جراحی استخوان و مفاصل ایران

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن جراحان ارتوپدی ایران

سردبير: شاهچراغی-غلامحسین

موضوع :  پزشکی

شاپا چاپی: ۱۷۳۵-۲۹۶۷

شاپا الكترونيكی: ۱۷۳۵-۲۹۷۵

ايميل:  anjoman@iranoa.org

وبسایت:  ijos.ir

تعداد شماره ها: 51

تعداد مقالات: 378

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

مقایسه سونوگرافی با سی‌تی‌اسکن در ارزیابی موقعیت سر فمور در استابولوم به دنبال جااندازی باز یا بسته در دیسپلازی تکاملی مفصل ران

سید امیر محلیشا کاظمی شیشوان; بهنام پنجوی; مهرزاد مهدی‌زاده; هومن علیزاده; محمدرضا شاکری; بهادر اعلمی هرندی

جراحی استخوان و مفاصل ایران, دوره 10, شماره 4, صفحه 159-167

پیش‌زمینه: دررفتگی تکاملی مفصل ران بیماری شایعی است و عدم درمان به موقع آن عوارض زیادی دارد. جااندازی مناسب و حفظ آن از نظر موفقیت درمان و پیش‌آگهی اهمیت فراوانی دارد. روش‌های زیادی برای بررسی وضعیت مفصل ران بعد از جااندازی در داخل گچ اسپایکا وجود دارد ولی محدودیت‌های هر یک باعث شده سونوگرافی جایگاه ویژه‌ای بیابد. هدف از این مطالعه بررسی ارزش تشخیصی سونوگرافی ترانس‌اینگوینال و ترانس‌گلوتئال در مقایسه با سی‌تی‌اسکن در ارزیابی موقعیت سرفمور در استابولوم درگچ اسپایکا بود. مواد و روش: در یک مطالعه‌ مقطعی ۳۷مفصل ران از ۲۳ بیمار ۹ تا ۳۶ ماهه که طی یک سال در یک مرکز درمانی تهران به علت دررفتگی تکاملی مفصل ران تحت جااندازی بسته یا باز به همراه گچ اسپایکا قرار گرفته بودند، بررسی شدند. لبه جلویی گچ روی ناحیه‌ اینگوینال باز ‌شد و سونوگرافی ترانس‌اینگوینال و ترانس‌گلوتئال انجام گردید. سپس وضعیت سرفمور نسبت به استابولوم سنجیده و با سی‌تی‌اسکن به عنوان استاندارد طلایی مقایسه شد. داده‌های به دست آمده با آزمون‌های آماری تحلیل شدند. یافته‌ها: بین نتایج سونوگرافی با سی‌تی‌اسکن در ۹۱% موارد توافق وجود داشت (۰۰۱/۰p). همچنین حساسیت ۸۷%، ویژگی ۱۰۰%، دقت ۹۷%، ارزش اخباری مثبت ۱۰۰% و ارزش اخباری منفی ۹۶% بدست آمد. نتیجه‌گیری: در درفتگی تکاملی مفصل ران می‌توان از سونوگرافی برای کنترل وضعیت جااندازی بسته یا باز مفصل ران استفاده نمود.

تاثیر پلاسمای غنی از پلاکت بر پیشگیری از گشادی تونل در عمل بازسازی رباط متقاطع جلویی با استفاده از تاندون چهار لایه هامسترینگ خود بیمار (کارآزمایی بالینی تصادفی)

