پژوهشهای تولیدات دامی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

موضوع :  کشاورزی و منابع طبیعی

شاپا: ۲۲۵۱-۸۶۲۲

ايميل:  journal_sanru@yahoo.com

وبسایت:  rap.sanru.ac.ir

تعداد شماره ها: 28

تعداد مقالات: 784

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

تاثیر سطوح مختلف سین بیوتیک بر فراسنجه های عملکرد، پاسخ سیستم ایمنی و بافت شناسی روده کوچک بلدرچین ژاپنی

سیده سیما محمدی; حمیدرضا خدایی; سهیل میرحبیبی; حسین منافی راثی

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 1-9

     با هدف کاهش خطرات استفاده از آنتی ­بیوتیک ­ها در جیره طیور، بکارگیری افزودنی ­های جایگزین مانند ترکیبات پروبیوتیک و پری­بیوتیک مورد توجه محققین قرار گرفته است. به ­منظور بررسی اثرات سطوح مختلف افزودنی سین­بیوتیک )کیدی لاکت®( بر فراسنجه­ های عملکرد، پاسخ سیستم ایمنی و بافت شناسی روده کوچک در بلدرچین ژاپنی از 128 قطعه بلدرچین ژاپنی استفاده شد. جوجه بلدرچین­ ها به­ طور تصادفی به 4 گروه آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی و هر گروه آزمایشی شامل 4 تکرار و در هر تکرار شامل 8 پرنده تقسیم شدند. گروه ­های آزمایشی شامل گروه اول یا گروه شاهد بدون دریافت هیچ افزودنی به همراه جیره پایه، گروه ­های دوم، سوم و چهار به ­ترتیب جیره پایه را به ­علاوه سین­بیوتیک (1، 2 و 3 گرم در یک لیتر آب) به­ مدت 30 روز از طریق آب آشامیدنی دریافت کردند. بر اساس نتایج این پژوهش، گروه ­های آزمایشی مختلف تاثیر معنی­ داری (05/0p ) بر طول پرز، عمق کریپت روده بلدرچین­ ها داشتند به ­نحوی که طول پرز و عمق کریپت روده در گروه آزمایشی چهارم بیشتر از گروه شاهد بود ولی بر عوامل دیگر مرتبط با روده مانند وزن روده، طول دئودنوم، ژوژنوم، ایلئوم، ضخامت اپیتلیوم تاثیر معنی­ داری نداشتند. درصد مونوسیت، درصد ائوزینوفیل و مقدارIgγ  در گروه ­های آزمایشی بالاتر از گروه شاهد بودند (05/0p ) ولی درصد لنفوسیت­ ها بین گروه ­های آزمایشی تفاوت معنی­ داری نداشت. در رابطه با فراسنجه­ های افزایش وزن روزانه، ضریب تبدیل غذایی، بین گروه­ های آزمایشی اختلاف معنی­ داری مشاهده نشد (05/0p >). نتایج این پژوهش نشان داد که افزودن سین­بیوتیک در مقادیر مذکور تاثیری بر عملکرد جوجه بلدرچین­ ها نداشته، ولی شاخص­ های ایمنی و فراسنجه­ های بافت­ شناسی روده باریک را بهبود می­ بخشد.  
 

تأثیر جیره حاوی مونوترپن های فنلی کارواکرول، منتول و تیمول بر عملکرد تولیدی و پاسخ ایمنی سلولی و هومورال در جوجه های گوشتی

آمنه رشیدیان; حشمت الله خسروی نیا; میرحسن بیرانوند

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 10-18

   این مطالعه برای بررسی اثر جیره حاوی کارواکرول، منتول و تیمول به ­ترتیب با 400، 200 و 200 میلی­ گرم درکیلوگرم بر عملکرد تولیدی، پاسخ ایمنی سلولی و هومورال با استفاده از 96 قطعه جوجه گوشتی نر در قالب طرح بلوک­ های کامل تصادفی با 12 تکرار و هر یک شامل دو جوجه انجام شد. اثر جیره­ های آزمایشی بر افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک جوجه­ های گوشتی معنی­ دار نبود (05/0p). افزودن منتول به جیره در دوره سنی 14 تا 42 روزگی مصرف خوراک جوجه­ های گوشتی را در مقایسه با پرندگان شاهد و تغذیه شده با جیره ­های حاوی تیمول و کارواکرول کاهش داد (05/0>p). میانگین عیار آنتی ­بادی علیه ویروس ­های نیوکاسل و گامبورو در سن 42 روزگی برای جوجه ­های دریافت کننده جیره حاوی کارواکرول، منتول و تیمول تفاوت معنی­ داری نداشت (05/0p). وزن نسبی اندام­ های ایمنی شامل بورس فابریسیوس، طحال و تیموس در سن 42 روزگی تحت تأثیر افزودن مونوترپن­ ها به جیره قرار نگرفت (05/0p). درصد هتروفیل در خون جوجه­ های دریافت کننده منتول به طور معنی­ داری از گروه شاهد کمتر بود (05/0>p). نسبت هتروفیل به لنفوسیت برای جوجه­ های دریافت کننده منتول نسبت به گروه شاهد کمتر بود ولی تفاوت معنی­ داری با جوجه ­های تغذیه شده با جیره حاوی کارواکرول و تیمول نداشت (05/0p). افزودن هر سه ترکیب منوترپن فنلی به جیره طی روزهای 32 تا 35 دوره پرورش، موجب کاهش التهاب ناشی از تزریق فیتوهماگلوتینین در ساعات 6، 12، 24 و 48 پس از تزریق شدند (05/0>p). نتیجه­ گیری شد که بر مبنای التهاب پوستی ناشی از تزریق فیتوهماگلوتینین، هر سه مونوترپن فنلی کارواکرول، منتول و تیمول، خاصیت ضد التهاب قابل توجهی بروز دادند.
 

