پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی)

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه مازندران

سردبير: دکتر الهه طالبی گرگانی

موضوع :  تربیت بدنی

شاپا: ۲۰۰۸-۵۳۸۹

ايميل:  J_sport@umz.ac.ir

وبسایت:  asp.journals.umz.ac.ir

تعداد شماره ها: 30

تعداد مقالات: 605

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره های پيشين نشریه

شماره جاری

تأثیر پیش آماده سازی با تمرین تناوبی شدید برمیزان کلوتو و TNF-α موش‏های مبتلا به بیماری ام ‏اس

مریم نورشاهی; فتانه فرهمند; مریم سلیمانی; حمید رجبی; کوین پاور

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 15-30
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2020.17766.1921

سابقه و هدف: فعالیت ورزشی نقش مهمی در افزایش بیومارکرهای میلین ساز دارد. همچنین، علائم پاتولوژیک را در موش‏های مبتلا به ام اس در مدل آنسفالومیلیت خود ایمنی (EAE) بهبود می‏بخشد. هدف از  مطالعه حاضر ارزیابی اثر ۶ هفته پیش آماده سازی با تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر میزان کلوتو و پروتئین پروتئولیپید (PLP) و میزان پیشرفت بیماری در موش‏های مبتلا به بیماری ام اس بود. مواد و روش­ها: حیوانات پس از آشناسازی با آزمایشگاه به دو گروه تمرین (EX=20)  و کنترل (Con=20 ) تقسیم شدند. پس از ۴ هفته، گروه تمرین و کنترل به دو گروه تقسیم و EAE  به نیمی از حیوانات در گروه کنترل و تمرین  القا شد. در گروه EX-EAE1  بعد از ۴ هفته تمرین، EAE القا و پروتکل تمرین تا هفته ششم ادامه داشت. در گروه EX-EAE2  بعد از ۴ هفته تمرین، EAE القا و تمرین متوقف شد. برای تحلیل­های آماری از آزمون‌ تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته­ ها: میزان کلوتو و PLP در گروه EAE-EX1 در مقایسه با EAE  و EAE-EX2 افزایش یافت (P≤0.0001). همچنین، دمیلینه شدن درگروه EAE-EX1 درمقایسه با گروه EAE کاهش یافت (P≤0.007). در هر دو گروه ورزش میزان TNF-α  نسبت به گروه EAE کاهش داشت (P≤0.0001). نتیجه­ گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد پیش آماده سازی با تمرین تناوبی شدید میزان کلوتو و PLP را افزایش و پیشرفت بیماری را در مدل (EAE) کاهش داد.

چاقی مرکزی و ارتباط آن با آمادگی قلبی تنفسی در اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاه مازندران

زهرا جهانیان

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 1-2
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.13726.1730

چاقی مرکزی و ارتباط آن با آمادگی قلبی تنفسی در اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاه مازندران چکیده سابقه و هدف: چاقی، و به ویژه چربی احشایی بیش از حد، با تعدادی از مشکلات بهداشتی، از جمله افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، دیابت نوع 2، برخی از انواع سرطان و مرگ زودرس مرتبط می باشد. هدف اصلی مطالعه حاضر پایش شاخص های ترکیب بدنی (BMI، محیط دور لگن، محیط دور کمر، دور گردن)، چاقی مرکزی (SBSI، BAI، WHR و WHtR) و شاخص های عملکردی (تعداد گام های طی شده در روز و Vo2max پروتکل های شاتل و گام شمار) در اعضای هیات علمی و کارمندان مرد و زنان دانشگاه مازندران بوده است. مواد و روش ها:این مطالعه مقطعی به روش تصادفی روی 300 نفر از پرسنل دانشگاه مازندران انجام شد. برای برآورد Vo2max از ابزارهای عینی(گام شمار و شاتل)استفاده شد. بعلاوه، شاخصهای ترکیب بدنی وچاقی مرکزی اندازه گیری شدند. یافته ها: نتیجه مطالعه حاضر حاکی از آن است تفاوت جنسیتی معنی داری در مقادیر شاخص های چاقی مرکزی WHR، BAI و WHtR بین گروه‌های اعضای هیات علمی و کارمند دانشگاه مازندران مشاهده شد. در مقابل، پایش وضعیت چاقی مرکزی این افراد از طریق شاخص شکل بدن بر پایه ی سطح (SBSI) حاکی از عدم تفاوت معنی دار آماری بین دو جنس و همینطور بین دو وضعیت کارمندی و هیات علمی می باشد. استنتاج: بر اساس یافته های مطالعه حاضر چاقی مرکزی بین اعضای هیات علمی و کارمندان دانشگاه متفاوت است و این تفاوت با جنسیت افراد مرتبط است، بگونه ای که علیرغم تعداد گام روزمره بالاتر در زنان، چاقی مرکزی بدست آمده از اکثر شاخص های سنتی در آنان بالاتر بوده است. واژه های کلیدی: WHtR ، گام شمار،Vo2max، شکل بدن بر پایه سطح ، شاخص چاقی بدن

بررسی اثر یک دوره تمرین ترکیبی بر سطوح TNF-α و TGF-β1 در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

میترا خادم الشریعه; محمدرضا حامدی نیا; فاطمه قادری سهی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 4-5
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.14693.1794

زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری التهابی و مزمن دستگاه عصبی مرکزی همراه با اتیولوژی ناشناخته است. با توجه به اثرات مثبت فعالیت ورزشی در این بیماران و کمبود اطلاعات در زمینه تمرینات ترکیبی، هدف این مطالعه بررسی اثر یک دوره تمرین ترکیبی بر سطوح TNF-α و TGF-β1 سرمی در زنان مبتلا به ام اس بود. مواد و روش ها: تحقیق حاضر شامل 24 زن مبنلا به مولتیپل اسکلروزیس،20-50 سال با درجه ناتوانی (Expanded Disability Status Scale) EDSS بین 2- 5 بود که به صورت تصادفی در دو گروه کنترل( 12 نفر، سن 66/5±64/36 سال) و تجربی (12 نفر، 76/75±4/37 سال) قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل 12 هفته و 3 جلسه در هفته ( دو جلسه تمرین استقامتی و یک جلسه تمرین مقاومتی ) بود. نتایج: یافته ها نشان داد، وزن و درصد چربی بدن در اثر تمرین تغییر معناداری نکرد. در حالیکه تمرین سبب کاهش معنادار میزان ناتوانی بیماران شد. در خصوص متغیر های بیوشیمیایی( TNF-α و TGF-β1 ) ، تمرین هیچ گونه تغییر معناداری در این شاخص ها ایجاد نکرد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد تمرین ترکیبی گزینه ای مناسب جهت بهبود درجه ناتوانی بیماران ام اس باشد، ولی برای اثرگذاری بیشتر بر شاخص های بیو شیمیایی مرتبط با این بیماری احتمالا باید بار تمرینات افزایش یابد.

اثر هشت هفته تمرین استقامتی با شدت متوسط همراه با مصرف زعفران بر روند حافظه و یادگیری در موشهای آلزایمری مدل تریمتیلتین

فاطمه اکبری; مهرزاد مقدسی; سیروس فارسی; محمد امین عدالت منش

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 3-4
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15252.1831

هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین استقامتی همراه با زعفران بر ارزیابی حافظه کاری و حافظه احترازی غیرفعال در موش‌های صحرایی تیمار شده با نوروتوکسین به عنوان مدلی از بیماری آلزایمر بود. در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد اسپراگ داولی با تجویز درون صفاقی 8 میلی گرم بر کیلوگرم تری‪متیل‪تین (TMT)، حیوان مبتلا به بیماری آلزایمر شده و در گروه‌های 8 سری (1) کنترل مبتلا به آلزایمر، (2) تمرین استقامتی (3) تمرین استقامتی و مصرف زعفران (4) مصرف زعفران، و (5) شم تقسیم شدند. بموش‌های صحرایی گروه‌های 2 و 3 به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته، هر جلسه 15 تا 30 دقیقه و با سرعت 15 تا 20 متر بر دقیقه روی نوارگردان دویدند و گروه های 3 و 4 به مدت هشت هفته روزانه 25 میلی گرم بر کیلوگرم از وزن بدن عصاره آبی زعفران را به صورت صفاقی دریافت کردند. آزمون حافظه کاری با استفاده از آزمون ماز Y و حافظه احترازی غیر‌فعال توسط شاتل باکس اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد تمرین استقامتی به تنهایی و مصرف عصاره آبی زعفران موجب بهبود معنی‌دار حافظه‌کاری و حافظه احترازی غیرفعال در موش‌های صحرایی مبتلا به بیماری آلزایمر می شود . همچنین تعامل تمرین استقامتی و مصرف عصاره آبی زعفران در کاهش مدت زمان سپری شده در خانه تاریک معنی‌دار بود. این در حالی بود که تعامل تمرین و عصاره آبی زعفران در افزایش مدت زمان ورود به خانه تاریک و افزایش درصد رفتار‌های تناوبی در موش‌های صحرایی مدل TMT بیماری آلزایمر معنی‌دار نبود. به نظر می‌رسد تمرین استقامتی و مصرف عصاره آبی زعفران به طور جداگانه و با مسیر‌های سیگنالی متفاوت موجب بهبود حافظه کاری و حافظه احترازی موش‌های صحرایی آلزایمری مدل TMT می‌گردند.

