پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

تأثیر انتظار معلم بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال اول متوسطه

مهدی امیر احمدی; نورعلی فرخی; حسن اسدزاده

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 9-21

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر انتظارات معلم بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پایۀ اول متوسطه انجام شده است. جامعۀ پژوهش عبارت بود از کلیۀ دانش‌آموزان دختر و پسر سال اول متوسطۀ منطقۀ زیرکوه شهرستان قائن که در سال تحصیلی 87 ‌- 1386 مشغول به تحصیل بودند. به منظور انتخاب نمونۀ آماری پژوهش، دو دبیرستان پسرانه و دو دبیرستان دخترانه از بین یازده دبیرستان منطقۀ زیرکوه قائن به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس، از هر دبیرستان دو کلاس، در مجموع چهار کلاس به صورت تصادفی خوشه‌ای انتخاب شد. بدین ترتیب، مجموع دانش‌آموزان چهار کلاس به تعداد 101 نفر (55 دختر و 46 پسر) حجم نمونۀ آماری این پژوهش را تشکیل داد. با توجه به آزمایشی بودن روش پژوهش، به طور تصادفی، تعداد 46 نفر (21 پسر و 25 دختر) از افراد گروه نمونه در گروه کنترل و 55 نفر (25 پسر و 30 دختر) در گروه آزمایش جایگزین شدند. طی مدت چهار ماه، چهار ساعت در هفته، توسط چهار نفر از معلمانی که خود قبلاً در رابطه با انتظارات معلم از دانش‌آموزان، آموزش‌های لازم را دیده بودند، به گروه آزمایش و آموزش‌های لازم ارائه شد. فرضیه‌های این پژوهش عبارت بودند از: ‌فرضیۀ اصلی: انتظارات مثبت معلم بر یادگیری درس فیزیک مؤثر است و فرضیه‌های فرعی: انتظارات مثبت معلم بر یادگیری دختران در درس فیزیک مؤثر است؛ انتظارات مثبت معلم بر یادگیری پسران در درس فیزیک مؤثر است؛ انتظارات مثبت معلم بر یادگیری دختران و پسران در درس فیزیک اثر متفاوت دارد. داده‌های جمع‌آوری‌شده مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که انتظارات مثبت معلم از دانش‌آموزان می‌تواند پیشرفت تحصیلی آنان را افزایش دهد. این تأثیر در درس فیزیک برای دانش‌آموزان دختر محسوس‌تر بود. از لحاظ جنسیت، تفاوت چشم‌گیری بین دانش‌آموزان دختر و پسر در میزان پیشرفت تحصیلی مشاهده نشد، ولی دانش‌آموزان دختر بیشتر تحت تأثیر انتظارات معلم قرار گرفتند. با توجه به این نتایج می‌توان گفت، با داشتن انتظارات مثبت و انتقال آنان به دانش‌آموزان می‌توان وضعیت تحصیلی‌شان را بهبود بخشید و حتی میزان افت تحصیلی در مدارس را تا حدودی کاهش داد.

