمارگرها در اکوسیستم جنگل دارند. در این تحقیق قارچ­Ù‡Ø§ÛŒ اکتومیکوریز در راشستان­Ù‡Ø§ÛŒ بالابند جنگل سنگده (استان مازندران) و بر اساس استخراج دی‌ان‌ای از ریشه‌ها و توالی‌یابی ناحیه ITS از دی‌ان‌ای ریبوزومی قارچ‌ها مورد شناسایی قرار گرفتند. برای این منظور در محدوده ارتفاعی 1500 تا 2100 متری از سطح دریا، تعداد 30 قطعه نمونه و در هر قطعه نمونه یک درخت به‌طور تصادفی انتخاب و نمونه‌برداری از ریشه­Ù‡Ø§ به عمق 10 سانتی­Ù…تری و بافاصله 60 سانتی­Ù…تر از تنه درخت انجام گرفت. عمل استخراج دی‌ان‌ای از نمونه­Ù‡Ø§ÛŒ نوک ریشه طبقه‌بندی‌شده انجام گرفت. ناحیه ITS nrDNA با استفاده از زوج آغازگر‌های ITS1F و ITS4B یا ITS4 تکثیر و توالی‌یابی گردید. مقایسه توالی‌های به‌دست‌آمده با توالی‌های موجود در بانک داده‌های NCBI، حضور 15 گونه قارچ اکتومیکوریز را در ریشه‌های این گیاهان نشان داد. از بین گونه‌های شناسایی‌شده، 12 گونه شامل Russula chloroides، C. trivialis،R.brevipes، R. faginea، R. integriformis، C. rigens، Cortinarius alpinus، C.collinitus، L.hepaticus، Lactariuschrysorrheus، C. alboaggregatus وHebelomabulbiferum گونه‌های جدیدی برای فلور قارچی ایران می‌باشند. جنس Cortinarius و Russula بیشترین تنوع گونه‌ای را در منطقه موردمطالعه نشان دادند و جنس‌های Lactarius و Inocybe در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. با شناخت قارچ­Ù‡Ø§ÛŒ اکتومیکوریز بومی در مناطق مختلف می­ØªÙˆØ§Ù† با تلقیح برخی از آن‌ها به نهال­Ù‡Ø§ÛŒ جنگلی، توانایی‌های آن‌ها در برنامه­Ù‡Ø§ÛŒ احیا و مدیریت بهینه جنگل و جنگل‌کاری استفاده نمود.

برآورد ارزش حفاظتی منابع طبیعی با استفاده از تمایل به پرداخت افراد (مطالعه موردی: منطقه حفاظت‌شده دنا)

حسن یگانه; عنایت اله نجیب‌زاده; اسفندیار جهانتاب; رضوان کرمی برزآباد; مرضیه افشار

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 117-136

مطالعه حاضر به تعیین ارزش حفاظتی منطقه حفاظت‌شده دنا و تعیین عوامل مؤثر بر میزان تمایل به پرداخت افراد با استفاده از روش ارزش‌گذاری مشروط می­Ù¾Ø±Ø¯Ø§Ø²Ø¯. برای اندازه­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ میزان تمایل به پرداخت افراد از مدل رگرسیونی لوجیت استفاده شد و بر اساس روش حداکثر راست­Ù†Ù…ایی (احتمال)، پارامترهای این مدل برآورد شدند. برای این منظور، 377 پرسشنامه دوگانه- دو بعدی به روش نمونه­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ تصادفی در استان کهکیلویه و بویر احمد تکمیل شد. بر اساس نتایج بالغ‌بر 3/68 درصد پاسخ­Ú¯ÙˆÛŒØ§Ù† تمایل خود را برای مشارکت در حفاظت از منطقه حفاظت‌شده دنا بیان کردند. نتایج تخمین مدل لاجیت نشان داد، ضریب متغیرهای تمایل به حفاظت منطقه، درآمد خانوار، فاصله از منطقه و پیشنهاد در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که متوسط تمایل به پرداخت افراد برای حفاظت منطقه 36918 ریال و ارزش حفاظتی برای هر خانوار 443025 ریال در هرسال است. ارزش حفاظتی سالانه هر هکتار از این اکوسیستم برابر 1/879 هزار ریال (با توجه به مساحت 93821 هکتار منطقه) به دست می­Ø¢ÛŒØ¯. ارزش حفاظتی منطقه موردمطالعه حدود 5/82478 میلیون ریال در سال برآورد شد. با کمک یافته‌های استخراج‌شده از این تحقیق می‌توان سیاست‌گذاری قیمتی مناسبی برای حفاظت از منابع طبیعی منطقه دنا اتخاذ نمود.
 

