پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

مستندسازی تجربیات روسای دانشگاه ها،ضرورتی در مدیریت دانش دانشگاهی

اصغر زمانی; محمد قهرمانی; جعفر توفیقی; محمود ابوالقاسمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 7-34

امروزه دانشگاه ها به عنوان مرکزی متشکل از عوامل و منابع مادی و مالی و انسانی شامل اساتید، کارکنان و دانشجویانقابل تصور است که در آن به تبادل دانش و اشاعه آن پرداخته می شود و نقش سرمایه ای دانشگاه به خوبی مشخصو مورد توجه جامعه و دولت می باشد. برهمین اساس، فرایند مدیریت دانش از رسالتهای اصلی یک دانشگاه به شمارم یآید و در کشور ما هم به دلیل وجود مراکز، مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه های متعدد، این رسالت مورد توجه وانتظار بوده است و همه ساله هزینه هنگفتی صرف آزمایش و خطا در خصوص تصمی مگیری روسا و مدیران دانشگاهیم یگردد. حال برای رسیدن به این رسالت و کاهش هزینه های ناشی از آزمایش و خطا در تصمیمات مدیران و خصوصاروسای دانشگاه ها، ایجاب م یکند تا با مستند سازی تجارب زیسته مدیریتی روسای دانشگا هها و بازیابی و استفاده از آنتجارب، ضمن انجام این رسالت دانشگاه، پاسخگوی نیازهای ذینفعان داخلی و خارجی دانشگا هها با حداقل هزینه و درکمترین زمان ممکن نیز بود. انتقال تجربه روسای دانشگاه نیازمند حلقه اتصالی به نام برنامه دانشگاه است و برای انجاماین امر لازم است اصول و ساز و کار مستند سازی تجربیات سازمانی روسای دانشگاه ها و فرهنگ سازی و آموزش لازم درحوزه های متصور فردی، دانشگاهی و فرا دانشگاهی روسای دانشگاه ها شکل گیرد و روسای دانشگاه ها بپذیرند که اقدام بهمستندسازی تجارب مدیریتی، برای همه مدیران بعدی نوعی فرصت است و اقدام دانشگا هها به تدوین و تصویب مقرراتیکه بتواند انتقال تجربه مدیریتی را نهادینه نماید و به شک لگیری فرهنگ انتقال تجربه مدیریتی منجر شود، ضرورت داردو در دنیای معاصر نیز فراخوانی، تقویت، توسعه و انتشار دانش سازمانی از طریق مستندسازی تجارب مدیران به عنوانیکی از محورهای اساسی مدیریت دانش، همواره مورد توجه می باشد.

ارتباط معلم - دانش آموز و تصمیم به ادامه یا ترک تحصیل : نقش واسطه ای : نقش واسط های انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلی

شکوفه متقی; سیده منور یزدی; شکوه السادات بنی جمالی; زهرا درویزه

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 35-58

مدارس و معلمان نقشی فرهنگی در رشد و توسعه علمی دانش آموزان و کسب پیشرفت های آموزشی آن ها بر عهدهدارند. از آن جمله می توان به انگیزش اشاره کرد که به صورت تمایل ذاتی و درونی برای رفتار و یادگیری است و توسطمحیط پیرامون تشویق و حمایت م یشود و یا بالعکس بر اثر بی توجهی، تضعیف م یگردد در پی آن عملکرد یا علاقهبه ادامه یا ترک تحصیل رخ می دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای انگیزش خود تعیین گری وعملکرد تحصیلی در رابطه ارتباط معلم – دانش آموز و تصمیم به ادامه یا ترک تحصیل است. روش پژوهش حاضر از نوعهمبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه ی سوم راهنمایی و اول دبیرستان مناطق شهریشهرستان شهرکرد بود که در سال تحصیلی 93 - 1392 مشغول به تحصیل بودند. نمونه این پژوهش 400 نفر بودند کهبه روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه خود تنظیمی تحصیلی ) ،)ASRQمقیاس سنجش عملکرد تحصیلی مورد انتظار) AP (، پرسشنامه) QTI (، مقیاس ترک تحصیل الرند و همکاران) 1997 ( وپرسش نامه خود گزارشی از ترک تحصیل. یافته های پژوهش نشان داد که انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلیمی تواند در رابطه بین ارتباط معلم – دانش آموز و تصمیم به ادامه و ترک تحصیل نقش واسطه ای داشته باشد) 01/0
 
