پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

عوامل و پیامدهای جامعه شناختی تقاضای اجتماعی برای تحصیل در دوره دکتری در دهه اخیر در ایران

منصوره مهدی زاده; محمد توکل

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 1-1
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.154490.1693

چکیده مقاله حاضر به دنبال بررسی عوامل و پیامدهای جامعه شناختی تقاضای اجتماعی برای ادامه تحصیل در دوره دکتری در دهه اخیر در ایران بود. روش به‌کار‌گرفته شده کیفی و در چارچوب پدیدارشناسی می‌باشد. ابتدا با روش اسنادی، پیشینه تجربی و نظری تحقیق بررسی و عوامل و پیامدهای جامعه‌شناختی تقاضای اجتماعی برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی مرور شد، سپس این عوامل و پیامدها در مصاحبه‌ای به روش گروه متمرکز با 10 تن از صاحب‌نظران و مسئولین آموزش عالی، مورد پرسش قرار گرفت. در نهایت یافته‌های تحقیق در دو بخش عوامل و پیامدهای جامعه‌شناختی تقاضای اجتماعی برای ادامه تحصیل در دوره دکتری استخراج گردید. عوامل تقاضای اجتماعی به طور کلی عبارت شدند از: «عوامل فردی- خانوادگی» و «عوامل محیطی». عوامل خانوادگی شامل آداب و رسوم و خلقیات است و عوامل فردی عبارتند از ارزشِ تعلق، ارزشِ ذاتی، ارزشِ کارکردی و ارزشِ مبادله‌ای قائل شدن برای تحصیل در دوره دکتری. عوامل محیطی نیز شامل عوامل تاریخی، عوامل نهادی، عوامل اقتصادی و عوامل اجتماعی- فرهنگی است. پیامدهایِ این پدیده که در دو دسته مثبت و منفی قرار داده شد نیز شامل پیامدهای علمی- آموزشی، پیامدهای اجتماعی- فرهنگی و پیامدهای اقتصادی می‌باشند. در پایان نیز با توجه به عوامل استخراج شده پیشنهادهایی جهت حل مساله افزایش تقاضای اجتماعی آموزش‌عالی در دوره تحصیلات تکمیلی ارایه گردید. واژه های کلیدی ادامه تحصیل، پیامدهای جامعه‌شناختی، تقاضای اجتماعی، دوره‌ی دکتری، عوامل جامعه‌شناختی.

تأثیر محیط یادگیری مشارکتی آنلاین مبتنی بر بازخورد همتا و آموزش استدلال ورزی بر کیفیت نگارش و بازخورد استدلالی

سعید لطیفی; امید نوروزی; جواد حاتمی; هاشم فردانش

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 2-2
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.171849.1808

هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر محیط یادگیری مشارکتی آنلاین مبتنی بر بازخورد همتا و آموزش استدلال‌ورزی بر روی کیفیت نگارش مقاله‌های کوتاه استدلالی، کیفیت بازخورد همتا و یادگیری تخصصی دانشجویان رشته علوم‌تربیتی بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی رشته علوم-تربیتی دانشگاه خوارزمی-واحد کرج-در سال تحصیلی 96-97 بود. از بین جامعه پژوهش 36 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. به منظور اجرای پژوهش، یک محیط یادگیری مشارکتی آنلاین طراحی و تولید گردید. در این محیط آنلاین دانشجویان دو گروه ابتدا در رابطه با یک موضوع بحث-انگیز در رشته علوم‌تربیتی یک مقاله کوتاه استدلالی ‌نوشتند، و سپس در رابطه با جنبه‌های مختلف این مقاله کوتاه به هم‌دیگر بازخورد ارائه ‌دادند. برخلاف دانشجویان گروه کنترل، دانشجویان گروه آزمایش قبل از نگارش و ارائه بازخورد همتا در رابطه با نگارش استدلالی آموزش دریافت ‌کردند. داده‌های حاصل از نگارش استدلالی و بازخورد همتای استدلالی دانشجویان با استفاده از یک طرح کدگذاری که براساس پیشینه پژوهشی مربوط به نگارش استدلالی طراحی شده بود، مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده‌های گرداوری شده از آزمون آماری تحلیل واریانس برای اندازه‌گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که ترکیبی از آموزش نگارش استدلالی و بازخورد همتا کیفیت مقاله‌های کوتاه استدلالی و کیفیت بازخورد همتای دانشجویان را افزایش می‌دهد. همچنین این محیط یادگیری مشارکتی آنلاین منجر به عملکرد بهتر دانشجویان در یادگیری تخصصی شد.