بررسی ارزش تغذیه ای بقایای باقلای عمل آوری شده با برخی ترکیبات شیمیایی با استفاده از روش های برون تنی و تکنیک کیسه های نایلونی

آذین علایی; فرزاد قنبری; جواد بیات کوهسار; فریبا فریور

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 19-29

     این پژوهش به­ منظور بررسی ارزش تغذیه ­ای بقایای باقلای عمل ­آوری شده با برخی ترکیبات شیمیایی با استفاده از روش ­های برون­تنی و تکنیک کیسه­ های نایلونی انجام شد. تیمارها شامل بقایای باقلای عمل­ آوری نشده (شاهد) و عمل­ آوری شده با آب (5/2 لیتر به ­ازای هر کیلوگرم ماده خشک)، اکسید کلسیم (160 گرم به ازای هر کیلوگرم ماده خشک)، پراکسید هیدروژن (57 میلی­ لیتر به ­ازای هر کیلوگرم ماده خشک) و هیدروکسید سدیم (50 گرم به ­ازای هر کیلوگرم ماده خشک) بودند. ترکیب شیمیایی نمونه ­ها با استفاده از روش ­های استاندارد تعیین شد. آزمایش تجزیه­ پذیری شکمبه ­ای با استفاده از تکنیک کیسه­ های نایلونی انجام شد. قابلیت هضم برون­تنی نمونه ­ها با استفاده از روش کشت بسته تعیین شد. عمل ­آوری بر ترکیب شیمیایی بقایای باقلا موثر بود. به­جز آب، سایر تیمارها باعث افزایش خاکستر و کاهش ماده آلی شدند (0001/0p=). تیمار اکسید کلسیم بیشترین تاثیر را بر صفات مورد اشاره داشت. مقدار پروتئین خام در همه تیمارها کاهش یافت (0001/0p=). کمترین مقدار در تیمارهای اکسید کلسیم و هیدروکسید سدیم مشاهده شد. مقدار الیاف نامحلول در شوینده اسیدی در تیمارهای اکسید کلسیم و پراکسید هیدروژن بیشتر از سایر تیمارها بود (0017/0p=). به­ جز اکسید کلسیم و آب، سایر تیمار­ها باعث افزایش تجزیه ­پذیری مؤثر در نرخ­ های عبور 2، 5 و 8 درصد در ساعت در بقایا­ی باقلا شدند (0001/0p). تیمار پراکسید هیدروژن بیشترین تأثیر را در افزایش مقدار تجزیه­ پذیری موثر داشت. تیمار هیدروکسید سدیم مقدار قابلیت هضم ماده خشک (0001/0p=) و ماده آلی (0029/0p=) را افزایش داد. همچنین تیمارهای اکسید کلسیم و پراکسید هیدروژن باعث افزایش بازده تولید میکروبی شدند (0016/0p=). به طور کلی نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تیمارهای هیدروکسید سدیم و پراکسید هیدروژن بیشترین تأثیر را در بهبود ارزش تغذیه ­ای بقایا­ی باقلا داشتند.

بررسی خصوصیات سیلاژ برخی از ژنوتیپ های علوفه باقلا

میلاد سندآبادی; تقی قورچی; فاطمه شیخ; نرگس قهاری

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 30-37

      این پژوهش به­ منظور ارزیابی ترکیبات شیمیایی، بار میکروبی و پایداری هوازی سیلاژ ژنوتیپ­ های مختلف گیاه باقلای علوفه­ ای (منشا از کشور سوریه) انجام شد. یازده ژنوتیپ گیاه باقلای علوفه­ ای شامل ژنوتیپ­ های G-Faba-249، Histal، Barkat، G-Faba247، G-Faba100، G-Faba332، G-Faba256، G-Faba333، G-Faba331، G-Faba98، Luzde otono مورد استفاده قرار گرفت. باقلای علوفه­ ای به تعداد 3 تکرار به ازای هر ژنوتیپ، در مرحله آخر رویشی برداشت و به مقدار 10 کیلو داخل هر پلاستیک پر شد و درب سیلاژها بعد از 60 روز باز شدند. اختلاف معنی­ داری بین ژنوتیپ­ های مختلف بر ماده­ خشک علوفه و سیلاژ،pH، ازت آمونیاکی و پروتئین­ خام وجود داشت (05/>p). اختلاف معنی­ داری بین ژنوتیپ­ ها روی باکتری­های اسیدلالتیک مشاهده نشد، اما روی تعداد کل باکتری­ها و کپک دیده شد (05/>p). بیشترین زمان رسیدن به پیک دمایی و پیک دما را ژنوتیپ G-Faba-249 داشت. ژنوتیپ G-Faba-249 بالاترین امتیاز (درجه خوب) را از نظر ارزیابی ظاهری و نقطه فلیگ بدست آورد. به ­طور کلی می­ توان نتیجه گرفت که سیلاژ ژنوتیپ­ های مختلف علوفه باقلا در این تحقیق را می­توان به ­عنوان یک سیلاژ با کیفیت در خوراک دام استفاده نمود.