بررسی برخی خصوصیات اکولوژیکی و کارکردی گیاه پونه‌سای کرک ستاره‌ای (Nepeta asterotricha Retch. f.) در استان یزدÂ

سیدمصطفی گلدان ساز; زینب جعفریان جلودار; روجا صفاییان; علی سنبلی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 137-150

پونه­Ø³Ø§ÛŒ کرک ستاره­Ø§ÛŒ (Nepeta asterotricha) یکی از 34 گونه انحصاری ایران از جنس پونه­Ø³Ø§ÛŒ می‌باشد. در تحقیق حاضر ویژگی­Ù‡Ø§ÛŒ مختلفی ازجمله عوامل توپوگرافی، اقلیمی، فنولوژی، ویژگی­Ù‡Ø§ÛŒ کمی پوشش و ویژگی­Ù‡Ø§ÛŒ فیزیکی و شیمیایی خاک در 8 رویشگاه مختلف این گیاه در استان یزد موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که این گیاه خاک­Ù‡Ø§ÛŒÛŒ با بافت شنی- لومی را برای پراکنش ترجیح می­Ø¯Ù‡Ø¯. عناصر غذایی موردبررسی شامل ازت، فسفر و پتاسیم در رویشگاه­Ù‡Ø§ÛŒ مختلف در سطح یک درصد دارای اختلاف معنی­Ø¯Ø§Ø± بودند. اسیدیته و شوری در رویشگاه­Ù‡Ø§ÛŒ مختلف به ترتیب بین 8-5/7 و 47/1-633/0 ds/m متغیر بود. بررسی­Ù‡Ø§ نشان داد این گیاه را در ارتفاعات بالای 2400 متر می­ØªÙˆØ§Ù† مشاهده نمود. پونه­Ø³Ø§ÛŒ کرک ستاره­Ø§ÛŒ در مناطق مختلف با ارتفاع 87/41-4/28 سانتی­Ù…تر رویش داشت و رویشگاه­Ù‡Ø§ÛŒ مختلف در سطح 1 درصد اختلاف معنی­Ø¯Ø§Ø± نشان دادند. باید گفت بر اساس مطالعات آماری، تراکم و فراوانی در رویشگاه­Ù‡Ø§ÛŒ مختلف، اختلاف معنی‌داری را نشان ندادند. به‌طورکلی و با توجه به رویشگاه­Ù‡Ø§ÛŒ مرتبط شروع رشد رویشی آن از اواسط اسفندماه آغاز و در اردیبهشت‌ماه وارد مرحله گلدهی می­Ø´ÙˆØ¯. با توجه به ویژگی­Ù‡Ø§ÛŒ کارکردی و عملکردی گونه می­ØªÙˆØ§Ù† نتیجه گرفت که رویشگاه­Ù‡Ø§ÛŒ ده بالا و تقی­Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ بهترین شرایط محیطی را برای گونه مذکور فراهم کرده­Ø§Ù†Ø¯.
 

به‌کارگیری روش هزینه جایگزین جهت تعیین ارزش اقتصادی ذخیره ‎کربن گونه بلوط ایرانی در منطقه حفاظت‌شده زاولی

معصومه منصوری; ضیاالدین بادهیان

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 151-168

جنگل‌ها فراهم‌کننده‌ خدمات اکوسیستمی مهمی هستند که اغلب بازاری برای تعیین ارزش آن‌ها وجود ندارد. در میان خدمات غیربازاری ارائه‎شده به‌وسیله اکوسیستم‌های جنگلی، جذب و ذخیره‌سازی دی‌اکسید کربن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چراکه انتشار CO2 یکی از عوامل مهم ایجاد اثر گلخانه‌ای و تغییر اقلیم به شمار می‌رود. در این بررسی میزان ذخیره ‌کربن در زی‌توده گیاهی منطقه حفاظت‌شده زاولی واقع در استان کردستان برآورد و ارزش‌گذاری شده است. آماربرداری به روش تصادفی سیستماتیک انجام گرفت و داده‌های موردنیاز ازجمله قطر برابرسینه، ارتفاع کل، ارتفاع تاج، قطر تاج و غیره از مجموع سی پلات برداشت شدند. میزان کربن ذخیره‌شده در اندام‌های هوایی و زیرزمینی درختان به‌طور مجزا با استفاده از سه روش برآورد و به‌منظور ارزش‌گذاری این کارکرد اکوسیستمی از روش هزینه جایگزین استفاده شد. نتایج نشان داد که ارزش ریالی هر هکتار از این جنگل درروش اول 5/8 میلیون ریال، درروش دوم 2/9 میلیون ریال و درروش سوم 9/23 میلیون ریال از بعد کارکرد اکوسیستمی ذخیره ‌کربن برخوردار است. لذا با آگاهی مدیریت از این ارزش اکولوژیکی و با حفاظت مناسب این جنگل‌ها، می‌توان از خدمات ارزشمند جنگل‎های این منطقه بهره برد و نیز به تعدیل تراکم کربن اتمسفری کمک نمود.

