پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

بررسی پتانسیل‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش دانش‌آموزان و فرایند ادغام آن در مدارس: مطالعه موردی دبیرستان‌های دخترانه شهر تهران

محمد توکل; مهسا لاریجانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 11-36
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57764

هدف پژوهش حاضر بررسی پتانسیل­های فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند آموزش دانش‌آموزان دبیرستان و ادغام آن در مدارس بود که از طریق مطالعه موردی صورت پذیرفت. جامعه آماری پژوهش، کلیه مدیران، دبیران و مسئولان فناوری شاغل در مدارس مقطع متوسطه نظری شهر تهران (دخترانه) در سال 1395 بودند؛ به‌منظور انجام تحقیق، شش دبیرستان در سطح شهر (چهار دبیرستان دولتی و دو دبیرستان غیرانتفاعی) و از مناطق بالا، متوسط و پایین‌شهر انتخاب شد و درمجموع با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند با 34 نفر از کادر مدارس مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به عمل آمد و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی داده‌ها مورد تحلیل قرار گرفت. یافته­های حاصل از مصاحبه­های عمیق نشان داد که پاسخگویان، پتانسیل‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش را، اصلاح ساختار آموزشی، تسهیل گری، هدایت‌گری، ارتباط‌دهنده و ابزار طراحی و تولید برشمردند. در خصوص فرایند ادغام فناوری، در سطح کلان، تأمین اعتبار هوشمند سازی، تجهیز مدارس، حمایت­های تشویقی، تربیت نیروی متخصص، تولید محتوا و تغییر آموزش مبتنی بر کنکور باید موردتوجه قرار گیرد. در سطح میانه، به نظر می‌رسد نوع مدرسه، نحوه مدیریت و به‌کارگیری معلمان در فرایند ادغام فناوری اثرگذار باشد. در سطح خرد نیز فرایند ادغامICT در فرایند تدریس معلمان، در مقولاتی همچون پذیرش، تطبیق، مناسب‌سازی و ابداع تحلیل و تفسیر شد.

تدوین مدل خود سامانه‌ی انگیزشی برای یادگیرندگان زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم

اسماعیل سعدی پور; زهره ملایی; امیررضا وکیلی فرد

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 37-58
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57765

هدف پژوهش حاضر تدوین مدل انگیزشی متشکل از متغیرهای خود ِالزامی، خودکارآمدی، تجربه‌ی یادگیری و رفتار انگیخته‌ی یادگیری ِزبان فارسی به‌عنوان زبان دوم بود. برای این منظور، یک مطالعه‌ی همبستگی با نمونه‌ی 242 نفری از زبان‌آموزان نیمسال تحصیلی اول 95-96 مرکز آزفای دانشگاه بین‌المللی امام خمینی که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، به اجرا درآمد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه‌ی محقق ساخته‌ی خود سامانه‌ی انگیزشی زبان فارسی، در چهار محور خودِ الزامی، خودکارآمدی ِزبان فارسی و تجربه‌ی یادگیری زبان فارسی و رفتار انگیخته‌ی یادگیریبود. برای بررسی روایی سازه پرسشنامه از روش تحلیل عامل تأییدی استفاده شد که نتایج نشان داد که پرسشنامه از روایی سازه مناسبی برخوردار است. همچنین مقدار پایایی به‌دست‌آمده برای کل پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرانباخ برابر 9/0 بود. یافته‌های حاصل از تحلیل مسیر میان چهار محور پیش گفته، نشان داد که تأثیر تجربه‌ی یادگیری بر خودکارآمدی، تجربه‌ی یادگیری بر رفتار انگیخته‌ی یادگیری زبان فارسی، خود الزامی بر رفتار انگیخته و خودکارآمدی بر رفتار انگیخته، مثبت و در سطح 5 درصد معنادار است. درحالی‌که تأثیر خود الزامی بر خودکارآمدی معنادار نیست. بیشترین تأثیر را تجربه‌ی یادگیری و سپس خودکارآمدی بر متغیر وابسته یعنی رفتار انگیخته‌ی یادگیری نشان داد. اثر غیرمستقیم خود الزامی بر رفتار انگیخته یادگیری از طریق خودکارآمدی معنادار نبود اما اثر غیرمستقیم تجربه‌ی یادگیری بر رفتار انگیخته یادگیری از طریق خودکارآمدی معنادار بود.

