پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

نقش واسطه‌‌ای عزت نفس در رابطة بین سرمایة اجتماعی و امید تحصیلی دانشجویان نخبة ورزشی

علی جلیلی شیشیوان; فریبرز درتاج; اسماعیل سعدی‌پور; نورعلی فرخی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 7-40
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51074

هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه‌گری عزت‌نفس در رابطه بین سرمایه اجتماعی و امید تحصیلی دانشجویان نخبه ورزشی است. بدین منظور از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان نخبه ورزشی محصل است که در المپیادهای ورزشی دانشجویی کشور طی چهار سال اخیر (از 1391 تا 1395) موفق به دریافت مدال شده‌اند. با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب 349 ورزشکار نخبه از این جامعه انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه سرمایه اجتماعی مبارکی (1384)، عزت‌نفس روزنبرگ (1965) و مقیاس امید تحصیلی سهرابی و سامانی (2011) استفاده شده است. تجزیه‌وتحلیل آماری داده‌ها به کمک نرم‌افزار آماری ایموس صورت گرفته است. نتایج نشان داد که از بین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی، مؤلفه‌های مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی و انسجام اجتماعی به‌طور مستقیم منجر به افزایش امید تحصیلی می‌شوند. در بررسی آثار غیرمستقیم نیز مشخص شد که دو مؤلفه‌ حمایت اجتماعی و روابط متقابل از طریق افزایش عزت‌نفس منجر به بالا رفتن امید تحصیلی می‌شوند. با محاسبه‌ شاخص‌های برازش مشخص شد که مدل پژوهش تطابق مناسبی با داده‌ها دارد. سرانجام، این نتایج در پرتو پیشینه به بحث گذاشته شده است و تلویحات نظری و کاربردی یافته‌ها ارائه شده است.

تأثیر آموزش هنر بر حافظة بصری افراد

فرنوش شمیلی; فاطمه کاتب

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 41-60
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51076

هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش هنر بر حافظه بصری افراد است. با توجه به این اصل که ارتقای کیفیت سازمان ادراکی افراد به ارتقای کیفیت حافظه ایشان می‌انجامد، هرگونه بحث در مورد کیفیت حافظه و بهبود و ارتقای آن منوط به بحث و مداقة بیش‌تر در مورد ادراک و سازمان‌بندی اطلاعات در ذهن افراد است. در این پژوهش سعی شده است در محیطی آزمایشگاهی سنجشی انجام گیرد که نتایج آن پاسخ به دو سؤال این پژوهش باشد. اول این‌که «آموزش هنر چه تأثیری بر سازمان ادراکی افراد دارد؟»؛ دوم این‌که «آموزش هنر چه تأثیری بر حافظه بصری افراد دارد؟». این آزمون «آزمون کپی و باز پدیدآوری اشکال هندسی پیچیده آندره ری» نامیده می‌شود. شصت آزمودنی شامل سی نفر هنرجوی هنرهای تجسمی و سی نفر از میان افراد غیرهنری در این پژوهش شرکت کرده‌اند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش‌های آماری استفاده شده است. مقایسه نمرات تفاوت معنی‌داری را در معیارهای سازمان ادراکی و حافظه بصری نشان می‌دهد. بر اساس این نتایج معیارهای متفاوت سازمان ادراکی افراد شامل کیفیت و غنای ترسیم، سبک ترسیم و همچنین طول مدت ترسیم در گروه غیرهنری نمرات کمتری را نسبت به گروه هنری نشان می‌دهند. از طرفی مقایسه نتایج مربوط به باز پدیدآوری اشکال نشان می‌دهد غنا و صحت باز پدیدآوری اشکال و یا به عبارتی معیار اندازه‌گیری حافظه بصری افراد هنری به‌مراتب از گروه غیرهنری بیش‌تر است.

برازش الگوی سالم‌زیستی خود تجزیه‌ناپذیر در دانشجویان ایرانی

سید طه هاشمی; احمد علیپور; حسین زارع; مهناز علی اکبری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 61-88
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51086