بررسی ارتباط بین انگیزش و خود‌تنظیمی دانشجویان علوم پایه

مهرناز روشنایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 23-42

انگیزه، حالت درونی و یا شرایطی است که رفتار را فعال می­کند؛ تمایل یا نیازی است که رفتار هدفمند را هدایت می­کند و به آن انرژی می­بخشد؛ تأثیر نیازها و تمایلات بر جهت رفتار است و به رفتار جهت، استواری و ایستادگی می­بخشد. خود­تنظیمی به معنی روش­هایی است که یادگیرنده از طریق به کارگیری آنها یادگیری خود را مدیریت و تنظیم می­کند. این تحقیق، ارتباط بین انگیزش و خود­تنظیمی دانشجویان علوم پایه را بررسی کرده است. 365 دانشجو (281 دختر و 84 پسر) از دانشکده­های علوم دانشگاه­های تهران، شهید بهشتی و آزاد به منظور ارزیابی انگیزه و خود­تنظیمی در یادگیری، پرسشنامۀ MSLQ را تکمیل کردند. مدل دو عاملی از طریق مدل معادلۀ ساختاری (SEM) (تحلیل کواریانس، تحلیل عامل تأییدی) و برنامۀ آماری (AMOS) مورد آزمایش قرار گرفت. در این مدل، انگیزه به طور غیر­مستقیم از سوی هدف درونی، هدف برونی، ارزش درس، انتظار نتایج موفقیت­آمیز، خوداثر­بخشی، نداشتن اضطراب در حین امتحان سنجیده شد. خود­تنظیمی به طور غیر­مستقیم از سوی تکرار، ارتباط­ دادن مطالب، تنظیم­، تفکر صحیح­، کنترل­، مدیریت محیط و زمان، تلاش، یادگیری با همکلاسی­ها و درخواست کمک از دیگران، سنجیده شد. نتایج نشان داد که مدل دو عاملی (انگیزه و خود­تنظیمی) مناسب است. عوامل قابل ­اعتماد هستند و با یکدیگر همبستگی بالایی دارند. به علاوه نتایج  مدل معادلۀ ساختاری نشان­ داد که با بهبود اهداف دانشجو، خوداثر­بخشی، ارزش درس، انتظار نتایج موفقیت­آمیز و احساس آرامش، تکرار،  قابلیت ارتباط دادن مطالب، تفکر صحیح، کنترل، مدیریت زمان و محیط­، تلاش، یادگیری با دانشجویان دیگر و درخواست کمک از دیگران بهبود می­یابد. کاربرد نتایج نیز مورد بحث قرار گرفت.

بررسی و مطالعۀ دیدگاه‌های داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول (داوطلبان آزمون سال 1386) به منظور شناسایی عوامل اثرگذار بر انتخاب رشته و پیشنهاد راهکارهای بهبود آن

کورش پرند; غلامرضا یادگارزاده; فضل‌الله مقیمی; ابراهیم خدایی; حجت رنگین

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 43-63

هدف از این پژوهش، بررسی و مطالعۀ دیدگاه‌های داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول (داوطلبان آزمون سال 1386) به منظور استخراج عوامل اثرگذار بر انتخاب رشته و بیان راه‌های بهبود آن بوده است. طرح تحقیق از نوع پیمایشی و جامعۀ آماری مورد مطالعه را داوطلبان مجاز به انتخاب رشتۀ آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول دانشگاه‌های دولتی تشکیل داده‌‌اند. نمونۀ‌ مورد مطالعۀ داوطلبان به صورت تصادفی و نمونۀ دانشجویان به صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامۀ محقق‌­ساخته با ضریب پایایی 838/0 استفاده شده است. نتایج نشان داد، عوامل اثرگذار بر انتخاب رشتۀ داوطلبان به ترتیب: آیندۀ شغلی، منزلت اجتماعی، نوع رشته، علاقه، خانواده، دوری و نزدیکی دانشگاه به محل زندگی، نظر افراد متخصص، دوستان و همسالان، تبلیغات رسانه‌ها و قبولی صرف در دانشگاه و از نظر دانشجویان: خانواده، آیندۀ شغلی، علاقه، نوع رشته، منزلت اجتماعی، نظر افراد متخصص، دوری و نزدیکی دانشگاه به محل زندگی، دوستان و همسالان، تبلیغات رسانه‌ها و محدودیت‌های شخصی بودند. همچنین نتایج نشان داد از نظر داوطلبان و دانشجویان منابع اطلاعاتی که از طرف سازمان سنجش آموزش کشور منتشر می‌شود، از اولویت استفاده برخوردار هستند. هر دو گروه داوطلبان و دانشجویان در شناخت ضوابط انتخاب رشته با مشکل مواجه بوده و کمترین آشنایی را با تخصیص ظرفیت داشته‌اند.