مدل‌یابی پیشایندها و پسایندهای جهت گیری های هدف پیشرفت در دانشجویان: یک تحلیل میانجیگر

زهرا باغی; امید شکری; جلیل فتح آبادی; محمود حیدری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 59-92
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57766

مطالعه حاضر با هدف آزمون مدل روابط علی پیشایندها و پسایندهای جهت­گیری­های هدفی انجام شد. 300 دانشجو (150 پسر و 150 دختر) به پرسشنامه هدف پیشرفت (AGQ-R) (الیوت و مورایاما، 2008)، مقیاس ارزیابی استرس (SAM-R) (رویلی، رویسچ، جاریکا و واگن، 2005)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASEQ) (زاژاکووا، لینچ و اسپنشادی، 2005)، نسخه کوتاه پرسشنامه هیجان‌های پیشرفت (AEQ-R) (عبدالله پور، 1394) و ادراک از تأکیدات هدف پیشرفت والدین (PPGE) (فریدل، کارتینا، ترنر و میدگلی، 2007) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی تسلطی والد با اهداف تسلطیِ فراگیران و رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی عملکردیِ والد با اهداف عملکردی فراگیران مثبت و معنادار بود. همچنین، نتایج نشان داد که رابطه جهت­گیری هدفی تسلط­محور با ارزیابی شناختی انطباقی مثبت و معنادار و با ارزیابی شناختی غیرانطباقی منفی و معنادار و رابطه بین هدف عملکردی با ارزیابی شناختی غیرانطباقی مثبت و معنادار و با ارزیابی شناختی انطباقی منفی و معنادار بود. علاوه بر این، نتایج نشان داد که رابطه بین ارزیابی شناختی انطباقی با هیجان‌های پیشرفت مثبت، مثبت و معنادار و با هیجان‌های پیشرفت منفی، منفی و معنادار و رابطه بین ارزیابی شناختی غیرانطباقی با هیجان‌های پیشرفت منفی، مثبت و معنادار و با هیجان‌های پیشرفت مثبت، منفی و معنادار بود. درنهایت، از یک‌سوی، نتایج پژوهش حاضر از نقش تعیین‌کننده باورهای خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی والدین در پیش­بینی جهت‌گیری‌های هدفی فراگیران و از دیگر سوی، از نقش تبیینی جهت­گیری­های هدفی فراگیران در پیش­بینی ارزیابی­های شناختی و هیجان‌های پیشرفت آن‌ها حمایت می­کند.

رابطه بین تنظیم شناختی هیجان با تاب‌آوری در مدیران هلال احمر

کاووس محمودی; فاطمه قائمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 93-110
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57767

هدف این پژوهش بررسی رابطه بین تنظیم شناختی هیجان با تاب­آوری در مدیران هلال احمر بوده است. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه مدیران هلال احمرتهران بود که تعداد 108 نفر به‌طور تصادفی به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه­گیری در این پژوهش آزمون نظم­جویی شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) و مقیاس تاب­آوری کانر و دیویدسون (2003) بوده است. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان داد متغیر استراتژی‌های تنظیم شناختی هیجان مثبت به‌صورت مثبت و معنی دار متغیر تاب آوری را پیش‌بینی می‌کند. متغیر استراتژی‌های تنظیم شناختی هیجان منفی به‌صورت منفی و معنی دار قادر به‌پیش‌بینی متغیرتاب آوری بود. بین تنظیم شناختی هیجان با تاب آوری در مدیران هلال احمر رابطه وجود دارد(01/0p). لذا توصیه می‌شود از راهبردهای تنظیم هیجان مثبت در افزایش تاب آوری استفاده شود.

رابطه راهبردهای مدیریت دانش با ظرفیت‌های یادگیری فردی و سازمانی

محمد خان عزیزی; سیاوش طالع پسند

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 111-130
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57768

هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین راهبردهای مدیریت دانش (به­کارگیری دانش، تسهیم دانش و بازیابی دانش) با ظرفیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های یادگیری فردی و سازمانی در دبیرستان‌های پسرانه شهر تهران در سال تحصیلی 94-93 بود. روش پژوهش همبستگی و تعداد 235 معلم دبیرستان‌های پسرانه به روش نمونه‌گیری خوشه­ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل فرایندهای مدیریت دانش (چنگ، 2012) و ظرفیت‌های یادگیری فردی و سازمانی (سالیس و جونز، 2002) بود. داده‌ها بر مبنای مدل معادلات ساختاری (مدل تحلیل مسیر) و با استفاده از نرم­افزار Spss 19 و 8.8 Lisrel تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند، بین مؤلفه تسهیم دانش با ظرفیت یادگیری فردی و ظرفیت یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. همچنین نتایج به­دست­آمده نشان می­دهد مؤلفه به­کارگیری دانش، بر ظرفیت یادگیری فردی و مؤلفه‌ بازیابی دانش، بر ظرفیت یادگیری سازمانی اثر مستقیم دارند، ولی بین مؤلفه‌های ظرفیت یادگیری فردی و ظرفیت یادگیری سازمانی (متغیرهای میانجی) رابطه دوسویه برقرار نیست.