با هدف برازش الگوی سالم زیستی خود تجزیه‌ناپذیر در دانشجویان ایرانی، یک طرح پژوهی توصیفی زمینه‌یابی و همبستگی به اجرا درآمد. یک گروه نمونه شامل 582 نفر زن و مرد از میان دانشجویان دانشگاه‌های تهران با روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند. میانگین سنی مشارکت‌کننده‌ها 25 سال بود. تحلیل عامل تأییدی در مورد داده‌ها نشان داد الگوی سالم زیستی خود تجزیه‌ناپذیر با گروه هدف انطباق و برازش دارد. بررسی نمره‌های میانگین نیز نشان داد در اکثر عامل‌ها و خرده مقیاس‌ها رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد. بررسی اثر جنسیت بر سالم زیستی نیز نشان داد تفاوت جنس در سالم زیستی فقط در خود ذاتی معنی‌دار است و در سایر عامل‌ها معنی‌دار نیست. در بررسی رابطه متغیرهای جنسیت، شغل و تأهل نیز مشخص شد تفاوت‌ها در میان جنس فقط در هر دو سازه معنی‌دار، اما در وضعیت تأهل فقط در سالم زیستی و در متغیر شغل در هیچ‌کدام معنی‌دار نبود. نتیجه‌ای که می‌توان از این پژوهش به‌دست آورد این است که الگوی سالم زیستی خود تجزیه‌ناپذیر به‌مثابه الگویی تکاملی در جامعه دانشجویان ایرانی قابل‌مطالعه و پژوهش است؛ امید است این پژوهش راهی برای استفاده از این الگو در کنار الگوهای بومی و اسلامی و همچنین تلفیق مناسب آن‌ها بگشاید.

روند تغییرات و نقش عوامل نگرش، علاقه و خودپندارۀ علوم دانش‎آموزان پایۀ هشتم بر پیش‏بینی عملکرد علوم بر مبنای مطالعات تیمز

مژگان جعفری; علیرضا کیامنش; عبدالعظیم کریمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 89-120
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51087

در این مطالعه روند تغییرات نقش متغیرهای خودپنداره، نگرش و علاقه به علوم بر پیش‏بینی عملکرد دانش‎آموزان پایۀ هشتم کشور در مطالعات تیمز در سال‌های 2003، 2007، 2011 و 2015 بررسی شده است. برای بررسی داده‎های 21434 دانش‎آموز پایۀ هشتم که در چهار مطالعۀ ادواری تیمز شرکت داشتند، از تحلیل عاملی تأییدی، اندازه‎های اثر و مدل‎یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته‏ها نشان می‎دهد که در فاصلۀ سال‎های 2003 تا 2007 همراه با افزایش متوسط نمرۀ علوم، متوسط خودپندارۀ علوم و نگرش نسبت به علوم نیز افزایش یافته است. تغییرات نگرش در این دوره بسیار جزئی است. در فاصلۀ سال‎های 2007 تا 2011 همراه با افزایش متوسط نمرۀ پیشرفت، متوسط خودپندارۀ علوم، نگرش و علاقه نسبت به علوم نیز افزایش یافته‏اند. در فاصلۀ سال‎های 2011 تا 2015 همراه با کاهش متوسط نمرۀ علوم، متوسط خودپندارۀ علوم و متوسط علاقه به علوم نیز کاهش یافته است، ولی متوسط نگرش نسبت به علوم افزایش یافته است. نتایجSEMنشان می‏دهد که خودپندارۀ علوم به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم عملکرد علوم دانش‏آموزان را پیش‏بینی می‏کند. همچنین، یافته‏ها نشان داد که نگرش و علاقه به علوم اثر منفی بر عملکرد علوم دارند. بررسی دلایل اثر منفی نگرش و علاقه به علوم بر عملکرد علوم به مطالعات چندجانبۀ روان‎شناختی و جامعه‌شناختی نیاز دارد. از طرفی، ازآنجاکه نگرش متغیر مهمی در یادگیری است، علل همسو نبودن نگرش نسبت به علوم با نمرۀ پیشرفت به‌ویژه در آزمون 2015 باید موردتوجه و شناسایی قرار گیرد

شناسایی عوامل علّی مؤثر بر الگوی آموزش‌های مجازی دانشگاهی در ایران

حبیب ا رود ساز; امین رضا کمالیان; مقصود امیری; احمد قائم‌مقامی تبریزی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 121-144
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51088

آموزش‌های الکترونیکی می‌تواند نقشی اساسی در آینده نزدیک برای رشد و توسعه کشور داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل علّی مؤثر بر الگوی آموزش‌های مجازی دانشگاهی در ایران و ارائه مدل است. ازاین‌رو، با نخبگان درباره موضوع پژوهش مصاحبه‌ شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و به روش گلوله برفی دنبال شد و درنهایت، 24 مصاحبه کیفی صورت گرفت. یافته‌های پژوهش با روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌‌‌ها بیانگر 80 نشان مؤثر در الگوی آموزش‌‌های مجازی دانشگاهی در ایران بود. این نشان‌‌ها در 11 مفهوم طبقه‌بندی شد: مسائل سازمانی، مدیریت یکپارچه، مزیت رقابتی، کیفیت هدفمند آموزشی، مدیریت دانش، تکنولوژی، سنجش‌پذیری، سهولت دسترسی، نوآوری و خلاقیت، آینده‌نگری و شایسته‌سالاری. با توجه به یافته‌های پژوهش راهبردهای اجرایی ارائه شده است که راهگشای مدیران آموزش‌های مجازی درباره اجرای موفقیت‌آمیز این نوع آموزش‌‌ها و پیامدهای حاصل از آن است.