تاثیر استفاده از سطوح متفاوت روغن سویا، کنجاله سویا و کلزا بر عملکرد تولیدی، فعالیت نشخوار و قابلیت هضم مواد مغذی در گاوهای شیری هلشتاین

موسی وطن دوست; مسعود دیدارخواه; فرشته جمیلی

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 38-47

     این پژوهش با هدف بررسی تاثیر سطوح متفاوت روغن و کنجاله دانه­ های سویا و کلزا به­‌صورت جداگانه و مخلوط بر عملکرد تولیدی، فعالیت نشخوار و قابلیت هضم مواد مغذی گاوهای شیری انجام شد. تعداد 35 راس گاو شیری نژاد هلشتاین در هفت گروه با پنج تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی قرار گرفتند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1- گروه شاهد (جیره پایه)، 2- جیره پایه + چهار درصد روغن سویا، 3- جیره پایه + 10 درصد کنجاله سویا، 4- جیره پایه + چهار درصد روغن کلزا، 5- جیره پایه + 10 درصد کنجاله کلزا، 6- جیره پایه + چهار درصد روغن سویا + 10 درصد کنجاله سویا و 7- جیره پایه + چهار درصد روغن کلزا + 10 درصد کنجاله کلزا بودند. نتایج این پژوهش نشان­داد که مصرف کنجاله و روغن سویا به­‌صورت ترکیبی در جیره باعث افزایش مقدار تولید شیر خام روزانه، تولید شیر با 5/3 درصد چربی و تولید شیر با 4 درصد چربی شد و تفاوت ­معنی­داری با سایر گروه ­ها داشت (05/0>p). میانگین مدت‌زمان جویدن، نشخوار کردن و خوردن بین جیره‌های مختلف آزمایش تفاوت معنی­داری داشت (05/0>p). نتایج میانگین ضرایب قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، چربی و ماده آلی مواد مغذی بین جیره‌های مختلف آزمایش تفاوت معنی­ داری نشان داد (05/0>p). به ­طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد استفاده از روغن سویا و کنجاله سویا موجب بهبود بازده غذایی و عملکرد تولیدی شیر شد.

اثر منابع مختلف سلنیوم بر سلامت، عملکرد رشد و برخی فراسنجه‌های خونی در گوساله‌های شیرخوار هلشتاین

محسن زارعی; جمال سیف دواتی; غلامرضا قربانی; حسین عبدی بنمار; رضا سیدشریفی; عبدالحمید کریمی

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 48-55

    عناصر معدنی کم مصرف نظیر سلنیوم می­تواند از منابع مختلف در جیره غذایی گنجانده شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات گنجاندن عنصر سلنیوم معدنی، آلی و نانو در جیره غذایی گوساله‌های شیری بر عملکرد، سلامت، فاکتور رشد و برخی پارامترهای خونی آن‌ها انجام شده است. چهل و هشت گوساله تازه متولد شده هلشتاین در قالب یک طرح کاملا تصادفی در طی دوره 60 روزه با چهار تیمار (6 راس ماده و 6راس نر برای هر تیمار) به ­صورت زیر استفاده شد: 1) جیره شاهد بدون سلنیوم، 2) جیره مکمل شده با سلنیوم معدنی، 3) جیره مکمل شده با سلنیوم آلی و 4) جیره مکمل شده با نانو سلنیوم. به غیر از تیمار شاهد (1) تیمارهای دیگر دارای غلظت سلنیوم (mg/kg 3/0 جیره غذایی) یکسان بودند. تغییرات وزن بدن، فراسنجه‌های رشد، قوام مدفوع، نمرات سلامتی، متابولیت‌های بیوشیمیایی، فعالیت آنزیم‌های کبدی، گلوتاتیون پراکسیداز، ظرفیت آنتی­ اکسیدان تام، مقادیراسید‌های چرب غیر استریفیه، بتاهیدروکسی بوتیریک اسید و مالون دی آلدئید خون گوساله‌ها اندازه­ گیری شدند. نتایج نشان­ داد که منابع سلنیوم در تغذیه و دریافت مواد جامد گوساله‌های قبل از شیرگیری در طی آزمایش بی اثر بود. مکمل کردن جیره با سلنیوم بر وزن زنده بدن گوساله‌ها تاثیر نداشت. منابع سلنیوم بر فراسنجه‌های خونی تأثیری نداشتند، در حالی‌که ظرفیت آنتی اکسیدانی تام خون در گوساله‌های حاوی سلنیوم آلی در مقایسه با سایر تیمارها بیشتر بود (506/0 میلی­ مول در لیتر). طول بدن، دور سینه و ظرفیت بدن تحت تأثیر منبع مختلف سلنیوم قرار گرفت. با مکمل نانو سلنیوم ارتفاع جدوگاه گوساله‌ها در مقایسه با دیگر تیمارها افزایش یافت. نتایج حاضر نشان داد که منبع بهینه سلنیوم برای گوساله­ های شیری سلنیوم آلی بود.