کلاس معکوس: کارایی آموزشی و تأثیر آن بر عملکرد درسی و بار شناختی ادراک شده دانشجویان(مورد مطالعه: درس فناوری اطلاعات در روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور)

علی عبدی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 3-3
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.144872.1593

این پژوهش با هدف مقایسه کارایی آموزش به روش معکوس و روش معمول بر عملکرد درسی و میزان بارشناختی ادراک شده دانشجویان رشته روانشناسی در درس فناوری اطلاعات در روانشناسی انجام شد. در این بررسی از روش پژوهش شبه آزمایشی، طرح دو گروهی با پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور مرکز کرمانشاه در نیم سال اول تحصیلی(1397-1396) بود. برای انتخاب نمونه ابتدا بر اساس ملاک‌های ورود افراد انتخاب شدند و سپس به تصادف در گروه‌های کنترل و آزمایش جایگزین شدند. این مطالعه در نیم سال اول تحصیلی 1396/1397 در هشت جلسه اجرا شد. قبل بعد اجرا، از آزمون محقق ساخته عملکرد درسی در درس فناوری اطلاعات در روانشناسی در دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. همچنین در پایان هر جلسه تدریس در دو گروه پرسشنامه خودگزارش دهی بارشناختی پاس و ون-مرینبوئر (1993) اجرا گردید. جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کوواریانس یک راهه (ANCOVA)، سنجش تکرار، نمره z و آزمون t مستقل به کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که گروه آزمایشی، عملکرد درسی بالاتر و بار شناختی پایین تر از گروه کنترل داشتند. همچنین یافته ها نشان داد که کارایی آموزشی در گروه آزمایشی بالاتر از گروه کنترل می باشد. بنابراین آموزش به روش کلاس معکوس، رویکردی مفید در آموزش عالی محسوب می شود.

نقش نگرش مذهبی و سبک زندگی اسلامی در پیش بینی میزان پایبندی به ارزش های انقلاب اسلامی ایران در دانش آموزان

سجاد ابراهیمی; اصغر پرتوی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 4-4
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.95102.1016

هدف این پژوهش، بررسی نقش نگرش مذهبی و سبک زندگی اسلامی در پیش بینی میزان پایبندی دانش آموزان دوره دوم متوسطه به ارزش های انقلاب اسلامی ایران بود. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان شاغل به تحصیل شهر اردبیل در مقطع دوره دوم نیمسال اول سالتحصیلی 96-95 تشکیل می دادند. از بین این دانش آموزان 240 دختر و پسر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و با استفاده از پرسشنامه سنجش نگرش مذهبی سراج زاده، فرم کوتاه پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی و پرسشنامه محقق ساخته پایبندی به ارزش های انقلاب اسلامی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که بین نگرش مذهبی و سبک زندگی اسلامی با میزان پایبندی به ارزشهای انقلاب رابطۀ مثبت معنی دار وجود دارد (001/0P). به طوریکه دانش آموزانی که نگرش مذهبی آنها بالاتر و التزام عملی آنها به سبک زندگی اسلامی قوی تر است، نسبت به ارزشهای انقلاب علاقه مندتر بوده و پایبندی بیشتری به این ارزشها دارند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون همزمان نشان ‬داد که 7/50 درصد از واریانس پایبندی به ارزش های انقلاب دانش آموزان به وسیله نگرش مذهبی و سبک زندگی اسلامی قابل تبیین است. بر اساس این مطالعه می توان گفت که نگرش مذهبی بالاتر و التزام به سبک زندگی اسلامی یکی از عوامل موثر در پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی می باشد.

موفقیت یا عدم موفقیت تحصیلی: یک مطالعه کیفی

مهتاب چنگایی; حسین سلیمی; کیومرث فرحبخش; آسیه شریعتمدار

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 5-5
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.121575.1372

این ﭘـﮋوﻫﺶ با هدف شناسایی پیشایندهای موّفقیّت و عدم موّفقیّت تحصیلی بر اساس تجارب زیسته دانشجویان موفق و مشروط با روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت‌کنندگان در پژوهش شامل ۱۰ دانشجوی زن و۲ دانشجوی مرد با وضعیت تحصیلی مشروط و 6 دانشجوی زن و2 دانشجوی مرد با معدل تحصیلی بالای 17بود که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند و اطلاعات آنان از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. مصاحبه‌های ضبط شده به صورت مکتوب درآمده و با روش کلایزی تجزیه و تحلیل گردید. از مصاحبه‌های دانشجویان موفق 2 مضمون عوامل فردی و عوامل اجتماعی و از مصاحبه‌های دانشجویان مشروط مضامین عوامل فردی، مشکلات آموزش، تأثیر انگیزشی منفی همسالان و مشکلات خانواده به‌دست آمد. هم‌چنین در مقایسه گروه ها، ۱۰ زیر مضمون مشترک، ولی با جهت گیری متفاوت شامل عملکرد تحصیلی قبلی، هدفمندی، علاقه به رشته تحصیلی، مهارت‌های مطالعه، تلاش، امیدواری، مکان کنترل، سازگاری با شرایط، تأثیر انگیزشی دوستان و شرایط خانواده از تحلیل‌ها انتزاع شد که می‌تواند در برنامه‌های مشاوره تحصیلی مورد توجه مشاوران قرارگیرد.