درآمدی بر جامعه شناسی تاریخی تقاضای اجتماعی آموزش در ایران

علیرضا مرادی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 145-180
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51089

هدف این بررسی، تبیین جنبه‌های تاریخی تقاضای آموزش در ایران و تحلیل عوامل مؤثر بر این تقاضا در بستر زندگی اجتماعی ایرانیان است. پرسش اصلی تحقیق حاضر متمرکز بر تفسیر رویکرد توده مردم (Crowd) در قبال آموزش است. این پژوهش به روش کیفی است و داده‌های آن با روش اسنادی گردآوری شده است. این بررسی به‌طورکلی نشان داد که اولاً از مفهوم «تقاضای آموزش» در تعریف نوین (به‌مثابه بستری برای شکل‌گیری منابع انسانی) برای فهم ماهیت و تحولات طلب علم در تاریخ ایران، نمی‌توان استفاده کرد، زیرا تقاضای آموزش نزد توده­های مردم به‌صورت مطالبه عمومی و فراگیر نبود. بررسی تاریخ‌نگاری آموزشی نشان داد که تاکنون از تاریخ اجتماعی آموزش غفلت شده است و رد پای مردم عادی در تاریخ فرهنگ ایران بسیار کم است و عموم مردم از حیث طلب علم با توجه به جنسیت، طبقه، قومیت و نوع نظام اجتماعی با هم نابرابر بوده‌اند. از سوی دیگر، ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه ایران شرایط و زمینه‌های لازم را برای شکل‌گیری تقاضای علم‌اندوزی بین توده‌های مردم، عوام و رعایا فراهم نمی‌کرده است. در برخی از برهه‌ها نیز (مانند دوره صفویه) به دلیل ساختار فرهنگی خاص، این تقاضا صرفاً در مسیر علوم دینی امکان تبلور داشت؛ و نکته آخر اینکه تحولات اندازه و ماهیت تقاضای آموزش در دوره جدید تاریخ ایران با گسترش نسبی زیرساخت‌های اقتصادی- اجتماعی مرتبط بوده است.

تبیین فلسفة یادگیری با تأکید بر نظریة یادگیری وینچ

غلامحسن پناهی; یحیی قائدی; سعید ضرغامی; محمدحسین عبداللهی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 181-208
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51090

هدف پژوهش حاضر تبیین فلسفة یادگیری با تأکید بر دیدگاه وینچ درباره فلسفة یادگیری است‌‌. در این راستا، با استفاده از شیوه تحلیل مفهومی، ابتدا مفهوم یادگیری و دیدگاه‌های روان‌شناسانه و نیز مکاتب فلسفی یادگیری ارائه شده است‌‌. سپس اصول اساسی فلسفة یادگیری از منظر وینچ تشریح شده است‌‌. در تبیین جایگاه فلسفة یادگیری وینچ در میان سایر نظریات روان‌شناسانه، مشخص شد که علیرغم تأکید رفتارگرایان بر رفتار آشکار موجودات زنده و تأکید شناخت‌گرایان بر فرایندهای شناختی، وینچ با جداسازی ابعاد عاطفی، شناختی و رفتاری در انسان مخالف است‌‌. وینچ همچون رفتارگرایان با مفهوم تربیت موافق است، اما برداشت او از تربیت متفاوت با نظر رفتارگرایان است‌‌. همچنین او بر اهمیت تأثیر توجه و تفکر در یادگیری تأکید می‌کند‌‌. این همان چیزی است که به‌صورت برجسته در نظریه‌های شناختی و به‌صورت کم‌رنگ‌تر در نظریه‌های رفتاری نیز دیده می‌شود‌.

اثربخشی آموزشی شکوفایی بر هیجان‌های مثبت، روابط، احساس معنی، پیشرفت و مجذوبیت پژوهشگران جوان و نخبگان

پرویز میرزاخانی; علی محمد رضایی; علی اکبر امین بیدختی; محمود نجفی; اسحق رحیمیان بوگر

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 209-230
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51091

هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزشی شکوفایی بر مؤلفه‌های شکوفایی شامل هیجان‌های مثبت، روابط، معنا، مجذوبیت و پیشرفت پژوهشگران جوان و نخبگان است. طرح پژوهش به‌صورت شبه‌آزمایشی است که با بهره‌گیری از طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری را اعضای باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی در واحدهای شهر تهران در سال 1396- 1395 تشکیل داده‌اند. نمونه پژوهش را چهل نفر از اعضای باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان که در همه مؤلفه‌های شکوفایی نمره‌ای پایین‌تر از میانگین کسب کرده بودند، تشکیل می‌دهند. این چهل نفر به‌صورت تصادفی به دو گروه بیست‌نفره تقسیم شدند و با همین روش یکی از گروه‌ها به‌عنوان گروه آزمایش و گروه دیگر به‌عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. پیش از شروع دوره آموزشی، هر دو گروه مقیاس شکوفایی باتلر و کرن (2015) را تکمیل کردند و سپس پروتکل آموزشی‌ـ‌مداخلة شکوفایی، به گروه آزمایش طی هشت جلسة دو ‌ساعته در دو روز آموزش داده شد. به گروه گواه در این زمینه آموزشی داده نشد. در پایان دوره، هر دو گروه دوباره پرسش‌نامه را تکمیل کردند. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک‌متغیره تحلیل شد.یافته‌ها نشان داد برنامة مذکور به‌طور معنی‌داری مؤلفه‌های شکوفایی گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل افزایش داده است. این برنامه می‌تواند در بهبود مؤلفه‌های شکوفایی (هیجان مثبت، مجذوبیت، روابط، معنا و پیشرفت) مؤثر واقع شود. جامعه‌ای می‌تواند به بالندگی و خودکفایی برسد که با ایجاد شرایط و امکانات لازم، زمینه پرورش و شکوفایی توانمندی‌ها و استعدادهای برتر را آماده کند؛ لذا استفاده از مداخلة شکوفایی با هدف ارتقای شکوفایی نخبگان توصیه می‌شود.

طراحی مدل تصویرسازی سازمانی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی با رویکرد ساختاری ـ تفسیری

سید محمود هاشمی; سید علی اکبر افجه‌ای; حامد دهقانان; وحید خاشعی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 231-260
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51092

تصویرسازی موضوع جدیدی است که توجه بسیاری از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی را به خود جلب کرده است؛ به‌طوری‌که افزایش رقابت میان دانشگاه­ها بر سر جذب دانشجو آن‌ها را وادار کرده تا از ویژگی‌های منحصربه‌فرد برای خودشان تصویر مطلوبی ایجاد کنند. این مقاله با هدف طراحی مدل تصویرسازی سازمانی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی با رویکرد ساختاری – تفسیری در دانشگاه علامه طباطبائی تهیه شده است. روش پژوهش روش مدل‌سازی ساختاری – تفسیری است. روش گردآوری داده‌ها پرسشنامه ماتریس خودتعاملی بوده و نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام شده است. در مرحله نخست محقق با استفاده از روش تحلیل مضمونی به شبکه مضامین تصویرسازی سازمانی دانشگاه دست یافت و در مرحله دوم با بهره‌گیری از روش ISM و تحلیل MICMAC روابط میان مضامین را که شامل فعالیت‌های آموزشی، خلاقیت و نوآوری، عوامل محیطی، هویت، ارتباطات، فعالیت‌های پژوهشی، جوّ سازمانی، امکانات و خدمات، فناوری، شهرت، محیط فیزیکی و سرمایه انسانی است، یافته و آن‌ها را سطح‌بندی کرده و درنهایت مدل نهایی تحقیق ترسیم شد.

پیش‌بینی رفتارهای تخریبی فرزندان از طریق بافت و کارکرد خانواده با میانجی‌گری نظم‌جویی شناختی هیجان و نظریه ذهن

علی دره کردی; ناصر بهروزی; غلامحسین مکتبی; کیومرث بشلیده

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 261-279
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51093

هدف پژوهش حاضر یافتن رابطه علَی بافت و کارکرد خانواده با رفتارهای تخریبی با میانجی­گری نظم‌جویی شناختی هیجان و نظریه ذهن است. جامعه آماری دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه شهر اهواز بودند. نمونه‌ای 384 نفری به‌صورت تصادفی چندمرحله­ای انتخاب شد. ابزار پژوهش مقیاس رفتارهای تخریبی نبوی و همکاران (1390)، فرم کوتاه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001)، مقیاس نظریه ذهن استیلمن نسخة قمرانی و همکاران (1385)، مقیاس عملکرد عاطفی خانوادة مدارس کشور (1392) بود. تحلیل داده­ها با روش مدل ساختاری و آزمون بوت استراپ برای بررسی نقش میانجی­گری متغیرها در نرم‌افزار آموس انجام شد. بررسی شاخص‌های برازش مدل نشان داد مدل اصلاح‌شده از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین، نتایج بوت استراپ نقش میانجی‌گرانة عملکرد نظریه ذهن و تنظیم شناختی هیجان در ارتباط بین بافت و عملکرد خانواده با رفتارهای تخریبی را تأیید کرد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از معنی‌داری نقش میانجی­گرانة نظریه ذهن و نظم‌جویی شناختی هیجان می­توان گفت مداخله روی آموزش نظریه ذهن و نظم‌جویی شناختی هیجان می­تواند روی کاهش رفتارهای تخریبی مدنظر قرار گیرد.