تأثیر برش اندام هوایی بر ویژگی‌های رویشی و زایشی دو گونه‌ی علوفه‌ای Astragalus effusus و Astragalus cyclophyllon

پژمان طهماسبی; نرگس منافیان; عطاللله ابراهیمی; محسن فعال فیض آبادی; رضا امیدی پور

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 169-187

چرای متعادل دام ضامن حفاظت از منابع طبیعی و عامل افزایش کمی و کیفی تولید و بهبود ترکیب گیاهی در اکوسیستم‏های مرتعی است. همچنین آگاهی از تأثیرات شدت‎های چرای مختلف دام‎ها روی گیاهان می‎تواند به‎عنوان ابزاری سودمند جهت مدیریت منابع مورداستفاده قرار گیرد. مطالعه‎ی حاضر باهدف تعیین میزان آسیب­Ù¾Ø°ÛŒØ±ÛŒ یا مقاومت و همچنین میزان رشد مجدد دو گونه مرتعی Astragalus cyclophyllon و Astragalus effuses در طی دو فصل رویش (سال­Ù‡Ø§ÛŒ 1390-1389) در مراتع نیمه استپی ایستگاه تحقیقاتی آبخیزداری سد زاینده‌رود واقع در استان چهارمحال و بختیاری صورت پذیرفته است. شبیه‎سازی اثر چرای دام بر دو گونه موردمطالعه در قالب طرح فاکتوریل با استفاده از تیمار قطع در چهار شدت صفر، 30، 50 و 80 درصد بر روی 240 پایه گیاهی در طی سه مرحله بافاصله زمانی 20 روز در طول فصل رویش (اوایل بهار تا اواسط تابستان) انجام شد. قبل از انجام هر تیمار تعداد گل و بذر شمارش‌شده و ارتفاع و تولید هر پایه اندازه‎گیری شد. تجزیه‌وتحلیل داده­Ù‡Ø§ با استفاده از مدل عمومی خطی (GLM) و آنالیز واریانس یک‌طرفه انجام گرفت. نتایج به‌دست‌آمده تفاوت معنی­Ø¯Ø§Ø±ÛŒ را برای اثرات دوساله‌ی تیمار قطع بر متغیرهای تعداد گل، تعداد بذر، ارتفاع و تولید در هر دو گونه موردبررسی را نشان داد. نتایج نشان داد که تیمار قطع 30 و 50 درصد حدود 5/2 برابر و تیمار قطع 80 درصد بیش از 5 برابر تولیدات گونه A. effuses را نسبت به تیمار شاهد کاهش داده است درحالی‌که در گونه A. cyclophyllon تیمارهای 30، 50 و 80 درصد قطع، موجب کاهش 2/2، 3/3 و 6/6 برابری تولیدات در مقایسه با تیمار کنترل گردید. بر اساس نتایج این تحقیق، گونه­ÛŒ A. effuses با افزایش شدت برداشت، حساسیت کمتری را نسبت به گونه A. cyclophyllon نشان داد. بنابراین با توجه به تحمل چرایی بالاتر گونه A. effuses، این‌گونه می­ØªÙˆØ§Ù†Ø¯ گزینه­ÛŒ مناسبی برای اصلاح و توسعه­ÛŒ مراتع نیمه استپی جهت بهره­Ø¨Ø±Ø¯Ø§Ø±ÛŒ توسط دام باشد.

بررسی تغییرات فصلی 15 ساله نمایه‌ی گستره‌ی برگ با استفاده از سنجنده‌ی مودیس در گستره‌ی ایران

فخری سادات فاطمی نیا; بهروز سبحانی; سید ابوالفضل مسعودیان

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 189-208

امروزه از تصاویر ماهواره­Ø§ÛŒ به‌طور گسترده­Ø§ÛŒ برای پایش پوشش گیاهی استفاده می­Ú¯Ø±Ø¯Ø¯. هدف از این پژوهش، بررسی گستره­ÛŒ برگ در بازه­ÛŒ زمانی 1395-1381 با تفکیک مکانی یک کیلومتر به کمک داده­Ù‡Ø§ÛŒ دو فرآورده­ÛŒ دورسنجی مودیس­ØªØ±Ø§ و ­Ø¢Ú©ÙˆØ§ و به‌صورت فصلی بوده است. برای این منظور به واکاوی داده­Ù‡Ø§ و انجام محاسبات آماری- ریاضی، کدنویسی و تشکیل پایگاه داده در نرم­Ø§ÙØ²Ø§Ø± مت­Ù„ب اقدام و سپس نقشه­ÛŒ میانگین فصلی تهیه شد. این نقشه­Ù‡Ø§ نشان­Ø¯Ù‡Ù†Ø¯Ù‡­ÛŒ تقریباً خالی بودن مناطق مرکزی، شرقی و جنوب شرق ایران از گستره برگ هستند و یا گستره­ÛŒ برگ بسیار تنک در برخی مناطق دیده می­Ø´ÙˆØ¯ و 26/58 درصد از گستره­ÛŒ ایران خالی از پوشش گیاهی است. در مقابل دامنه­Ù‡Ø§ÛŒ شمالی البرز، ارتفاعات شمال غرب و دامنه­Ù‡Ø§ÛŒ زاگرس میانی با 74/41 درصد دارای گستره­ÛŒ برگ مناسبی هستند که به استثنا جنگل­Ù‡Ø§ÛŒ هیرکانی و ارسباران عموماً شامل کشتزارها می­Ø´ÙˆØ¯. ازنظر زمانی، فصل بهار و تابستان با میانگین 47/0 درصد و 36/0 درصد بالاترین میانگین و فصل پاییز و زمستان کمترین میانگین گستره­ÛŒ برگ را دارا هستند. در مرحله­ÛŒ بعد دارنمای فصلی نمایه­ÛŒ گستره­ÛŒ برگ تهیه شد و یاخته­Ù‡Ø§ÛŒ موردنظر در چهارفصل و درنهایت در دو گروه قرار داده شدند. این دو گروه شامل گروه دوره­ÛŒ سرد با فصل پاییز و زمستان و گروه دوره­ÛŒ گرم با فصل بهار و تابستان هستند.
 