نتایج نشان داد که با بهبود روابط معلم دانش آموز ضمن افزایش انگیزش و بهبود عملکرد دانش آموز می توان تصمیم بهترک تحصیل را در دان شآموزان کاهش داد.

مقایسه عملکرد مدارس هوشمند و مدارس عادی بر خلاقیت دانش آموزان پسر سال اول دوره ی اول متوسطه شهر تهران

سید محمدرضا امام جمعه; محمد جواد بصیرت پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 59-77

پژوهش حاضر به مقایسه عملکرد مدارس هوشمند و مدارس عادی بر خلاقیت دانش آموزان پسر سال اول دوره ی اولمتوسطه شهر تهران م یپردازد. این پژوهش از نوع علّی - مقایسه ای است و جامعه آماری آن کلیه دانش آموزان پسرسال اول اول متوسطه مدارس هوشمند و عادی شهر تهران در سال تحصیلی 92 - 1391 است . به منظور نمونه گیری،پس از انجام مصاحبه با کارشناسان هوشمند سازی وزارت آموزش و پرورش، 5 مدرسه هوشمند و 5 مدرسه عادی بهشیوه هدفمند از مناطق 1، 3، 4، 5 و 17 و از هر مدرسه 1 کلاس بصورت تصادفی انتخاب شده است. در این خصوصنمونه ای با حجم 250 دان شآموز کلاس اول اول متوسطه انتخاب شده است که 125 نفر را دان شآموزان مدارس هوشمندو 125 نفر دیگر را دانش آموزان مدارس عادی مناطق پیش گفته تشکیل داده است . ابزار های گردآوری داده ها در اینتحقیق شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی است . در این تحقیق به منظور تحلیل نتایج ازآماره های توصیفی و آزمونتحلیل واریانس چند متغیره ) MANOVA ( استفاده شده است . در تحلیل داد هها، در خلاقیت کل و در زیر مؤلفهابتکار تفاوت معنی داری میان دانش آموزان مدارس هوشمند و مدارس عادی دیده شد اما در سایر زیر مولفه های خلاقیتشامل بسط، انعطاف پذیری و سیالی تفاوت معنی داری دیده نشد .

بررسی همگرایی دانشگاه های ایرانی با مولفه های دانشگاه در کلاس جهانی

سعید غیاثی ندوشن; ندا نصیری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 79-97

هدف این مقاله بررسی همگرایی دانشگاه های ایرانی با مولفه های دانشگاه در کلاس جهانی می باشد که دانشگاه علامهطباطبائی به عنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفت. طرح این پژوهش کمی و روش آن توصیفی از نوع پیمایشی است.ابزار پژوهش پرسش نامه ای محقق ساخته بر اساس مولفه های مطرح شده توسط فیلیپ آلتباخ ) 2007 ، 2009 ( که شاملمدیریت انعطاف پذیر، پژوهش متعادل، آزادی آکادمیک، امکانات کافی و منابع مالی م یباشند تنظیم شده است می باشد.جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه علامه طباطبائی م یباشند و حجم نمونه طبق جدول مورگان 127 نفر بوده که باتوجه به تنوع دانشکده ها از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص مناسب بهره برده شده است.نتایج پژوهش نشان م یدهد که تفاوت میانگین برای مولفه های مدیریت انعطا فپذیر و پژوهش متعادل، آزادیآکادمیک و امکانات مادی معنادار است و م یتوان بیان نمود که دانشگاه علامه طباطبایی دارای مدیریت انعطا فپذیر،پژوهش متعادل، آزادی آکادمیک و امکانات مادی متوسط می باشد و تا رسیدن به دانشگاه در کلاس جهانی فاصله دارد.