بازشناسی جایگاه فراموش ‌شدۀ هوش ‌هیجانی در آموزش عالی

محمد امینی; محمدرضا تمنایی‌فر; سمیه سجادی راد

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 65-83

با توجه به نقش و جایگاه اساسی هوش­ هیجانی در رشد فردی و کسب صلاحیت‌ها و توانمندی‌های اجتماعی، این تحقیق کوشیده است تا وضعیت موجود هوش ­هیجانی و مؤلفه‌های پانزده‌گانۀ آن را در میان دانشجویان مورد بررسی قرار دهد. به همین منظور، 370 دانشجو از دانشکده‌های چهارگانۀ دانشگاه کاشان (علوم انسانی، علوم پایه، مهندسی، معماری و هنر) با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار اندازه‌گیری مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامۀ «بار ـ آن»  است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص‌های آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس یک سویه و آزمون t مستقل) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که دانشجویان بالاترین میانگین را در مؤلفۀ مسئولیت‌پذیری و پایین‌ترین آن را در مؤلفۀ خودابرازی دارا هستند. در عین حال، میان دانشجویان دانشکده‌های چهارگانه در برخی از مؤلفه‌های هوش ­هیجانی یعنی خودشکوفایی، همدلی، روابط بین فردی و واقع‌گرایی تفاوت معناداری مشاهده شد. همچنین، به رغم عدم وجود تفاوت معنادار بین دانشجویان دختر و پسر در نمرۀ کل هوش ­هیجانی، میان آنان در برخی از مؤلفه‌های هوش هیجانی یعنی همدلی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، روابط بین فردی و واقع‌گرایی تفاوت معنادار ملاحظه شد که این تفاوت به نفع دانشجویان دختر است. از سوی دیگر، این پژوهش، با استناد به مطالعات و بررسی‌های انجام‌گرفته و خلأ‌ها و کمبودهای شدیدی که دانشجویان به عنوان افراد فرهیختۀ بزرگسال، از نظر قابلیت‌ها و مهارت‌های هوش ­هیجانی با آن مواجه هستند و نیز در جهت بازشناسی اعادۀ جایگاه هوش­ هیجانی پیشنهاد شده است که این حوزه باید از شکل یک برنامۀ درسی پوچ (عقیم) خارج و در قالب برنامه‌های درسی رسمی آموزش به رسمیت شناخته شود.

بررسی یک پارچه‌سازی آموزشی در ایران و نگرش والدین دانش‌آموزان نسبت به این سبک آموزشی

علی اکبر ارجمندنیا; سعید غیاثی ندوشن

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 85-97

یکپارچه­سازی آموزشی، به یکی از روش­های آموزشی غالب برای گروه‌های مختلف کودکان استثنایی بدل شده است؛ چرا که در این روش، به نظر می‌رسد، دانش‌آموزان کم‌توان و ناتوان به شکل مناسب‌تری به حقوق انسانی خود دست می‌یابند. پژوهش حاضر، به منظور بررسی یکپارچه‌سازی آموزشی در ایران و عوامل مؤثر بر نگرش والدین دانش‌آموزان تلفیقی نسبت به این سبک از آموزش بر روی 204 نفر از والدین دانش‌آموزان مرزی تلفیقی منطقۀ 1 و 2 آموزشی شهر اراک به اجراء درآمد. نگرش والدینی که به روش تمام‌شماری انتخاب شده بودند با استفاده از یک پرسشنامۀ محقق‌ساخته مورد بررسی قرار گرفت. روش‌های آماری مورد استفاده در این تحقیق، عبارت بودند از آزمون معناداربودن دو نسبت مستقل، ضریب همبستگی و تحلیل واریانس یک راهه. نتایج این تحقیق که از نوع پیمایشی تحلیلی است، نشان داد که نگرش والدین مورد مطالعه نسبت به یکپارچه‌سازی فرزندان مثبت است و با عواملی همچون سن والدین، تعداد دوستان فرزندان و تحصیلات والدین رابطۀ مثبت معنادار دارد. امکانات مدرسه و تراکم کلاس‌ها از جمله مواردی است که والدین از وضعیت آنها ناخرسندند. عدم استفادۀ دانش‌آموزان مرزی از آموزش‌های انفرادی و نبود کلاس‌های فوق برنامه از محدودیت‌های مدارس مجری طرح مذکور هستند.