مقایسه‌ی پدیده‌شناسی گونه‌هایی از جنس لاله واژگون (Fritillaria)، تمشکین (Bellevallia) و سنبلک (Muscari) در باغ گیاه‌شناسی ملی ایران

افسون رحمانپور; آتوسا وزیری

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 209-236

پدیده‌شناسی (فنولوژی) یکی از موضوعات مهم در علم بوم‌شناسی است که به مطالعه مراحل مختلف دوره زندگی گیاهان و ارتباط آن با شرایط اقلیمی و اکولوژیکی می‌پردازد. ثبت مراحل فنولوژیک‌گونه‌های بومی و ارزیابی مراحل گوناگون رشد و نمو آن‌ها، اطلاعات مفیدی را برای چرخه تولید مهیا می‌کند. در این پژوهش پدیده‌شناسی 17 گونه از جنس‌های لاله واژگون (Fritillaria)، تمشکین (Bellevallia) و سنبلک (Muscari) در باغ گیاه‌شناسی ملی ایران به مدت 5 سال (از سال 1381 تا 1386) مطالعه شدند. از هرگونه 5 پایه انتخاب و پدیده‌های حیاتی مربوط به برگ، گل، میوه، سالانه در فواصل زمانی مشخص ثبت شد. پس از دریافت مدت‌زمان هر پدیده به گذشت روز از ابتدای سال و تجزیه‌وتحلیل آماری داده‌ها، مشخص شد که اختلاف معنی‌داری در ظهور و طول مدت پدیده‌های حیاتی بین گونه‌های مختلف وجود دارد. طولانی‌ترین زمان استقرار مرتبط با برگ (از زمان ظهور برگ تا خشکیدگی آن‌ها) مربوط به M. longipes و مرتبط با گل (از زمان ظهور گل تا کامل شدن همه گل‌ها) مربوط به M. neglectum و مرتبط با میوه (از زمان ظهور میوه تا رسیدن همه میوه‌ها) مربوط به B. pycnantha و کوتاه‌ترین زمان استقرار مرتبط با برگ مربوط به Bellevalia assadi و B. tristis و مرتبط با گل مربوط به B. pycnantha و مرتبط با میوه مربوط به F. kotschyana می‌باشد؛ اما بیشترین ضریب تغییرات در مورد باز شدن برگ، ظهور گل و میوه به F. imperialis و کمترین آن در مورد باز شدن برگ به گونه‌های Bellevalia، ظهور گل و میوه به Bellevalia assadi اختصاص یافت و به‌طورکلی گونه‌های Fritillaria بیشترین تغییرات دامنه‌ی استقرار پدیده‌های حیاتی را داشتند. همچنین پس از بررسی همبستگی بین زمان وقوع پدیده‌های حیاتی با فاکتورهای اقلیمی (دما و بارندگی) مشخص شد که ارتباط معنی‌داری بین برخی فاکتورهای اقلیمی با برخی پدیده‌های حیاتی در گونه‌های موردمطالعه وجود دارد.
 

تیپ‌های جنگلی ذخیره‌گاه سرخدار (Taxus baccata L.) گزو (سوادکوه) و تجزیه‌وتحلیل آن‌ها در ارتباط با متغیرهای محیطی