تفکر انتقادی حلقه مفقوده نظام آموزش عالی: بررسی مهارت تفکر انتقادی دانشجویان و چگونگی آموزش آن از سوی اساتید

سهیلا هاشمی; ابراهیم صالحی عمران; زینب کرمخانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 99-123

پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی تفکر انتقادی نزد دانشجویان و آموزش آن از سوی اساتید انجام شده است. شیوه پژوهش کمی از نوع توصیفی و کیفی بوده است . جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و دانشجویان دانشگاهمازندران بوده است و نمونه آماری دانشجویان به حجم 345 نفربا استفاده از نمون هگیری طبقه ای به تفکیک دانشکدهها انتخاب گردید و داد هها با استفاده از آزمون مهارت تفکر انتقادی کالیفرنیا جمع آوری شد . نمونه آماری اساتید 15نفرکه به صورت هدفمند و با استفاده از روش نمون هگیری موارد مطلوب انتخاب و داد هها با استفاده از مصاحبه نیمهساختار یافته جمع آوری شد. یافته ها نشان داده است که میانگین مهارت تفکر انتقادی دانشجویان( 59 / 7(پا یین تر ازحد متوسط ) 17 ( بوده است.نتایج تحلیل واریانس نیز نشان داد بین دانشکده های مختلف درتفکر انتقادی تفاوت معنیدار وجود دارد. همچنین باستثنای تحلیل بین دانشکده های مختلف در شاخص های استنباط و ارزشیابی تفاوت معنی داروجود داشت.یافته های حاصل از مصاحبه با اساتید نیز بیانگر آن است که آموزش عالی در پرورش مهارت تفکر انتقادیموفق نبوده است. بنظر می رسد ضعف دانشجویان در تفکر انتقادی م یتوانددر ارتباط با کارکرد ضعیف آموزش عالی دربرنام هریزی غنی آموزشی و درسی و همچنین بستر فرهنگی جامعه باشد.

دیدگاه دانشجویان دربارة نقش عوامل اجتماعی در تعلیم و تربیت

محمد افخمی عقدا; محمود کمالی زارچ; شکوه راوه نادر

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 125-144

پژوهش حاضر باهدف بررسی دیدگاه دانشجویان درباره نقش عوامل اجتماعی در تعلیم و تربیت انجام شده است.روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است.همه ی شرکت کنندگان در این پژوهش دانشجویان دوره ی کارشناسیدانشگاه یزد در نیمسال دوم سال تحصیلی 91 - 1390 بودند. بدین منظور 405 نفراز دانشجویان دانشگاه یزد به روشنمون هگیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارتحقیق پرسشنامه ای نگرش سنج با 63 ماده بود. داده ها با استفاده ازآزمون های همبستگی پیرسون، من ویتنی وکروسکال والیس تحلیل شدند. نتایج نشان داد تمام عوامل اجتماعیِ موردبررسی، شاملِ فرهنگ، خانواده، گروه های دوستی، ورزش و سرگرمی و ارتباطات و اطلاعات، به ترتیب ذکر شده بیشترینتأثیر را برتعلیم و تربیت دارند و روابط معناداری بین جنسیت و اعتقاد به نقش عامل فرهنگ، وضعیت تاهل و شغل پدرو اعتقاد به نقش عامل خانواده، نوع سکونت با اعتقاد به نقش عامل گروه دوستی در تعلیم و تربیت مشاهده گردید. لذادر نظر گرفتنِ نقش این عوامل در برنامه ربز یهای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ها توصیه می شود