فردین میرزاطلوعی; میکائیل تفکیکی علمداری; حمیدرضا خلخالی

جراحی استخوان و مفاصل ایران, دوره 10, شماره 4, صفحه 168-173

پیش‌زمینه: استفاده از پلاسمای غنی از پلاکت (PRP) به‌عنوان کمک برای ترمیم بافتی در جراحی ارتوپدی روز به روز طرفدار پیدا می‌کند. گشادی تونل پس از بازسازی رباط متقاطع جلویی پدیده شناخته شده است که می‌تواند جراحی بازنگری را به مخاطره بیاندازد. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر پلاسمای غنی از پلاکت در پیشگیری از گشادی تونل در بازسازی رباط متقاطع جلویی بود. مواد و روش:‌ در یک مطالعه بالینی تصادفی آینده‌نگر، در طی یک سال بیمارانی که تحت عمل بازسازی رباط متقاطع جلویی با استفاده از گرافت ها‌مسترینگ قرار می‌گرفتند به‌صورت تصادفی به دو گروه ۲۵ نفری تزریق پلاسمای غنی از پلاکت داخل تونل‌ها حوالی عمل (گروه ۱) و بدون تزریق (گروه ۲) تقسیم شدند. سی‌تی‌اسکن زانو‌ها روز بعد از عمل و ۳ ماه بعد از عمل انجام شد و قطر تونل‌ها اندازه‌گیری گردید. بیماران در طی ۳ ماه از نظر بالینی بررسی شدند و همزمان میزان شلی مفصلی نیز سنجیده شد. یافته‌ها: سه ماه بعد از عمل همه بیماران بدون درد و دارای زانوی پایدار، تست «لاکمن» منفی و دامنه حرکات خوب بودند.‌ نتایج آرترومتری در هر دو گروه به‌طور مشخصی بهبود یافتند (۰۰۱/۰>p). علی‌رغم آنکه بروز گشادی تونل در گروه پلاسما اندکی کمتر از گروه کنترل بود، بین دو گروه نه در ورودی یا وسط تونل فمور و نه در ورودی یا وسط تونل تیبیا، ختلاف معنی‌داری وجود نداشت ( ۰۵/p ≥۰). نتیجه‌گیری: این بررسی نشان داد پلاسمای غنی از پلاکت تأثیر واضحی در پیشگیری از گشاد شدن تونل پس از بازسازی رباط متقاطع جلویی ندارد.

ترمیم اعصاب محیطی قطع شده با بخیه پیوسته (مطالعه حیوانی)

مجید اسدی شکاری; علیرضا سعید; محمد مهدی مولایی; جلیل آبشناس; امید قلی‌پور بشیری; عالیا آیت اللهی موسوی

جراحی استخوان و مفاصل ایران, دوره 10, شماره 4, صفحه 174-180

پیش‌زمینه: روش استاندارد ترمیم یک عصب محیطی، ترمیم با بخیه‌های اپی‌نورال و با بخیه‌های مجزا می‌باشد. در این مقاله روشی توضیح داده شد که با کمک آن عصب با بخیه‌های پیوسته ترمیم می‌شود و هدف مقایسه این روش با روش استاندارد بخیه‌های مجزا بود.

مواد و روش‌ها: در یک کارآزمایی بالینی، ۲۵ سگ مورد مطالعه قرار گرفتند. عصب سیاتیک سگ‌ها تحت بیهوشی عمومی با چاقوی جراحی شماره ۲۵ به‌صورت کاملاً تیز بریده شد. سگ‌ها به‌صورت تصادفی در یکی از سه گروه شاهد (۵ سگ)، ترمیم عصب سیاتیک به‌صورت بخیه‌های مجزا (۱۰ سگ) و ترمیم عصب با بخیه‌های پیوسته (۱۰ سگ) قرار ‌گرفتند. در گروه شاهد عصب بدون دوخته‌ شدن رها ‌شد. پس از ۶ هفته سگ‌ها کشته و عصب با میکروسکوپ نوری و الکترونی بررسی شد. میزان نخ مصرفی، زمان ترمیم عصب، قطر میلین و قطر آکسون مورد بررسی قرار ‌گرفت. در نمای فراساختاری شواهد دژنراسیون و رژنراسیون جست‌و‌جو ‌شدند.

یافته‌ها: زمان ترمیم و میزان نخ مصرفی با تفاوت معنی‌دار آماری در گروه ترمیم پیوسته، کمتر بودند (۰.۰۰۱=p). از نظر یافته‌های میکرسکوپ نوری تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد و شواهد رژنراسیون در میکرسکوپ الکترونی فقط در گروه ترمیم پیوسته مشاهده گردید.