محمد درزی; هومن روانبخش; علیرضا مشکی; مجتبی امیری; محمدکیا کیانیان

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 237-252

درخت سرخدار از معدود گونه‌های سوزنی‌برگ بومی جنگل‌های شمال و شمال غرب ایران است که به‌صورت تک‌پایه یا لکه­Ø§ÛŒ انتشار دارد. ذخیره­Ú¯Ø§Ù‡ سرخدار گزو مازندران یکی از رویشگاه­Ù‡Ø§ÛŒ ارزشمند سرخدار شمال است که مطالعات زیادی در آن صورت نگرفته است. در این تحقیق پوشش گیاهی و تیپ­Ù‡Ø§ÛŒ جنگلی این رویشگاه و تأثیر شرایط رویشگاهی بر پراکنش درختان سرخدار و تیپ‌های جنگلی موردبررسی قرار گرفت. آماربرداری با برداشت 30 قطعه نمونه مربعی با ابعاد 20 متر روی خطوط ترانسکت با فواصل منظم و نقطه شروع تصادفی انجام شد. برای تفکیک تیپ‌های گیاهی روش­Ù‡Ø§ÛŒ عددی آنالیز خوشه‌ای و TWINSPAN به کار گرفته شد. مقایسات با به‌کارگیری تحلیل واریانس ANOVA و بررسی رابطه گونه-محیط با استفاده از رسته­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ CCA انجام شد. بنابر نتایج به‌دست‌آمده، سه تیپ جنگلی سرخدار- ممرز، راش- سرخدار و راش خالص در منطقه مشخص شد. متغیرهای بافت و pH خاک مهم‌ترین عوامل اثرگذار در تفکیک تیپ­Ù‡Ø§ÛŒ گیاهی منطقه شناخته شدند. تیپ‌های سرخدار دارای pH خاک کمتری در مقایسه با تیپ راش خالص بودند و تیپ سرخدار- ممرز بر خاک­Ù‡Ø§ÛŒ سنگین‌تری (شنی رسی لومی) در مقایسه با تیپ راش خالص (شنی لومی) دیده شد. تیپ راش- سرخدار دارای وضعیت بافت خاک حد واسط دو تیپ دیگر بود. میزان کربن آلی و ازت کل نیز در خاک تیپ راش خالص بیشتر از تیپ‌های راش- سرخدار و سرخدار – ممرز بود. هیچ‌یک از متغیرهای محیطی رابطه معنی‌داری با میزان سلامت و شادابی درختان سرخدار نداشتند، اما با افزایش شیب، قطر متوسط درختان کاهش‌یافته است.

آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی با استفاده از داده‌های چندزمانه ماهواره‌ای سه دهه اخیر، به روش هوش مصنوعی (مطالعه موردی: منطقه حفاظت‌شده باشگل)

افسون رحیمی; بهزاد رایگانی; حمید گشتاسب; حسن خسروی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 253-274


اطلاعات کمی و کیفی پوشش گیاهی و همچنین تغییرات آن در طول زمان به‌عنوان پایه­Ø§ÛŒ برای تعیین کیفیت زیستگاه و اولویت مناطق به‌منظور حفاظت و همچنین تعیین ارزش خدمات زیست­Ø¨ÙˆÙ…­Ù‡Ø§ØŒ مسئله­ فنی مدیریتی بسیار مهمی در مدیریت بهینه منابع طبیعی و توسعه پایدار، به شمار می­Ø¢ÛŒØ¯. از سوی دیگر سنجش از دور به‌عنوان ابزاری کارآمد برای دستیابی به اطلاعات درست و به­Ø±ÙˆØ² پوشش زمین و منابع طبیعی با سرعت و دقت بالا، موردتوجه محققان است. از میان برنامه­Ù‡Ø§ÛŒ سنجش از دوری، آشکارسازی تغییرات نقش تعیین­Ú©Ù†Ù†Ø¯Ù‡­Ø§ÛŒ در بررسی تغییرات پوشش زمین و ازجمله پوشش گیاهی دارد. در این مطالعه از میان روش­Ù‡Ø§ÛŒ مختلف آشکارسازی تغییرات، از روش مقایسه پس از طبقه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ به دلیل امکان دستیابی به‌دقت بهینه با اعمال یک روش طبقه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ کارآمد و دقیق، استفاده‌شده است. به‌منظور تعیین طبقات پوشش گیاهی، با استفاده از داده­Ù‡Ø§ÛŒ مایحصل از نمونه­Ø¨Ø±Ø¯Ø§Ø±ÛŒ میدانی، تصاویر ماهواره­Ø§ÛŒ مربوط به منطقه حفاظت‌شده باشگل در زمان­Ù‡Ø§ÛŒ مختلف و انواع شاخص­Ù‡Ø§ÛŒ طیفی پوشش گیاهی منتج از آن‌ها، اقدام به مدل‌سازی پوشش گیاهی با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی شد. مدل طبقه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ درصد سطح تاج­Ù¾ÙˆØ´Ø´ (با دقت کلی 3/94% و میانگین مربعات خطا 7/5% برای داده­Ù‡Ø§ÛŒ آزمایشی) و مدل طبقه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ وزن خشک زی­ØªÙˆØ¯Ù‡ زنده سرپا (با دقت کلی 6/86% و میانگین مربعات خطا 4/11% برای داده­Ù‡Ø§ÛŒ آزمایشی)، ساخته شد. سپس نقشه­Ù‡Ø§ÛŒ پوشش گیاهی بر اساس این مدل­Ù‡Ø§ÛŒ با دقت عالی، تهیه گردید. نتایج این پژوهش توانمندی بسیار زیاد روش هوش مصنوعی در طبقه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ دقیق پوشش گیاهی، با استفاده از تصاویر ماهواره­Ø§ÛŒ با تنوع زمانی را نشان می­Ø¯Ù‡Ø¯. با استفاده از نقشه­Ù‡Ø§ÛŒ طبقه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ پوشش گیاهی حاصل، نقشه­Ù‡Ø§ÛŒ آشکارسازی تغییرات، با روش مقایسه پس از طبقه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒØŒ تهیه گردید. این نقشه­Ù‡Ø§ مبین تغییر پوشش گیاهی از یک طبقه به طبقه دیگر (از طبقه ... به طبقه...)، در سه دوره زمانی 2015-2000، 2000-1986 و 2015-1986 است. نتایج پژوهش، بهبود کیفی بخش وسیعی از مراتع منطقه حفاظت‌شده باشگل را بعد از حفاظت نشان می­Ø¯Ù‡Ù†Ø¯.