توسعۀ علوم انسانی از منظر کارآفرینی

جعفر هزار جریبی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 99-114

ایـــن مقاله، بــه ویژگی­های کارآفرینی در بین دانش‌آموختگان دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی به ویژه رشته­های علوم انسانی پرداخته است. با توجه به اینکه پدیدۀ کارآفرینی در کشور از سوابق چندانی برخوردار نیست و هنوز در سطح ملی توجه جدی بدان نشده­ است، باید میدان­های کارآفرینی برای نسل جوان منتظر کار و اشتغال گشوده شود و آموزش و تربیت کارآفرینان به طور رسمی و غیررسمی در قالب دوره­های دانشگاهی و غیردانشگاهی مورد توجه قرار گیرد؛ بنابراین، بررسی میزان توانایی و قابلیت­های دانشجویان و تربیت نسل کارآفرین امری ضروری است. در این مقاله، براساس نتایج پژوهشی نگارنده و تهیه و تدوین ­شده و جامعۀ آماری آن،  مربوط به دست­اندرکاران مطبوعات و نشریات کشور است و با تفکر و اندیشه­های علوم انسانی همراه است؛ یعنی به این نکته توجه شده است که توسعۀ علوم انسانی از منظر کارآفرینی با دوره­های آموزشی، مهارت فردی، انگیزۀ فردی و  ریسک­پذیری ارتباط مستقیم دارد.

بررسی عوامل مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی و وضعیت آیندۀ آن در ایران

مریم حسینی لرگانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 115-127

پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی در کشور و نیز تعیین وضعیت آیندۀ آن انجام شده است. برای تحقق این هدف، از یکی از روش‌های معتبر مدیریت راهبردی به نام «ماتریس سوات»[1] استفاده شده است. در این تحقیق، سعی شده است، به ارزیابی پدیدۀ نوین و با اهمیت دانشگاه مجازی در کشور از طریق شناخت عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی پرداخته شود. جامعۀ آماری این پژوهش، کلیۀ دست‌اندرکاران و صاحب‌نظران عرصۀ یادگیری الکترونیکی و دانشگاه مجازی در سراسر کشور است. نمونۀ آماری این پژوهش را 38 نفر از خبرگان حوزۀ مذکور تشکیل داده‌اند. روش پژوهش، از نوع توصیفی ـ پیمایشی است که با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. در مجموع، نتایج حکایت از آن دارد که هر یک از چهار فرضیۀ اصلی بیانگر نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای موجود در کشور در راستای توسعۀ دانشگاه مجازی و تعیین وضعیت آیندۀ این نوع دانشگاه در کشور است.

تأثیر انتظار معلم بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال اول متوسطه

مهدی امیر احمدی; نورعلی فرخی; حسن اسدزاده

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 9-21

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر انتظارات معلم بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پایۀ اول متوسطه انجام شده است. جامعۀ پژوهش عبارت بود از کلیۀ دانش‌آموزان دختر و پسر سال اول متوسطۀ منطقۀ زیرکوه شهرستان قائن که در سال تحصیلی 87 ‌- 1386 مشغول به تحصیل بودند. به منظور انتخاب نمونۀ آماری پژوهش، دو دبیرستان پسرانه و دو دبیرستان دخترانه از بین یازده دبیرستان منطقۀ زیرکوه قائن به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس، از هر دبیرستان دو کلاس، در مجموع چهار کلاس به صورت تصادفی خوشه‌ای انتخاب شد. بدین ترتیب، مجموع دانش‌آموزان چهار کلاس به تعداد 101 نفر (55 دختر و 46 پسر) حجم نمونۀ آماری این پژوهش را تشکیل داد. با توجه به آزمایشی بودن روش پژوهش، به طور تصادفی، تعداد 46 نفر (21 پسر و 25 دختر) از افراد گروه نمونه در گروه کنترل و 55 نفر (25 پسر و 30 دختر) در گروه آزمایش جایگزین شدند. طی مدت چهار ماه، چهار ساعت در هفته، توسط چهار نفر از معلمانی که خود قبلاً در رابطه با انتظارات معلم از دانش‌آموزان، آموزش‌های لازم را دیده بودند، به گروه آزمایش و آموزش‌های لازم ارائه شد. فرضیه‌های این پژوهش عبارت بودند از: ‌فرضیۀ اصلی: انتظارات مثبت معلم بر یادگیری درس فیزیک مؤثر است و فرضیه‌های فرعی: انتظارات مثبت معلم بر یادگیری دختران در درس فیزیک مؤثر است؛ انتظارات مثبت معلم بر یادگیری پسران در درس فیزیک مؤثر است؛ انتظارات مثبت معلم بر یادگیری دختران و پسران در درس فیزیک اثر متفاوت دارد. داده‌های جمع‌آوری‌شده مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که انتظارات مثبت معلم از دانش‌آموزان می‌تواند پیشرفت تحصیلی آنان را افزایش دهد. این تأثیر در درس فیزیک برای دانش‌آموزان دختر محسوس‌تر بود. از لحاظ جنسیت، تفاوت چشم‌گیری بین دانش‌آموزان دختر و پسر در میزان پیشرفت تحصیلی مشاهده نشد، ولی دانش‌آموزان دختر بیشتر تحت تأثیر انتظارات معلم قرار گرفتند. با توجه به این نتایج می‌توان گفت، با داشتن انتظارات مثبت و انتقال آنان به دانش‌آموزان می‌توان وضعیت تحصیلی‌شان را بهبود بخشید و حتی میزان افت تحصیلی در مدارس را تا حدودی کاهش داد.