تاثیر تمرینات هوازی بر فشارخون بیماران مبتلا به پرفشارخونی: مطالعه فراتحلیلی

کریم آزالی علمداری; هادی روحانی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 6-7
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15074.1817

زمینه و هدف: فراتحلیل‌های گذشته در مورد مقدار اثر دوز تمرین و ویژگی‌های آزمودنی‌ها (جنسیت، یائسگی، مصرف دارو و ...) بر تغییرات فشارخون بیماران پرفشارخونی پس از تمرین هوازی اطلاعات کافی حاصل نکرده‌اند و انجام فراتحلیل‌های آماری ویژه در این زمینه ضروری است. روش‌تحقیق: کارآزمایی‌های بالینی دارای تمرین هوازی بیش از چهارهفته بر روی بیماران پرفشارخونی منتشر‌شده تا آگوست 2018 فراتحلیل شدند. مدلهای اثرات تصادفی و ثابت جهت فراتحلیل‌ اندازه‌های اثر(تفاوت در میانگین) 20 و 21 پژوهش مربوط به فشارخون سیستولی و دیاستولی با I2 کمتر از %50 با استفاده از نرم افزار CMA2 استفاده شد. زیرگروه‌های طبقه‌ای شامل جنسیت، یائسگی، مصرف دارو، تعداد جلسات تمرین هفته، شدت و مدت هر جلسه، کل زمان تمرین در هفته و کل مدت اجرای تمرین با ANOVA مقایسه شدند و همبستگی بین سن و پاسخ فشارخون به تمرین هوازی با فرارگرسیون تصادفی ساده بررسی شد. یافته‌ها: اثر کلی تمرینات هوازی بر فشارخون سیستولی و دیاستولی به ترتیب برابر با 72/8-‌ و 88/3-‌ میلی‌متر‌جیوه کاهش به دست آمد(001/0=P). با اینکه اندازه اثر تمرین هوازی بر فشار سیستولی و دیاستولی در مورد تمام زیرگروههای طبقات (به جز در مورد فشار سیستولی تمرینات کم‌شدت و فشار دیاستولی زنان یائسه) معنی‌دار بود(05/0P)، ولی فقط در بین زیرگروههای طبقه کل مدت اجرای تمرین مقدار کاهش فشارخون سیستولی متفاوت بود(002/0=P). نتیجه‌گیری: تمرین‌هوازی بی‌اعتنا به تاثیر تعدیل‌کننده طبقه سنی، وضعیت یائسگی، ‌مصرف دارو و یا دوز تمرین، سبب کاهش خفیف فشارخون بیماران پرفشارخون می‌شود که تمرینات بین 8 تا 10 هفته، بیشتر فواید را گزارش کرده‌اند. ولی به دلیل محدودیتهای بسیار زیاد تحقیقات موجود، هنوز باید منتظر انجام کارآزمایی‌های بالینی بزرگتر و طولانی‌تری بود.

اثر تمرین هوازی تناوبی و مصرف عصاره کاسنی بر سطوح آنزیم های کبدی پسران چاق با بیماری کبد چرب غیرالکلی

علیرضا علمیه; بهمن رفیع زاده; هومن خان باباخانی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 6-7
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15128.1822

چکیده زمینه و هدف: فعالیت ورزشی و تغذیه قابلیت کنترل بیماری کبد چرب را در کودکان و نوجوانان چاق دارد. هدف پژوهش حاضرتاثیر هشت هفته تمرین هوازی تناوبی و مصرف عصاره کاسنی بر سطوح آنزیم‌های آلانین آمینو ترانسفراز و آسپارتات آمینو ترانسفراز پسران چاق مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی بود. مواد و روش ها: 36 نفر از دانش‌آموزان پسر 13 تا 15 سال به‌طور تصادفی به سه گروه 12 نفره تمرین + مکمل، تمرین + دارونما و مکمل تقسیم شدند. در هر سه گروه خون‌ گیری به‌عنوان پیش‌آزمون و پس‌آزمون به عمل آمد. گروه‌های تمرین به اجرای برنامه تمرین هوازی از نوع تناوبی تواتر 4 جلسه در هفته و به مدت 8 هفته پرداختند. آزمودنی‌ها در طی این دوره روزانه 200 میلی‌لیتر عصاره گیاه کاسنی یا دارونما دریافت کردند. یافته ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس یک طرفه تحقیق نشان داد سطوح سرمی ALT و AST در هر سه گروه کاهش معناداری یافت (0001/0≥P) و این کاهش در گروه تمرین+ مکمل در مقایسه با سایر گروه‌ها بیشتر بود (05/0P). نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان داد مصرف همزمان مکمل کاسنی به همراه تمرین هوازی می‌تواند باعث کاهش آنزیم‌های ALT و AST شود . بنابراین برای درمان بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکی نمرین هوازی به همراه مصرف عصاره کاسنی پیشنهاد می شود .

تأثیر تمرین مقاومتی دایره‌ای بر سطوح پلاسمایی اسیدهای آمینه‌ی شاخه‌دار و مقاومت به انسولین در پسران نوجوان چاق

علی رسولی; رزیتا فتحی; مریم کوشکی جهرمی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 7-8
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15339.1834

سابقه و هدف: سطوح اسیدهای آمینه شاخه‌دار در افراد چاق افزایش می‌یابد و با مقاومت به انسولین و دیابت نوع 2 مرتبط است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین مقاومتی دایره‌ای بر سطوح پلاسمایی اسیدهای آمینه‌ی شاخه‌دار و مقاومت به انسولین در پسران نوجوان چاق بود. مواد و روش‌ها: 33 پسر نوجوان چاق (30≤BMI) با دامنه سنی 17-14 سال به‌صورت تصادفی به دو گروه تمرین مقاومتی دایره‌ای (16 نفر) و کنترل (17 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرین مقاومتی دایره‌ای به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته اجرا گردید. برنامه تمرینی شامل 11 ایستگاه بود. تمرین در 4 هفته اول طی 2 ست با 70%-75 یک تکرار بیشینه، 10-12 تکرار و در 4 هفته دوم طی 4 ست با %75-80 یک تکرار بیشینه، 6-8 تکرار اجرا شد. فاصله استراحتی بین ایستگاه‌ها و ست‌ها به ترتیب 30 و 180 ثانیه بود. برای اندازه‌گیری سطوح پلاسمایی اسیدهای آمینه شاخه‌دار از روش HPLC استفاده شد. یافته‌ها: در مقایسه با گروه کنترل، تمرین مقاومتی موجب کاهش وزن (001/0P)، BMI (001/0P)، گلوکز (035/0P=)، والین (007/0P=) و مجموع اسیدهای آمینه شاخه‌دار (007/0P=) گردید و کاهش شاخص مقاومت به انسولین به سطح معنادار نرسید (083/0P=). نتیجه‌گیری: تمرینات مقاومتی دایره‌ای در نوجوانان چاق منجر به بهبود سطوح اسیدهای آمینه شاخه‌دار پلاسما، گلوکز و مقاومت به انسولین می‌شود. با توجه به اینکه کودکان و نوجوانان چاق بیشتر در معرض ابتلا به بیماری‌های مختلف نظیر دیابت هستند، احتمالاً تمرین مقاومتی دایره‌ای بتواند از ابتلا به اختلالات متابولیک مرتبط با چاقی پیشگیری کند.

اثر هشت هفته تمرین ترکیبی (هوازی-مقاومتی) همراه با مصرف مکمل کوانزیم کیوتن برفعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدانی و شاخص پراکسیداسیون لیپیدی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس دارای چرخه جنسی منظم

صبا ابراهیمی; امیر حسین حقیقی; کریم نیکخواه

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 8-9
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15573.1841

زمینه و هدف: بخوبی مشخص شده که استرس اکسیداتیو در مولتیپل اسکلروزیس(MS) سبب آسیب غشا لیپیدی و تخریب بافت عصبی می شود. هدف تحقیق حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین ترکیبی (هوازی- مقاومتی) همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10 بر عملکرد آنزیم های آنتی اکسیدانی و شاخص پراکسیداسیون لیپیدی در زنان مبتلا به MS بود. مواد و روش ها: 60 زن داوطلب مبتلا به MS انتخاب(میانگین سنی 9/15± 19/35 سال، وزن 6/13±2/59 کیلوگرم و مقیاس ناتوانی 6/0 ±5/3) و به طور تصادفی در 4 گروه مساوی دارونما، مکمل، تمرین-دارونما و مکمل-تمرین قرار گرفتند. گروه های تجربی کوآنزیمQ10 و گروه کنترل(دارونما)، دارونما را به مقدار 300 میلی گرم در روز مصرف کردند. برنامه تمرین ترکیبی (هوازی-مقاومتی) به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته انجام شد. قبل و بعد از دوره تمرینی، برای بررسی تغییرات آنزیم های سوپر اکساید دیسموتاز(SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX)، ظرفیت تام آنتی-اکسیدانی (TAC)و میزان مالون دی لدئید (MDA) از همه آزمودنی ها در حالت ناشتا خون گیری به عمل آمد. برای مقایسه متغییرها از آزمون آنالیز واریانس اندازه های تکراری استفاده شد. ( P نتایج: سطوح سرمی سوپر اکساید دیسموتاز و Q10 در هر سه گروه در مقایسه با گروه دارونما افزایش معنا داری داشت (P=0.001). اما دیگر شاخص-های تحقیق (GPX,TAC,MDA) بین چهار گروه تفاوت معنا داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: اگر چه انجام تمرینات ترکیبی با شدت متوسط همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10 می‌تواند باعث افزایش غلظت سرمیSOD وQ10 این بیماران شود. اما تحقیق حاضر نتوانست تاثیر معنی داری بر بهبود ظرفیت آنتی اکسیدانی و شاخص پراکسیداسیون لیپیدیMDA) ) در زنان مبتلا به MS نشان دهد. لذا پیشنهاد می‌شود با توجه به نقش مخرب احتمالی استفاده همزمان مکمل آنتی اکسیدانی و فعالیت ورزشی، برای حفظ اثرات مثبت سازگار کننده فعالیت بدنی با شدت متوسط در بیماران MS مصرف مکمل‌های آنتی اکسیدانی محدود شود.