نقش واسطه‌‌ای عزت نفس در رابطة بین سرمایة اجتماعی و امید تحصیلی دانشجویان نخبة ورزشی

علی جلیلی شیشیوان; فریبرز درتاج; اسماعیل سعدی‌پور; نورعلی فرخی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 7-40
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51074

هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه‌گری عزت‌نفس در رابطه بین سرمایه اجتماعی و امید تحصیلی دانشجویان نخبه ورزشی است. بدین منظور از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان نخبه ورزشی محصل است که در المپیادهای ورزشی دانشجویی کشور طی چهار سال اخیر (از 1391 تا 1395) موفق به دریافت مدال شده‌اند. با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب 349 ورزشکار نخبه از این جامعه انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه سرمایه اجتماعی مبارکی (1384)، عزت‌نفس روزنبرگ (1965) و مقیاس امید تحصیلی سهرابی و سامانی (2011) استفاده شده است. تجزیه‌وتحلیل آماری داده‌ها به کمک نرم‌افزار آماری ایموس صورت گرفته است. نتایج نشان داد که از بین مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی، مؤلفه‌های مشارکت اجتماعی، حمایت اجتماعی و انسجام اجتماعی به‌طور مستقیم منجر به افزایش امید تحصیلی می‌شوند. در بررسی آثار غیرمستقیم نیز مشخص شد که دو مؤلفه‌ حمایت اجتماعی و روابط متقابل از طریق افزایش عزت‌نفس منجر به بالا رفتن امید تحصیلی می‌شوند. با محاسبه‌ شاخص‌های برازش مشخص شد که مدل پژوهش تطابق مناسبی با داده‌ها دارد. سرانجام، این نتایج در پرتو پیشینه به بحث گذاشته شده است و تلویحات نظری و کاربردی یافته‌ها ارائه شده است.

تأثیر آموزش هنر بر حافظة بصری افراد

فرنوش شمیلی; فاطمه کاتب

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 41-60
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51076

  هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش هنر بر حافظه بصری افراد است. با توجه به این اصل که ارتقای کیفیت سازمان ادراکی افراد به ارتقای کیفیت حافظه ایشان می‌انجامد، هرگونه بحث در مورد کیفیت حافظه و بهبود و ارتقای آن منوط به بحث و مداقة بیش‌تر در مورد ادراک و سازمان‌بندی اطلاعات در ذهن افراد است. در این پژوهش سعی شده است در محیطی آزمایشگاهی سنجشی انجام گیرد که نتایج آن پاسخ به دو سؤال این پژوهش باشد. اول این‌که «آموزش هنر چه تأثیری بر سازمان ادراکی افراد دارد؟»؛ دوم این‌که «آموزش هنر چه تأثیری بر حافظه بصری افراد دارد؟». این آزمون «آزمون کپی و باز پدیدآوری اشکال هندسی پیچیده آندره ری» نامیده می‌شود. شصت آزمودنی شامل سی نفر هنرجوی هنرهای تجسمی و سی نفر از میان افراد غیرهنری در این پژوهش شرکت کرده‌اند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش‌های آماری استفاده شده است. مقایسه نمرات تفاوت معنی‌داری را در معیارهای سازمان ادراکی و حافظه بصری نشان می‌دهد. بر اساس این نتایج معیارهای متفاوت سازمان ادراکی افراد شامل کیفیت و غنای ترسیم، سبک ترسیم و همچنین طول مدت ترسیم در گروه غیرهنری نمرات کمتری را نسبت به گروه هنری نشان می‌دهند. از طرفی مقایسه نتایج مربوط به باز پدیدآوری اشکال نشان می‌دهد غنا و صحت باز پدیدآوری اشکال و یا به عبارتی معیار اندازه‌گیری حافظه بصری افراد هنری به‌مراتب از گروه غیرهنری بیش‌تر است.     Â

برازش الگوی سالم‌زیستی خود تجزیه‌ناپذیر در دانشجویان ایرانی

سید طه هاشمی; احمد علیپور; حسین زارع; مهناز علی اکبری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 61-88
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51086

با هدف برازش الگوی سالم زیستی خود تجزیه‌ناپذیر در دانشجویان ایرانی، یک طرح پژوهی توصیفی زمینه‌یابی و همبستگی به اجرا درآمد. یک گروه نمونه شامل 582 نفر زن و مرد از میان دانشجویان دانشگاه‌های تهران با روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند. میانگین سنی مشارکت‌کننده‌ها 25 سال بود. تحلیل عامل تأییدی در مورد داده‌ها نشان داد الگوی سالم زیستی خود تجزیه‌ناپذیر با گروه هدف انطباق و برازش دارد. بررسی نمره‌های میانگین نیز نشان داد در اکثر عامل‌ها و خرده مقیاس‌ها رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد. بررسی اثر جنسیت بر سالم زیستی نیز نشان داد تفاوت جنس در سالم زیستی فقط در خود ذاتی معنی‌دار است و در سایر عامل‌ها معنی‌دار نیست. در بررسی رابطه متغیرهای جنسیت، شغل و تأهل نیز مشخص شد تفاوت‌ها در میان جنس فقط در هر دو سازه معنی‌دار، اما در وضعیت تأهل فقط در سالم زیستی و در متغیر شغل در هیچ‌کدام معنی‌دار نبود. نتیجه‌ای که می‌توان از این پژوهش به‌دست آورد این است که الگوی سالم زیستی خود تجزیه‌ناپذیر به‌مثابه الگویی تکاملی در جامعه دانشجویان ایرانی قابل‌مطالعه و پژوهش است؛ امید است این پژوهش راهی برای استفاده از این الگو در کنار الگوهای بومی و اسلامی و همچنین تلفیق مناسب آن‌ها بگشاید.