طراحی الگوی سنجش برنامه درسی زاید در نظام آموزش عالی ایران

سید مریم حسینی لرگانی; کوروش فتحی; محبوبه عارفی; کیومرث زرافشانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 149-174

هدف از پژوهش حاضرتعیین الگویی با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی، به منظور سنجش برنامه درسی زاید در نظامآموزش عالی ایران است. جامعه مورد مطالعه تمامی دانشجویان و استادان 11 دانشگاه دولتی شهر تهران است که، بهمنظور تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری چندمرحله ای استفاده شد؛ در نهایت تعداد نمونه با استناد به جدولکرجسی و مورگان در بین دانشجویان 331 نفر و در بین استادان 56 نفر به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامهمحقق ساخته ای بود که گویه های آن از نتایج مصاحبه با 21 نفر صاحبنظر نظام آموزش عالی ایران تدوین شده است.میزان پایایی ابزار طراحی شده به وسیله الفای کرونباخ سنجش و با مقدار 0.86 تایید شد . به منظور سنجش روایی نیزاز نظر صاحبنظران و استادان برنامه ریزی درسی بهره گرفته شد. همچنین به منظور اطمینان از بخش مدل انداز هگیریاز تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL انجام شد.نتایج پژوهش، 9 سازه اثر گذار بر شکل گیری برنامه درسی زاید را از دیدگاه استادان و دانشجویان تایید نمود. در صورتیکه هریک از این سازه های شناسایی شده و نشانگر ها )گویه ، سوالات ( در جهت عکس رسالت های تعیین شده خوددر نظام، عمل نمایند و یا به عبارت دیگردر صورتی که در بطن خود ماهیتی غیر اثربخش داشته باشند از آن به عنوانسازه اثرگذار بر شک لگیری برنامه درسی زاید می توان نام برد. 9 سازه شناسایی شده به ترتیب شاملمحتوا دانشگاه، بازنگری ، نیازسنجی و ارزشیابی ، استاد ، سیاست های کلان آموزشی طراحان ، دانشجو، و در نهایتضعف پویایی بازار است

شکل گیری عملیات زمانی در دانش آموزان دوره راهنمایی

محترم نعمت طاووسی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 175-190

در این پژوهش چگونگی شکل گیری عملیات زمانی در دوره راهنمایی شهر تهران بررسی شد. 1020 دانش آموز ) 510دختر و 510 پسر( پایه های تحصیلی اول تا سوم راهنمایی از پنج منطقه اقتصادی- اجتماعی شهر تهران با روشنمونه برداری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و آزمون جا به جایی مایعات پیاژه )ترتیب توالی رویدادها و مدت زمان(در مورد آنها به اجرا درآمد. تحلیل داده ها نشان داد: 1( توانایی قضاوت کودکان در مورد مدت زمان و توالی وابسته بهآن با افزایش سن به تدریج افزایش یافت اما هیچیک از آزمودنی های پژوهش به حد نصاب موفقیت ) 75 %( نرسیدند. 2(بین دو جنس تفاوت معناداری مشاهده نشد. 3( میانگین نمره های ترتیب توالی در مناطق غیرمرفه ) 9، 16 ( پایین تر ازمیانگین نمره های منطقه سه بود. 4( مقایسة نتایج کودکان ایرانی با همتاهای خارجی یک تأخیر قابل ملاحظه ای را نشانداد؛ تا پایان مرز سنی این تحقیق نه تنها مفهوم ترتیب توالی استقرار نمی یابد بلکه در گستره سنی مورد آزمایش، دراکتساب مفهوم مدت زمان نیز کی روند تحولی ناچیز مشهود است. با توجه به عدم وجود تفاوت های زیربنایی، می تواناین یافته ها را به موانع موجود در راه تجربه های ارتجالی و تفویض های اجتماعی در آموزش رسمی نسبت داد.