تاثیر لیگاسیون عصب نخاعی (SNL) بر بیان ژن‌های Tweakو Fn14 عضله EDL موش‌های نر ویستار پس از یک دوره تمرین HIT

عبدالرضا کاظمی; الهه جهانشاهی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 10-11
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15644.1848

مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر لیگاسیون عصب نخاعی (SNL) بر بیان Tweakو Fn14 عضله EDL موش‌های نر ویستار پس از تمرین HIT بود. روش‌ها: بدین منظور، 24 موش نر ویستار در 2 گروه 12 تایی کنترل (C) و تمرین (HIT) قرار گرفتند. گروه‌تمرین بعد از یک هفته آشناسازی برنامه 4 هفته HIT را انجام دادند. سپس به طور تصادفی به دو گروه 6 تایی تمرین (HIT) و گروه لیگاسیون عصب نخاعی (HIT-SNL) قرار گرفتند. همزمان گروه کنترل نیز به دو گروه 6 تایی کنترل (C) و لیگاسیون عصب نخاعی (C-SNL) تقسیم شدند. 4 هفته پس از SNL موش‌ها قربانی و عضله نعلی استخراج و به‌وسیله روش کمی‌سازی داده‌ها Real-time Pcr بیان ژن‌ها اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد کاهش فعالیت به شکل SNL اثر معنی‌داری بر Tweakو Fn14 دارد (به ترتیب 000/0=P و 002/0=P). همچنین انجام تمرین HIT قبل از SNL به‌طور قابل ملاحظه‌ای بیان Tweakو Fn14 را کاهش می‌دهد (به ترتیب 0001/0=P و 001/0=P). علاوه بر این، یافته‌ها نشان می‌دهد SNL اثر معنی‌داری بر نسب وزن عضله نعلی به طول درشت‌نی دارد (01/0=P). از طرف دیگر انجام تمرینات HIT قبل از SNL سبب افزایش معنی‌دار آن شد (03/0=P). نتیجه‌گیری: بنابراین، کاهش فعالیت با افزایش بیان ژن‌های Tweak و Fn14 همراه بوده که احتمالاً می‌تواند در تغییر توده عضلانی درگیر باشند. با توجه به اینکه انجام تمرینات HIT بیان این ژن‌ها را کاهش می‌دهد، احتمالاً تمرینات HIT تارهای عضلانی نوع 2 را فراخوانی کرده و در نتیجه بیان ژن‌های آتروفیک در نتیجه این تمرینات سرکوب می‌شود.

بررسی اثر فعالیت ورزشی هوازی بر سیستم عصبی خودکار قلبی با استفاده از روش ژئومتریکی Poincare plot

لطفعلی بلبلی; عسگر ایران پور

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 9-10
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15941.1861

سابقه و هدف: روش‌ ژئومتریکی دینامیک غیرخطی بررسی تغییرپذیری ضربان قلب نسبت به روش‌های خطی از قبیل روش زمان محور و فرکانس محور تغییرپذیری ضربان قلب اطلاعات ارزشمندی از ساختار پاسخ‌پذیری سیستم اتونوم قلبی ارائه می‌نماید. هدف از این پژوهش، بررسی اثر یک دوره متوالی فعالیت ورزشی هوازی بر تغییرپذیری ضربان قلب با استفاده از روش غیرخطی احتمال تکرار توالی‌های هم شکل در مردان جوان دانشگاهی می‌باشد. مواد و روش‌ها: 28 مرد جوان دانشگاهی به طور تصادفی در گروه‌های پژوهش ( گروه کنترل؛ گروه تمرین هوازی) تقسیم‌بندی گردیدند. در دوره پیش آزمون و بعد از مداخله تمرینی، تمامی پارامترهای تغییرپذیری ضربان قلب با روش زمانی و توالی‌های ضربان قلب اندازه‌گیری گردید. سپس انحراف معیار توالی‌های ثبت شده با استفاده از روش Poincare plot تفسیر گردید. به منظور مقایسه تفاوت‌ها در مراحل پژوهش، از آزمون‌های تی مستقل و همبسته استفاده گردید. یافته‌ها: انحراف معیار آنی اینتروال ضربه به ضربه تغییرپذیری ضربان قلب(SD1) نسبت به گروه کنترل(01/0=p) و پیش آزمون(01/0=p) و انحراف معیار مداوم اینتروال ضربه به ضربه تغییرپذیری ضربان قلب(SD2) نسبت به گروه کنترل(01/0=p) و پیش آزمون(02/0=p) افزایش معنی‌داری داشت. بعد از تبدیل به حالت نرمال SD1n نسبت به گروه کنترل(02/0=p) افزایش معنی‌دار و نسبت به پیش آزمون(08/0=p) افزایش غیرمعنی‌داری داشت، SD2n نسبت به گروه کنترل(04/0=p) افزایش معنی‌دار و نسبت به پیش آزمون(02/0=p) افزایش غیرمعنی‌داری داشت. مقایسه نسبت انحراف معیار آنی به انحراف معیار مداوم(SD2/ SD1) نسبت به گروه کنترل و پیش آزمون تفاوت معنی‌داری را نشان نداد( 05/0≤p). نتیجه‌گیری: اجرای منظم و مداوم فعالیت ورزشی هوازی با شدت متوسط سبب بهبود پاسخ‌پذیری عصبی قلبی در مردان جوان دانشگاهی می‌گردد.

طراحی و اعتباریابی آزمون چابکی جدید ویژه بسکتبال

رستم علی زاده; مرضیه کلامی فرد; لیدا مرادی; مهدی امیدی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 14-15
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.14166.1751

زمینه و هدف: هدف بررسی اعتبار و پایایی آزمون طراحی شده جدید چابکی در بسکتبال بود. روش شناسی: آزمودنی‌های تحقیق را تعداد 65 نفر از بازیکنان غیرنخبه و 105 نفر از بازیکنان نخبه بسکتبال تشکیل می دادند. آزمون طراحی شده شامل حرکات مختلف با توپ و بدون توپ در دامنه طولی زمین بسکتبال بود که بازیکنان در دو وضعیت باز و بسته انجام می دادند. آزمون ملاک چابکی در این تحقیق، آزمون Tبود. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد بین اجرای آزمون طراحی شده به صورت بسته و باز با آزمون T بدون در نظر گرفتن سطح مهارتی ارتباط معنی داری وجود دارد (05/0P ،80/0r)، که این همبستگی در گروه نخبه بیشتر از گروه غیر نخبه بود (80/0r). همچنین همبستگی درون گروهی (پایایی) دو مرتبه اجرای آزمون چابکی طراحی شده به صورت بسته و باز بدون در نظر گرفتن سطح مهارتی بالا و معنی دار بود (05/0P ،90/0r). علاوه بر این آزمون طراحی شده به صورت باز و بسته دارای توانایی بیشتری نسبت به آزمون T در ارزیابی چابکی بود (05/0P). نتیجه گیری: می توان چنین استباط کرد که آزمون طراحی شده چابکی ویژه بسکتبال، آزمون معتبر و پایایی در حالت باز و هم بسته برای ارزیابی چابکی بازیکنان بسکتبال است. این آزمون توانایی بیشتری در تمایز سطح مهارت زنان بسکتبالیست دارد.