اثربخشی آموزش حل‌مساله بر کیفیت‌زندگی و حل‌مساله اجتماعی دختران تیزهوش با موفقیت‌کمتر‌از‌حد‌انتظار

مرجان حسین زاده تقوایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 6-6
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.105280.1180

هدف پژوهش حاضر تعیین اثر‌بخشی آموزش حل‌مساله بر کیفیت‌زندگی و حل‌مسأله اجتماعی دختران تیزهوش با موفقیت کمتر‌از‌حد‌انتظار بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون و گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه هدف کلیه دانش‌آموزان مقطع دوم متوسطه استعدادهای درخشان کرج در سال تحصیلی 96-95 بودند. از بین 4 مدرسه فرزانگان، یک مدرسه به صورت تصادفی انتخاب شد. از بین 192 دانش آموز کلاس دهم و یازدهم، تعداد 57 دانش آموز (دارای نمره ریون بالاتر از 125 و نمره زیر 50 آزمون پیشرفت‌تحصیلی معلم‌ساخته) تیزهوش ناموفق شناسایی شدند. 30 نفر از آنها که نمره پیشرفت‌تحصیلی پایین‌تری داشتند بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه حل‌مسأله اجتماعی (دی زوریلا و همکاران،2002) و کیفیت‌زندگی فرم کوتاه (سازمان بهداشت جهانی، 1998) بود. گروه آزمایش به صورت منظم در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای، هفته‌ای یک جلسه تحت آموزش مهارتهای حل‌مساله قرار گرفت. برای آزمون فرضیه‌ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد آموزش حل‌مساله به‌طور معناداری کیفیت‌زندگی و حل‌مسئله اجتماعی سازگار گروه آزمایش را در مقایسه با قبل از آموزش و گروه گواه افزایش داده ولی حل‌مساله اجتماعی ناسازگار گروه آزمایش را به‌طور معناداری کاهش نداده است. تأثیر آموزش در دوره پی گیری نیز ادامه یافت.

اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مقابله با استرس و ارتباط مؤثر دختران نوجوان

بهنوش آرام فر; سعیده السادات حسینی; کریم افشاری نیا; کیوان کاکابرایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 7-7
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.147521.1617

پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش هوش معنوی بر مقابله با استرس و ارتباط مؤثر دختران نوجوان است. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم شهر تهران در سال تحصیلی 97 -1396 بود. تعداد 56 نفر به به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه به شکل تصادفی جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه مقابله با استرس اندلر و پارکر(CISS)، پرسشنامه مهارتهای ارتباطی کرمی و بسته آموزشی هوش معنوی بوئل بود. داده ها با استفاده ازتحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. تحلیل آماری داده ها نشان داد 9 جلسه مداخله آموزش هوش معنوی موجب افزایش معنا دار در مقابله مسأله مدارو ارتباط مؤثر دانش آموزان گردیده است، همچنین موجب کاهش معنادار مقابله هیجان مدار و مقابله اجتنابی شد.

نقش استفاده از شبکه‏ های اجتماعی مجازی در توسعه حرفه‏ ای دبیران زبان انگلیسی

صادق حامدی نسب; محسن آیتی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 8-8
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.148635.1630

هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش استفاده از شبکه‏های اجتماعی مجازی در توسعه حرفه‏ای دبیران زبان انگلیسی است. روش تحقیق مورداستفاده در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش 170 نفر از دبیران زبان انگلیسی استان خراسان جنوبی در سال تحصیلی 1397-1396 هستند. تعداد 118 نفر از دبیران زبان انگلیسی با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‏ای و با استفاده از جدول مورگان به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها، از دو پرسشنامه‏ی استفاده از شبکه‏های اجتماعی شی و همکاران (2014) و توسعه حرفه‏ای معلمان حسینی (1393) استفاده شد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از روش‌های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس دوطرفه و تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که تفاوت معنی‌داری در استفاده از شبکه‏های اجتماعی با سطح تحصیلات متفاوت وجود دارد (05/0P)؛ اما تفاوت معنی‌داری در جنسیت و تعامل جنسیت با سطح تحصیلات در استفاده از شبکه‏های اجتماعی وجود نداشت. همبستگی بین استفاده تعاملی از شبکه‏های اجتماعی و توسعه حرفه‏ای منفی و معنی‌دار است و استفاده تعاملی از شبکه‏های اجتماعی درصد کمی (07/0) از توسعه حرفه‏ای را تبیین می‏کند. به‌طورکلی استفاده از شبکه‏های اجتماعی پیش‌بینی کننده توسعه حرفه‏ای دبیران نیست؛ بنابراین استفاده نابجا و غیر هدفمند از شبکه‏های اجتماعی توسعه حرفه‏ای معلمان را کاهش ‏می‏دهد.