تاثیر افزودن آب پنیر و لاکتوباسیلوس بوکنری به سیلاژ یونجه روی تولید گاز و تجزیه پذیری آزمایشگاهی

مقصود بشارتی; ذبیح اله نعمتی; رشید صفری

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 56-63

     سیلو کردن یونجه به دلیل داشتن محدودیت­هایی مثل غلظت پایین کربوهیدارت محلول در آب و ظرفیت بافری بالا مشکل است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر افزودن سطوح مختلف آب پنیر تازه و افزودنی باکتریایی به علوفه یونجه قبل از تهیه سیلاژ روی فراسنجه‌های تولید گاز و تجزیه ­پذیری آزمایشگاهی بود. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح متفاوت صفر 30، 60 و 90 گرم آب پنیر تازه با و بدون افزودن باکتریایی (cfu 108×3 به ­ازای هر گرم وزن تر یونجه) به علوفه یونجه بود. گاز تولیدی در ساعات 2، 4، 6، 8، 12، 16، 24، 36، 48، 72، 96 و 120 ساعت بعد از عمل انکوباسیون اندازه­ گیری شد. داده ­های حاصل از این آزمایش با روش فاکتوریل 2 × 4 در قالب طرح آماری کاملاً تصادفی تجزیه و تحلیل شدند. در پایان 120 ساعت بیشترین حجم گاز تولیدی مربوط به تیمار یونجه همراه با 90 گرم آب پنیر تازه و افزودنی باکتریایی و کمترین آن مربوط به تیمار یونجه پلاسیده همراه با افزودنی باکتریایی بود (به ­ترتیب 93/147و 54/133 میلی­ لیتر به ­ازای گرم ماده خشک). افزودن آب پنیر تازه به ­همراه افزودنی باکتریایی در 3 سطح مختلف در ساعات 2، 4 و 24 انکوباسیون افزایش معنی­ داری در تجزیه ­پذیری ماده خشک نسبت به تیمار شاهد را داشت (05/0p). افزودن آب پنیر تازه در سه سطح مختلف 30، 60 و 90 گرم آب پنیر تازه، سبب افزایش بخش سریع تجزیه­ شونده ماده خشک نسبت به تیمار شاهد شد (05/0p). پس از 24 ساعت انکوباسیون، آب پنیر به ­همراه افزودنی باکتریایی سبب افزایش میزان تجزیه ­پذیری پروتئین خام (88/43%) نسبت به تیمار شاهد شد (05/0p). نتایج این تحقیق نشان داد که افزودن آب پنیر در سطوح مختلف سبب افزایش در بخش­ های با تجزیه­ پذیری سریع، تجزیه­ پذیری آهسته و تجزیه ­پذیری  مؤثر ماده خشک شد.

بررسی اثرات زیست محیطی تولید مرغ گوشتی به روش صنعتی و سنتی با استفاده از روش ارزیابی چرخه حیات

بهروز فرامرزی; علی متولی; سید جعفر هاشمی; اشکان نبوی پله سرایی

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 64-74

   گوشت طیور با سهم بالا در سبد غذایی مردم، یکی از اساسی­ ترین محصولات برای تامین پروتئین خانوارها می­باشد. با توجه به حجم بالای آلاینده­ ها در این بخش، بررسی اثرات زیست­ محیطی تولید این محصول امری ضروری می­باشد. در پژوهش حاضر به بررسی اثرات زیست محیطی تولید مرغ گوشتی در دو روش پرورش صنعتی و سنتی (ارگانیک) با استفاده از روش ارزیابی چرخه حیات در استان مازندران پرداخته شد. اثرات زیست محیطی تولید یک تن مرغ به روش IMPCAT 2002 در قالب 15 شاخص زیست محیطی میانی و 4 شاخص زیست محیطی نهایی بررسی شد. نتایج بدست آمده در پرورش مرغ صنعتی نشان داد که که نهاده هایی مانند اسید چرب، مواد غذایی (کنجاله سویا، ذرت، گندم) و انرژی (الکتریسیته، دیزل و گاز طبیعی) بالاترین سهم در ایجاد شاخص­ های مختلف زیست محیطی میانی دارد. در عین حال بررسی شاخص ­های میانی زیست­ محیطی تولید مرغ به روش سنتی (ارگانیک) نشان داد که بالاترین سهم در ایجاد اکثر شاخص­ های زیست محیطی مربوط به استفاده از سبوس برنج می باشد. همچنین نتایج نشان داد که برای تولید یک تن مرغ گوشتی صنعتی شاخص­ های سلامتی انسان­ها (DALY) 0063/0، کیفیت اکوسیستم (PDF.m2.yr) 46/14321، تغییرات اقلیم (kg CO2 eq) 45/9300 و منابع (MJ primary) 93/42072 و برای تولید یک تن مرغ گوشتی به روش سنتی (ارگانیک) شاخص­ های سلامتی انسان­ها (DALY) 0262/0، کیفیت اکوسیستم (PDF.m2.yr) 33/52324، تغییرات اقلیم (kg CO2 eq) 45/35329 و منابع (MJ primary) 1/224848 می­باشد. نتایج کلی بدست آمده از شاخص های زیست­ محیطی وزن­ دهی ­شده نشان داد که تولید مرغ گوشتی به روش صنعتی به­ دلیل دوره رشد کوتاه جوجه­ ها، نسبت به روش تولیدی سنتی دارای اثرات سوء زیست­ محیطی پایین­ تری می ­باشد.