نتیجه‌گیری: نتیجه روش شرح داده شده در مقاله حاضر، مشابه روش استاندارد است. اگرچه این روش بدون شک معایبی دارد ولی می‌تواند در موارد زیادی جایگزین روش استاندارد ترمیم عصب شود.

تاثیر بلوک ممتد عصب فمورال بر درد پس از عمل تعویض کامل مفصل زانو

سید مسعود هاشمی; منوچهر وحید فرهمندی; سیدسجاد رضوی; سید مهدی حسینی خامنه; سیدمرتضی کاظمی; فرشاد صفدری

جراحی استخوان و مفاصل ایران, دوره 10, شماره 4, صفحه 181-185

پیش زمینه: تعویض کامل مفصل زانو یکی از اعمال جراحی نسبتاً شایع در مراکز ارتوپدی است که با درد شدید در مرحله پس از جراحی همراه است. بلوک کردن عصب فمورال یکی از روش‌هایی است که  برای کنترل درد پس از جراحی می‌توان استفاده نمود. هدف از انجام مطالعه حاضر تعیین تاثیر بلوک این عصب بر درد و عملکرد بیماران پس از تعویض کامل مفصل زانو بود.

مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی، ۴۰ بیمار داوطلب تعویض مفصل زانو  شرکت داده شدند. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه شاهد (PCA) و گروه مورد (بلوک ممتد عصب فمورال) تقسیم شدند. پس از جراحی، در ساعات ۶، ۱۲، ۲۴، ۴۸ و ۷۲، شدت درد بیماران با استفاده از مقیاس سنجش دیداری درد (VAS) اندازه‌گیری شد و بروز عوارض در دو گروه ثبت گردید. در نهایت اطلاعات به دست آمده در دو گروه با یکدیگر مقایسه شدند.

یافته‌ها: شدت درد در ساعات ۶ و ۱۲ پس از جراحی بین دو گروه یکسان بود. میانگین شدت درد در گروه بلوک ممتد عصب در ساعات ۲۴ (۰.۰۴۲=p)، ۴۸(p=۰.۰۳) و ۷۲ (۰.۰۳۵=p) پس از جراحی به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد بود. در هیچ‌یک از بیماران، عوارض ناشی از روش‌های مورد استفاده مشاهده نگردید.

نتیجه‌گیری: بلوک ممتد عصب فمورال یک روش بی‌درد، ایمن و موثر است و می‌تواند برای تسکین درد بیماران پس از تعویض مفصل زانو به‌خوبی مورد استفاده قرار گیرد.

تأثیر جنتامایسین موضعی پس از عمل جراحی جااندازی باز و تثبیت شکستگی استخوان‌های بلند

امیررضا صادقی‌فر; افشین ضیایی; علیرضا سعید

جراحی استخوان و مفاصل ایران, دوره 10, شماره 4, صفحه 186-191

پیش‌زمینه: عفونت پس از اعمال جراحی ارتوپدی به‌خاطر جریان خون ضعیف استخوان‌های بلند و اکثراً استفاده از وسایل فلزی خطرناک‌ است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر اضافه نمودن جنتامایسین به‌صورت موضعی به زخم بیمار پس از عمل جااندازی باز و تثبیت استخوان بلند شکسته بود.

مواد و روش‌ها: در یک کارآزمایی بالینی، ۱۲۰بیمار که به علت شکستگی یک استخوان بلند کاندید عمل جراحی جااندازی باز و تثبیت داخلی بودند به دوگروه همسان و ۶۰ نفره شاهد و مطالعه تقسیم شدند. در گروه شاهد تنها از رژیم سیستمیک استاندارد به عنوان درمان پیشگیرانه استفاده شد، در حالی که در گروه مطالعه علاوه بر رژیم سیستمیک از جنتامایسین موضعی نیز استفاده گردید. تمامی بیماران در یک دوره حداقل 6 ماهه از نظر علایم عفونت سطحی وعمقی پیگیری شدند.