مستندسازی تجربیات روسای دانشگاه ها،ضرورتی در مدیریت دانش دانشگاهی

اصغر زمانی; محمد قهرمانی; جعفر توفیقی; محمود ابوالقاسمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 7-34

امروزه دانشگاه ها به عنوان مرکزی متشکل از عوامل و منابع مادی و مالی و انسانی شامل اساتید، کارکنان و دانشجویانقابل تصور است که در آن به تبادل دانش و اشاعه آن پرداخته می شود و نقش سرمایه ای دانشگاه به خوبی مشخصو مورد توجه جامعه و دولت می باشد. برهمین اساس، فرایند مدیریت دانش از رسالتهای اصلی یک دانشگاه به شمارم یآید و در کشور ما هم به دلیل وجود مراکز، مؤسسات آموزش عالی و دانشگاه های متعدد، این رسالت مورد توجه وانتظار بوده است و همه ساله هزینه هنگفتی صرف آزمایش و خطا در خصوص تصمی مگیری روسا و مدیران دانشگاهیم یگردد. حال برای رسیدن به این رسالت و کاهش هزینه های ناشی از آزمایش و خطا در تصمیمات مدیران و خصوصاروسای دانشگاه ها، ایجاب م یکند تا با مستند سازی تجارب زیسته مدیریتی روسای دانشگا هها و بازیابی و استفاده از آنتجارب، ضمن انجام این رسالت دانشگاه، پاسخگوی نیازهای ذینفعان داخلی و خارجی دانشگا هها با حداقل هزینه و درکمترین زمان ممکن نیز بود. انتقال تجربه روسای دانشگاه نیازمند حلقه اتصالی به نام برنامه دانشگاه است و برای انجاماین امر لازم است اصول و ساز و کار مستند سازی تجربیات سازمانی روسای دانشگاه ها و فرهنگ سازی و آموزش لازم درحوزه های متصور فردی، دانشگاهی و فرا دانشگاهی روسای دانشگاه ها شکل گیرد و روسای دانشگاه ها بپذیرند که اقدام بهمستندسازی تجارب مدیریتی، برای همه مدیران بعدی نوعی فرصت است و اقدام دانشگا هها به تدوین و تصویب مقرراتیکه بتواند انتقال تجربه مدیریتی را نهادینه نماید و به شک لگیری فرهنگ انتقال تجربه مدیریتی منجر شود، ضرورت داردو در دنیای معاصر نیز فراخوانی، تقویت، توسعه و انتشار دانش سازمانی از طریق مستندسازی تجارب مدیران به عنوانیکی از محورهای اساسی مدیریت دانش، همواره مورد توجه می باشد.

ارتباط معلم - دانش آموز و تصمیم به ادامه یا ترک تحصیل : نقش واسطه ای : نقش واسط های انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلی

شکوفه متقی; سیده منور یزدی; شکوه السادات بنی جمالی; زهرا درویزه

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 35-58

مدارس و معلمان نقشی فرهنگی در رشد و توسعه علمی دانش آموزان و کسب پیشرفت های آموزشی آن ها بر عهدهدارند. از آن جمله می توان به انگیزش اشاره کرد که به صورت تمایل ذاتی و درونی برای رفتار و یادگیری است و توسطمحیط پیرامون تشویق و حمایت م یشود و یا بالعکس بر اثر بی توجهی، تضعیف م یگردد در پی آن عملکرد یا علاقهبه ادامه یا ترک تحصیل رخ می دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای انگیزش خود تعیین گری وعملکرد تحصیلی در رابطه ارتباط معلم – دانش آموز و تصمیم به ادامه یا ترک تحصیل است. روش پژوهش حاضر از نوعهمبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه ی سوم راهنمایی و اول دبیرستان مناطق شهریشهرستان شهرکرد بود که در سال تحصیلی 93 - 1392 مشغول به تحصیل بودند. نمونه این پژوهش 400 نفر بودند کهبه روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه خود تنظیمی تحصیلی ) ،)ASRQمقیاس سنجش عملکرد تحصیلی مورد انتظار) AP (، پرسشنامه) QTI (، مقیاس ترک تحصیل الرند و همکاران) 1997 ( وپرسش نامه خود گزارشی از ترک تحصیل. یافته های پژوهش نشان داد که انگیزش خود تعیین گری و عملکرد تحصیلیمی تواند در رابطه بین ارتباط معلم – دانش آموز و تصمیم به ادامه و ترک تحصیل نقش واسطه ای داشته باشد) 01/0
 