ارزیابی صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذر جهت شناسایی دو گونه ارس در استان گلستان

تاج محمد عمر عطاء; ابوالفضل دانشور; علی ستاریان; الها٠امینی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 275-290

از میان 6 گونه بومی جنس ارس که در مناطق مختلف کشور ایران پراکنده هستند. دو گونه (Juniperus polycarpos و Juniperus excelsa)، نسبت به سایر گونه‌ها سطح بیشتری از مناطق تحت پوشش را به خود اختصاص داده‌اند که به علت شباهت ظاهری بسیار زیاد دو گونه شناسایی آن‌ها از یکدیگر مشکل است. در این تحقیق صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذر باهدف کمک به شناسایی آن‌ها در استان گلستان مورد ارزیابی قرار گرفت. به‌منظور ارزیابی صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذر این دو گونه در رویشگاه چهارباغ استان گلستان به‌طور جداگانه ده پایه مادری از هرگونه که به لحاظ ویژگی‌های ظاهری یکسان و تقریباً هم سن بودند، انتخاب گردیدند. ابتدا برای درختان یادشده با قرار دادن فریم یک مترمربعی در 4 طرف تاج هر درخت، تعداد مخروط میوه شمارش گردید. سپس از هر درخت حدوداً تعداد 1000 مخروط میوه جمع‌آوری و صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذرهای موجود در آن‌ها، اندازه‌گیری و ثبت گردید. آنالیز صفات کمی مخروط میوه نشان داد که دو گونه یادشده به لحاظ وزن، طول و عرض با یکدیگر اختلاف معنی‌داری دارند؛ به‌گونه‌ای که تمامی این شاخص‌ها در J. polycarpos بیشتر از J. excelsa است. مقایسه تعداد مخروط میوه در واحد سطح تاج درختان دو گونه نشان می‌دهد؛ J. polycarpos دارای مخروط میوه بیشتری در واحد سطح نسبت به J. excelsa است و ازنظر این شاخص هم اختلاف معنی‌داری بین دو گونه یادشده وجود دارد. آنالیز داده‌های مربوط به ویژگی‌های کمی و کیفی بذر شامل طول، عرض و وزن و وضعیت سلامتی، نشان می‌دهد؛ علیرغم نداشتن اختلاف معنی‌دار بین دو گونه در صفات ذکرشده، J. polycarpos بذرهای سالم بیشتری تولید می‏کند. درمجموع از صفات کمی و کیفی مخروط میوه و بذرها، صفات کمی و کیفی مخروط میوه شاخص خوبی برای تفکیک گونه‌های J. polycarpos و J. excelsa از یکدیگر می‌باشد.

اثرات میزان توسعه‌یافتگی بر تغییرات سطح جنگل‌های نواحی روستایی ارسباران با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای

سجاد قنبری; وحید نصیری; یاسر محمدی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 291-312

معیشت مردم روستایی به استفاده از زمین و بهره­Ø¨Ø±Ø¯Ø§Ø±ÛŒ از منابع طبیعی و جنگل وابسته است. بنابراین فعالیت­Ù‡Ø§ÛŒ آن‌ها می­ØªÙˆØ§Ù†Ø¯ اثرات معنی­Ø¯Ø§Ø±ÛŒ بر این منابع داشته باشد. میزان این اثرات و تغییرات سطح جنگل از میزان توسعه‌یافتگی روستاها تأثیر می­Ù¾Ø°ÛŒØ±Ø¯. هدف اصلی این مطالعه، بررسی ارتباط بین درجه توسعه­ÛŒØ§ÙØªÚ¯ÛŒ روستاهای جنگلی با میزان تخریب جنگل در منطقه ارسباران (شمال استان آذربایجان شرقی) می­Ø¨Ø§Ø´Ø¯. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و برای جمع‌آوری داده­Ù‡Ø§ÛŒ تحقیق از شیوه کتابخانه­Ø§ÛŒ استفاده‌شده است. داده­Ù‡Ø§ در دو بخش تعیین درجه توسعه­ÛŒØ§ÙØªÚ¯ÛŒ روستاها و تهیه نقشه‌های کاربری و تغییرات سطح جنگل، جمع­Ø¢ÙˆØ±ÛŒ و تحلیل شدند. ابتدا، روستاهای موردمطالعه ازلحاظ درجه توسعه­ÛŒØ§ÙØªÚ¯ÛŒ با استفاده از شاخص­Ù‡Ø§ÛŒ اقتصادی اجتماعی، آموزشی بهداشتی و زیرساختی در پنج طبقه توسعه­ÛŒØ§ÙØªÚ¯ÛŒ با ضریب ناموزون موریس تقسیم­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ شدند. در مرحله بعد، به‌منظور بررسی میزان تغییرات سطح جنگل از تصاویر سنجنده­Ù‡Ø§ÛŒ مختلف ماهواره لندست استفاده شد. ضریب همبستگی بین میزان تخریب جنگل هر روستا با متغیرهایی مثل شاخص توسعه روستا، هزینه فرصت، ارتفاع از سطح دریا و میزان جمعیت محاسبه شد. نتایج نشان داد که از 15 روستا، پنج روستا، جزء روستاهای توسعه‌یافته و یک روستا جزء روستاهای محروم طبقه­Ø¨Ù†Ø¯ÛŒ شدند. بررسی تغییرات سطح جنگل نشان داد که بیشترین افزایش تغییرات در دوره 86-96 مربوط به روستاهای ارزین، کلاله علیا، خریل و ابراهیم بیگلو به ترتیب برابر با 58/74، 41/56 و 55/55 و 51/48 هکتار است. بر اساس نتایج، میانگین تغییرات دوره 77-86، 08/6- هکتار و میانگین تغییرات دوره 86-96، 50/32- هکتار بوده است. بر اساس نتایج، بین تغییرات دوره اول و دوره دوم با اطمینان 99 درصد اختلاف معنی­Ø¯Ø§Ø±ÛŒ وجود دارد. ضریب همبستگی نشان داد که شاخص توسعه روستا و تعداد جمعیت هر روستا با میزان تخریب جنگل همبستگی ضعیف و مستقیمی دارد. در مقابل، هزینه فرصت در هر روستا و ارتفاع از سطح دریا با میزان تخریب جنگل در هر روستا همبستگی ضعیف و معکوسی دارد.