اثربخشی آموزش مهارت‌های ارتباطی برافزایش عزت نفس و کاهش تعارضات والد_فرزند 

اکرم مظاهری; سیمین دخت رضاخانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 131-150
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57769

تحقیق حاضر به‌منظوربررسی اثربخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر افزایش عزت نفس وکاهش تعارضات والد فرزند در دختران دانش‌آموز دبیرستان‌های منطقه 13 شهر تهران انجام گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری موردمطالعه را دختران دانش‌آموزپایه اول، دوم وسوم تشکیل می‌دادند که در نیمسال اول سال تحصیلی 94-1393 در دبیرستان‌های دولتی منطقه 13 شهر تهران به تحصیل اشتغال داشتند. از این جامعه تعداد 30نفرکه در آزمون عزت نفس کوپر اسمیت(1967) پایین­ترین نمره ودر آزمون تعارضات والد- فرزند اشتراوس (1990) بالاترین نمره را کسب کرده بودند به‌صورت تصادفی در گروه نمونه قرار گرفتند. در این پژوهش آموزش مهارت­های ارتباطی به‌عنوان متغیر مستقل درده جلسه‌ی 90 دقیقه­ای به‌صورت هفتگی به گروه آزمایش آموزش داده شد. پس از پایان آموزش، هر دو گروه آزمایش و کنترل مورد پس‌آزمون قرار گرفتند. تجزیه‌وتحلیل داده­های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت­های ارتباطی بر افزایش عزت نفس و کاهش تعارضات والد- فرزند مؤثر است.

رهیافتی به پیامدهای سیاست گذاری علم و فناوری در ایران بر اساس تحلیل اسناد بالادستی

حجت اله مرادی پور; ابراهیم حاجیانی; حشمت خلیفه سلطانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 151-178
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57770

به‌طور عام بیش از چند دهه از عمر سیاست‌گذاری‌های کلان و برنامه‌ریزی‌های توسعه مبتنی بر این سیاست‌گذاری‌ها در ایران می‌گذرد اما به‌طور خاص سیاست‌گذاری در حوزه علم و فناوری سابقه‌ای حدوداً دو دهه­ای دارد. برای اولین در برنامه توسعه سوم فصلی به توسعه علم و فناوری اختصاص داده شد. در طول این سال‌ها چندین سند بالادستی برای سیاست‌گذاری کلان در حوزه علم و فناوری (سند چشم‌انداز بیست‌ساله، نقشه جامعه علمی کشور و سیاست‌های کلی علم و فناوری ابلاغی مقام معظم رهبری) تدوین و ابلاغ شده است. بعد از گذشت قریب دو دهه از سیاست‌گذاری‌ها متأسفانه نتایج و خروجی‌ها با آنچه انتظار می‌رفت تفاوت دارند. رتبه علمی ایران و برخی دیگر از شاخص­های مرتبط مؤید همین مطلب هستند. ‌با عنایت به اینکه این پژوهش ازلحاظ ماهیت کاربردی، ازنظر نوع کمی و کیفی (آمیخته) و لذا روش تحلیل محتوای کیفی­-کمی استفاده شده است. جامعه آماری آن اسناد بالادستی در حوزه علم و فناوری است. با توجه به اینکه هدف اصلی این پژوهش شناسایی نوع/ روش سیاست‌گذاری علم و فناوری به‌منظور تحلیل پیامد­های حاصل از سیاست­گذاری­های مذکور بر توسعه کشور است، ضمن مطالعه مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق، نسبت به شناسایی ابزارهای سیاست‌گذاری اقدام شده و سپس با تحلیل محتوای اسناد بالادستی در حوزه علم و فناوری سعی شده است که ارتباط میان شیوه سیاست­گذاری­های انجام‌شده با پیامدهای حوزه علم و فناوری را شناسایی نماییم. یافته‌ها نشان می‌دهند که وحدت رویه و نگاه منسجم استراتژیک بر سیاست‌گذاری‌ها حاکم نبوده است و پیامدها از عدم توازن در عرصه‌های عرضه و تقاضا رنج می‌برند.

