پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

تأثیر برنامه‌ی آموزشی فلسفه برای کودکان بر میزان مهارت استدلال دانش‌آموزان پسر پنجم دوره ابتدایی

کاوه رستمی; ایزاندخت فیاض; سعید بهشتی; حسن ملکی; فرخنده مفیدی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 1-1
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.95744

هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر برنامه فلسفه برای کودکان بر میزان مهارت استدلال دانش‌آموزان پسر پایه‌ی پنجم ابتدایی بود. روش پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی آماری، کلیه‌ی دانش‌آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی در شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بودند. به روش نمونه‌گیری در دسترس، چهار مدرسه‌ در منطقه‌ی 5 تهران برای انجام پژوهش انتخاب شد. مدرسه دارای‌ چهار کلاس در پایه‌ی پنجم ابتدایی بود که به طور تصادفی دو کلاس انتخاب و از بین این دو کلاس، به طور تصادفی، یک کلاس به عنوان گروه آزمایش و یک کلاس به عنوان گروه کنترل انتخاب گردید. پیش‌آزمون استدلال نیوجرسی (2000) در هر دو گروه آزمایش و کنترل توسط پژوهشگر اجرا شد. کار اصلی تدریس در گروه کنترل، به عهده‌ی معلم کلاس بود. اما برای تدریس در گروه آزمایش، از برنامه‌ی فلسفه برای کودکان توسط پژوهشگر استفاده شد. در گروه آزمایش بر اساس برنامه هفتگی که در مدارس ابتدایی 24 ساعت می باشد میزان 4 ساعت آموزشی از برنامه هر هفته (به مدت 45 دقیقه) به آموزش فلسفه به کودکان اختصاص داده شد. کار اصلی تدریس در گروه کنترل، به عهده‌ی معلم کلاس بود. اما برای تدریس در گروه آزمایش، از برنامه‌ی فلسفه برای کودکان توسط پژوهشگر استفاده شد. ابزار برای گردآوری داده‌ها، آزمون‌ مهارت‌های استدلال نیوجرسی (2000) بود. نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که گروه آزمایش در مقیاس های آزمون نیوجرسی (2000) نمره بالاتری را کسب کردند

مقایسه درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و اهداف پیشرفت در دانش آموزان تیزهوش دختر و پسر

محمد رضا عسکری; بهنام مکوندی; عبدالکاظم نیسی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 2-2
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.95745

هدف پژوهش حاضر، مقایسه درگیری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و اهداف پیشرفت در دانش آموزان تیزهوش دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر اهواز بود. این پژوهش از نوع کمی مقایسه ای می باشد. نمونه آماری شامل 300 نفر (140 پسر و 160 دختر) که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها ازسه پرسشنامه درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی موریس (2001) و پرسشنامه اهداف پیشرفت میدگلی وهمکاران (1998) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری از جمله تحلیل واریانس چند متغیری و تک متغیری استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد دانش آموزان تیزهوش پسر در سه مولفه درگیری شناختی، رفتاری و انگیزشی میانگین پایین تری از دختران تیزهوش داشتند، همچنین خودکارآمدی تحصیلی پسران تیزهوش نسبت به دختران تیزهوش میانگین پایین تری را نشان داد. اهداف پیشرفت نیز درمولفه های اهداف تبحری ورویکردی دانش آموزان تیزهوش پسر از دانش آموزان تیزهوش دختر میانگین پایینی دارند و در اهداف اجتنا بی پسران تیزهوش میانگین بالایی نسبت به دختران تیزهوش را نشان دادند. در تمام متغیر های پژوهش تفاوت معنی داری بین دانش آموزان تیزهوش دختر نسبت به پسران تیزهوش یافته شد. این تفاوت در سطح 001/0معنی داربود. در نتیجه دانش آموزان پسر تیزهوش نیازمندتوجه آموزشی و تلاش فردی بیشتری می باشند.