ارزیابی عملکرد تولید و برخی از ویژگی های کیفی تخم مرغ در اواخر دوره تولید مرغ تخم گذار با اعمال برخی از راه کارهای پیش و ضد التهابی

علی هاتفی; احمد زارع شحنه; زربخت انصاری پیرسرایی; علی محمد علیزاده

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 75-83

     از آن‏جایی که پدیده التهاب به عنوان یکی از چالش­های مهم در بخش­ های مختلف صنعت دامپروری عنوان می­شود، بنابراین این پژوهش به ­منظور ارزیابی راهکار التهابی ترکیبی و استفاده همزمان داروهای بتا-2 آگونیست و گلوکوکورتیکوئید روی برخی از ویژگی ‏های تولیدی در مرغ تخم­گذار در اواخر دوره تولید و ویژگی‏ های کیفی تخم ­مرغ صورت پذیرفت. پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی، در یک دوره حدود 4 هفته‏ ای، با استفاده از 112 قطعه مرغ تخم‏گذار سویه ­های ­لاین W-36 (مسن‏تر از 90 هفته) صورت پذیرفت. پرنده ‏ها به ­طور تصادفی به هفت تیمار (شامل یک سطح از دارویی با خاصیت بتا-2 آگونیستی، یک سطح از دارویی با خاصیت گلوکوکورتیکوئیدی، سه سطح ترکیبی این داروها، یک سطح مهارکننده بتا و تیمار شاهد) با 4 تکرار در هر تیمار و 4 پرنده در هر تکرار تقسیم شدند. نتایج نشان داد که درصد تخم‏گذاری و مصرف خوراک در تیمارهای بتاآگونیست و مهارکننده بتا افزایش (05/0p) و در تیمار گلوکورتیکوئید و تیمارهای ترکیبی کاهش (05/0p) معنی ­دار نشان می­دهد. همچنین در تیمار بتا-2 آگونیستی وزن زنده بدن و وزن تخم ­مرغ‏ها به ­طور معنی ­داری افزایش و بازده مصرف خوراک بهبود نشان داد (05/0p)؛ در مقابل این فراسنجه‏ ها در تیمار حاوی داروی گلوکورتیکوئیدی و تیمارهای ترکیبی به­ طور معنی­ داری کاهش نشان داد (05/0p) . با این حال، ضخامت پوسته در برخی از تیمارهای ترکیبی افزایش معنی‏ داری (05/0p)  پیدا کرد. از این رو می‏توان به این نتیجه رسید که داروی بتاآگونیستی‏ به ­عنوان یک محرک التهاب (در برخی از بافت­ها مثل تخمدان) در شاخص‏ های تولیدی تأثیر مثبتی داشت، در حالی که شاخص­ های کیفی تخم­ مرغ در تیمار گلوکوکوتیکوئیدی و تیمارهای ترکیبی که به­ عنوان محرک‏های ضد التهاب در بدن عمل می‏کنند، از عملکرد بهتری برخوردار بودند.
 

تجزیه و تحلیل ژنتیکی و فیلوژنتیکی بز عدنی بر اساس ژن سیتوکروم b

مرضیه روحی پور; محمود نظری; محمدتقی بیگی نصیری

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 84-89

     شناسایی و تعیین خصوصیات ژنتیکی به ­منظور حفاظت از تنوع ژنتیکی عامل مهمی در جهت محافظت از حیات گونه‌ها است. این تحقیق با هدف، شناسایی خصوصیات ژنتیکی جمعیت بز عدنی بر اساس تفاوت‌های ژن سیتوکروم b و تعیین روابط فیلوژنتیکی آن با گونه‌های اهلی و وحشی بز موجود در پایگاه اطلاعاتی NCBI انجام شد. از 12 راس بز عدنی خونگیری به ­عمل آمد و استخراج DNA با استفاده از کیت سیناکلون انجام شد. ناحیه موردنظر (892 جفت باز ) توسط آغازگرهای اختصاصی به روش PCR تکثیر و توالی‌یابی شد. تعداد ۵ هاپلوتیپ بر اساس ۱۲ جایگاه چند شکل شناسایی شد. جهش­ ها همه از نوع انتقالی و خاموش بودند. میزان تنوع هاپلوتیپی، تنوع نوکلئوتیدی و میانگین تفاوت‌ها نوکلئوتیدی به‌ترتیب مساوی ۵۷/۰، ۰۰۲/۰ و۲۷۳/۲ به‌دست آمد. این نتایج نشان­ دهنده تنوع بالا در جمعیت بز عدنی است. نتایج فیلوژنتیکی با استفاده از روش اتصال همسایه ((Nj نشان داد که بز عدنی در شاخه کاپرا هیرکوس قرار می‌گیرد و بز کاپرا ایگاگروس در شاخه نزدیک‌تری به گروه بزهای کاپرا هیرکوس و بز عدنی نسبت به کاپرا آیبکس قرار دارد. قرار گرفتن بز عدنی و بز اهلی کاپرا هیرکوس در یک شاخه، به­دلیل پراکندگی نژادهای مختلف این گونه در سراسر جهان منطقی است.