اصول طراحی فضاهای باز دانشگاهی مبتنی بر سرزندگی خلاق و تعامل اجتماعی از نگاه متخصصان

سعید عظمتی; فرهنگ مظفر; سیدباقر حسینی; بهرام صالح صدق پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 179-200
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57771

هدف از این پژوهش ارائه اصول برای طراحی فضاهای باز دانشگاهی مبتنی بر افزایش سرزندگی خلاق و تعاملات اجتماعی است. در این پژوهش از روش تحقیق تلفیقی (کیفی کمّی) استفاده شده است. جامعه موردمطالعه متخصصین رشته معماری و شهرسازی بوده و از طریق روش نمونه‌گیری شبکه‌ای (گلوله برفی) و حجم نمونه از طریق اشباع نظری انجام پذیرفته که از عوامل استخراج شده است، به دست آمد. همچنین پس از مصاحبه باز پاسخ با متخصصین از تکنیک کدگذاری باز و محوری استفاده شد و به روش پیمایش اکتشافی دلفی توسط 20 نفر از اعضای هیأت علمی معماری و شهرسازی دانشگاه‌ها در شهر تهران و بعدازآن نتایج از طریق جدول هدف محتوی به پرسشنامه تبدیل شد و طی 2 مرحله، پرسشنامه تکمیل شده است. برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده بر اساس تحلیل عامل Q نتایج استخراج و درنهایت تأثیرگذارترین عوامل بر فرآیند سرزندگی خلاق و تعاملات اجتماعی از هر یک از صفات فضایی مشخص شده است. ﻧﺘﺎﻳﺞ اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ابعاد اجتماعی، کالبدی، طراحی و روان‌شناختی محیط بر فضاهای باز دانشگاهی ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬار است.

بازخورد تصحیحی؛ چرایی و چگونگی ارائه آن در کلاس‌های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان

مرضیه سادات اعتمادالاسلامی; رضامراد صحرایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 201-228
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57772

یکی از مباحث مجادله‌آمیز در تاریخ آموزش زبان دوّم/ خارجی، مسئله خطا و تصحیح آن بوده است که منجر به پژوهش‌های مختلفی شده است. به اعتقاد برخی از محققان، بازخورد تصحیحی در کلاس جزئی از فرایند طبیعی یادگیری زبان است و انواع خطاهایی که زبان‌آموزان مرتکب می‌شوند نیز نشانه‌هایی از فرایند تکوین زبان دوم آن‌ها است. ازآنجاکه نظریه‌های مختلف زبان دوم‌آموزی مثل دستور جهانی، تعاملی شناختی و فرهنگی اجتماعی، دربارۀ اهمیت بازخورد تصحیحی دیدگاه‌های متفاوتی دارند، لذا هدف این پژوهش علاوه بر معرفی این نظریه‌ها، توصیف انواع بازخوردها به همراه مثال‌های مختلف در کلاس‌های فارسی آموزان خارجی است. این پژوهش میدانی، از نوع مشاهده کلاسی – تحقیق کلاسی است. در این مقاله، بر منابعی که در فاصله زمانی 1977 تا 2016 به چاپ رسیده‌اند، تمرکز شده است. نتایج بررسی‌ این منابع حاکی از آن است که در کلاس‌های زبانِ دوم‌آموزی به‌طور عام شش نوع بازخورد به نام‌های صریح، غیرصریح، درخواست توضیح، فرازبانی، فراخوانی و تکرار، هم‌چنین در کلاس‌های فارسی آموزان خارجی، علاوه بر این‌ها، دو نوع دیگر به نام‌های «بازخوردِ همدرس» و «تصحیح با تغییر نوبت‌دهی» بکار رفته است.

مقایسۀ رابطۀ ویژگی‌های شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی در دانشجویان با پاسخ‏های وانمود و صادقانه

حسن محمودیان; علی دلاور; نورعلی فرخی; احمد برجعلی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 229-242
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57773

نگرانی در زمینه وانمود پذیری شاخص‌های شخصیتی بعد از ظهور آزمون‌های شخصیتی به وجود آمده است. در این زمینه هدف پژوهش حاضر مقایسۀ رابطۀ ویژگی‌های شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی در دانشجویان با پاسخ‏های وانمود و صادقانه بود. روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه‌ای بود که تعداد 235 دانشجو به‌صورت در دسترس، پرسشنامه‌های تحقیق را تکمیل کردند. شرکت‌کنندگان به‌صورت تصادفی در دو گروه صادقانه و وانمود قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده‌ها در پژوهش حاضر از پرسشنامه‌های شخصیتی نئو (1992) و مطلوبیت اجتماعی کراون و مارلو (1960) استفاده شد. یافته‌ها نشان داد بین ابعاد شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی رابطه وجود دارد و این رابطه در بین دو گروه وانمود و صادقانه معنادار نیست؛ بنابراین می‌توان گفت باید روش‌هایی را برای کنترل روش‌شناسی اثر محتمل مطلوبیت اجتماعی در مطالعات با مدل پنج عامل شخصیتی انجام دهیم.