نقش واسطه‌ای انگیزش تحصیلی در رابطه بین سرمایه‌های روان‌شناختی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان

نوریه یوسفی; حسن پاشا شریفی; نسترن شریفی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 3-3
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.95746

هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی‌گری ابعاد انگیزش تحصیلی در رابطه بین سرمایه روان‌شناختی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای تهران مرکز، تهران شرق و دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی واحد تهران در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ بود که از میان آن‌ها به روش نمونه‌برداری تصادفی چندمرحله‌ای ۴۱۰ نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (برسو، ۱۹۹۷)، مقیاس انگیزش تحصیلی (والرند و همکاران، ۱۹۹۲)، پرسشنامه خوش‌بینی (شیر و کارور، 1985)، مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) و مقیاس امید بزرگسالان (اِسنایدر و همکاران، 1991) بود. داده‌ها با استفاده از روش الگویابی معادله‌های ساختاری تحلیل شدند. انگیزه تحصیلی درونی و بی‌انگیزگی تحصیلی به‌صورت منفی و معنادار اثر سرمایه روان‌شناختی بر فرسودگی تحصیلی را میانجی‌گری می‌کنند. پیشنهاد می‌شود برای همه دانشجویان سرمایه‌های روان-شناختی و زمینه برای رشد و شکوفایی استعدادها فراهم شود تا افراد انگیزه کافی برای تلاش و تکاپو در راستای رسیدن به هدف داشته باشند.

طراحی نظام آموزشی سطوح مدیریتی شعب بانک پارسیان (روسا، معاونین و کاربران ارشد) مبتنی بر شایستگی (CBT)

مهرناز افشار; اصغر شریفی; مالک میرهاشمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 5-5
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.166566.1775

هدف این پژوهش طراحی نظام آموزشی سطوح مدیریتی شعب بانک پارسیان مبتنی بر شایستگی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع کاربردی بود و در آن از رهیافت ترکیبی ( کمی – کیفی) استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در مرحله کیفی شامل کلیه مطلعین کلیدی و خبرگان حوزه آموزشی بانک و دانشگاه و در بخش کمی تمامی رؤسا، معاونین و کاربران ارشد شعب بانک پارسیان سراسر کشور در سال 1397 بود. برای نمونه در بخش کیفی 8 نفر مدرس 8 نفر خبره در زمینه طراحی نظام آموزشی و 4 نفر از مدیران و رؤسای بانک پارسیان با روش نمونه‌گیری هدفمند تا مرحله اشباع نظری انتخاب شدند. برای محاسبه حجم نمونه در بخش کمی طبق جدول مورگان 294 نفر بدست آمد. در گردآوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختمند استفاده شد و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته برای اندازه‌گیری سطوح شایستگی مدیران استفاده شد. برای تحلیل داده‌ها در بخش کمی از روش آماری تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. جهت ارائه مدل نهایی تحقیق از روش حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار اسمارت پی ال اس نسخه 3 استفاده شد. نتایج نشان داد مولفه‌های فردی، بین فردی، سازمانی و محیطی در سطح اطمینان 99 درصد به عنوان مولفه‌های نظام آموزشی سطوح مدیریتی شعب بانک پارسیان مبتنی بر شایستگی هستند.

بررسی عوامل انگیزشی و بازدارنده مؤثر بر آموزش تربیت‌بدنی در مدارس

جلیل مرادی; ژیلا آذرکردار

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 6-6
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.143488.1571

هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل انگیزشی و بازدارندة مؤثر بر آموزش تربیت‌بدنی در مدارس از دیدگاه معلمان بود. 153 نفر از معلمان ورزش شهرستان سنندج به صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه محقق ساخته ای استفاده شد که عوامل انگیزشی را در دو بعد انگیزش درونی و بیرونی و عوامل بیرونی را در سه بعد دانش آموز محور، معلم محور و سازمانی بررسی کرد. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه توسط اساتید مجرب روان شناسی و تربیت بدنی و روایی سازة آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی (001/0=P، 437= df، 92/0=AGFI) به دست آمد و ضریب پایایی آن در یک مطالعة مقدماتی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (93/0α= ) به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون‌های تی تک نمونه‌ای، تی برای گروه‌های مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی استفاده شد. نتایج نشان داد بین عوامل انگیزشی (درونی و بیرونی) و هم‌چنین بین عوامل بازدارنده (دانش آموز محور، معلم محور و سازمانی) در آموزش تربیت‌بدنی از دیدگاه معلمان تفاوت وجود دارد. هم‌چنین عامل انگیزش درونی و عامل بازدارنده سازمانی بیشترین تأثیر را بر آموزش تربیت بدنی دارد. بنابراین توجه به مؤلفه‌های انگیزشی بر اساس نظریه خودمختاری مانند ایجاد حس شایستگی، استقلال و ارتباط در کلاس‌های تربیت بدنی، تشویق والدین به درس تربیت‌بدنی و وجود فضای ورزشی مناسب در مدرسه و مؤلفه‌های بازدارنده از جمله کاهش تعداد دانش‌آموزان و افزایش اعتبارات و بودجه دارای اهمیت است.