روند تغییرات و نقش عوامل نگرش، علاقه و خودپندارۀ علوم دانش‎آموزان پایۀ هشتم بر پیش‏بینی عملکرد علوم بر مبنای مطالعات تیمز

مژگان جعفری; علیرضا کیامنش; عبدالعظی٠کریمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 89-120
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51087

در این مطالعه روند تغییرات نقش متغیرهای خودپنداره، نگرش و علاقه به علوم بر پیش‏بینی عملکرد دانش‎آموزان پایۀ هشتم کشور در مطالعات تیمز در سال‌های 2003، 2007، 2011 و 2015 بررسی شده است. برای بررسی داده‎های 21434 دانش‎آموز پایۀ هشتم که در چهار مطالعۀ ادواری تیمز شرکت داشتند، از تحلیل عاملی تأییدی، اندازه‎های اثر و مدل‎یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته‏ها نشان می‎دهد که در فاصلۀ سال‎های 2003 تا 2007 همراه با افزایش متوسط نمرۀ علوم، متوسط خودپندارۀ علوم و نگرش نسبت به علوم نیز افزایش یافته است. تغییرات نگرش در این دوره بسیار جزئی است. در فاصلۀ سال‎های 2007 تا 2011 همراه با افزایش متوسط نمرۀ پیشرفت، متوسط خودپندارۀ علوم، نگرش و علاقه نسبت به علوم نیز افزایش یافته‏اند. در فاصلۀ سال‎های 2011 تا 2015 همراه با کاهش متوسط نمرۀ علوم، متوسط خودپندارۀ علوم و متوسط علاقه به علوم نیز کاهش یافته است، ولی متوسط نگرش نسبت به علوم افزایش یافته است. نتایجSEMنشان می‏دهد که خودپندارۀ علوم به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم عملکرد علوم دانش‏آموزان را پیش‏بینی می‏کند. همچنین، یافته‏ها نشان داد که نگرش و علاقه به علوم اثر منفی بر عملکرد علوم دارند. بررسی دلایل اثر منفی نگرش و علاقه به علوم بر عملکرد علوم به مطالعات چندجانبۀ روان‎شناختی و جامعه‌شناختی نیاز دارد. از طرفی، ازآنجاکه نگرش متغیر مهمی در یادگیری است، علل همسو نبودن نگرش نسبت به علوم با نمرۀ پیشرفت به‌ویژه در آزمون 2015 باید موردتوجه و شناسایی قرار گیرد

شناسایی عوامل علّی مؤثر بر الگوی آموزش‌های مجازی دانشگاهی در ایران

حبیب ا رود ساز; امین رضا کمالیان; مقصود امیری; احمد قائم‌مقامی تبریزی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 121-144
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51088

آموزش‌های الکترونیکی می‌تواند نقشی اساسی در آینده نزدیک برای رشد و توسعه کشور داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل علّی مؤثر بر الگوی آموزش‌های مجازی دانشگاهی در ایران و ارائه مدل است. ازاین‌رو، با نخبگان درباره موضوع پژوهش مصاحبه‌ شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و به روش گلوله برفی دنبال شد و درنهایت، 24 مصاحبه کیفی صورت گرفت. یافته‌های پژوهش با روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌‌‌ها بیانگر 80 نشان مؤثر در الگوی آموزش‌‌های مجازی دانشگاهی در ایران بود. این نشان‌‌ها در 11 مفهوم طبقه‌بندی شد: مسائل سازمانی، مدیریت یکپارچه، مزیت رقابتی، کیفیت هدفمند آموزشی، مدیریت دانش، تکنولوژی، سنجش‌پذیری، سهولت دسترسی، نوآوری و خلاقیت، آینده‌نگری و شایسته‌سالاری. با توجه به یافته‌های پژوهش راهبردهای اجرایی ارائه شده است که راهگشای مدیران آموزش‌های مجازی درباره اجرای موفقیت‌آمیز این نوع آموزش‌‌ها و پیامدهای حاصل از آن است.