برآورد ارزش اقتصادی صفات تولید، تولیدمثلی و ماندگاری گاومیش‌های استان خوزستان در دو وضعیت فروش شیر

بهاره طاهری دزفولی

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 90-103

   در این مطالعه، پارامترهای تولیدی، جمعیتی و اقتصادی تعداد 30 گله گاومیش استان خوزستان در دو وضعیت فروش، طی سال‌‌های 1396-1395، جهت برآورد ارزش اقتصادی صفات تولید، تولیدمثل و ماندگاری مورد استفاده قرار گرفت. ارزش اقتصادی صفات به ازاء یک واحد افزایش در میزان هر صفت و با استفاده از گرایش حداکثر سود برآورد شد. متوسط درآمد، هزینه و سود سالانه به ازای هر رأس گاومیش در وضعیت فروش شیر و سرشیر به­ ترتیب برابر با با 60480817، 59270944 و 1209873 ریال و وضعیت فقط فروش شیر به ­ترتیب برابر با 59220881، 59270944 و 7/50062- ریال بدست آمد. در وضعیت فروش شیر و سرشیر به عنوان وضعیت فروش مناسب پیشنهادی، ارزش اقتصادی صفات تولیدی شامل تولید شیر، درصد چربی ، وزن گوساله نر پرواری و وزن شیرگیری گوساله به ترتیب 16774، 178011، 16051 و 46070- ریال، صفات تولیدمثلی شامل درصد آبستنی، میزان زنده‌زایی، فاصله گوساله‌زایی، وزن تلیسه داشتی و سن اولین زایش به ­ترتیب476142، 527296، 36668-، 76743- و 9504 ریال و صفات ماندگاری شامل زنده‌مانی گاومیش، زنده‌مانی گوساله تا 4 ماهگی، زنده‌مانی تلیسه از شیرگیری تا زایش و طول عمر اقتصادی به ترتیب 364946، 216406، 143588 و 72030 ریال به ازای هر رأس گاومیش در سال برآورد شد. بر اساس نتایج حاصل، انتخاب در جهت افزایش میانگین صفات تولید شیر، درصد چربی و وزن گوساله نر پرواری منجر به بهبود وضعیت اقتصادی گاومیش‌دار می‏شود و با توجه به ارزش اقتصادی منفی صفات فاصله گوساله ‏زایی و سن اولین زایش، اصلاح‌نژاد در جهت کاهش آن‌ها می‌تواند بازده اقتصادی گله را افزایش دهد. همچنین، با توجه به برتری وضعیت فروش شیر و سرشیر نسبت به فروش شیر و عدم سودآوری فروش شیر خام با توجه به کمتر بودن تولید شیر در گاومیش، در صورتی­ که هدف بهبود بازدهی اقتصادی باشد، فروش محصولات لبنی در کنار شیر نیز باید مورد توجه قرار گیرد. 

بررسی تنوع ژنتیکی در ژن‌های خانواده DNMT در گاو‌های نژاد هلشتاین با تکنیک PCR-SSCP