بررسی پتانسیل‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش دانش‌آموزان و فرایند ادغام آن در مدارس: مطالعه موردی دبیرستان‌های دخترانه شهر تهران

محمد توکل; مهسا لاریجانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 11-36
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57764

هدف پژوهش حاضر بررسی پتانسیل­های فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند آموزش دانش‌آموزان دبیرستان و ادغام آن در مدارس بود که از طریق مطالعه موردی صورت پذیرفت. جامعه آماری پژوهش، کلیه مدیران، دبیران و مسئولان فناوری شاغل در مدارس مقطع متوسطه نظری شهر تهران (دخترانه) در سال 1395 بودند؛ به‌منظور انجام تحقیق، شش دبیرستان در سطح شهر (چهار دبیرستان دولتی و دو دبیرستان غیرانتفاعی) و از مناطق بالا، متوسط و پایین‌شهر انتخاب شد و درمجموع با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند با 34 نفر از کادر مدارس مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به عمل آمد و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی داده‌ها مورد تحلیل قرار گرفت. یافته­های حاصل از مصاحبه­های عمیق نشان داد که پاسخگویان، پتانسیل‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش را، اصلاح ساختار آموزشی، تسهیل گری، هدایت‌گری، ارتباط‌دهنده و ابزار طراحی و تولید برشمردند. در خصوص فرایند ادغام فناوری، در سطح کلان، تأمین اعتبار هوشمند سازی، تجهیز مدارس، حمایت­های تشویقی، تربیت نیروی متخصص، تولید محتوا و تغییر آموزش مبتنی بر کنکور باید موردتوجه قرار گیرد. در سطح میانه، به نظر می‌رسد نوع مدرسه، نحوه مدیریت و به‌کارگیری معلمان در فرایند ادغام فناوری اثرگذار باشد. در سطح خرد نیز فرایند ادغامICT در فرایند تدریس معلمان، در مقولاتی همچون پذیرش، تطبیق، مناسب‌سازی و ابداع تحلیل و تفسیر شد.

تدوین مدل خود سامانه‌ی انگیزشی برای یادگیرندگان زبان فارسی به‌عنوان زبان دومï€

اسماعیل سعدی پور; زهره مُلایی; امیررضا وکیلی فرد

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 37-58
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57765

هدف پژوهش حاضر تدوین مدل انگیزشی متشکل از متغیرهای خود ِالزامی، خودکارآمدی، تجربه‌ی یادگیری و رفتار انگیخته‌ی یادگیری ِزبان فارسی به‌عنوان زبان دوم بود. برای این منظور، یک مطالعه‌ی همبستگی با نمونه‌ی 242 نفری از زبان‌آموزان نیمسال تحصیلی اول 95-96 مرکز آزفای دانشگاه بین‌المللی امام خمینی که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، به اجرا درآمد. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه‌ی محقق ساخته‌ی خود سامانه‌ی انگیزشی زبان فارسی، در چهار محور خودِ الزامی، خودکارآمدی ِزبان فارسی و تجربه‌ی یادگیری زبان فارسی و رفتار انگیخته‌ی یادگیریبود. برای بررسی روایی سازه پرسشنامه از روش تحلیل عامل تأییدی استفاده شد که نتایج نشان داد که پرسشنامه از روایی سازه مناسبی برخوردار است. همچنین مقدار پایایی به‌دست‌آمده برای کل پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرانباخ برابر 9/0 بود. یافته‌های حاصل از تحلیل مسیر میان چهار محور پیش گفته، نشان داد که تأثیر تجربه‌ی یادگیری بر خودکارآمدی، تجربه‌ی یادگیری بر رفتار انگیخته‌ی یادگیری زبان فارسی، خود الزامی بر رفتار انگیخته و خودکارآمدی بر رفتار انگیخته، مثبت و در سطح 5 درصد معنادار است. درحالی‌که تأثیر خود الزامی بر خودکارآمدی معنادار نیست. بیشترین تأثیر را تجربه‌ی یادگیری و سپس خودکارآمدی بر متغیر وابسته یعنی رفتار انگیخته‌ی یادگیری نشان داد. اثر غیرمستقیم خود الزامی بر رفتار انگیخته یادگیری از طریق خودکارآمدی معنادار نبود اما اثر غیرمستقیم تجربه‌ی یادگیری بر رفتار انگیخته یادگیری از طریق خودکارآمدی معنادار بود.