مقایسه اثربخشی آموزش خود تنظیمی شناختی و آموزش فناوری اطلاعات برهوش سازمانی کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

شهین محمدی جاوید; منصوره شهریاری احمدی; مژگان سپاه منصپر سپاه منصور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 9-9
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.142117.1572

هدف از پژوهش حاضر مقایسه میزان اثربخشی آموزش خود تنظیمی شناختی و آموزش فناوری اطلاعات برهوش سازمانی کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که بر اساس اطلاعات دفتر آمار وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی در سال 97-96 تعداد کارمندان آن در شهر تهران 1050 نفر بود. باتوجه به نوع تحقیق نیمه آزمایشی، تعداد 60 نفر به شیوه تصادفی انتخاب شدند و پس از کنترل براساس ملاک‌های سن ، جنس ، سابقه کار و میزان تحصیلات در سه گروه 20 نفری جایگزین شدند. به گروه اول آموزش فناوری اطلاعات ( با توجه به رویکرد بایر وکیسر،2009 ، دولت الکترونیک و کامپیوتر برای همه) و به گروه دوم آموزش خود تنظیمی شناختی( با توجه به رویکرد نظریه شناختی اجتماعی بندورا، 1993) داده شد ، و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. گروه-های آزمایشی و کنترل در پیش آزمون و پس آزمون به پرسشنامه هوش سازمانی آلبرشت(2003) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌ تی همبسته و تحلیل کواریانس استفاده شد. داده‌ها به وسیله نرم افزار تحلیل آماری 22- spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت بین گروه های آزمایشی با گروه کنترل در سطح 001/0 معنا دار است . بدین معنا که هر دو روش آموزشی فناوری اطلاعات و خودتنظیمی شناختی باعث افزایش هوش سازمانی شده اند و بین گروه های آزمایشی تفاوت معناداری مشاهده نشد(05/0 P,) . بدین معنا که هر دو گروه اثر بخشی یکسانی بر هوش سازمانی داشتند.

تأثیر واقعیت مجازی بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پایه دهم در درس شیمی

حمیدرضا مقامی; مارال الماسی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 10-10
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.165155.1762

هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر واقعیت مجازی بر یادگیری دانش آموزان پایه دهم در درس شیمی بود. روش: روش پژوهش حاضر براساس هدف از نوع تحقیقات کاربردی بود این پژوهش از نظر جمع آوری اطلاعات، شبه‌تجربی با طرح پیش-آزمون –پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش آموزان پایه دهم رشته تجربی و ریاضی دبیرستان پردیس شریف شهر تهران درسال تحصیلی 97-96 می باشد که از روش جایگزینی تصادفی، 40 نفر برای انجام پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها آزمون یادگیری در درس شیمی بود. برای انجام پژوهش از آزمون یادگیری شیمی که توسط محقق طراحی شد، مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته‌ها: یافته-های پژوهش نشان داد استفاده از واقعیت مجازی درس شیمی در (گروه آزمایش) بر یادگیری دانش آموزان در مبحث مورد تدریس با سطح معناداری 23/ 0 و (23/0P، 46/1 F=) تأثیر معناداری ندارد.

اثربخشی آموزش حل‌ مسئله بر کیفیت ‌زندگی و حل ‌مسئله اجتماعی دختران تیزهوش با موفقیت ‌کمتر ‌از ‌حد ‌انتظار

مرجان حسین زاده تقوایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 93-108
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.105280.1180

هدف پژوهش حاضر تعیین اثر‌بخشی آموزش حل ‌مسئله بر کیفیت زندگی و حل ‌مسئله اجتماعی دختران تیزهوش با موفقیت کمتر‌ از‌ حد ‌انتظار بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون و گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه هدف کلیه دانش‌آموزان مقطع دوم متوسطه استعدادهای درخشان کرج در سال تحصیلی 96-95 بودند. از بین 4 مدرسه فرزانگان، یک مدرسه به‌صورت تصادفی انتخاب شد. از بین 192 دانش‌آموز کلاس دهم و یازدهم، تعداد 57 دانش‌آموز (دارای نمره ریون بالاتر از 125 و نمره زیر 50 آزمون پیشرفت تحصیلی معلم‌ساخته) تیزهوش ناموفق شناسایی شدند. 30 نفر از آن‌ها که نمره پیشرفت تحصیلی پایین‌تری داشتند به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه حل‌ مسئله اجتماعی (دی زوریلا و همکاران، 2002) و کیفیت زندگی فرم کوتاه (سازمان بهداشت جهانی، 1998) بود. گروه آزمایش به‌صورت منظم در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای، هفته‌ای یک جلسه تحت آموزش مهارت‌های حل ‌مسئله قرار گرفت. برای آزمون فرضیه‌ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد آموزش حل ‌مسئله به‌طور معناداری کیفیت زندگی و حل مسئله اجتماعی سازگار گروه آزمایش را در مقایسه با قبل از آموزش و گروه گواه افزایش داده ولی حل ‌مسئله اجتماعی ناسازگار گروه آزمایش را به‌طور معناداری کاهش نداده است. تأثیر آموزش در دوره پی گیری نیز ادامه یافت.