بررسی ارتباط بین انگیزش و خود‌تنظیمی دانشجویان علوم پایه

مهرناز روشنایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 23-42

انگیزه، حالت درونی و یا شرایطی است که رفتار را فعال می­کند؛ تمایل یا نیازی است که رفتار هدفمند را هدایت می­کند و به آن انرژی می­بخشد؛ تأثیر نیازها و تمایلات بر جهت رفتار است و به رفتار جهت، استواری و ایستادگی می­بخشد. خود­تنظیمی به معنی روش­هایی است که یادگیرنده از طریق به کارگیری آنها یادگیری خود را مدیریت و تنظیم می­کند. این تحقیق، ارتباط بین انگیزش و خود­تنظیمی دانشجویان علوم پایه را بررسی کرده است. 365 دانشجو (281 دختر و 84 پسر) از دانشکده­های علوم دانشگاه­های تهران، شهید بهشتی و آزاد به منظور ارزیابی انگیزه و خود­تنظیمی در یادگیری، پرسشنامۀ MSLQ را تکمیل کردند. مدل دو عاملی از طریق مدل معادلۀ ساختاری (SEM) (تحلیل کواریانس، تحلیل عامل تأییدی) و برنامۀ آماری (AMOS) مورد آزمایش قرار گرفت. در این مدل، انگیزه به طور غیر­مستقیم از سوی هدف درونی، هدف برونی، ارزش درس، انتظار نتایج موفقیت­آمیز، خوداثر­بخشی، نداشتن اضطراب در حین امتحان سنجیده شد. خود­تنظیمی به طور غیر­مستقیم از سوی تکرار، ارتباط­ دادن مطالب، تنظیم­، تفکر صحیح­، کنترل­، مدیریت محیط و زمان، تلاش، یادگیری با همکلاسی­ها و درخواست کمک از دیگران، سنجیده شد. نتایج نشان داد که مدل دو عاملی (انگیزه و خود­تنظیمی) مناسب است. عوامل قابل ­اعتماد هستند و با یکدیگر همبستگی بالایی دارند. به علاوه نتایج  مدل معادلۀ ساختاری نشان­ داد که با بهبود اهداف دانشجو، خوداثر­بخشی، ارزش درس، انتظار نتایج موفقیت­آمیز و احساس آرامش، تکرار،  قابلیت ارتباط دادن مطالب، تفکر صحیح، کنترل، مدیریت زمان و محیط­، تلاش، یادگیری با دانشجویان دیگر و درخواست کمک از دیگران بهبود می­یابد. کاربرد نتایج نیز مورد بحث قرار گرفت.

بررسی و مطالعۀ دیدگاه‌های داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول (داوطلبان آزمون سال 1386) به منظور شناسایی عوامل اثرگذار بر انتخاب رشته و پیشنهاد راهکارهای بهبود آن