تحریک همزمان سیگنالهای مرتبط با ظرفیت هوازی عضله و سنتز پروتئین متعاقب فعالیت راه رفتن با محدودیت جریان خون در مردان سالم تمرین نکرده

امیر برجسته; بهمن میرزایی; فرهاد رحمانی نیا

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 16-17
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15990.1865

سابقه و هدف: هدف این مطالعه بررسی تحریک همزمان سیگنالهای مرتبط با ظرفیت استقامتی عضله و سنتز پروتئین پس از فعالیت راه رفتن با محدودیت جریان خون (BFR) بود. مواد و روش ها: پنج مرد سالم تمرین نکرده (سن: 02/1±4/33 سال؛ توده بدن: 69/4±64/79 کیلوگرم؛ قد: 02/9±4/173 سانتی متر؛ چربی بدن: 22/2±97/18 درصد) در دو وهله جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند: (1) راه‌رفتن با BFR با شدت 40% از توان هوازی بیشینه و (2) فعالیت در شرایط کاملا مشابه بدون BFR. نمونه‌های بایوپسی (عضله پهن جانبی) قبل و 3 ساعت پس از فعالیت و نمونه‌های خونی نیز قبل، بلافاصله بعد و 2 ساعت بعد از فعالیت از سیاهرگ آنته کوبیتال گرفته شد. نتایج: محتوای پروتئین‌های (012/0 P=) PGC-1α و فسفوریلاسیون (017/0 P=) Akt سه ساعت پس از فعالیت با BFR به طور معنی‌داری از گروه فعالیت بدون BFR بالاتر بود. لاکتات خون و کورتیزول متعاقب فعالیت با و بدون BFR افزایش معنی‌دار نشان ندادند (05/0 ˃ P). IGF-1، بلافاصله بعد فعالیت با BFR در مقایسه با مقادیر اولیه افزایش معنادار داشت (001/0 P=). هورمون رشد نیز بلافاصله بعد از فعالیت با BFR در مقایسه با مقادیر قبل از فعالیت و در مقایسه با فعالیت بدون BFR افزایش معنادار نشان داد (046/0 P=). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سیگنالهای مرتبط با عملکرد هوازی و هایپرتروفی عضله به طور همزمان متعاقب راه رفتن با BFR فعال شده و احتمالا توجیهی برای بهبود عملکرد هوازی و هایپرتروفی مشاهده شده در چندین مطالعه تمرینی متعاقب تمرین هوازی با محدودیت جریان خون می باشند.

تغییرات آستانه بی هوازی در فازهای مختلف چرخه قاعدگی: تاثیر انتخاب سوبسترای مصرفی

روح ا نیکویی; فرنیا رضاییان عطار; داریوش مفلحی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 17-18
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.16934.1898

سابقه و هدف: نوسانات هورمونی چرخه قاعدگی معمولا با تغییر در عملکرد ورزشی همراه است. هدف از تحقیق حاضر، مطالعه تأثیر مراحل مختلف چرخه قاعدگی بر عملکرد هوازی، انتخاب سوبسترای مصرفی و شاخصهای فیزیولوژیکی معادل با آستانه بی هوازی در زنان فعال شهر کرمان بود. مواد و روشها: دوازده زن فعال با چرخه قاعدگی منظم در تحقیق شرکت کردند. آزمودنی ها دو آزمون فزآینده استاندارد را در اواسط مرحله لوتئال و فولیکولار خود تا سرحد واماندگی انجام دادند. درخلال آزمون گازهای تنفسی بطور نفس به نفس جمع آوری شد. آستانه بی هوازی ( افزایش ناگهانی در معادله تهویه ای اکسیژن(VE/VO2))، نقاط Fatmax و cross over (با استفاده از مقادیر RER) تعیین و ضربان قلب و اکسیژن مصرفی معادل با آنها استخراج و این متغیر ها بین مراحل مختلف قاعدگی بوسیله آزمون t زوجی باهم مقایسه شدند. یافته ها: سطوح استرادیول و پروژسترون در مرحله لوتئال بطور معنی دار از مرحله فولیکولار بالاتر بود (05/0P). اکسیژن مصرفی (میلی لیتر در کیلو گرم وزن بدن در دقیقه) معادل با آستانه بی هوازی (فولیکولار 3/3±8/30 ، لوتئال 1/2±6/34)، نقطه Fatmax (فولیکولار 6/1±2/16 لوتئال 7/1±1/19) و نقطه ) Cross overفولیکولار 3/3±18و لوتئال5/4±8/21) بود و بین دو مرحله تفاوت معنادار داشت (همه (05/0P)). وقوع زمانی Cross over در مرحله فولیکولار و لوتئال به ترتیب در ثانیه 72±200 و 67±230 بود و تفاوت بین دو مرحله معنی دار بود (05/0P). نتیجه گیری: بطور کلی، تحقیق حاضر نشان داد که مقادیر متفاوت هورمون های جنسی ممکن است سبب بهبود آستانه بی هوازی گردیده که به نظر می رسد این کار را از طریق تغییر سوبسترای مصرفی به سمت چربی در شدت های زیر آستانه بی هوازی انجام می دهد.

اثر یک دوره تمرین راه رفتن همراه با تحریک ریتمیک دیداری بر هم‌انقباضی عضلات منتخب در سالمندان

حدیث حسینی; ضیاء فلاح محمدی; مژگان معمارمقدم; سید اسماعیل حسینی‌نژاد

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 18-19
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.16359.1879

سالمند اغلب از هم‌انقباضی عضلات اندام تحتانی برای جبران ضعف عضلات و مفاصل استفاده می‌کند که بر اجرای راه رفتن اثر منفی می‌گذارد، علاوه بر آن، تغییرات شناختی هم به عنوان یکی از عوامل مهم اثرگذار بر راه‌رفتن می‌باشد، که در سالمندی، از خودکاری حرکت به تمرکز و توجه به اندام‌ها تغییر می‌کند. روش‌ها: 30 مرد سالمند (60 تا 75 سال) بطور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند، و پس از همگن‌سازی، بطور تصادفی به 2 گروه کنترل (بدون تمرین، راه رفتن بدون تحریک) و 1 گروه تجربی (راه رفتن با تحریک موزون دیداری) تقسیم شدند. برای ارزیابی هم‌انقباضی، الگوی فعالیت عضلات: ساقی قدامی، نعلی، پهن داخلی، پهن خارجی و دوسررانی طی 90 ثانیه راه‌رفتن عادی در پیش و پس‌آزمون مورد بررسی قرار گرفت. تمرینات بمدت 6 هفته، 3 جلسه درهفته و هر جلسه 20 دقیقه انجام شد. تحلیل داده‌ها توسط مدل آنالیز کوواریانس پارامتریک و بوت‌استرپ ناپارامتریک در سطح معناداری 05/0 انجام شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که 6 هفته تمرین راه‌رفتن با مداخلات بینایی تا حدودی موجب بهبود هم‌انقباضی عضلات منتخب شده است اما این نتایج از نظر آماری معنا‌دار نبود ( 05/0P). نتیجه: این نتایج نشان می‌دهد مداخلات بیرونی دیداری در حین راه‌رفتن بر سالمندی اولیه تاثیر زیادی ندارد.

اثر شش هفته تمرین عملکردی همراه با محدودیت جریان خون بر نسبت مایواستاتین به فولیستاتین و آمادگی بدنی مردان سالمند

صادق امانی شلمزاری; زهرا شیخی پیرکوهی; پریسا ذاکری; محمد رضا دهخدا; زهرا میراخوری

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 25-30
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.17016.1901

سابقه و هدف: بررسی تاثیرات تمرینات عملکردی با و بدون محدودیت جریان خون (BFR) بر نسبت مایواستاتین به فولیستاتین و شاخص‌های آمادگی بدنی مردان سالمند هدف پژوهش حاضر بود. مواد و روش‌ها: 30 مرد سالمند سالم(8/3±7/68 سال، شاخص توده‌ی بدنی 1/2±6/25) به‌ صورت تصادفی در دو گروه تجربی تمرین عملکردی(FT) و تمرین عملکردی با محدودیت جریان خون(FBFR) و یک گروه کنترل(C) قرار گرفتند. یازده تمرین عملکردی با تاکید بر قابلیت‌های حرکتی، 3 روز درهفته، به مدت 6 هفته، با 30 الی 40 درصد یک تکرار بیشینه انجام شد. کاف بادی با فشار 110 و 70 درصد فشار انسداد شریانی برای پایین‌تنه و بالاتنه به‌ترتیب استفاده شد و هر دو هفته، فشار آن 10 درصد افزایش یافت. قبل و پس از اتمام پروتکل، علاوه بر خون‌گیری، یک مجموعه آزمون برای تعیین سطح آمادگی از آزمودنی‌ها بعمل آمد. برای بررسی متغیرها از آزمون تحلیل کوواریانس و تی زوجی استفاده شد. یافته‌ها: در مقایسه با گروه کنترل، بهبود معنی‌دار در قدرت، تعادل ایستا و پویا پس از شش هفته تمرین در دو گروه تجربی مشاهده شد(001/0p=). اختلاف معناداری بین دو گروه تجربی در این شاخص‌ها مشاهده نشد. بدنبال انجام پروتکل تحقیق، غلظت مایواستاتین و فولیستاتین در دوگروه تجربی به ترتیب کاهش و افزایش یافت. نسبت فولیستاتین به مایواستاتین تنها در گروه FBFR اختلاف معنی‌دار با گروه کنترل داشت(05/0p). نتیجه گیری: سازگاری‌های عصبی تمرینات عملکردی موجب بهبود معنی‌داری شاخص‌های امادگی بدنی شده است و اضافه نمودن BFR به این تمرینات در کوتاه مدت، تنها تاثیرات اندکی در متغیرهای بیوشیمایی ایجاد می‌کند.