بررسی خصوصیات شیمیایی تاج‌بارش و آب‎شویی لاشریزه بلوط بلند مازو (Quercus castaneifolia) در توده آمیخته (مطالعه موردی-جنگل شصت‎کلاته)

هاش٠حبشی; مری٠مصلحی; الها٠شبانی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 313-326

هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تاج‎بارش و آب‎شویی لاشریزه گونه بلوط بلندمازو (Quercus castaneifolia C.A.Mey.)  Ø¯Ø± توده آمیخته بر پویایی کاتیون‎های بازی و تغییرات ماهانه آن‌ها در سری یک طرح جنگلداری دکتر بهرام‎نیا استان گلستان است. به‎ این منظور، نمونه‎های تاج‎بارش و لاشریزه در یک دوره یک‎ساله بعد از هر بارش جمع‎آوری و ازنظر مقدار کاتیون‎های سدیم، پتاسیم و کلسیم با آب باران در فضای باز با استفاده از آزمون تی تست در سطح 5 درصد مقایسه شد. همچنین بررسی تغییرات کاتیون‎ها در ماه‎های مختلف با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه انجام گرفت. نتایج نشان داد درمجموع یک سال، میزان آب‎شویی عناصر پتاسیم و کلسیم در تاج‎‏بارش با مقادیر (61/226 و 86/13 کیلوگرم در هکتار) به‎طور معنی‎داری بیشتر از مقادیر آن‌ها در آب باران (72/217 و 97/10 کیلوگرم در هکتار در سال) بوده است. میزان آب‎شویی سدیم در دولایه تاج‎بارش (38/120 کیلوگرم در هکتار در سال) و لاشریزه (58/108 کیلوگرم در هکتار در سال) به‌طور معنی‎داری کمتر از آب باران بود. همچنین آب‎شویی کاتیون‎ها در هر دولایه در ماه‎های مختلف، متغیر بود. کمترین میزان آب‎شویی در ماه شهریور و بیشترین میزان آب‎شویی در ماه مهر بود. این تحقیق نشان داد درختان بلوط تأثیر مثبتی در افزایش عناصر غذایی محلول در خاک جنگل از طریق تاج‎بارش و آب‎شویی لاشریزه دارد چراکه گیاه قادر است این عناصر را به‎واسطه محلول بودن، در همان لحظه جذب نموده و وارد گردش عناصر غذایی خود نماید بنابراین با به‌کارگیری صحیح این‎گونه در جنگل‌کاری، می‎توان به بهبود کیفیت عناصر غذایی خاک در کوتاه‌مدت، کمک نمود.
 