درآمدی بر جامعه شناسی تاریخی تقاضای اجتماعی آموزش در ایران

علیرضا مرادی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 145-180
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51089

هدف این بررسی، تبیین جنبه‌های تاریخی تقاضای آموزش در ایران و تحلیل عوامل مؤثر بر این تقاضا در بستر زندگی اجتماعی ایرانیان است. پرسش اصلی تحقیق حاضر متمرکز بر تفسیر رویکرد توده مردم (Crowd) در قبال آموزش است. این پژوهش به روش کیفی است و داده‌های آن با روش اسنادی گردآوری شده است. این بررسی به‌طورکلی نشان داد که اولاً از مفهوم «تقاضای آموزش» در تعریف نوین (به‌مثابه بستری برای شکل‌گیری منابع انسانی) برای فهم ماهیت و تحولات طلب علم در تاریخ ایران، نمی‌توان استفاده کرد، زیرا تقاضای آموزش نزد توده­های مردم به‌صورت مطالبه عمومی و فراگیر نبود. بررسی تاریخ‌نگاری آموزشی نشان داد که تاکنون از تاریخ اجتماعی آموزش غفلت شده است و رد پای مردم عادی در تاریخ فرهنگ ایران بسیار کم است و عموم مردم از حیث طلب علم با توجه به جنسیت، طبقه، قومیت و نوع نظام اجتماعی با هم نابرابر بوده‌اند. از سوی دیگر، ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه ایران شرایط و زمینه‌های لازم را برای شکل‌گیری تقاضای علم‌اندوزی بین توده‌های مردم، عوام و رعایا فراهم نمی‌کرده است. در برخی از برهه‌ها نیز (مانند دوره صفویه) به دلیل ساختار فرهنگی خاص، این تقاضا صرفاً در مسیر علوم دینی امکان تبلور داشت؛ و نکته آخر اینکه تحولات اندازه و ماهیت تقاضای آموزش در دوره جدید تاریخ ایران با گسترش نسبی زیرساخت‌های اقتصادی- اجتماعی مرتبط بوده است.

تبیین فلسفة یادگیری با تأکید بر نظریة یادگیری وینچ

غلامحسن پناهی; یحیی قائدی; سعید ضرغامی; محمدحسین عبداللهی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 181-208
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51090

هدف پژوهش حاضر تبیین فلسفة یادگیری با تأکید بر دیدگاه وینچ درباره فلسفة یادگیری است‌‌. در این راستا، با استفاده از شیوه تحلیل مفهومی، ابتدا مفهوم یادگیری و دیدگاه‌های روان‌شناسانه و نیز مکاتب فلسفی یادگیری ارائه شده است‌‌. سپس اصول اساسی فلسفة یادگیری از منظر وینچ تشریح شده است‌‌. در تبیین جایگاه فلسفة یادگیری وینچ در میان سایر نظریات روان‌شناسانه، مشخص شد که علیرغم تأکید رفتارگرایان بر رفتار آشکار موجودات زنده و تأکید شناخت‌گرایان بر فرایندهای شناختی، وینچ با جداسازی ابعاد عاطفی، شناختی و رفتاری در انسان مخالف است‌‌. وینچ همچون رفتارگرایان با مفهوم تربیت موافق است، اما برداشت او از تربیت متفاوت با نظر رفتارگرایان است‌‌. همچنین او بر اهمیت تأثیر توجه و تفکر در یادگیری تأکید می‌کند‌‌. این همان چیزی است که به‌صورت برجسته در نظریه‌های شناختی و به‌صورت کم‌رنگ‌تر در نظریه‌های رفتاری نیز دیده می‌شود‌.

اثربخشی آموزشی شکوفایی بر هیجان‌های مثبت، روابط، احساس معنی، پیشرفت و مجذوبیت پژوهشگران جوان و نخبگانï€

پرویز میرزاخانی; علی محمد رضایی; علی اکبر امین بیدختی; محمود نجفی; اسحق رحیمیان بوگر

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 209-230
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51091