اثربخشی آموزش هوش معنوی بر مقابله با استرس و ارتباط مؤثر دانش‌آموزان

بهنوش آرام فر; سعیده السادات حسینی; کریم افشاری نیا; کیوان کاکابرایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 109-125
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.147521.1617

هدفپژوهش­ حاضر تعیین اثربخشی ­آموزش هوش معنوی بر مقابله ­با استرس ­و ارتباط مؤثر دانش­آموزان بود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با روش پیش‏آزمون ‏ـ پس‏آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل همه دانش‏آموزان دختر پایه هشتم منطقه 12 آموزش‌وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 97 ـ 1396 بود­. تعداد 56 نفر به روش خوشه­ای چندمرحله­ای به‌عنوان حجم نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه به شکل تصادفی جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مقابله با استرس­ اندلر و پارکر (1990) و پرسشنامه مهارت‏های ­ارتباطی­ کرمی (1386) بود. داده­ها با استفاده از تحلیل ­کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. تحلیل آماری داده‏ها نشان داد 9 جلسه مداخله آموزش­ هوش معنوی موجب افزایش معنادار در مقابله مسئله‏مدار و ارتباط مؤثر دانش‏آموزان و همچنین موجب کاهش معنادار مقابله هیجان‏مدار و مقابله اجتنابی در مواجهه با استرس شده است.

عوامل و پیامدهای جامعه شناختی تقاضای اجتماعی برای تحصیل در دوره دکتری در دهه اخیر در ایران

منصوره مهدی زاده; محمد توکل

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 7-25
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.154490.1693

مقاله حاضر به دنبال بررسی عوامل و پیامدهای جامعه‌شناختی تقاضای اجتماعی برای ادامه تحصیل در دوره دکتری در دهه اخیر در ایران بود. روش به کار‌ گرفته‌شده کیفی و در چارچوب پدیدارشناسی بود. ابتدا با روش اسنادی، پیشینه تجربی و نظری پژوهش بررسی و عوامل و پیامدهای جامعه­شناختی تقاضای اجتماعی برای ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی مرور شد، سپس این عوامل و پیامدها در مصاحبه­ای به روش گروه متمرکز با 10 تن از صاحب­نظران و مسئولین آموزش عالی، مورد پرسش قرار گرفت. درنهایت یافته‌های پژوهش در دو بخش عوامل و پیامدهای جامعه­شناختی تقاضای اجتماعی برای ادامه تحصیل در دوره دکتری استخراج گردید. عوامل تقاضای اجتماعی به‌طورکلی عبارت شدند از: «عوامل فردی- خانوادگی» و «عوامل محیطی». عوامل خانوادگی شامل آداب‌ورسوم و خلقیات شد و عوامل فردی عبارت شدند از ارزشِ تعلق، ارزشِ ذاتی، ارزشِ کارکردی و ارزشِ مبادله­ای قائل شدن برای تحصیل در دوره دکتری. عوامل محیطی نیز شامل عوامل تاریخی، عوامل نهادی، عوامل اقتصادی و عوامل اجتماعی- فرهنگی شد. پیامدهایِ این پدیده که در دو دسته مثبت و منفی قرار داده شد نیز شامل پیامدهای علمی- آموزشی، پیامدهای اجتماعی- فرهنگی و پیامدهای اقتصادی شدند. در پایان نیز با توجه به عوامل استخراج‌شده پیشنهادهایی جهت حل مسئله افزایش تقاضای اجتماعی آموزش عالی در دوره تحصیلات تکمیلی ارائه گردید.

تأثیر محیط یادگیری مشارکتی آنلاین مبتنی بر بازخورد همتا و آموزش استدلال ورزی بر کیفیت نگارش و بازخورد استدلالی

سعید لطیفی; امید نوروزی; جواد حاتمی; هاش٠فردانش

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 27-44
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.171849.1808

هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر محیط یادگیری مشارکتی آنلاین مبتنی بر بازخورد همتا و آموزش استدلال­ورزی بر روی کیفیت نگارش مقاله­های کوتاه استدلالی، کیفیت بازخورد همتا و یادگیری تخصصی دانشجویان رشته علوم تربیتی بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی رشته علوم تربیتی دانشگاه خوارزمی-واحد کرج-در سال تحصیلی 96-97 بود. از بین جامعه پژوهش 36 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. به‌منظور اجرای پژوهش، یک محیط یادگیری مشارکتی آنلاین طراحی و تولید گردید. در این محیط آنلاین دانشجویان دو گروه ابتدا در رابطه با یک موضوع بحث­انگیز در رشته علوم تربیتی یک مقاله کوتاه استدلالی ­نوشتند و سپس در رابطه با جنبه­های مختلف این مقاله کوتاه به همدیگر بازخورد ارائه ­دادند. برخلاف دانشجویان گروه کنترل، دانشجویان گروه آزمایش قبل از نگارش و ارائه بازخورد همتا در رابطه با نگارش استدلالی آموزش دریافت ­کردند. داده­های حاصل از نگارش استدلالی و بازخورد همتای استدلالی دانشجویان با استفاده از یک طرح کدگذاری که براساس پیشینه پژوهشی مربوط به نگارش استدلالی طراحی شده بود، مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده­های گرداوری شده از آزمون آماری تحلیل واریانس برای اندازه­گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که ترکیبی از آموزش نگارش استدلالی و بازخورد همتا کیفیت مقاله­های کوتاه استدلالی و کیفیت بازخورد همتای دانشجویان را افزایش می­دهد. همچنین این محیط یادگیری مشارکتی آنلاین منجر به عملکرد بهتر دانشجویان در یادگیری تخصصی شد.