مدل‌یابی پیشایندها و پسایندهای جهت گیری های هدف پیشرفت در دانشجویان: یک تحلیل میانجیگرï€

زهرا باغی; امید شکری; جلیل فتح آبادی; محمود حیدری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 59-92
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57766

مطالعه حاضر با هدف آزمون مدل روابط علی پیشایندها و پسایندهای جهت­گیری­های هدفی انجام شد. 300 دانشجو (150 پسر و 150 دختر) به پرسشنامه هدف پیشرفت (AGQ-R) (الیوت و مورایاما، 2008)، مقیاس ارزیابی استرس (SAM-R) (رویلی، رویسچ، جاریکا و واگن، 2005)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASEQ) (زاژاکووا، لینچ و اسپنشادی، 2005)، نسخه کوتاه پرسشنامه هیجان‌های پیشرفت (AEQ-R) (عبدالله پور، 1394) و ادراک از تأکیدات هدف پیشرفت والدین (PPGE) (فریدل، کارتینا، ترنر و میدگلی، 2007) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی تسلطی والد با اهداف تسلطیِ فراگیران و رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی عملکردیِ والد با اهداف عملکردی فراگیران مثبت و معنادار بود. همچنین، نتایج نشان داد که رابطه جهت­گیری هدفی تسلط­محور با ارزیابی شناختی انطباقی مثبت و معنادار و با ارزیابی شناختی غیرانطباقی منفی و معنادار و رابطه بین هدف عملکردی با ارزیابی شناختی غیرانطباقی مثبت و معنادار و با ارزیابی شناختی انطباقی منفی و معنادار بود. علاوه بر این، نتایج نشان داد که رابطه بین ارزیابی شناختی انطباقی با هیجان‌های پیشرفت مثبت، مثبت و معنادار و با هیجان‌های پیشرفت منفی، منفی و معنادار و رابطه بین ارزیابی شناختی غیرانطباقی با هیجان‌های پیشرفت منفی، مثبت و معنادار و با هیجان‌های پیشرفت مثبت، منفی و معنادار بود. درنهایت، از یک‌سوی، نتایج پژوهش حاضر از نقش تعیین‌کننده باورهای خودکارآمدی تحصیلی و ادراک از تأکیدات هدفی والدین در پیش­بینی جهت‌گیری‌های هدفی فراگیران و از دیگر سوی، از نقش تبیینی جهت­گیری­های هدفی فراگیران در پیش­بینی ارزیابی­های شناختی و هیجان‌های پیشرفت آن‌ها حمایت می­کند.

رابطه بین تنظیم شناختی هیجان با تاب‌آوری در مدیران هلال احمر

کاووس محمودی; فاطمه قائمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 93-110
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57767

هدف این پژوهش بررسی رابطه بین تنظیم شناختی هیجان با تاب­آوری در مدیران هلال احمر بوده است. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه مدیران هلال احمرتهران بود که تعداد 108 نفر به‌طور تصادفی به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه­گیری در این پژوهش آزمون نظم­جویی شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) و مقیاس تاب­آوری کانر و دیویدسون (2003) بوده است. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان داد متغیر استراتژی‌های تنظیم شناختی هیجان مثبت به‌صورت مثبت و معنی دار متغیر تاب آوری را پیش‌بینی می‌کند. متغیر استراتژی‌های تنظیم شناختی هیجان منفی به‌صورت منفی و معنی دار قادر به‌پیش‌بینی متغیرتاب آوری بود. بین تنظیم شناختی هیجان با تاب آوری در مدیران هلال احمر رابطه وجود دارد(01/0p). لذا توصیه می‌شود از راهبردهای تنظیم هیجان مثبت در افزایش تاب آوری استفاده شود.

رابطه راهبردهای مدیریت دانش با ظرفیت‌های یادگیری فردی و سازمانی

محمد خان عزیزی; سیاوش طالع پسند

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 111-130
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57768

هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین راهبردهای مدیریت دانش (به­کارگیری دانش، تسهیم دانش و بازیابی دانش) با ظرفیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های یادگیری فردی و سازمانی در دبیرستان‌های پسرانه شهر تهران در سال تحصیلی 94-93 بود. روش پژوهش همبستگی و تعداد 235 معلم دبیرستان‌های پسرانه به روش نمونه‌گیری خوشه­ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل فرایندهای مدیریت دانش (چنگ، 2012) و ظرفیت‌های یادگیری فردی و سازمانی (سالیس و جونز، 2002) بود. داده‌ها بر مبنای مدل معادلات ساختاری (مدل تحلیل مسیر) و با استفاده از نرم­افزار Spss 19 و 8.8 Lisrel تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند، بین مؤلفه تسهیم دانش با ظرفیت یادگیری فردی و ظرفیت یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. همچنین نتایج به­دست­آمده نشان می­دهد مؤلفه به­کارگیری دانش، بر ظرفیت یادگیری فردی و مؤلفه‌ بازیابی دانش، بر ظرفیت یادگیری سازمانی اثر مستقیم دارند، ولی بین مؤلفه‌های ظرفیت یادگیری فردی و ظرفیت یادگیری سازمانی (متغیرهای میانجی) رابطه دوسویه برقرار نیست.