مهدی وفای واله; سجاد شهدادی ساردو

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 104-112

ژن‌های خانواده DNA متیل­ترانسفراز (DNMTs) بواسطه نقش کلیدی در شکل‌گیری و ابقاء الگوهای اپی‌ژنتیکی، اهمیت بالایی در کنترل تکوین و رشد و نمو جنینی از مرحله لقاح تا دوران پس از تولد دارند. مطالعه حاضر به­منظور شناسایی جهش‌های بالقوه در اگزون 33 ژن DNMT-1، اینترون 4 ژن DNMT-3a و اینترون 3 ژن DNMT-3b  و ارتباط آن‌ها با وزن تولد در گاو‌های نژاد هلشتاین صورت گرفت. خون گیری به­طور تصادفی از تعداد 60 رأس گاو هلشتاین دارای رکورد وزن تولد تا بلوغ از یک گاوداری صنعتی در استان کرمان انجام شد. استخراج نمونه‌های DNA با استفاده از روش فنل­کلروفرم انجام گرفت و جایگاه‌های هدف با استفاده از پرایمر‌های اختصاصی توسط واکنش‌های زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) تکثیر شدند. به­منظور ردیابی چند‌شکلی در توالی‌های هدف از تکنیک چند‌شکلی ساختار فضایی رشته‌های منفرد (SSCP) و رنگ­آمیزی با نیترات­نقره استفاده شد. نتایج این مطالعه حاکی از عدم وقوع جهش در تمامی جایگاه‌های مورد مطالعه بود، بطوری که در تمام نمونه‌های مورد بررسی، بر اساس اندازه قطعه مورد بررسی، الگوی باندی یکسانی شناسائی شد. عدم شناسائی وجود چند‌شکلی در نواحی مورد بررسی، احتمالاً ممکن است به­دلایلی نظیر ناکارآمدی نسبی تکنیک PCR-SSCP در شناسائی جهش‌ها، کوچک­بودن اندازه نمونه‌های مورد بررسی، پیامدهای تصادفی ناشی از رانش ژنی و یا تاثیر انتخاب مصنوعی و یا طبیعی بر علیه وقوع جهش در نواحی مزبور باشد. بنابراین، نواحی ژنی مورد بررسی در این تحقیق  به­عنوان نشانگر مولکولی برای ارزیابی صفت وزن تولد در گاو‌های هلشتاین فاقد کارائی هستند.

بررسی تأثیر عوامل غیرژنتیکی بر مؤلفه‌های منحنی های درصد و مقدار چربیشیر گاومیش های آذری و خوزستانی

کریم حسن پور; سید عباس رافت; آرش جوانمرد; داوود کیانزاد

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 113-121

     مطالعه منحنی­ های تولید شیر و ترکیبات آن در گاومیش، اطلاعات کلیدی مهمی را در مورد پتانسیل ژنتیکی و نحوه مدیریت متناسب با آن، در اختیار دامدار و اصلاح گر قرار می­دهد. هدف از مطالعه حاضر، شناسایی سهم عوامل غیرژنتیکی بر پارامترهای تابع وود برازش شده بر منحنی­ های درصد و مقدار چربی شیر گاومیش ­های آذری و خوزستانی بود. داده‌های مربوط به 15065 و 15225 دوره شیردهی از گاومیش نژاد خوزستانی، به ترتیب برای صفات مقدار و درصد چربی و تعداد 9571 و 9721، دوره شیردهی از گاومیش نژاد آذری به ترتیب، برای دو صفت مذکور مورد استفاده قرار گرفت. در ابتدا، تابع وود، برای منحنی­ های انفرادی هر حیوان، برازش داده شد. در گام دوم، اثر عوامل محیطی مؤثر بر مؤلفه‌های منحنی­ ها مطالعه شد. در مرحله آخر، پس از برآورد مقادیر پارامترهای منحنی­ ها، همبستگی‌های فنوتیپی بین آنها، برآورد شد. نتایج مطالعه حاضر، نشان داد که گاومیش خوزستانی در مقایسه با گاومیش آذری، دارای میانگین درصد چربی پایین تری در طول دوره شیردهی (حدود 5/0 درصد در قعر منحنی) است و زودتر از آن به قعر منحنی درصد چربی می­رسد. با این­ حال، به دلیل اینکه گاومیش خوزستانی تولید شیر روزانه بیشتری دارد، تولید چربی بیشتری (حدود 25 درصد تولید چربی در اوج منحنی) نیز دارد. تأثیر اوج تولید بر مقدار تولید چربی کل (همبستگی 85/0- 87/0) بیشتر از تأثیر مقدار چربی، در شروع تولید (همبستگی 30/0- 41/0) و یا زمان وقوع اوج تولید (همبستگی 11/0- 30/0) بود. بین قعر منحنی چربی با درصد چربی در شروع تولید (پارامتر a) و پارامترهای b و c در هر دو نژاد، همبستگی مثبت وجود داشت. می توان چنین استنباط نمود که گاومیش خوزستانی، به جهت تولید شیر روزانه بالاتر در مقایسه با نژاد آذری، دارای استعداد و توان ژنتیکی کمتری برای درصد چربی بوده ولی توان ژنتیکی بیشتری برای مقدار چربی روزانه دارد. نتایج این تحقیق شاید بتواند در بهبود برنامه های تغذیه ای و ژنتیکی گاومیش­ های ایرانی موثر باشد.

مقایسه روش‌های چند مرحله‌ای و تک ‌مرحله‌ای بیزی برای برآورد ارزش‌های اصلاحی ژنومی در حیوانات ژنوتیپ شده و نشده- مطالعه شبیه‌سازی