کلاس معکوس: کارایی آموزشی و تأثیر آن بر عملکرد درسی و بار شناختی ادراک شده دانشجویان(مورد مطالعه: درس فناوری اطلاعات در روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور)

علی عبدی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 45-58
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.144872.1593

این پژوهش با هدف مقایسه کارایی آموزش به روش معکوس و روش معمول بر عملکرد درسی و میزان بار شناختی ادراک‌شده دانشجویان رشته روان‌شناسی در درس فناوری اطلاعات در روان‌شناسی انجام شد. در این بررسی از روش پژوهش شبه آزمایشی، طرح دوگروهی با پیش­آزمون و پس­آزمون استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته روان‌شناسی دانشگاه پیام نور مرکز کرمانشاه در نیم سال اول تحصیلی (1397-1396) بود. برای انتخاب نمونه ابتدا بر اساس ملاک­های ورود افراد انتخاب شدند و سپس به‌تصادف در گروه­های کنترل و آزمایش جایگزین شدند. این مطالعه در نیم سال اول تحصیلی 1396/1397 در هشت جلسه اجرا شد. قبل بعد اجرا، از آزمون پژوهشگر ساخته عملکرد درسی در درس فناوری اطلاعات در روان‌شناسی در دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. همچنین در پایان هر جلسه تدریس در دو گروه پرسشنامه خودگزارش­دهی بار شناختی پاس و ون­مرینبوئر (1993) اجرا گردید. جهت تحلیل داده­های آماری از تحلیل کوواریانس یک‌راهه (ANCOVA)، سنجش تکرار، نمره z و آزمون t مستقل به کمک نرم‌افزار SPSS نسخه 23 بهره گرفته شد. یافته­ها نشان داد که گروه آزمایشی، عملکرد درسی بالاتر و بار شناختی پایین­تر از گروه کنترل داشتند. همچنین یافته­ها نشان داد که کارایی آموزشی در گروه آزمایشی بالاتر از گروه کنترل است؛ بنابراین آموزش به روش کلاس معکوس، رویکردی مفید در آموزش عالی محسوب می­شود.

نقش نگرش مذهبی و سبک زندگی اسلامی در پیش بینی میزان پایبندی به ارزش های انقلاب اسلامی ایران در دانش آموزان

سجاد ابراهیمی; اصغر پرتوی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 59-73
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.95102.1016

هدف این پژوهش، بررسی نقش نگرش مذهبی و سبک زندگی اسلامی در پیش‌بینی میزان پایبندی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه به ارزش‌های انقلاب اسلامی ایران بود. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری آن را تمامی دانش‌آموزان شاغل به تحصیل شهر اردبیل در مقطع دوره دوم نیمسال اول سال تحصیلی 96-95 تشکیل می‌دادند. از بین این دانش‌آموزان 240 دختر و پسر با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب‌شده و با استفاده از پرسشنامه سنجش نگرش مذهبی سراج­زاده (1377)، فرم کوتاه پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی (1390) و پرسشنامه پژوهشگر ساخته پایبندی به ارزش‌های انقلاب اسلامی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که بین نگرش مذهبی و سبک زندگی اسلامی با میزان پایبندی به ارزش‌های انقلاب رابطۀ مثبت معنادار وجود دارد (001/0P). به‌طوری‌که دانش­آموزانی که نگرش مذهبی آن‌ها بالاتر و التزام عملی آن‌ها به سبک زندگی اسلامی قوی‌تر بود، نسبت به ارزش‌های انقلاب علاقه‌مندتر بوده و پایبندی بیشتری به این ارزش‌ها داشتند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون هم‌زمان نشان داد که 7/50 درصد از واریانس پایبندی به ارزش‌های انقلاب دانش‌آموزان به‌وسیله نگرش مذهبی و سبک زندگی اسلامی قابل تبیین است. بر اساس این مطالعه می‌توان گفت که نگرش مذهبی بالاتر و التزام به سبک زندگی اسلامی یکی از عوامل مؤثر در پایبندی به ارزش‌های انقلاب اسلامی بوده است.