یافته‌ها: در گروه شاهد ۱۲ مورد عفونت مشاهده گردید که ۷ مورد سطحی بودند و با درمان موضعی و آنتی‌بیوتیک بهبود یافتند. در گروهی که آنتی‌بیوتیک موضعی گرفتند، ۳مورد عفونت سطحی مشاهده شد و هیچ مورد عفونت عمقی مشاهده نگردید. مقایسه نتایج نشان داد که عفونت‌های سطحی و عمقی با اضافه کردن جنتامایسین موضعی به رژیم آنتی‌بیوتیک سیستمیک به طور معنی‌داری کاهش یافت (۰.۰۱=p)

نتیجه‌گیری: استفاده پیشگیرانه از جنتامایسین به‌صورت موضعی در کنار رژیم استاندارد آنتی‌بیوتیک سیستمیک می‌تواند عفونت پس از عمل جراحی جااندازی باز و تثبیت داخلی استخوان‌های بلند را کاهش دهد.

مقایسه راستای خط مفصلی انتهای فمور و ابتدای تیبیا در افراد نرمال با افراد مبتلا به واروس زانو

سید مرتضی کاظمی; سید محمد سید محمد قریشی; مهدی بهاری مهربانی; فرشاد صفدری

جراحی استخوان و مفاصل ایران, دوره 10, شماره 4, صفحه 192-199

پیش‌زمینه: «اوریب بودن» سطح مفصلی یکی از مشکلات نسبتا شایع به دنبال استئوتومی بالای تیبیا است که شاید بتوان با استئوتومی در دو سطح آن را حل کرد. ‌در این مطالعه راستای انتهای فمور و ابتدای تیبیا پیش از انجام استئوتومی بالای تیبیا در بیماران دچار واروس زانو و افراد نرمال با هم مقایسه خواهند شد.

مواد و روش‌: در این مطالعه موردـ شاهدی، ۷۵ بیمار دچار واروس اولیه زانو (گروه مطالعه) و ۷۵ فرد نرمال (گروه شاهد) بررسی شدند. «زاویه بین سطح مفصلی پایین و محور مکانیکی فمور»، «زاویه بین سطح مفصلی بالا و محور مکانیکی تیبیا» و «زاویه انحراف مفصل» بین دو گروه مقایسه شدند. در نهایت درصد بیماران دچار واروس بیش از ۳ درجه هم در پایین فمور و هم در بالای تیبیا تعیین گردید.

یافته‌ها: در گروه واروس زانو میانگین «زاویه بین سطح مفصلی پایین و محور مکانیکی فمور» و «زاویه بین سطح مفصلی بالا و محور مکانیکی تیبیا»   به‌‌طور معنی‌داری کمتر و «زاویه انحراف مفصلی زانو» به‌طور معنی‌داری بیش از گروه نرمال بود (۰.۰۵>p). در ۲۵.۳% از بیماران دچار واروس زانو، میزان واروس هم در پایین فمور و هم در بالای تیبیا بیش از ۳ درجه بود.

نتیجه‌گیری: راستای انتهای فمور و ابتدای تیبیا در افراد دچار واروس اولیه زانو با افراد نرمال متفاوت است. راستای ناهنجار انتهای فمور و ابتدای تیبیا  نیز یک یافته نسبتاً شایع در بیماران دچار واروس اولیه زانو و افراد نرمال است، اما این مقدار در مبتلایان واروس اولیه زانو بیشتر است. از آنجا که بسیاری از بیماران دچار واروس زانو ممکن است به استئوتومی در دو سطح نیاز داشته باشند، قبل از انجام استئوتومی بالای تیبیا باید به زوایای دیستال فمور نیز توجه نمود.

کشکک دوتایی مادرزادی (گزارش یک مورد)

سید امیر محلیشا کاظمی شیشوان; بهنام پنجوی; سعیدرضا مهرپور; محمدنقی طهماسبی

جراحی استخوان و مفاصل ایران, دوره 10, شماره 4, صفحه 200-202

دوتایی‌شدن واقعی کشکک بسیار نادر است و افتراق آن از ناهنجاری‌های تکاملی شایع‌تر کشکک حائز اهمیت می‌باشد. در این گزارش یک پسر 8 ساله با شکایت بد‌شکلی پیشرونده زانوی چپ و تشخیص کشکک دوتایی ارائه می‌شود.