تأثیر پیش آماده سازی با تمرین تناوبی شدید برمیزان کلوتو و TNF-α موش‏های مبتلا به بیماری ام ‏اس

مری٠نورشاهی; فتانه فرهمند; مری٠سلیمانی; حمید رجبی; کوین پاور

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 15-30
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2020.17766.1921

سابقه و هدف: فعالیت ورزشی نقش مهمی در افزایش بیومارکرهای میلین ساز دارد. همچنین، علائم پاتولوژیک را در موش‏های مبتلا به ام اس در مدل آنسفالومیلیت خود ایمنی (EAE) بهبود می‏بخشد. هدف از  مطالعه حاضر ارزیابی اثر ۶ هفته پیش آماده سازی با تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر میزان کلوتو و پروتئین پروتئولیپید (PLP) و میزان پیشرفت بیماری در موش‏های مبتلا به بیماری ام اس بود. مواد و روش­ها: حیوانات پس از آشناسازی با آزمایشگاه به دو گروه تمرین (EX=20)  و کنترل (Con=20 ) تقسیم شدند. پس از ۴ هفته، گروه تمرین و کنترل به دو گروه تقسیم و EAE  به نیمی از حیوانات در گروه کنترل و تمرین  القا شد. در گروه EX-EAE1  بعد از ۴ هفته تمرین، EAE القا و پروتکل تمرین تا هفته ششم ادامه داشت. در گروه EX-EAE2  بعد از ۴ هفته تمرین، EAE القا و تمرین متوقف شد. برای تحلیل­های آماری از آزمون‌ تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته­ ها: میزان کلوتو و PLP در گروه EAE-EX1 در مقایسه با EAE  و EAE-EX2 افزایش یافت (P≤0.0001). همچنین، دمیلینه شدن درگروه EAE-EX1 درمقایسه با گروه EAE کاهش یافت (P≤0.007). در هر دو گروه ورزش میزان TNF-α  نسبت به گروه EAE کاهش داشت (P≤0.0001). نتیجه­ گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد پیش آماده سازی با تمرین تناوبی شدید میزان کلوتو و PLP را افزایش و پیشرفت بیماری را در مدل (EAE) کاهش داد.

چاقی مرکزی و ارتباط آن با آمادگی قلبی تنفسی در اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاه مازندران

زهرا جهانیان

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 1-2
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.13726.1730

چاقی مرکزی و ارتباط آن با آمادگی قلبی تنفسی در اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاه مازندران چکیده سابقه و هدف: چاقی، و به ویژه چربی احشایی بیش از حد، با تعدادی از مشکلات بهداشتی، از جمله افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، دیابت نوع 2، برخی از انواع سرطان و مرگ زودرس مرتبط می باشد. هدف اصلی مطالعه حاضر پایش شاخص های ترکیب بدنی (BMI، محیط دور لگن، محیط دور کمر، دور گردن)، چاقی مرکزی (SBSI، BAI، WHR و WHtR) و شاخص های عملکردی (تعداد گام های طی شده در روز و Vo2max پروتکل های شاتل و گام شمار) در اعضای هیات علمی و کارمندان مرد و زنان دانشگاه مازندران بوده است. مواد و روش ها:این مطالعه مقطعی به روش تصادفی روی 300 نفر از پرسنل دانشگاه مازندران انجام شد. برای برآورد Vo2max از ابزارهای عینی(گام شمار و شاتل)استفاده شد. بعلاوه، شاخصهای ترکیب بدنی وچاقی مرکزی اندازه گیری شدند. یافته ها: نتیجه مطالعه حاضر حاکی از آن است تفاوت جنسیتی معنی داری در مقادیر شاخص های چاقی مرکزی WHR، BAI و WHtR بین گروه‌های اعضای هیات علمی و کارمند دانشگاه مازندران مشاهده شد. در مقابل، پایش وضعیت چاقی مرکزی این افراد از طریق شاخص شکل بدن بر پایه ی سطح (SBSI) حاکی از عدم تفاوت معنی دار آماری بین دو جنس و همینطور بین دو وضعیت کارمندی و هیات علمی می باشد. استنتاج: بر اساس یافته های مطالعه حاضر چاقی مرکزی بین اعضای هیات علمی و کارمندان دانشگاه متفاوت است و این تفاوت با جنسیت افراد مرتبط است، بگونه ای که علیرغم تعداد گام روزمره بالاتر در زنان، چاقی مرکزی بدست آمده از اکثر شاخص های سنتی در آنان بالاتر بوده است. واژه های کلیدی: WHtR ، گام شمار،Vo2max، شکل بدن بر پایه سطح ، شاخص چاقی بدن

طراحی و اعتباریابی آزمون چابکی جدید ویژه بسکتبال

رست٠علی زاده; مرضیه کلامی فرد; لیدا مرادی; مهدی امیدی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 14-15
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.14166.1751

زمینه و هدف: هدف بررسی اعتبار و پایایی آزمون طراحی شده جدید چابکی در بسکتبال بود. روش شناسی: آزمودنی‌های تحقیق را تعداد 65 نفر از بازیکنان غیرنخبه و 105 نفر از بازیکنان نخبه بسکتبال تشکیل می دادند. آزمون طراحی شده شامل حرکات مختلف با توپ و بدون توپ در دامنه طولی زمین بسکتبال بود که بازیکنان در دو وضعیت باز و بسته انجام می دادند. آزمون ملاک چابکی در این تحقیق، آزمون Tبود. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد بین اجرای آزمون طراحی شده به صورت بسته و باز با آزمون T بدون در نظر گرفتن سطح مهارتی ارتباط معنی داری وجود دارد (05/0P ،80/0r)، که این همبستگی در گروه نخبه بیشتر از گروه غیر نخبه بود (80/0r). همچنین همبستگی درون گروهی (پایایی) دو مرتبه اجرای آزمون چابکی طراحی شده به صورت بسته و باز بدون در نظر گرفتن سطح مهارتی بالا و معنی دار بود (05/0P ،90/0r). علاوه بر این آزمون طراحی شده به صورت باز و بسته دارای توانایی بیشتری نسبت به آزمون T در ارزیابی چابکی بود (05/0P). نتیجه گیری: می توان چنین استباط کرد که آزمون طراحی شده چابکی ویژه بسکتبال، آزمون معتبر و پایایی در حالت باز و هم بسته برای ارزیابی چابکی بازیکنان بسکتبال است. این آزمون توانایی بیشتری در تمایز سطح مهارت زنان بسکتبالیست دارد.

بررسی اثر یک دوره تمرین ترکیبی بر سطوح TNF-α و TGF-β1 در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

میترا خادم الشریعه; محمدرضا حامدی نیا; فاطمه قادری سهی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 4-5
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.14693.1794

زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری التهابی و مزمن دستگاه عصبی مرکزی همراه با اتیولوژی ناشناخته است. با توجه به اثرات مثبت فعالیت ورزشی در این بیماران و کمبود اطلاعات در زمینه تمرینات ترکیبی، هدف این مطالعه بررسی اثر یک دوره تمرین ترکیبی بر سطوح TNF-α و TGF-β1 سرمی در زنان مبتلا به ام اس بود. مواد و روش ها: تحقیق حاضر شامل 24 زن مبنلا به مولتیپل اسکلروزیس،20-50 سال با درجه ناتوانی (Expanded Disability Status Scale) EDSS بین 2- 5 بود که به صورت تصادفی در دو گروه کنترل( 12 نفر، سن 66/5±64/36 سال) و تجربی (12 نفر، 76/75±4/37 سال) قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل 12 هفته و 3 جلسه در هفته ( دو جلسه تمرین استقامتی و یک جلسه تمرین مقاومتی ) بود. نتایج: یافته ها نشان داد، وزن و درصد چربی بدن در اثر تمرین تغییر معناداری نکرد. در حالیکه تمرین سبب کاهش معنادار میزان ناتوانی بیماران شد. در خصوص متغیر های بیوشیمیایی( TNF-α و TGF-β1 ) ، تمرین هیچ گونه تغییر معناداری در این شاخص ها ایجاد نکرد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد تمرین ترکیبی گزینه ای مناسب جهت بهبود درجه ناتوانی بیماران ام اس باشد، ولی برای اثرگذاری بیشتر بر شاخص های بیو شیمیایی مرتبط با این بیماری احتمالا باید بار تمرینات افزایش یابد.