موفقیت یا عدم موفقیت تحصیلی: یک مطالعه کیفی

مهتاب چنگایی; حسین سلیمی; Ú©ÛŒÙˆÙ…Ø±Ø « فرحبخش; آسیه شریعتمدار

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 75-91
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.121575.1372

این ﭘـﮋوﻫﺶ با هدف شناسایی پیشایندهای موّفقیّت و عدم موّفقیّت تحصیلی بر اساس تجارب زیسته دانشجویان موفق و مشروط با روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت­کنندگان در پژوهش شامل ۱2 دانشجو با وضعیت تحصیلی مشروط و 8 دانشجو با معدل تحصیلی بالای 17 بود که به­صورت هدفمند انتخاب شدند و اطلاعات آنان از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع‌آوری گردید. مصاحبه­های ضبط‌شده به‌صورت مکتوب درآمده و با روش کلایزی تجزیه‌وتحلیل گردید. از مصاحبه­های دانشجویان موفق مضامین عوامل فردی و عوامل اجتماعی و از مصاحبه­های دانشجویان مشروط مضامین عوامل فردی، مشکلات آموزش، تأثیر انگیزشی منفی همسالان و مشکلات خانواده به دست آمد. هم­چنین در مقایسه گروه‌ها ۱۰ زیر مضمون مشترک شامل عملکرد تحصیلی قبلی، هدفمندی، علاقه به رشته تحصیلی، مهارت­های مطالعه، تلاش، امیدواری، مکان کنترل، سازگاری با شرایط، تأثیر انگیزشی دوستان و شرایط خانواده از تحلیل­ها انتزاع شد که می­تواند در برنامه­های مشاوره تحصیلی موردتوجه مشاوران قرار گیرد.

اثربخشی آموزش حل‌ مسئله بر کیفیت ‌زندگی و حل ‌مسئله اجتماعی دختران تیزهوش با موفقیت ‌کمتر ‌از ‌حد ‌انتظار

مرجان حسین زاده تقوایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 93-108
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.105280.1180

هدف پژوهش حاضر تعیین اثر‌بخشی آموزش حل ‌مسئله بر کیفیت زندگی و حل ‌مسئله اجتماعی دختران تیزهوش با موفقیت کمتر‌ از‌ حد ‌انتظار بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون و گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه هدف کلیه دانش‌آموزان مقطع دوم متوسطه استعدادهای درخشان کرج در سال تحصیلی 96-95 بودند. از بین 4 مدرسه فرزانگان، یک مدرسه به‌صورت تصادفی انتخاب شد. از بین 192 دانش‌آموز کلاس دهم و یازدهم، تعداد 57 دانش‌آموز (دارای نمره ریون بالاتر از 125 و نمره زیر 50 آزمون پیشرفت تحصیلی معلم‌ساخته) تیزهوش ناموفق شناسایی شدند. 30 نفر از آن‌ها که نمره پیشرفت تحصیلی پایین‌تری داشتند به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه حل‌ مسئله اجتماعی (دی زوریلا و همکاران، 2002) و کیفیت زندگی فرم کوتاه (سازمان بهداشت جهانی، 1998) بود. گروه آزمایش به‌صورت منظم در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای، هفته‌ای یک جلسه تحت آموزش مهارت‌های حل ‌مسئله قرار گرفت. برای آزمون فرضیه‌ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد آموزش حل ‌مسئله به‌طور معناداری کیفیت زندگی و حل مسئله اجتماعی سازگار گروه آزمایش را در مقایسه با قبل از آموزش و گروه گواه افزایش داده ولی حل ‌مسئله اجتماعی ناسازگار گروه آزمایش را به‌طور معناداری کاهش نداده است. تأثیر آموزش در دوره پی گیری نیز ادامه یافت.

اثربخشی آموزش هوش معنوی بر مقابله با استرس و ارتباط مؤثر دانش‌آموزان

بهنوش آرام فر; سعیده السادات حسینی; کری٠افشاری نیا; کیوان کاکابرایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 109-125
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.147521.1617

هدفپژوهش­ حاضر تعیین اثربخشی ­آموزش هوش معنوی بر مقابله ­با استرس ­و ارتباط مؤثر دانش­آموزان بود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با روش پیش‏آزمون ‏ـ پس‏آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل همه دانش‏آموزان دختر پایه هشتم منطقه 12 آموزش‌وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 97 ـ 1396 بود­. تعداد 56 نفر به روش خوشه­ای چندمرحله­ای به‌عنوان حجم نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه به شکل تصادفی جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مقابله با استرس­ اندلر و پارکر (1990) و پرسشنامه مهارت‏های ­ارتباطی­ کرمی (1386) بود. داده­ها با استفاده از تحلیل ­کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. تحلیل آماری داده‏ها نشان داد 9 جلسه مداخله آموزش­ هوش معنوی موجب افزایش معنادار در مقابله مسئله‏مدار و ارتباط مؤثر دانش‏آموزان و همچنین موجب کاهش معنادار مقابله هیجان‏مدار و مقابله اجتنابی در مواجهه با استرس شده است.