 
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزشی شکوفایی بر مؤلفه‌های شکوفایی شامل هیجان‌های مثبت، روابط، معنا، مجذوبیت و پیشرفت پژوهشگران جوان و نخبگان است. طرح پژوهش به‌صورت شبه‌آزمایشی است که با بهره‌گیری از طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری را اعضای باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان دانشگاه آزاد اسلامی در واحدهای شهر تهران در سال 1396- 1395 تشکیل داده‌اند. نمونه پژوهش را چهل نفر از اعضای باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان که در همه مؤلفه‌های شکوفایی نمره‌ای پایین‌تر از میانگین کسب کرده بودند، تشکیل می‌دهند. این چهل نفر به‌صورت تصادفی به دو گروه بیست‌نفره تقسیم شدند و با همین روش یکی از گروه‌ها به‌عنوان گروه آزمایش و گروه دیگر به‌عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. پیش از شروع دوره آموزشی، هر دو گروه مقیاس شکوفایی باتلر و کرن (2015) را تکمیل کردند و سپس پروتکل آموزشی‌ـ‌مداخلة شکوفایی، به گروه آزمایش طی هشت جلسة دو ‌ساعته در دو روز آموزش داده شد. به گروه گواه در این زمینه آموزشی داده نشد. در پایان دوره، هر دو گروه دوباره پرسش‌نامه را تکمیل کردند. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک‌متغیره تحلیل شد.یافته‌ها نشان داد برنامة مذکور به‌طور معنی‌داری مؤلفه‌های شکوفایی گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل افزایش داده است. این برنامه می‌تواند در بهبود مؤلفه‌های شکوفایی (هیجان مثبت، مجذوبیت، روابط، معنا و پیشرفت) مؤثر واقع شود. جامعه‌ای می‌تواند به بالندگی و خودکفایی برسد که با ایجاد شرایط و امکانات لازم، زمینه پرورش و شکوفایی توانمندی‌ها و استعدادهای برتر را آماده کند؛ لذا استفاده از مداخلة شکوفایی با هدف ارتقای شکوفایی نخبگان توصیه می‌شود.
   Â

طراحی مدل تصویرسازی سازمانی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی با رویکرد ساختاری ـ تفسیری

سید محمود هاشمی; سید علی اکبر افجه‌ای; حامد دهقانان; وحید خاشعی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 231-260
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51092

تصویرسازی موضوع جدیدی است که توجه بسیاری از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی را به خود جلب کرده است؛ به‌طوری‌که افزایش رقابت میان دانشگاه­ها بر سر جذب دانشجو آن‌ها را وادار کرده تا از ویژگی‌های منحصربه‌فرد برای خودشان تصویر مطلوبی ایجاد کنند. این مقاله با هدف طراحی مدل تصویرسازی سازمانی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی با رویکرد ساختاری – تفسیری در دانشگاه علامه طباطبائی تهیه شده است. روش پژوهش روش مدل‌سازی ساختاری – تفسیری است. روش گردآوری داده‌ها پرسشنامه ماتریس خودتعاملی بوده و نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام شده است. در مرحله نخست محقق با استفاده از روش تحلیل مضمونی به شبکه مضامین تصویرسازی سازمانی دانشگاه دست یافت و در مرحله دوم با بهره‌گیری از روش ISM و تحلیل MICMAC روابط میان مضامین را که شامل فعالیت‌های آموزشی، خلاقیت و نوآوری، عوامل محیطی، هویت، ارتباطات، فعالیت‌های پژوهشی، جوّ سازمانی، امکانات و خدمات، فناوری، شهرت، محیط فیزیکی و سرمایه انسانی است، یافته و آن‌ها را سطح‌بندی کرده و درنهایت مدل نهایی تحقیق ترسیم شد.

پیش‌بینی رفتارهای تخریبی فرزندان از طریق بافت و کارکرد خانواده با میانجی‌گری نظم‌جویی شناختی هیجان و نظریه ذهنï€

علی دره کردی; ناصر بهروزی; غلامحسین مکتبی; Ú©ÛŒÙˆÙ…Ø±Ø « بشلیده

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 11, شماره 36, صفحه 261-279
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2017.51093

 
هدف پژوهش حاضر یافتن رابطه علَی بافت و کارکرد خانواده با رفتارهای تخریبی با میانجی­گری نظم‌جویی شناختی هیجان و نظریه ذهن است. جامعه آماری دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه شهر اهواز بودند. نمونه‌ای 384 نفری به‌صورت تصادفی چندمرحله­ای انتخاب شد. ابزار پژوهش مقیاس رفتارهای تخریبی نبوی و همکاران (1390)، فرم کوتاه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001)، مقیاس نظریه ذهن استیلمن نسخة قمرانی و همکاران (1385)، مقیاس عملکرد عاطفی خانوادة مدارس کشور (1392) بود. تحلیل داده­ها با روش مدل ساختاری و آزمون بوت استراپ برای بررسی نقش میانجی­گری متغیرها در نرم‌افزار آموس انجام شد. بررسی شاخص‌های برازش مدل نشان داد مدل اصلاح‌شده از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین، نتایج بوت استراپ نقش میانجی‌گرانة عملکرد نظریه ذهن و تنظیم شناختی هیجان در ارتباط بین بافت و عملکرد خانواده با رفتارهای تخریبی را تأیید کرد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از معنی‌داری نقش میانجی­گرانة نظریه ذهن و نظم‌جویی شناختی هیجان می­توان گفت مداخله روی آموزش نظریه ذهن و نظم‌جویی شناختی هیجان می­تواند روی کاهش رفتارهای تخریبی مدنظر قرار گیرد.