تاثیر تمرینات هوازی بر فشارخون بیماران مبتلا به پرفشارخونی: مطالعه فراتحلیلی

هادی روحانی; کری٠آزالی علمداری

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 6-7
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15074.1817

زمینه و هدف: فراتحلیل‌های گذشته در مورد مقدار اثر دوز تمرین و ویژگی‌های آزمودنی‌ها (جنسیت، یائسگی، مصرف دارو و ...) بر تغییرات فشارخون بیماران پرفشارخونی پس از تمرین هوازی اطلاعات کافی حاصل نکرده‌اند و انجام فراتحلیل‌های آماری ویژه در این زمینه ضروری است. روش‌تحقیق: کارآزمایی‌های بالینی دارای تمرین هوازی بیش از چهارهفته بر روی بیماران پرفشارخونی منتشر‌شده تا آگوست 2018 فراتحلیل شدند. مدلهای اثرات تصادفی و ثابت جهت فراتحلیل‌ اندازه‌های اثر(تفاوت در میانگین) 20 و 21 پژوهش مربوط به فشارخون سیستولی و دیاستولی با I2 کمتر از %50 با استفاده از نرم افزار CMA2 استفاده شد. زیرگروه‌های طبقه‌ای شامل جنسیت، یائسگی، مصرف دارو، تعداد جلسات تمرین هفته، شدت و مدت هر جلسه، کل زمان تمرین در هفته و کل مدت اجرای تمرین با ANOVA مقایسه شدند و همبستگی بین سن و پاسخ فشارخون به تمرین هوازی با فرارگرسیون تصادفی ساده بررسی شد. یافته‌ها: اثر کلی تمرینات هوازی بر فشارخون سیستولی و دیاستولی به ترتیب برابر با 72/8-‌ و 88/3-‌ میلی‌متر‌جیوه کاهش به دست آمد(001/0=P). با اینکه اندازه اثر تمرین هوازی بر فشار سیستولی و دیاستولی در مورد تمام زیرگروههای طبقات (به جز در مورد فشار سیستولی تمرینات کم‌شدت و فشار دیاستولی زنان یائسه) معنی‌دار بود(05/0P)، ولی فقط در بین زیرگروههای طبقه کل مدت اجرای تمرین مقدار کاهش فشارخون سیستولی متفاوت بود(002/0=P). نتیجه‌گیری: تمرین‌هوازی بی‌اعتنا به تاثیر تعدیل‌کننده طبقه سنی، وضعیت یائسگی، ‌مصرف دارو و یا دوز تمرین، سبب کاهش خفیف فشارخون بیماران پرفشارخون می‌شود که تمرینات بین 8 تا 10 هفته، بیشتر فواید را گزارش کرده‌اند. ولی به دلیل محدودیتهای بسیار زیاد تحقیقات موجود، هنوز باید منتظر انجام کارآزمایی‌های بالینی بزرگتر و طولانی‌تری بود.

اثر تمرین هوازی تناوبی و مصرف عصاره کاسنی بر سطوح آنزیم های کبدی پسران چاق با بیماری کبد چرب غیرالکلی

علیرضا علمیه; بهمن رفیع زاده; هومن خان باباخانی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 6-7
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15128.1822

چکیده زمینه و هدف: فعالیت ورزشی و تغذیه قابلیت کنترل بیماری کبد چرب را در کودکان و نوجوانان چاق دارد. هدف پژوهش حاضرتاثیر هشت هفته تمرین هوازی تناوبی و مصرف عصاره کاسنی بر سطوح آنزیم‌های آلانین آمینو ترانسفراز و آسپارتات آمینو ترانسفراز پسران چاق مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی بود. مواد و روش ها: 36 نفر از دانش‌آموزان پسر 13 تا 15 سال به‌طور تصادفی به سه گروه 12 نفره تمرین + مکمل، تمرین + دارونما و مکمل تقسیم شدند. در هر سه گروه خون‌ گیری به‌عنوان پیش‌آزمون و پس‌آزمون به عمل آمد. گروه‌های تمرین به اجرای برنامه تمرین هوازی از نوع تناوبی تواتر 4 جلسه در هفته و به مدت 8 هفته پرداختند. آزمودنی‌ها در طی این دوره روزانه 200 میلی‌لیتر عصاره گیاه کاسنی یا دارونما دریافت کردند. یافته ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس یک طرفه تحقیق نشان داد سطوح سرمی ALT و AST در هر سه گروه کاهش معناداری یافت (0001/0≥P) و این کاهش در گروه تمرین+ مکمل در مقایسه با سایر گروه‌ها بیشتر بود (05/0P). نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان داد مصرف همزمان مکمل کاسنی به همراه تمرین هوازی می‌تواند باعث کاهش آنزیم‌های ALT و AST شود . بنابراین برای درمان بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکی نمرین هوازی به همراه مصرف عصاره کاسنی پیشنهاد می شود .

اثر هشت هفته تمرین استقامتی با شدت متوسط همراه با مصرف زعفران بر روند حافظه و یادگیری در موشهای آلزایمری مدل تریمتیلتین

فاطمه اکبری; مهرزاد مقدسی; سیروس فارسی; محمد امین عدالت منش

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 3-4
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15252.1831

هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین استقامتی همراه با زعفران بر ارزیابی حافظه کاری و حافظه احترازی غیرفعال در موش‌های صحرایی تیمار شده با نوروتوکسین به عنوان مدلی از بیماری آلزایمر بود. در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر بالغ از نژاد اسپراگ داولی با تجویز درون صفاقی 8 میلی گرم بر کیلوگرم تری‪متیل‪تین (TMT)، حیوان مبتلا به بیماری آلزایمر شده و در گروه‌های 8 سری (1) کنترل مبتلا به آلزایمر، (2) تمرین استقامتی (3) تمرین استقامتی و مصرف زعفران (4) مصرف زعفران، و (5) شم تقسیم شدند. بموش‌های صحرایی گروه‌های 2 و 3 به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته، هر جلسه 15 تا 30 دقیقه و با سرعت 15 تا 20 متر بر دقیقه روی نوارگردان دویدند و گروه های 3 و 4 به مدت هشت هفته روزانه 25 میلی گرم بر کیلوگرم از وزن بدن عصاره آبی زعفران را به صورت صفاقی دریافت کردند. آزمون حافظه کاری با استفاده از آزمون ماز Y و حافظه احترازی غیر‌فعال توسط شاتل باکس اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد تمرین استقامتی به تنهایی و مصرف عصاره آبی زعفران موجب بهبود معنی‌دار حافظه‌کاری و حافظه احترازی غیرفعال در موش‌های صحرایی مبتلا به بیماری آلزایمر می شود . همچنین تعامل تمرین استقامتی و مصرف عصاره آبی زعفران در کاهش مدت زمان سپری شده در خانه تاریک معنی‌دار بود. این در حالی بود که تعامل تمرین و عصاره آبی زعفران در افزایش مدت زمان ورود به خانه تاریک و افزایش درصد رفتار‌های تناوبی در موش‌های صحرایی مدل TMT بیماری آلزایمر معنی‌دار نبود. به نظر می‌رسد تمرین استقامتی و مصرف عصاره آبی زعفران به طور جداگانه و با مسیر‌های سیگنالی متفاوت موجب بهبود حافظه کاری و حافظه احترازی موش‌های صحرایی آلزایمری مدل TMT می‌گردند.

تأثیر تمرین مقاومتی دایره‌ای بر سطوح پلاسمایی اسیدهای آمینه‌ی شاخه‌دار و مقاومت به انسولین در پسران نوجوان چاق

علی رسولی; رزیتا فتحی; مری٠کوشکی جهرمی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 7-8
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15339.1834

سابقه و هدف: سطوح اسیدهای آمینه شاخه‌دار در افراد چاق افزایش می‌یابد و با مقاومت به انسولین و دیابت نوع 2 مرتبط است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین مقاومتی دایره‌ای بر سطوح پلاسمایی اسیدهای آمینه‌ی شاخه‌دار و مقاومت به انسولین در پسران نوجوان چاق بود. مواد و روش‌ها: 33 پسر نوجوان چاق (30≤BMI) با دامنه سنی 17-14 سال به‌صورت تصادفی به دو گروه تمرین مقاومتی دایره‌ای (16 نفر) و کنترل (17 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرین مقاومتی دایره‌ای به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته اجرا گردید. برنامه تمرینی شامل 11 ایستگاه بود. تمرین در 4 هفته اول طی 2 ست با 70%-75 یک تکرار بیشینه، 10-12 تکرار و در 4 هفته دوم طی 4 ست با %75-80 یک تکرار بیشینه، 6-8 تکرار اجرا شد. فاصله استراحتی بین ایستگاه‌ها و ست‌ها به ترتیب 30 و 180 ثانیه بود. برای اندازه‌گیری سطوح پلاسمایی اسیدهای آمینه شاخه‌دار از روش HPLC استفاده شد. یافته‌ها: در مقایسه با گروه کنترل، تمرین مقاومتی موجب کاهش وزن (001/0P)، BMI (001/0P)، گلوکز (035/0P=)، والین (007/0P=) و مجموع اسیدهای آمینه شاخه‌دار (007/0P=) گردید و کاهش شاخص مقاومت به انسولین به سطح معنادار نرسید (083/0P=). نتیجه‌گیری: تمرینات مقاومتی دایره‌ای در نوجوانان چاق منجر به بهبود سطوح اسیدهای آمینه شاخه‌دار پلاسما، گلوکز و مقاومت به انسولین می‌شود. با توجه به اینکه کودکان و نوجوانان چاق بیشتر در معرض ابتلا به بیماری‌های مختلف نظیر دیابت هستند، احتمالاً تمرین مقاومتی دایره‌ای بتواند از ابتلا به اختلالات متابولیک مرتبط با چاقی پیشگیری کند.