کورش پرند; غلامرضا یادگارزاده; فضل‌الله مقیمی; ابراهی٠خدایی; حجت رنگین

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 43-63

هدف از این پژوهش، بررسی و مطالعۀ دیدگاه‌های داوطلبان آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول (داوطلبان آزمون سال 1386) به منظور استخراج عوامل اثرگذار بر انتخاب رشته و بیان راه‌های بهبود آن بوده است. طرح تحقیق از نوع پیمایشی و جامعۀ آماری مورد مطالعه را داوطلبان مجاز به انتخاب رشتۀ آزمون سراسری سال 1387 و دانشجویان سال اول دانشگاه‌های دولتی تشکیل داده‌‌اند. نمونۀ‌ مورد مطالعۀ داوطلبان به صورت تصادفی و نمونۀ دانشجویان به صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامۀ محقق‌­ساخته با ضریب پایایی 838/0 استفاده شده است. نتایج نشان داد، عوامل اثرگذار بر انتخاب رشتۀ داوطلبان به ترتیب: آیندۀ شغلی، منزلت اجتماعی، نوع رشته، علاقه، خانواده، دوری و نزدیکی دانشگاه به محل زندگی، نظر افراد متخصص، دوستان و همسالان، تبلیغات رسانه‌ها و قبولی صرف در دانشگاه و از نظر دانشجویان: خانواده، آیندۀ شغلی، علاقه، نوع رشته، منزلت اجتماعی، نظر افراد متخصص، دوری و نزدیکی دانشگاه به محل زندگی، دوستان و همسالان، تبلیغات رسانه‌ها و محدودیت‌های شخصی بودند. همچنین نتایج نشان داد از نظر داوطلبان و دانشجویان منابع اطلاعاتی که از طرف سازمان سنجش آموزش کشور منتشر می‌شود، از اولویت استفاده برخوردار هستند. هر دو گروه داوطلبان و دانشجویان در شناخت ضوابط انتخاب رشته با مشکل مواجه بوده و کمترین آشنایی را با تخصیص ظرفیت داشته‌اند.

بازشناسی جایگاه فراموش ‌شدۀ هوش ‌هیجانی در آموزش عالی

محمد امینی; محمدرضا تمنایی‌فر; سمیه سجادی راد

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 65-83

با توجه به نقش و جایگاه اساسی هوش­ هیجانی در رشد فردی و کسب صلاحیت‌ها و توانمندی‌های اجتماعی، این تحقیق کوشیده است تا وضعیت موجود هوش ­هیجانی و مؤلفه‌های پانزده‌گانۀ آن را در میان دانشجویان مورد بررسی قرار دهد. به همین منظور، 370 دانشجو از دانشکده‌های چهارگانۀ دانشگاه کاشان (علوم انسانی، علوم پایه، مهندسی، معماری و هنر) با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار اندازه‌گیری مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامۀ «بار ـ آن»  است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص‌های آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس یک سویه و آزمون t مستقل) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که دانشجویان بالاترین میانگین را در مؤلفۀ مسئولیت‌پذیری و پایین‌ترین آن را در مؤلفۀ خودابرازی دارا هستند. در عین حال، میان دانشجویان دانشکده‌های چهارگانه در برخی از مؤلفه‌های هوش ­هیجانی یعنی خودشکوفایی، همدلی، روابط بین فردی و واقع‌گرایی تفاوت معناداری مشاهده شد. همچنین، به رغم عدم وجود تفاوت معنادار بین دانشجویان دختر و پسر در نمرۀ کل هوش ­هیجانی، میان آنان در برخی از مؤلفه‌های هوش هیجانی یعنی همدلی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، روابط بین فردی و واقع‌گرایی تفاوت معنادار ملاحظه شد که این تفاوت به نفع دانشجویان دختر است. از سوی دیگر، این پژوهش، با استناد به مطالعات و بررسی‌های انجام‌گرفته و خلأ‌ها و کمبودهای شدیدی که دانشجویان به عنوان افراد فرهیختۀ بزرگسال، از نظر قابلیت‌ها و مهارت‌های هوش ­هیجانی با آن مواجه هستند و نیز در جهت بازشناسی اعادۀ جایگاه هوش­ هیجانی پیشنهاد شده است که این حوزه باید از شکل یک برنامۀ درسی پوچ (عقیم) خارج و در قالب برنامه‌های درسی رسمی آموزش به رسمیت شناخته شود.