تأثیر مربیگری شناختی رفتاری بر کمال‌گرایی منفی و خودناتوان‌سازی تحصیلی دانش‌آموزان

علی تقوائی نیا; اسحق رحیمیان بوگر; مهدی کرانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 7-7
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.95749

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مربیگری شناختی رفتاری بر کمال گرایی منفی و خودناتوان سازی تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی انجام شد. طرح پژوهش، نیمه تجربی و از نوع پیش‌آزمون- پس-آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه شهرسمنان تشکیل می دادند که از میان آنها تعداد 56 نفراز این جامعه با روش نمونه گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه آموزش روانی با برنامه مربیگری شناختی رفتاری قرار گرفت. فرایند جمع آوری داده‌ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون با خرده‌مقیاس گمال گرایی منفی تری شورت و همکاران (1995) و مقیاس خودناتوان سازی جونز و رودوالت (1982) برای همه شرکت کنندگان در دو گروه انجام گرفت. داده های جمع آوری شده از طریق تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که بین کمال‌گرایی منفی و خودناتوان‌سازی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P) و مربیگری شناختی-رفتاری به طور قابل توجهی، کمال گرایی منفی و خودناتوان‌سازی دانش آموزان را کاهش می‌دهد.

پیش بینی اضطراب امتحان بر اساس ابعاد دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر تهران

امین رفیعی پور; سعید شفقتی; علی عابدینی; طیبه جعفری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 8-8
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.152170.1670

اضطراب امتحان اختلالی است که عملکرد دانش آموزان را کاهش می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی اضطراب امتحان بر اساس ابعاد دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر تهران انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر تهران در سال 1397 بود که تعداد 226 از آنها (132 دختر و 94 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله انتخاب شدند و در این پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل مقیاس اضطراب امتحان اسپیلبرگر (1980) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (2004) بود. از تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که ابعاد دشواری در تنظیم هیجان با اضطراب امتحان همبستگی مثبت دارند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز حاکی از این بود که ابعاد دشواری تنظیم هیجان نقش معناداری در تبیین واریانس اضطراب امتحان دانش آموزان دارد. از این رو لازم است در رابطه با کاهش اضطراب امتحان در دانش آموزان، مداخلات روانشناختی را به سمت بهبود تنظیم هیجانی سوق دهیم.

رابطه برداشت‌ها از یادگیری و رویکردهای مطالعه و یادگیری در دانشجویان: یک تحلیل مدل‌سازی معادله ساختاری

مهلا شیخ شعاعی; اصغر سلطانی; حسین مطهری نژاد

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 9-9
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.156590.1706