اثر هشت هفته تمرین ترکیبی (هوازی-مقاومتی) همراه با مصرف مکمل کوانزیم کیوتن برفعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدانی و شاخص پراکسیداسیون لیپیدی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس دارای چرخه جنسی منظÙ

صبا ابراهیمی; امیر حسین حقیقی; کری٠نیکخواه

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 8-9
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15573.1841

زمینه و هدف: بخوبی مشخص شده که استرس اکسیداتیو در مولتیپل اسکلروزیس(MS) سبب آسیب غشا لیپیدی و تخریب بافت عصبی می شود. هدف تحقیق حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین ترکیبی (هوازی- مقاومتی) همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10 بر عملکرد آنزیم های آنتی اکسیدانی و شاخص پراکسیداسیون لیپیدی در زنان مبتلا به MS بود. مواد و روش ها: 60 زن داوطلب مبتلا به MS انتخاب(میانگین سنی 9/15± 19/35 سال، وزن 6/13±2/59 کیلوگرم و مقیاس ناتوانی 6/0 ±5/3) و به طور تصادفی در 4 گروه مساوی دارونما، مکمل، تمرین-دارونما و مکمل-تمرین قرار گرفتند. گروه های تجربی کوآنزیمQ10 و گروه کنترل(دارونما)، دارونما را به مقدار 300 میلی گرم در روز مصرف کردند. برنامه تمرین ترکیبی (هوازی-مقاومتی) به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته انجام شد. قبل و بعد از دوره تمرینی، برای بررسی تغییرات آنزیم های سوپر اکساید دیسموتاز(SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX)، ظرفیت تام آنتی-اکسیدانی (TAC)و میزان مالون دی لدئید (MDA) از همه آزمودنی ها در حالت ناشتا خون گیری به عمل آمد. برای مقایسه متغییرها از آزمون آنالیز واریانس اندازه های تکراری استفاده شد. ( P نتایج: سطوح سرمی سوپر اکساید دیسموتاز و Q10 در هر سه گروه در مقایسه با گروه دارونما افزایش معنا داری داشت (P=0.001). اما دیگر شاخص-های تحقیق (GPX,TAC,MDA) بین چهار گروه تفاوت معنا داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: اگر چه انجام تمرینات ترکیبی با شدت متوسط همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10 می‌تواند باعث افزایش غلظت سرمیSOD وQ10 این بیماران شود. اما تحقیق حاضر نتوانست تاثیر معنی داری بر بهبود ظرفیت آنتی اکسیدانی و شاخص پراکسیداسیون لیپیدیMDA) ) در زنان مبتلا به MS نشان دهد. لذا پیشنهاد می‌شود با توجه به نقش مخرب احتمالی استفاده همزمان مکمل آنتی اکسیدانی و فعالیت ورزشی، برای حفظ اثرات مثبت سازگار کننده فعالیت بدنی با شدت متوسط در بیماران MS مصرف مکمل‌های آنتی اکسیدانی محدود شود.

تاثیر لیگاسیون عصب نخاعی (SNL) بر بیان ژن‌های Tweakو Fn14 عضله EDL موش‌های نر ویستار پس از یک دوره تمرین HIT

عبدالرضا کاظمی; الهه جهانشاهی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 10-11
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15644.1848

مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر لیگاسیون عصب نخاعی (SNL) بر بیان Tweakو Fn14 عضله EDL موش‌های نر ویستار پس از تمرین HIT بود. روش‌ها: بدین منظور، 24 موش نر ویستار در 2 گروه 12 تایی کنترل (C) و تمرین (HIT) قرار گرفتند. گروه‌تمرین بعد از یک هفته آشناسازی برنامه 4 هفته HIT را انجام دادند. سپس به طور تصادفی به دو گروه 6 تایی تمرین (HIT) و گروه لیگاسیون عصب نخاعی (HIT-SNL) قرار گرفتند. همزمان گروه کنترل نیز به دو گروه 6 تایی کنترل (C) و لیگاسیون عصب نخاعی (C-SNL) تقسیم شدند. 4 هفته پس از SNL موش‌ها قربانی و عضله نعلی استخراج و به‌وسیله روش کمی‌سازی داده‌ها Real-time Pcr بیان ژن‌ها اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد کاهش فعالیت به شکل SNL اثر معنی‌داری بر Tweakو Fn14 دارد (به ترتیب 000/0=P و 002/0=P). همچنین انجام تمرین HIT قبل از SNL به‌طور قابل ملاحظه‌ای بیان Tweakو Fn14 را کاهش می‌دهد (به ترتیب 0001/0=P و 001/0=P). علاوه بر این، یافته‌ها نشان می‌دهد SNL اثر معنی‌داری بر نسب وزن عضله نعلی به طول درشت‌نی دارد (01/0=P). از طرف دیگر انجام تمرینات HIT قبل از SNL سبب افزایش معنی‌دار آن شد (03/0=P). نتیجه‌گیری: بنابراین، کاهش فعالیت با افزایش بیان ژن‌های Tweak و Fn14 همراه بوده که احتمالاً می‌تواند در تغییر توده عضلانی درگیر باشند. با توجه به اینکه انجام تمرینات HIT بیان این ژن‌ها را کاهش می‌دهد، احتمالاً تمرینات HIT تارهای عضلانی نوع 2 را فراخوانی کرده و در نتیجه بیان ژن‌های آتروفیک در نتیجه این تمرینات سرکوب می‌شود.

بررسی اثر فعالیت ورزشی هوازی بر سیستم عصبی خودکار قلبی با استفاده از روش ژئومتریکی Poincare plot

لطفعلی بلبلی; عسگر ایران پور

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 9-10
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15941.1861

سابقه و هدف: روش‌ ژئومتریکی دینامیک غیرخطی بررسی تغییرپذیری ضربان قلب نسبت به روش‌های خطی از قبیل روش زمان محور و فرکانس محور تغییرپذیری ضربان قلب اطلاعات ارزشمندی از ساختار پاسخ‌پذیری سیستم اتونوم قلبی ارائه می‌نماید. هدف از این پژوهش، بررسی اثر یک دوره متوالی فعالیت ورزشی هوازی بر تغییرپذیری ضربان قلب با استفاده از روش غیرخطی احتمال تکرار توالی‌های هم شکل در مردان جوان دانشگاهی می‌باشد. مواد و روش‌ها: 28 مرد جوان دانشگاهی به طور تصادفی در گروه‌های پژوهش ( گروه کنترل؛ گروه تمرین هوازی) تقسیم‌بندی گردیدند. در دوره پیش آزمون و بعد از مداخله تمرینی، تمامی پارامترهای تغییرپذیری ضربان قلب با روش زمانی و توالی‌های ضربان قلب اندازه‌گیری گردید. سپس انحراف معیار توالی‌های ثبت شده با استفاده از روش Poincare plot تفسیر گردید. به منظور مقایسه تفاوت‌ها در مراحل پژوهش، از آزمون‌های تی مستقل و همبسته استفاده گردید. یافته‌ها: انحراف معیار آنی اینتروال ضربه به ضربه تغییرپذیری ضربان قلب(SD1) نسبت به گروه کنترل(01/0=p) و پیش آزمون(01/0=p) و انحراف معیار مداوم اینتروال ضربه به ضربه تغییرپذیری ضربان قلب(SD2) نسبت به گروه کنترل(01/0=p) و پیش آزمون(02/0=p) افزایش معنی‌داری داشت. بعد از تبدیل به حالت نرمال SD1n نسبت به گروه کنترل(02/0=p) افزایش معنی‌دار و نسبت به پیش آزمون(08/0=p) افزایش غیرمعنی‌داری داشت، SD2n نسبت به گروه کنترل(04/0=p) افزایش معنی‌دار و نسبت به پیش آزمون(02/0=p) افزایش غیرمعنی‌داری داشت. مقایسه نسبت انحراف معیار آنی به انحراف معیار مداوم(SD2/ SD1) نسبت به گروه کنترل و پیش آزمون تفاوت معنی‌داری را نشان نداد( 05/0≤p). نتیجه‌گیری: اجرای منظم و مداوم فعالیت ورزشی هوازی با شدت متوسط سبب بهبود پاسخ‌پذیری عصبی قلبی در مردان جوان دانشگاهی می‌گردد.