نتایج نشان داد که با بهبود روابط معلم دانش آموز ضمن افزایش انگیزش و بهبود عملکرد دانش آموز می توان تصمیم بهترک تحصیل را در دان شآموزان کاهش داد.

مقایسه عملکرد مدارس هوشمند و مدارس عادی بر خلاقیت دانش آموزان پسر سال اول دوره ی اول متوسطه شهر تهران

سید محمدرضا امام جمعه; محمد جواد بصیرت پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 59-77

پژوهش حاضر به مقایسه عملکرد مدارس هوشمند و مدارس عادی بر خلاقیت دانش آموزان پسر سال اول دوره ی اولمتوسطه شهر تهران م یپردازد. این پژوهش از نوع علّی - مقایسه ای است و جامعه آماری آن کلیه دانش آموزان پسرسال اول اول متوسطه مدارس هوشمند و عادی شهر تهران در سال تحصیلی 92 - 1391 است . به منظور نمونه گیری،پس از انجام مصاحبه با کارشناسان هوشمند سازی وزارت آموزش و پرورش، 5 مدرسه هوشمند و 5 مدرسه عادی بهشیوه هدفمند از مناطق 1، 3، 4، 5 و 17 و از هر مدرسه 1 کلاس بصورت تصادفی انتخاب شده است. در این خصوصنمونه ای با حجم 250 دان شآموز کلاس اول اول متوسطه انتخاب شده است که 125 نفر را دان شآموزان مدارس هوشمندو 125 نفر دیگر را دانش آموزان مدارس عادی مناطق پیش گفته تشکیل داده است . ابزار های گردآوری داده ها در اینتحقیق شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی است . در این تحقیق به منظور تحلیل نتایج ازآماره های توصیفی و آزمونتحلیل واریانس چند متغیره ) MANOVA ( استفاده شده است . در تحلیل داد هها، در خلاقیت کل و در زیر مؤلفهابتکار تفاوت معنی داری میان دانش آموزان مدارس هوشمند و مدارس عادی دیده شد اما در سایر زیر مولفه های خلاقیتشامل بسط، انعطاف پذیری و سیالی تفاوت معنی داری دیده نشد .

بررسی همگرایی دانشگاه های ایرانی با مولفه های دانشگاه در کلاس جهانی

سعید ØºÛŒØ§Ø «ÛŒ ندوشن; ندا نصیری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 79-97

هدف این مقاله بررسی همگرایی دانشگاه های ایرانی با مولفه های دانشگاه در کلاس جهانی می باشد که دانشگاه علامهطباطبائی به عنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفت. طرح این پژوهش کمی و روش آن توصیفی از نوع پیمایشی است.ابزار پژوهش پرسش نامه ای محقق ساخته بر اساس مولفه های مطرح شده توسط فیلیپ آلتباخ ) 2007 ، 2009 ( که شاملمدیریت انعطاف پذیر، پژوهش متعادل، آزادی آکادمیک، امکانات کافی و منابع مالی م یباشند تنظیم شده است می باشد.جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه علامه طباطبائی م یباشند و حجم نمونه طبق جدول مورگان 127 نفر بوده که باتوجه به تنوع دانشکده ها از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص مناسب بهره برده شده است.نتایج پژوهش نشان م یدهد که تفاوت میانگین برای مولفه های مدیریت انعطا فپذیر و پژوهش متعادل، آزادیآکادمیک و امکانات مادی معنادار است و م یتوان بیان نمود که دانشگاه علامه طباطبایی دارای مدیریت انعطا فپذیر،پژوهش متعادل، آزادی آکادمیک و امکانات مادی متوسط می باشد و تا رسیدن به دانشگاه در کلاس جهانی فاصله دارد.