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان مولفه‌های تشکیل دهندة برداشت‏ها از یادگیری و رویکردهای مطالعه و یادگیری دانشجویان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل همه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی‌ارشد مشغول به تحصیل در دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 96-95 بودند که از این میان 352 نفر به عنوان نمونه پژوهش با روش تصادفی طبقه‌ای نسبتی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه برداشت‏های یادگیری (اقتباس از پوردی و هاتی، 2002) و پرسشنامه رویکردهای یادگیری و مهارت‏های مطالعه دانشجویان (اقتباس از تیت و همکاران، 1998) بود. به‌منظور تحلیل داده‌ها، از مدل‌سازی معادله ساختاری در نرم افزار Lisrel v8.8 استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل مفروض پژوهش به خوبی با داده‌ها تطبیق دارد. بر اساس نتایج حاصل، اثر مستقیم متغیر درک و فهم و استفاده از اطلاعات بر دو متغیر رویکرد سطحی و رویکرد عمیق در یادگیری، و همچنین اثر مستقیم یادگیری به‌عنوان شایستگی اجتماعی بر اتخاذ رویکرد عمیق در یادگیری، مثبت و معنادار است. همچنین، اثر غیرمستقیم درک، فهم و استفاده از اطلاعات بر رویکرد راهبردی با میانجی‏ رویکرد عمیق، مثبت و معنادار است. علاوه بر این، رویکرد عمیق نقش واسطه‏ای معناداری در رابطه بین یادگیری به‌عنوان تغییر شخصی و رویکرد راهبردی و بین یادگیری به‌عنوان توسعه شایستگی اجتماعی و رویکرد راهبردی دارد.

طراحی الگوی اجرای برنامه درسی تربیت معلم مبتنی بر اسناد تحولی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران

نگار الهامیان; غلامرضا حاجی حسین نژاد; نعمت الله موسی پور; مرجان کیان

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 10-10
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.95885

پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی اجرای برنامه درسی تربیت معلم مبتنی بر اسناد تحولی آموزش و پرورش نظام جمهوری اسلامی ایران انجام یافته است. پژوهش از حیث هدف در گروه پژوهشهای کاربردی از نوع کیفی بود. شیوه این پژوهش اسنادی- تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی بوده است. جامعه مورد نظر کلیه اسناد بالادستی در نظام جمهوری اسلامی ایران بود. برای این منظور، تحلیل محتوای اسناد و متون جامع و تخصصی، مبانی نظری سند تحول بنیادین، برنامه درسی ملی و نقشه جامع علمی کشور در افق 1404 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی یافته‌ها برای ویژگیهای مجری و مخاطب، سه ویژگی، فردی(فطری)، اخلاقی،حرفه ای بدست آمد. برای برنامه درسی دو ویژگی هویتی و حرفه‌ای،عامل زمینه دو ویژگی ذهنی(فضای زمینه) و عینی(واقعیت زمینه) و در نهایت تعامل عناصر اجرا دو ویژگی ذهنی(پنهان) و عینی(آشکار) شناسایی شد. در این الگو تاکید بر ویژگیهای حرفه‌ای است که در هر سه عامل مجری، مخاطب و برنامه درسی شناسایی شد. به عبارت دیگر الگوی طراحی اجرای برنامه درسی تربیت معلم بر اساس اسناد بالادستی بر ویژگیهای حرفه ای و هویتی تاکید دارند و چنین پیش بینی شده است که فرد مورد تعلیم بر اساس این اسناد فردی حائز صلاحیتهای حرفه‌ای و متخصص در موقعیت تربیتی است که مجموعه‌ای از ویژگیهای مطلوب انسانی را دارا خواهد بود.

«رویکردهای ارزشیابی برنامه های آموزش های ضمن خدمت نیروهای انسانی در سازمان های مدرن»

فروغ پیمان فرد; علیرضا عصاره; غلامحسین برکت; محمد حسین پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 177-193
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.195884.1976

هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین رویکردهای ارزشیابی برنامه های آموزش های ضمن خدمت نیروهای انسانی در سازمان های مدرن می باشد. روش کار در این پژوهش استفاده از داده های ثانوی موجود در رسالات، کتب، گزارشات کارشناسی مشاوران، سخنرانی ها و مجموعه مقالات مستند واصل گردید. نتایج حاصله نشان داد که بهبود رضایت شغلی و ارتقای کیفیت زندگی کاری نیروهای شاغل در سازمان ریشه در عواملی چون شکوفایی استعدادهای بالقوه و فرصت سازی برای خلاقیت و نوآوری بوده که ساز و کارهای آموزشی حین خدمت آنها را امکان پذیر نموده است. همچنین نتایج نشان داد که ارزشیابی عملکرد آموزش می تواند به عنوان یک آیینه شفافی در تنویر مدیران به درک واقعی ضعف ها، نارسایی ها و استعدادهای بالقوه در برنامه های آموزشی کارکنان باشد. بازخوردهای دریافتی از ارزشیابی، چگونگی برنامه های مهارت سازی، نخبه سازی، بهسازی و کادرسازی های توسعه گرای، از نوع دانش بنیان، علم-محور، قاعده مند و خرد-گراشالوده جهت دهنده راهبردی تشکیلات و مؤسساتی خواهد بود که می توان آن را به مثابه یک سیستم رادار تشخیص پدیده های تهدید کننده و ارایه اطلاعات روشنگرانه ای برای مدیران سازمان باشد تا بر اساس آنها بتوانند فرصت سازی، بالندگی، سازندگی، و پایداری خود را در عرصه های پیچیده رقابتی مدرن به ارمغان بیاورند. نمونه های نام آشنای ملی و بین المللی شرکت های صنعتی و خدماتی هواپیمایی ملی ایران، شرکت مهندسین مشاور یکم، بویینگ، ایرباس، بیمه لویدزلندن، توشیبا، تویوتا، مرسدس بنز، رولز رویس و زیمنس می باشند.

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر برتوانمندسازی مدیران هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای استان کرمان

اکرم درتاج; عباس عباس پور; علی دلاور; حسین عبدالهی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 7-22
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.196609.1990

هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر توانمندسازی مدیران هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای استان کرمان در سال 96-1395 می‌باشد. این پژوهش به روش آمیخته (اکتشافی) انجام شد. جامعة آماری در بخش کیفی افراد مطلع در حوزة توانمندسازی مدیران هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و به صورتِ زنجیره‌ای تعداد 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعة آماری شامل کلیة مدیران هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای استان کرمان بودند، که با استفاده فرمول تعیین حجم نمونة (سرایی، 1393)، تعداد 175 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در قسمت کیفی، مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و بحث گروه کانونی و در بخش کمی، پرسشنامة محقق‌ساخته بود، که روایی این پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان مورد تأیید و پایایی آن نیز با استفاده از محاسبة ضریب آلفای کرونباخ برای 5 مؤلفه 83/0 تا 91/0 به دست آمد. در قسمت کیفی، با استفاده از کدگذاری باز و محوری، 5 مؤلفة اصلی و 17 مؤلفة فرعی در توانمندسازیِ مدیران شناسایی شد و در بخش کمی پژوهش، آزمون رتبه‌ای فریدمن به منظور اولویت‌بندی مؤلفه‌های توانمندسازی مدیران انجام شد و به ترتیب مهارت‌هایِ اجرایی، سازمانی، تخصصی، ارتباطی و فردی در رتبه‌های اول تا پنجم قرار گرفتند. با توجه به مهارت‌هایِ شناسایی شده و ترتیب اهمیت آنها، پیشنهاد می‌شود این مهارت‌ها یه ترتیب اولویت و اهمیت در طرح‌های اجرایی و آموزشی جهت توانمندسازی مدیران در سطوح مختلف مورد توجه قرار گیرد.

چالش ها و نارسایی های پذیرش و کاربست فناوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن.

کورش پارسا معین

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 46, صفحه 5-5
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2020.164539.1757

هدف از انجام این پژوهش بررسی چالش ها و نارسایی های پذیرش فناوری اطلاعات درتمامی ابعاد آموزشی، دانشجویی ومالی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن می باشد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، واز نظراجرا توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری کلیه روسا، معاونین واعضای هیات علمی دانشگاه آزاد واحد رودهن که تعداد کل آنها 420 نفر گزارش شده بود؛ شیوه نمونه گیری و تعدادنمونه ها از طریق تصادفی چند مرحله ای به تعداد 201 نفر انتخاب شدند.برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین مؤلفه های نگرش نسبت به کار، انگیزش درونی و سهولت درک شده به صورت معنادار اثر سود مندی درک شده بر تمایل به استفاده را میانجی گری می کند. در نهایت از بین مؤلفه های نگرش نسبت به کار، سهولت درک شده به صورت معنادار اثر کسب مهارت بر تمایل به استفاده از فناوری را میانجی گری می کند.