اثربخشی آموزش مهارت‌های ارتباطی برافزایش عزت نفس و کاهش تعارضات والد_فرزند ï€

اکر٠مظاهری; سیمین دخت رضاخانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 131-150
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57769

تحقیق حاضر به‌منظوربررسی اثربخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر افزایش عزت نفس وکاهش تعارضات والد فرزند در دختران دانش‌آموز دبیرستان‌های منطقه 13 شهر تهران انجام گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری موردمطالعه را دختران دانش‌آموزپایه اول، دوم وسوم تشکیل می‌دادند که در نیمسال اول سال تحصیلی 94-1393 در دبیرستان‌های دولتی منطقه 13 شهر تهران به تحصیل اشتغال داشتند. از این جامعه تعداد 30نفرکه در آزمون عزت نفس کوپر اسمیت(1967) پایین­ترین نمره ودر آزمون تعارضات والد- فرزند اشتراوس (1990) بالاترین نمره را کسب کرده بودند به‌صورت تصادفی در گروه نمونه قرار گرفتند. در این پژوهش آموزش مهارت­های ارتباطی به‌عنوان متغیر مستقل درده جلسه‌ی 90 دقیقه­ای به‌صورت هفتگی به گروه آزمایش آموزش داده شد. پس از پایان آموزش، هر دو گروه آزمایش و کنترل مورد پس‌آزمون قرار گرفتند. تجزیه‌وتحلیل داده­های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت­های ارتباطی بر افزایش عزت نفس و کاهش تعارضات والد- فرزند مؤثر است.

رهیافتی به پیامدهای سیاست گذاری علم و فناوری در ایران بر اساس تحلیل اسناد بالادستی

حجت اله مرادی پور; ابراهی٠حاجیانی; حشمت خلیفه سلطانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 151-178
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57770

 به‌طور عام بیش از چند دهه از عمر سیاست‌گذاری‌های کلان و برنامه‌ریزی‌های توسعه مبتنی بر این سیاست‌گذاری‌ها در ایران می‌گذرد اما به‌طور خاص سیاست‌گذاری در حوزه علم و فناوری سابقه‌ای حدوداً دو دهه­ای دارد. برای اولین در برنامه توسعه سوم فصلی به توسعه علم و فناوری اختصاص داده شد. در طول این سال‌ها چندین سند بالادستی برای سیاست‌گذاری کلان در حوزه علم و فناوری (سند چشم‌انداز بیست‌ساله، نقشه جامعه علمی کشور و سیاست‌های کلی علم و فناوری ابلاغی مقام معظم رهبری) تدوین و ابلاغ شده است. بعد از گذشت قریب دو دهه از سیاست‌گذاری‌ها متأسفانه نتایج و خروجی‌ها با آنچه انتظار می‌رفت تفاوت دارند. رتبه علمی ایران و برخی دیگر از شاخص­های مرتبط مؤید همین مطلب هستند. ‌با عنایت به اینکه این پژوهش ازلحاظ ماهیت کاربردی، ازنظر نوع کمی و کیفی (آمیخته) و لذا روش تحلیل محتوای کیفی­-کمی استفاده شده است. جامعه آماری آن اسناد بالادستی در حوزه علم و فناوری است. با توجه به اینکه هدف اصلی این پژوهش شناسایی نوع/ روش سیاست‌گذاری علم و فناوری به‌منظور تحلیل پیامد­های حاصل از سیاست­گذاری­های مذکور بر توسعه کشور است، ضمن مطالعه مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق، نسبت به شناسایی ابزارهای سیاست‌گذاری اقدام شده و سپس با تحلیل محتوای اسناد بالادستی در حوزه علم و فناوری سعی شده است که ارتباط میان شیوه سیاست­گذاری­های انجام‌شده با پیامدهای حوزه علم و فناوری را شناسایی نماییم. یافته‌ها نشان می‌دهند که وحدت رویه و نگاه منسجم استراتژیک بر سیاست‌گذاری‌ها حاکم نبوده است و پیامدها از عدم توازن در عرصه‌های عرضه و تقاضا رنج می‌برند.