تحریک همزمان سیگنالهای مرتبط با ظرفیت هوازی عضله و سنتز پروتئین متعاقب فعالیت راه رفتن با محدودیت جریان خون در مردان سالم تمرین نکرده

امیر برجسته; بهمن میرزایی; فرهاد رحمانی نیا

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 16-17
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.15990.1865

سابقه و هدف: هدف این مطالعه بررسی تحریک همزمان سیگنالهای مرتبط با ظرفیت استقامتی عضله و سنتز پروتئین پس از فعالیت راه رفتن با محدودیت جریان خون (BFR) بود. مواد و روش ها: پنج مرد سالم تمرین نکرده (سن: 02/1±4/33 سال؛ توده بدن: 69/4±64/79 کیلوگرم؛ قد: 02/9±4/173 سانتی متر؛ چربی بدن: 22/2±97/18 درصد) در دو وهله جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند: (1) راه‌رفتن با BFR با شدت 40% از توان هوازی بیشینه و (2) فعالیت در شرایط کاملا مشابه بدون BFR. نمونه‌های بایوپسی (عضله پهن جانبی) قبل و 3 ساعت پس از فعالیت و نمونه‌های خونی نیز قبل، بلافاصله بعد و 2 ساعت بعد از فعالیت از سیاهرگ آنته کوبیتال گرفته شد. نتایج: محتوای پروتئین‌های (012/0 P=) PGC-1α و فسفوریلاسیون (017/0 P=) Akt سه ساعت پس از فعالیت با BFR به طور معنی‌داری از گروه فعالیت بدون BFR بالاتر بود. لاکتات خون و کورتیزول متعاقب فعالیت با و بدون BFR افزایش معنی‌دار نشان ندادند (05/0 ˃ P). IGF-1، بلافاصله بعد فعالیت با BFR در مقایسه با مقادیر اولیه افزایش معنادار داشت (001/0 P=). هورمون رشد نیز بلافاصله بعد از فعالیت با BFR در مقایسه با مقادیر قبل از فعالیت و در مقایسه با فعالیت بدون BFR افزایش معنادار نشان داد (046/0 P=). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سیگنالهای مرتبط با عملکرد هوازی و هایپرتروفی عضله به طور همزمان متعاقب راه رفتن با BFR فعال شده و احتمالا توجیهی برای بهبود عملکرد هوازی و هایپرتروفی مشاهده شده در چندین مطالعه تمرینی متعاقب تمرین هوازی با محدودیت جریان خون می باشند.

اثر یک دوره تمرین راه رفتن همراه با تحریک ریتمیک دیداری بر هم‌انقباضی عضلات منتخب در سالمندان

Ø­Ø¯ÛŒØ « حسینی; ضیاء فلاح محمدی; مژگان معمارمقدÙ; سید اسماعیل حسینی‌نژاد

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 18-19
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.16359.1879

سالمند اغلب از هم‌انقباضی عضلات اندام تحتانی برای جبران ضعف عضلات و مفاصل استفاده می‌کند که بر اجرای راه رفتن اثر منفی می‌گذارد، علاوه بر آن، تغییرات شناختی هم به عنوان یکی از عوامل مهم اثرگذار بر راه‌رفتن می‌باشد، که در سالمندی، از خودکاری حرکت به تمرکز و توجه به اندام‌ها تغییر می‌کند. روش‌ها: 30 مرد سالمند (60 تا 75 سال) بطور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند، و پس از همگن‌سازی، بطور تصادفی به 2 گروه کنترل (بدون تمرین، راه رفتن بدون تحریک) و 1 گروه تجربی (راه رفتن با تحریک موزون دیداری) تقسیم شدند. برای ارزیابی هم‌انقباضی، الگوی فعالیت عضلات: ساقی قدامی، نعلی، پهن داخلی، پهن خارجی و دوسررانی طی 90 ثانیه راه‌رفتن عادی در پیش و پس‌آزمون مورد بررسی قرار گرفت. تمرینات بمدت 6 هفته، 3 جلسه درهفته و هر جلسه 20 دقیقه انجام شد. تحلیل داده‌ها توسط مدل آنالیز کوواریانس پارامتریک و بوت‌استرپ ناپارامتریک در سطح معناداری 05/0 انجام شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که 6 هفته تمرین راه‌رفتن با مداخلات بینایی تا حدودی موجب بهبود هم‌انقباضی عضلات منتخب شده است اما این نتایج از نظر آماری معنا‌دار نبود ( 05/0P). نتیجه: این نتایج نشان می‌دهد مداخلات بیرونی دیداری در حین راه‌رفتن بر سالمندی اولیه تاثیر زیادی ندارد.

تغییرات آستانه بی هوازی در فازهای مختلف چرخه قاعدگی: تاثیر انتخاب سوبسترای مصرفی

روح ا نیکویی; فرنیا رضاییان عطار; داریوش مفلحی

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 17-18
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.16934.1898

سابقه و هدف: نوسانات هورمونی چرخه قاعدگی معمولا با تغییر در عملکرد ورزشی همراه است. هدف از تحقیق حاضر، مطالعه تأثیر مراحل مختلف چرخه قاعدگی بر عملکرد هوازی، انتخاب سوبسترای مصرفی و شاخصهای فیزیولوژیکی معادل با آستانه بی هوازی در زنان فعال شهر کرمان بود. مواد و روشها: دوازده زن فعال با چرخه قاعدگی منظم در تحقیق شرکت کردند. آزمودنی ها دو آزمون فزآینده استاندارد را در اواسط مرحله لوتئال و فولیکولار خود تا سرحد واماندگی انجام دادند. درخلال آزمون گازهای تنفسی بطور نفس به نفس جمع آوری شد. آستانه بی هوازی ( افزایش ناگهانی در معادله تهویه ای اکسیژن(VE/VO2))، نقاط Fatmax و cross over (با استفاده از مقادیر RER) تعیین و ضربان قلب و اکسیژن مصرفی معادل با آنها استخراج و این متغیر ها بین مراحل مختلف قاعدگی بوسیله آزمون t زوجی باهم مقایسه شدند. یافته ها: سطوح استرادیول و پروژسترون در مرحله لوتئال بطور معنی دار از مرحله فولیکولار بالاتر بود (05/0P). اکسیژن مصرفی (میلی لیتر در کیلو گرم وزن بدن در دقیقه) معادل با آستانه بی هوازی (فولیکولار 3/3±8/30 ، لوتئال 1/2±6/34)، نقطه Fatmax (فولیکولار 6/1±2/16 لوتئال 7/1±1/19) و نقطه ) Cross overفولیکولار 3/3±18و لوتئال5/4±8/21) بود و بین دو مرحله تفاوت معنادار داشت (همه (05/0P)). وقوع زمانی Cross over در مرحله فولیکولار و لوتئال به ترتیب در ثانیه 72±200 و 67±230 بود و تفاوت بین دو مرحله معنی دار بود (05/0P). نتیجه گیری: بطور کلی، تحقیق حاضر نشان داد که مقادیر متفاوت هورمون های جنسی ممکن است سبب بهبود آستانه بی هوازی گردیده که به نظر می رسد این کار را از طریق تغییر سوبسترای مصرفی به سمت چربی در شدت های زیر آستانه بی هوازی انجام می دهد.

اثر شش هفته تمرین عملکردی همراه با محدودیت جریان خون بر نسبت مایواستاتین به فولیستاتین و آمادگی بدنی مردان سالمند

صادق امانی شلمزاری; زهرا شیخی پیرکوهی; پریسا ذاکری; محمد رضا دهخدا; زهرا میراخوری

پژوهشنامه فیزیولوژی ورزشی کاربردی (پژوهشنامه علوم ورزشی), دوره 15, شماره 30, صفحه 25-30
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22080/jaep.2019.17016.1901

سابقه و هدف: بررسی تاثیرات تمرینات عملکردی با و بدون محدودیت جریان خون (BFR) بر نسبت مایواستاتین به فولیستاتین و شاخص‌های آمادگی بدنی مردان سالمند هدف پژوهش حاضر بود. مواد و روش‌ها: 30 مرد سالمند سالم(8/3±7/68 سال، شاخص توده‌ی بدنی 1/2±6/25) به‌ صورت تصادفی در دو گروه تجربی تمرین عملکردی(FT) و تمرین عملکردی با محدودیت جریان خون(FBFR) و یک گروه کنترل(C) قرار گرفتند. یازده تمرین عملکردی با تاکید بر قابلیت‌های حرکتی، 3 روز درهفته، به مدت 6 هفته، با 30 الی 40 درصد یک تکرار بیشینه انجام شد. کاف بادی با فشار 110 و 70 درصد فشار انسداد شریانی برای پایین‌تنه و بالاتنه به‌ترتیب استفاده شد و هر دو هفته، فشار آن 10 درصد افزایش یافت. قبل و پس از اتمام پروتکل، علاوه بر خون‌گیری، یک مجموعه آزمون برای تعیین سطح آمادگی از آزمودنی‌ها بعمل آمد. برای بررسی متغیرها از آزمون تحلیل کوواریانس و تی زوجی استفاده شد. یافته‌ها: در مقایسه با گروه کنترل، بهبود معنی‌دار در قدرت، تعادل ایستا و پویا پس از شش هفته تمرین در دو گروه تجربی مشاهده شد(001/0p=). اختلاف معناداری بین دو گروه تجربی در این شاخص‌ها مشاهده نشد. بدنبال انجام پروتکل تحقیق، غلظت مایواستاتین و فولیستاتین در دوگروه تجربی به ترتیب کاهش و افزایش یافت. نسبت فولیستاتین به مایواستاتین تنها در گروه FBFR اختلاف معنی‌دار با گروه کنترل داشت(05/0p). نتیجه گیری: سازگاری‌های عصبی تمرینات عملکردی موجب بهبود معنی‌داری شاخص‌های امادگی بدنی شده است و اضافه نمودن BFR به این تمرینات در کوتاه مدت، تنها تاثیرات اندکی در متغیرهای بیوشیمایی ایجاد می‌کند.

ابر کلیدواژگان