مصطفی مدد; جلیل شجاع; صادق علیجانی; سید عباس رافت; جک دکرز

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 122-131

     هدف از این مطالعه، مقایسه صحت ارزیابی ژنومی روش‌های چندمرحله‌ای BayesA، BayesB،BayesC ، BayesL و روش‌های تک‌مرحله‌ای بیزیSSBR-C و SSBR-A در مقادیر متفاوت π برای برآورد ارزش‌های اصلاحی ژنومی حیوانات تعیین ژنوتیپ شده و نشده بود. ژنومی حاوی 40000 نشانگر تک‌نوکلئوتیدی دوآللی پراکنده شده روی 20 کروموزوم هرکدام به طول 100 سانتی‌مورگان شبیه‌سازی شد. مقادیر بهینه π در روش BayesC به‌ترتیب 980/0 و 995/0 در دو توزیع نرمال و گامای اثرات ژنی برآورد شد و در روش SSBR-C نیز مورد استفاده قرار گرفت. صحت پیش‌بینی ژنومی در روش SSBR–C (π=0.995)  نسبت به سایر روش‌ها­ از 02/0 تا 09/0 در توزیع گامای اثرات ژنی بیش­تر برآورد شد. بنابراین، روشSSBR–C (π=0.995) با در نظر گرفتن توزیع مزدوج و استفاده همزمان از همه اطلاعات شجره‌ای، فنوتیپی و ژنومی توانست در حالت توزیع گامای اثرات ژنی عملکرد بهتری را از خود نشان داده و انتخاب مناسب‌تری به­ شمار ‌رود. کلیه روش‌های تک‌‌‌مرحله‌ای و چندمرحله­ای بیزی عملکرد تقریبا مشابهی را در حالت توزیع نرمال اثرات ژنی از خود نشان دادند. فلذا، در حالت توزیع نرمال اثرات ژنی توصیه می‌شود تا از روش SSBR–C (π=0) با توجه به ضریب تابعیت پیش‌بینی ژنومی نزدیک به یک استفاده شود. همچنین، افت صحت‌ پیش‌بینی ژنومی با افزایش فاصله نسلی بین جمعیت مرجع و تایید برای افراد ژنوتیپ شده در مقایسه با افراد ژنوتیپ نشده از حساسیت کمتری برخوردار بود.

ارزیابی کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی واحدهای پرورش گاو شیری در کشت و صنعت مغان با رویکرد تحلیل پوششی داده‌ها و رگرسیون توبیت

علیرضا عبدپور; رضا سید شریفی; حامد عشایری

پژوهشهای تولیدات دامی, دوره 10, شماره 26, صفحه 132-141

     کارایی یکی از مهم­ترین عوامل رشد بهره ­وری به­ویژه در بخش کشاورزی می­باشد. پژوهش حاضر با هدف اندازه ­گیری کارایی های فنی، تخصیصی و اقتصادی و مشخص­نمودن عوامل موثر بر آنها در ایستگاه ­های پرورش گاو شیری شرکت کشت و صنعت مغان انجام شده است. داده­ های این تحقیق مربوط به سال تولیدی 1396 بوده  که جمع ­آوری آمار و اطلاعات آن با روش مطالعه اسنادی، مشاهده و مصاحبه حضوری انجام شده است. در این تحقیق، برای تجزیه و تحلیل­ های مربوط به محاسبات کارایی و تعیین عوامل موثر  به­ترتیب از نرم­افزار   Deap 2.1 و Eviews10 استفاده شد. برای طراحی مدل تحلیل پوششی داده ­ها، متغیر های اصلی مورد استفاده در تحقیق شامل، اندازه گله بر حسب رأس، خوراک و کنسانتره بر حسب کیلوگرم، نیروی انسانی بر حسب نفر مرد روز، بهداشت بر حسب دفعات در روز‌،‌ تولید شیر و تولید کود دامی برحسب کیلوگرم و مجموع درآمدهای مختلف تعیین شد. محاسبات کارایی با فرض عملکرد روزانه ایستگاه­ های تولید شیر در قالب عملکرد بنگاه انجام و نتایج آن روزانه، ماهانه و سالانه حاصل شد. جهت تعیین عوامل موثر بر مقدار کارایی­ های بدست آمده از آنالیز رگرسیون توبیت و آماره والد استفاده شد. نتایج نشان داد که کارایی فنی با بازده ثابت نسبت به مقیاس 884/0 و با بازده متغیر نسبت به مقیاس 962/0 می ­باشد. کارایی مقیاس این شرکت 918/0 محاسبه شد که در آن 16 روز عملکرد این شرکت با بازده کاهشی نسبت به مقیاس و 349 روز آن با بازده افزایشی نسبت به مقیاس ثبت شد. مقدار کارایی فنی در حالت کلی 901/0، کارایی تخصیصی 845/0 و کارایی اقتصادی 761/0 محاسبه شد. در ارزیابی کلی، کارایی­ تولید شیر در دی­ماه بیشترین و در اردیبهشت­ماه کمترین مقدار را به خود اختصاص دادند. عوامل تاثیرگذار بر مقدار کارایی فنی متغییرهای خوراک، کنسانتره و بهداشت بوده است. تاثیر میزان خوراک و کنسانتره در جیره غذایی دام ­ها مثبت و میزان بهداشت استفاده شده تاثیرگذاری منفی بر کارایی فنی داشته است. تاثیرگذاری متغیر خوراک و کنسانتره بر کارایی اقتصادی منفی و متغیر بهداشت مثبت بوده است. از نظر تاثیر­گذاری کارایی‌های مختلف بر درآمد تولید شیر،کارایی فنی و تخصیصی دارای تاثیر منفی و کارایی اقتصادی دارای تاثیر مثبت گزارش شد.

ابر کلیدواژگان