کارایی شاخص‌های نمونه‌برداری در تحلیل الگوی مکانی گونه‌های چوبی در جنگل‌های زاگرس مرکزی (منطقه کلخانی کوهدشت لرستان)

زیبا پیرمحمدی; علی مهدوی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 327-343

استفاده از روش‌های مناسب در برآورد الگوی مکانی درختان از اهمیت بالایی برخوردار است. به‌منظور بررسی کارایی شاخص‌های نمونه‌برداری در تعیین الگوی مکانی پنج گونه چوبی (بلوط ایرانی، کیکم، بادام‌کوهی، بنه و زالزالک)، محدوده‌ای به وسعت 35 هکتار از جنگل کلخانی واقع در کوهدشت لرستان آماربرداری صددرصد شد. موقعیت مکانی گونه‌ها، نوع گونه و قطر بزرگ و کوچک تاج برداشت شد. نقشه پراکنش مکانی گونه‌ها تهیه و الگوی مکانی مطلق با روش نزدیک‌ترین همسایه و تابع K رایپلی در محیط ArcGIS تعیین شد. سپس الگوی مکانی گونه‌ها با استفاده از شاخص‌های فاصله‌ای (جانسون و زایمر، C، هاپکینز، هاینز و ابرهارت) و قطعه‌نمونه (نسبت واریانس به میانگین، موری‌سیتا، استانداردشده موری‌سیتا، گرین و خوشه‌بندی) برآورد و کارایی هرکدام در مقایسه با‌ شاخص نزدیک‌ترین همسایه و تابع K رایپلی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد؛ گونه غالب منطقه، بلوط ایرانی با 5/61 درصد از کل گونه‌ها بود. بلوط ایرانی و زالزالک با متوسط سطح تاج پوشش 36/11 و 89/2 مترمربع به ترتیب بالاترین و پایین‌ترین مقادیر را دارا بودند. نتایج تحلیل الگوی مکانی واقعی گونه‌ها با شاخص نزدیک‌ترین همسایه و K رایپلی برای کل گونه‌ها کپه‌ای به دست آمد. همه شاخص‌های روش قطعه‌نمونه نیز الگوی کپه‌ای را برای پنج گونه برآورد کردند. از شاخص‌های فاصله‌ای تنها شاخص هاینز برای پنج گونه الگوی کپه‌ای را برآورد کرد. در کل بهترین شاخص‌ها برای تعیین الگوی مکانی گونه‌ها، شاخص فاصله‌ای هاینز و پنج شاخص قطعه‌نمونه ارزیابی شدند؛ بنابراین در عملیات پرورشی و اصلاحی جنگل با استفاده از گونه‌های موردمطالعه بایستی الگوی کپه‌ای را در نظر گرفت

اثر عوامل محیطی بر پراکنش گروه‌های اکولوژیک رویشگاه سیاه‌تلوPaliurus spina- christi Mill. (بررسی موردی: مرزن‌آباد چالوس)

مصطفی جنت بابایی; غلامحسین مرادی; جهانگیر فقهی

حفاظت زیست بوم گیاهان, دوره 7, شماره 14, صفحه 345-359

گونه سیاه‌تلو (Paliurus spina- christi) در سه منطقه رویشی کشورمان (جنگل‌های شمال، ارسباران و زاگرس) به‌صورت طبیعی رشد می‌کند؛ اما تاکنون پژوهشی در ارتباط با رویشگاه این ‌گونه صورت نگرفته است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر عوامل محیطی بر پراکنش گروه‌های اکولوژیک رویشگاه سیاه‌تلو در جنگل‌های شمال کشور انجام‌شده است. بدین منظور برای در نظر گرفتن شرایط مختلف، نمونه‌برداری‌ها بر اساس واحدهای شکل زمین انجام و اندازه قطعات نمونه مربعی شکل به روش حداقل سطح، 400 مترمربع تعیین شد. در هر قطعه‌نمونه پس از ثبت اطلاعات موجود، نسبت به برداشت نمونه خاک اقدام شد. سپس با استفاده از نرم‌افزار PC-ORD و به کمک آنالیز دوطرفه گونه‌های معرف (TWINSPAN) پوشش گیاهی منطقه تیپ بندی شد و در نهایت برای بررسی ارتباط رابطه هر یک از گونه‌های گیاهی و عوامل محیطی از نرم‌افزار CANOCO و آنالیز تطبیق متعارفی (CCA) استفاده شد. با استفاده از آنالیز دوطرفه گونه‌های معرف چهار تیپ گیاهی مشخص شد. نتایج نشان داد که گونه‌های متفاوتی به ‌غیر از گونه سیاه‌تلو، مانند آلوچه وحشی، زرشک، انار، سرو نقره‌ای و ممرز به ‌عنوان گونه‌های شاخص منطقه هستند. همچنین نتایج تجزیه ‌و تحلیل CCA نشان داد که مقدار C/N، نیتروژن، رطوبت اشباع خاک، وزن مخصوص ظاهری، تخلخل، رس، فسفر و پتاسیم تبادلی خاک عوامل تأثیرگذار در پراکنش پوشش گیاهی رویشگاه سیاه‌تلو هستند. از طرف دیگر، کربن، ماده آلی، شن، سیلت، ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت جغرافیایی بر روی پراکنش گروه‌های اکولوژیک گیاهی اثر معنی‌داری نداشتند. با توجه به نتایج، حضور گونه سیاه‌تلو ارتباط مستقیمی با مقادیر نیتروژن و وزن مخصوص ظاهری دارد. همچنین در این پژوهش نشان داده شد که با استفاده از نتایج CCA، امکان تعیین ارتباط بین هر یک گونه‌های گیاهی و مهم‌ترین متغیرهای محیطی وجود دارد.

ابر کلیدواژگان