تفکر انتقادی حلقه مفقوده نظام آموزش عالی: بررسی مهارت تفکر انتقادی دانشجویان و چگونگی آموزش آن از سوی اساتید

سهیلا هاشمی; ابراهی٠صالحی عمران; زینب کرمخانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 99-123

پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی تفکر انتقادی نزد دانشجویان و آموزش آن از سوی اساتید انجام شده است. شیوه پژوهش کمی از نوع توصیفی و کیفی بوده است . جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و دانشجویان دانشگاهمازندران بوده است و نمونه آماری دانشجویان به حجم 345 نفربا استفاده از نمون هگیری طبقه ای به تفکیک دانشکدهها انتخاب گردید و داد هها با استفاده از آزمون مهارت تفکر انتقادی کالیفرنیا جمع آوری شد . نمونه آماری اساتید 15نفرکه به صورت هدفمند و با استفاده از روش نمون هگیری موارد مطلوب انتخاب و داد هها با استفاده از مصاحبه نیمهساختار یافته جمع آوری شد. یافته ها نشان داده است که میانگین مهارت تفکر انتقادی دانشجویان( 59 / 7(پا یین تر ازحد متوسط ) 17 ( بوده است.نتایج تحلیل واریانس نیز نشان داد بین دانشکده های مختلف درتفکر انتقادی تفاوت معنیدار وجود دارد. همچنین باستثنای تحلیل بین دانشکده های مختلف در شاخص های استنباط و ارزشیابی تفاوت معنی داروجود داشت.یافته های حاصل از مصاحبه با اساتید نیز بیانگر آن است که آموزش عالی در پرورش مهارت تفکر انتقادیموفق نبوده است. بنظر می رسد ضعف دانشجویان در تفکر انتقادی م یتوانددر ارتباط با کارکرد ضعیف آموزش عالی دربرنام هریزی غنی آموزشی و درسی و همچنین بستر فرهنگی جامعه باشد.

دیدگاه دانشجویان دربارة نقش عوامل اجتماعی در تعلیم و تربیت

محمد افخمی عقدا; محمود کمالی زارچ; شکوه راوه نادر

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 125-144

پژوهش حاضر باهدف بررسی دیدگاه دانشجویان درباره نقش عوامل اجتماعی در تعلیم و تربیت انجام شده است.روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است.همه ی شرکت کنندگان در این پژوهش دانشجویان دوره ی کارشناسیدانشگاه یزد در نیمسال دوم سال تحصیلی 91 - 1390 بودند. بدین منظور 405 نفراز دانشجویان دانشگاه یزد به روشنمون هگیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارتحقیق پرسشنامه ای نگرش سنج با 63 ماده بود. داده ها با استفاده ازآزمون های همبستگی پیرسون، من ویتنی وکروسکال والیس تحلیل شدند. نتایج نشان داد تمام عوامل اجتماعیِ موردبررسی، شاملِ فرهنگ، خانواده، گروه های دوستی، ورزش و سرگرمی و ارتباطات و اطلاعات، به ترتیب ذکر شده بیشترینتأثیر را برتعلیم و تربیت دارند و روابط معناداری بین جنسیت و اعتقاد به نقش عامل فرهنگ، وضعیت تاهل و شغل پدرو اعتقاد به نقش عامل خانواده، نوع سکونت با اعتقاد به نقش عامل گروه دوستی در تعلیم و تربیت مشاهده گردید. لذادر نظر گرفتنِ نقش این عوامل در برنامه ربز یهای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ها توصیه می شود