بررسی یک پارچه‌سازی آموزشی در ایران و نگرش والدین دانش‌آموزان نسبت به این سبک آموزشی

علی اکبر ارجمندنیا; سعید ØºÛŒØ§Ø «ÛŒ ندوشن

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 85-97

یکپارچه­سازی آموزشی، به یکی از روش­های آموزشی غالب برای گروه‌های مختلف کودکان استثنایی بدل شده است؛ چرا که در این روش، به نظر می‌رسد، دانش‌آموزان کم‌توان و ناتوان به شکل مناسب‌تری به حقوق انسانی خود دست می‌یابند. پژوهش حاضر، به منظور بررسی یکپارچه‌سازی آموزشی در ایران و عوامل مؤثر بر نگرش والدین دانش‌آموزان تلفیقی نسبت به این سبک از آموزش بر روی 204 نفر از والدین دانش‌آموزان مرزی تلفیقی منطقۀ 1 و 2 آموزشی شهر اراک به اجراء درآمد. نگرش والدینی که به روش تمام‌شماری انتخاب شده بودند با استفاده از یک پرسشنامۀ محقق‌ساخته مورد بررسی قرار گرفت. روش‌های آماری مورد استفاده در این تحقیق، عبارت بودند از آزمون معناداربودن دو نسبت مستقل، ضریب همبستگی و تحلیل واریانس یک راهه. نتایج این تحقیق که از نوع پیمایشی تحلیلی است، نشان داد که نگرش والدین مورد مطالعه نسبت به یکپارچه‌سازی فرزندان مثبت است و با عواملی همچون سن والدین، تعداد دوستان فرزندان و تحصیلات والدین رابطۀ مثبت معنادار دارد. امکانات مدرسه و تراکم کلاس‌ها از جمله مواردی است که والدین از وضعیت آنها ناخرسندند. عدم استفادۀ دانش‌آموزان مرزی از آموزش‌های انفرادی و نبود کلاس‌های فوق برنامه از محدودیت‌های مدارس مجری طرح مذکور هستند.

توسعۀ علوم انسانی از منظر کارآفرینی

جعفر هزار جریبی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 99-114

ایـــن مقاله، بــه ویژگی­های کارآفرینی در بین دانش‌آموختگان دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی به ویژه رشته­های علوم انسانی پرداخته است. با توجه به اینکه پدیدۀ کارآفرینی در کشور از سوابق چندانی برخوردار نیست و هنوز در سطح ملی توجه جدی بدان نشده­ است، باید میدان­های کارآفرینی برای نسل جوان منتظر کار و اشتغال گشوده شود و آموزش و تربیت کارآفرینان به طور رسمی و غیررسمی در قالب دوره­های دانشگاهی و غیردانشگاهی مورد توجه قرار گیرد؛ بنابراین، بررسی میزان توانایی و قابلیت­های دانشجویان و تربیت نسل کارآفرین امری ضروری است. در این مقاله، براساس نتایج پژوهشی نگارنده و تهیه و تدوین ­شده و جامعۀ آماری آن،  مربوط به دست­اندرکاران مطبوعات و نشریات کشور است و با تفکر و اندیشه­های علوم انسانی همراه است؛ یعنی به این نکته توجه شده است که توسعۀ علوم انسانی از منظر کارآفرینی با دوره­های آموزشی، مهارت فردی، انگیزۀ فردی و  ریسک­پذیری ارتباط مستقیم دارد.

بررسی عوامل مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی و وضعیت آیندۀ آن در ایران

مری٠حسینی لرگانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 3, شماره 7, صفحه 115-127

پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی در کشور و نیز تعیین وضعیت آیندۀ آن انجام شده است. برای تحقق این هدف، از یکی از روش‌های معتبر مدیریت راهبردی به نام «ماتریس سوات»[1] استفاده شده است. در این تحقیق، سعی شده است، به ارزیابی پدیدۀ نوین و با اهمیت دانشگاه مجازی در کشور از طریق شناخت عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر توسعۀ دانشگاه مجازی پرداخته شود. جامعۀ آماری این پژوهش، کلیۀ دست‌اندرکاران و صاحب‌نظران عرصۀ یادگیری الکترونیکی و دانشگاه مجازی در سراسر کشور است. نمونۀ آماری این پژوهش را 38 نفر از خبرگان حوزۀ مذکور تشکیل داده‌اند. روش پژوهش، از نوع توصیفی ـ پیمایشی است که با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. در مجموع، نتایج حکایت از آن دارد که هر یک از چهار فرضیۀ اصلی بیانگر نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای موجود در کشور در راستای توسعۀ دانشگاه مجازی و تعیین وضعیت آیندۀ این نوع دانشگاه در کشور است.


Â