اصول طراحی فضاهای باز دانشگاهی مبتنی بر سرزندگی خلاق و تعامل اجتماعی از نگاه متخصصان

سعید عظمتی; فرهنگ مظفر; سیدباقر حسینی; بهرا٠صالح صدق پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 179-200
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57771

هدف از این پژوهش ارائه اصول برای طراحی فضاهای باز دانشگاهی مبتنی بر افزایش سرزندگی خلاق و تعاملات اجتماعی است. در این پژوهش از روش تحقیق تلفیقی (کیفی کمّی) استفاده شده است. جامعه موردمطالعه متخصصین رشته معماری و شهرسازی بوده و از طریق روش نمونه‌گیری شبکه‌ای (گلوله برفی) و حجم نمونه از طریق اشباع نظری انجام پذیرفته که از عوامل استخراج شده است، به دست آمد. همچنین پس از مصاحبه باز پاسخ با متخصصین از تکنیک کدگذاری باز و محوری استفاده شد و به روش پیمایش اکتشافی دلفی توسط 20 نفر از اعضای هیأت علمی معماری و شهرسازی دانشگاه‌ها در شهر تهران و بعدازآن نتایج از طریق جدول هدف محتوی به پرسشنامه تبدیل شد و طی 2 مرحله، پرسشنامه تکمیل شده است. برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده بر اساس تحلیل عامل Q نتایج استخراج و درنهایت تأثیرگذارترین عوامل بر فرآیند سرزندگی خلاق و تعاملات اجتماعی از هر یک از صفات فضایی مشخص شده است. ﻧﺘﺎﻳﺞ اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ آن اﺳﺖ ﻛﻪ ابعاد اجتماعی، کالبدی، طراحی و روان‌شناختی محیط بر فضاهای باز دانشگاهی ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬار است.

بازخورد تصحیحی؛ چرایی و چگونگی ارائه آن در کلاس‌های آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان

مرضیه سادات اعتمادالاسلامی; رضامراد صحرایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 201-228
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57772

یکی از مباحث مجادله‌آمیز در تاریخ آموزش زبان دوّم/ خارجی، مسئله خطا و تصحیح آن بوده است که منجر به پژوهش‌های مختلفی شده است. به اعتقاد برخی از محققان، بازخورد تصحیحی در کلاس جزئی از فرایند طبیعی یادگیری زبان است و انواع خطاهایی که زبان‌آموزان مرتکب می‌شوند نیز نشانه‌هایی از فرایند تکوین زبان دوم آن‌ها است. ازآنجاکه نظریه‌های مختلف زبان دوم‌آموزی مثل دستور جهانی، تعاملی شناختی و فرهنگی اجتماعی، دربارۀ اهمیت بازخورد تصحیحی دیدگاه‌های متفاوتی دارند، لذا هدف این پژوهش علاوه بر معرفی این نظریه‌ها، توصیف انواع بازخوردها به همراه مثال‌های مختلف در کلاس‌های فارسی آموزان خارجی است. این پژوهش میدانی، از نوع مشاهده کلاسی – تحقیق کلاسی است. در این مقاله، بر منابعی که در فاصله زمانی 1977 تا 2016 به چاپ رسیده‌اند، تمرکز شده است. نتایج بررسی‌ این منابع حاکی از آن است که در کلاس‌های زبانِ دوم‌آموزی به‌طور عام شش نوع بازخورد به نام‌های صریح، غیرصریح، درخواست توضیح، فرازبانی، فراخوانی و تکرار، هم‌چنین در کلاس‌های فارسی آموزان خارجی، علاوه بر این‌ها، دو نوع دیگر به نام‌های «بازخوردِ همدرس» و «تصحیح با تغییر نوبت‌دهی» بکار رفته است.

مقایسۀ رابطۀ ویژگی‌های شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی در دانشجویان با پاسخ‏های وانمود و صادقانهï€

حسن محمودیان; علی دلاور; نورعلی فرخی; احمد برجعلی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 37, صفحه 229-242
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.57773

نگرانی در زمینه وانمود پذیری شاخص‌های شخصیتی بعد از ظهور آزمون‌های شخصیتی به وجود آمده است. در این زمینه هدف پژوهش حاضر مقایسۀ رابطۀ ویژگی‌های شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی در دانشجویان با پاسخ‏های وانمود و صادقانه بود. روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه‌ای بود که تعداد 235 دانشجو به‌صورت در دسترس، پرسشنامه‌های تحقیق را تکمیل کردند. شرکت‌کنندگان به‌صورت تصادفی در دو گروه صادقانه و وانمود قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده‌ها در پژوهش حاضر از پرسشنامه‌های شخصیتی نئو (1992) و مطلوبیت اجتماعی کراون و مارلو (1960) استفاده شد. یافته‌ها نشان داد بین ابعاد شخصیتی و مطلوبیت اجتماعی رابطه وجود دارد و این رابطه در بین دو گروه وانمود و صادقانه معنادار نیست؛ بنابراین می‌توان گفت باید روش‌هایی را برای کنترل روش‌شناسی اثر محتمل مطلوبیت اجتماعی در مطالعات با مدل پنج عامل شخصیتی انجام دهیم.