طراحی الگوی سنجش برنامه درسی زاید در نظام آموزش عالی ایران

سید مری٠حسینی لرگانی; کوروش فتحی; محبوبه عارفی; Ú©ÛŒÙˆÙ…Ø±Ø « زرافشانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 149-174

هدف از پژوهش حاضرتعیین الگویی با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی، به منظور سنجش برنامه درسی زاید در نظامآموزش عالی ایران است. جامعه مورد مطالعه تمامی دانشجویان و استادان 11 دانشگاه دولتی شهر تهران است که، بهمنظور تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری چندمرحله ای استفاده شد؛ در نهایت تعداد نمونه با استناد به جدولکرجسی و مورگان در بین دانشجویان 331 نفر و در بین استادان 56 نفر به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامهمحقق ساخته ای بود که گویه های آن از نتایج مصاحبه با 21 نفر صاحبنظر نظام آموزش عالی ایران تدوین شده است.میزان پایایی ابزار طراحی شده به وسیله الفای کرونباخ سنجش و با مقدار 0.86 تایید شد . به منظور سنجش روایی نیزاز نظر صاحبنظران و استادان برنامه ریزی درسی بهره گرفته شد. همچنین به منظور اطمینان از بخش مدل انداز هگیریاز تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL انجام شد.نتایج پژوهش، 9 سازه اثر گذار بر شکل گیری برنامه درسی زاید را از دیدگاه استادان و دانشجویان تایید نمود. در صورتیکه هریک از این سازه های شناسایی شده و نشانگر ها )گویه ، سوالات ( در جهت عکس رسالت های تعیین شده خوددر نظام، عمل نمایند و یا به عبارت دیگردر صورتی که در بطن خود ماهیتی غیر اثربخش داشته باشند از آن به عنوانسازه اثرگذار بر شک لگیری برنامه درسی زاید می توان نام برد. 9 سازه شناسایی شده به ترتیب شاملمحتوا دانشگاه، بازنگری ، نیازسنجی و ارزشیابی ، استاد ، سیاست های کلان آموزشی طراحان ، دانشجو، و در نهایتضعف پویایی بازار است

شکل گیری عملیات زمانی در دانش آموزان دوره راهنمایی

محتر٠نعمت طاووسی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 8, شماره 27, صفحه 175-190

در این پژوهش چگونگی شکل گیری عملیات زمانی در دوره راهنمایی شهر تهران بررسی شد. 1020 دانش آموز ) 510دختر و 510 پسر( پایه های تحصیلی اول تا سوم راهنمایی از پنج منطقه اقتصادی- اجتماعی شهر تهران با روشنمونه برداری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و آزمون جا به جایی مایعات پیاژه )ترتیب توالی رویدادها و مدت زمان(در مورد آنها به اجرا درآمد. تحلیل داده ها نشان داد: 1( توانایی قضاوت کودکان در مورد مدت زمان و توالی وابسته بهآن با افزایش سن به تدریج افزایش یافت اما هیچیک از آزمودنی های پژوهش به حد نصاب موفقیت ) 75 %( نرسیدند. 2(بین دو جنس تفاوت معناداری مشاهده نشد. 3( میانگین نمره های ترتیب توالی در مناطق غیرمرفه ) 9، 16 ( پایین تر ازمیانگین نمره های منطقه سه بود. 4( مقایسة نتایج کودکان ایرانی با همتاهای خارجی یک تأخیر قابل ملاحظه ای را نشانداد؛ تا پایان مرز سنی این تحقیق نه تنها مفهوم ترتیب توالی استقرار نمی یابد بلکه در گستره سنی مورد آزمایش، دراکتساب مفهوم مدت زمان نیز کی روند تحولی ناچیز مشهود است. با توجه به عدم وجود تفاوت های زیربنایی، می تواناین یافته ها را به موانع موجود در راه تجربه های ارتجالی و تفویض های اجتماعی در آموزش رسمی نسبت داد.