نقش استفاده از شبکه‏ های اجتماعی مجازی در توسعه حرفه‏ ای دبیران زبان انگلیسی

صادق حامدی نسب; محسن آیتی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 127-140
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.148635.1630

هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش استفاده از شبکه‏های اجتماعی مجازی در توسعه حرفه‏ای دبیران زبان انگلیسی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش 170 نفر از دبیران زبان انگلیسی استان خراسان جنوبی در سال تحصیلی 1397-1396 بودند. تعداد 118 نفر از دبیران زبان انگلیسی با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‏ای و با استفاده از جدول مورگان به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها، از دو پرسشنامه‏ی استفاده از شبکه‏های اجتماعی شی و همکاران (2014) و توسعه حرفه‏ای معلمان حسینی (1393) استفاده شد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از روش‌های آماری همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس دوطرفه و تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که تفاوت معناداری در استفاده از شبکه‏های اجتماعی با سطح تحصیلات متفاوت وجود دارد (05/0P)؛ اما تفاوت معناداری در جنسیت و تعامل جنسیت با سطح تحصیلات در استفاده از شبکه‏های اجتماعی وجود نداشت. همبستگی بین استفاده تعاملی از شبکه‏های اجتماعی و توسعه حرفه‏ای منفی و معنادار است و استفاده تعاملی از شبکه‏های اجتماعی درصد کمی (07/0) از توسعه حرفه‏ای را تبیین می‏کند. به‌طورکلی استفاده از شبکه ‏های اجتماعی پیش‌بینی کننده توسعه حرفه‏ای دبیران نیست؛ بنابراین استفاده نابجا و غیر هدفمند از شبکه‏های اجتماعی توسعه حرفه‏ای معلمان را کاهش ‏می‏دهد.

مقایسه اثربخشی آموزش خود تنظیمی شناختی و آموزش فناوری اطلاعات برهوش سازمانی کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

شهین محمدی جاوید; منصوره شهریاری احمدی; مژگان سپاه منصور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 141-155
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.142117.1572

هدف از پژوهش حاضر مقایسه میزان اثربخشی آموزش خودتنظیمی شناختی و آموزش فناوری اطلاعات بر هوش سازمانی کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود (1050 نفر در سال 96-97). با توجه به نوع پژوهش نیمه آزمایشی، تعداد 60 نفر به شیوه تصادفی انتخاب شدند و پس از کنترل براساس ملاک­های سن، جنس، سابقه کار و میزان تحصیلات در سه گروه 20 نفری جایگزین شدند. به گروه اول آموزش فناوری اطلاعات (با توجه به رویکرد بایر و کیسر، 2009، دولت الکترونیک و کامپیوتر برای همه) و به گروه دوم آموزش خودتنظیمی شناختی (با توجه به رویکرد نظریه شناختی اجتماعی بندورا، 1993) داده شد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. گروه­های آزمایشی و کنترل در پیش-آزمون و پس-آزمون به پرسشنامه هوش سازمانی آلبرشت (2003) پاسخ دادند. برای تجزیه‌وتحلیل داده­ها از روش­ تی همبسته و تحلیل کوواریانس استفاده شد. داده­ها به‌وسیله نرم‌افزار تحلیل آماری 22- spss مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته‌های پژوهش نشان داد که تفاوت بین گروه‌های آزمایشی با گروه کنترل در سطح 001/0 معنادار است. بدین معنا که هر دو روش آموزشی فناوری اطلاعات و خودتنظیمی شناختی باعث افزایش هوش سازمانی شده‌اند و بین گروه‌های آزمایشی تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 P). بدین معنا که هر دو گروه اثربخشی یکسانی بر هوش سازمانی داشتند.

تأثیر واقعیت مجازی بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پایه دهم در درس شیمی

مارال رضایی پور الماسی; حمیدرضا مقامی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 13, شماره 45, صفحه 157-171
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.165155.1762

هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر واقعیت مجازی بر یادگیری دانش‌آموزان پایه دهم در درس شیمی بود. روش پژوهش براساس هدف از نوع پژوهش‌های کاربردی بود. این پژوهش ازنظر جمع‌آوری اطلاعات، شبه­تجربی با طرح پیش­آزمون –پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش‌آموزان پایه دهم رشته تجربی و ریاضی دبیرستان پردیس شریف شهر تهران در سال تحصیلی 97-96 بود که از روش جایگزینی تصادفی، 40 نفر برای انجام پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها آزمون یادگیری در درس شیمی بود. برای انجام پژوهش آزمون یادگیری شیمی که توسط پژوهشگر طراحی شد، مورداستفاده قرار گرفت. برای تجزیه تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته­های پژوهش نشان داد استفاده از واقعیت مجازی درس شیمی در (گروه آزمایش) بر یادگیری دانش‌آموزان در مبحث مورد تدریس با سطح معناداری 23/ 0 و (23/0P، 46/1 F=) تأثیر معناداری ندارد.