پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران از دیدگاه خبرگان

محمد مجتبی زاده; عباس عباس پور; حسن ملکی; مقصود فراست خواه

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 7-24
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.78680

هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت، متناسب با مختصات بافتی نظام آموزش عالی ایران بود. در این پژوهش، روش پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه­ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان آموزش عالی بودند، که 36 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند جهت مصاحبه نیمه­ساختارمند انتخاب شد. در مرحله اول کدگذاری باز، 2027 مفهوم به دست آمد. داده­های مرحله دوم کدگذاری باز، در قالب 1262 مفهوم و 157 مقوله عمده طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری محوری، در قالب کدگذاری نظری، 25 مقوله نظری تعیین شد. سپس، برحسب ویژگی‌های شرایطی، تعاملی/فرایندی و پیامدی طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله گفتمان کیفیت، بیم و امید، به‌عنوان مقوله مرکزی انتخاب شد. از نظر خبرگان آموزش عالی، چالش‌های موجود کیفیت دانشگاهی در ایران ناشی از چالش‌ گفتمان بود، و نه چالش شکلی و ماهوی؛ و حتی معرفت­شناختی. با توجه به درک و تفسیر خبرگان، کیفیت دارای دو بعد بیم و امید بود. بر این اساس، در یک چشم‌انداز کلی، بینش دوگانه و تقابل­گرایانه­ای از گفتمان کیفیت به نام­های گفتمان کیفیت نظارتی به‌عنوان بیم و گفتمان کیفیت مشارکتی به‌منزله‌ی امید در دانشگاه‌های کشور گونه‌شناسی و طبقه‌بندی شد. همچنین، الگوی طراحی شده در پژوهش حاضر، داری مفهومی پیچیده و چندبعدی بود. این الگو در صورتی کارکرد مثبت خواهد داشت، که بسان یک کلیت واحد به تمامی ابعاد آن به طور یکسان توجه شود.

تحلیل نظام مند آموزش چندفرهنگی در ایران

کتایون حمیدی زاده; کورش فتحی واجارگاه; محبوبه عارفی; گلنار مهران

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 25-38
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.79460

پژوهش حاضر باهدف تحلیل آموزش چندفرهنگی در ایران صورت گرفته است. به همین منظور از روش پژوهش ترکیبی استفاده‌شده است. بدین ترتیب که ابتدا در یک پژوهش کیفی معیارهای آموزش چندفرهنگی مطلوب استخراج شد که این معیارها در 4 عنصر اصلی (هدف، محتوا، روش‌های تدریس، ارزشیابی) و 9 عنصر فرعی و 50 زیر محور از میان مصاحبه با صاحب‌نظران و معلمان برجسته در آموزش چندفرهنگی به دست آمدند. سپس معیارهای استخراج‌شده در یک پرسشنامه‌ی نظرسنجی قرار داده شدند که روایی آن توسط 5 نفر از متخصصان آموزش چندفرهنگی مورد تأیید قرار گرفت. به‌وسیله‌ی این پرسشنامه فاصله‌ی میان وضعیت مطلوب آموزش چندفرهنگی و وضعیت موجود این آموزش در ایران سنجیده شد. بدین گونه که 150 معلم مقطع متوسطه دوم در سال 1396 در استان مرکزی با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 60 کارشناس و مؤلف کتاب درسی مقطع متوسطه با روش نمونه‌گیری تصادفی و 16 صاحب‌نظر تعلیم و تربیت چندفرهنگی با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب‌شده و به سؤالات پرسشنامه پاسخ دادند.نتایج نشان می‌دهد که هر سه گروه معتقدند وضعیت برنامه‌ی درسی چندفرهنگی در ایران در هر 4 عنصر اصلی و عناصر فرعی موردبررسی نسبت به وضعیت مطلوب برنامه درسی چندفرهنگی از حد متوسط نیز پایین‌تر است؛ اما نظر معلمان و مؤلفین کتاب‌های درسی در ابعاد هدف، محتوا و روش تدریس متفاوت از متخصصان تعلیم و تربیت چندفرهنگی است. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد معلمان و مؤلفین کتاب‌های درسی مقطع متوسطه در ابعاد هدف، محتوا و روش تدریس نگرش مثبت‌تری به وضع موجود در مقایسه با متخصصان تعلیم و تربیت چندفرهنگی دارند.

مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با استرس و راهبردهای کمک خواهی بر سازگاری تحصیلی

مهدی آقاپور; خدیجه ابوالمعالی الحسینی; علی اصغر اصغر نژاد فردید

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 39-58
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.78683

پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با استرس و راهبردهای کمک­خواهی بر سازگاری تحصیلی انجام شده است. روش پژوهش به‌صورت نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون- پس‌آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل و مرحله­ی پیگیری یک ماهه بود. جامعه­ی آماری شامل دانش­آموزان پایه اول دبیرستان­های دولتی دخترانه ناحیه 4 آموزش‌وپرورش شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بود. 60 دانش­آموز با داشتن ملاک­های ورود مشخص و به تصادف در 3 گروه 20 نفره (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. دو گروه آزمایش به ترتیب آموزش راهبردهای مقابله با استرس و راهبردهای کمک­خواهی را هرکدام در ده جلسه 90 دقیقه­ای دریافت کردند، اما گروه کنترل در این مدت هیچ مداخله­ای را دریافت نکرد. هر دو گروه در پیش­آزمون و پس­آزمون و پیگیری با استفاده از مقیاس سازگاری تحصیلی بیرز و گوسنز (2002) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده­ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره درون­گروهی-بین­گروهی استفاده شد. یافته­ها نشان داد که آموزش راهبردهای مقابله با استرس و راهبردهای کمک­خواهی به‌صورت معناداری باعث افزایش سازگاری تحصیلی می­شود، اما این دو روش نسبت به یکدیگر تفاوت معناداری ندارند. همچنین اثرات آموزش راهبردهای مقابله با استرس و کمک­خواهی بر رضایت تحصیلی ماندگار بود. پیشنهاد می­شود که روان‌شناسان و مشاوران از برنامه آموزش راهبردهای مقابله با استرس و کمک­خواهی برای افزایش سازگاری تحصیلی دانش­آموزان دبیرستانی استفاده کنند.

مطالعه تطبیقی تبیین چارچوب های سنجش کیفیت پژوهش در نظام آموزش عالی ایران با کشورهای انگلیس، استرالیا، هلند، ایتالیا و هنگ کنگ

زهرا اسلامی; رضوان حکیم زاده; علی اکبر صبوری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 59-76
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84465

هدف پژوهش حاضر، تبیین و مقایسه چارچوب­ها و شاخص­هایی برای ارزیابی کیفیت پژوهش در مؤسسات آموزش عالی ایران با برخی کشورهای پیشرو در جهان مانند انگلستان، استرالیا، هلند، ایتالیا و هنگ­کنگ بوده است. این پژوهش یک مطالعه تطبیقی بر اساس الگوی جان استوارت میل بود که با روش تحلیل محتوا، توافق و تفاوت­های شاخص‌های سنجش فعالیت‌های پژوهشی کشورهای مذکور را موردبررسی و مقایسه قرار داده شد. نمونه­ کشورهای پیشرو و موفق در این حوزه به‌صورت هدفمند با توجه به دسترسی به مدارک و اسناد موجود انتخاب شدند. نتایج مطالعات تطبیقی حاکی از آن بود که همه نمونه‌های موردمطالعه در دو ملاک «سنجش بروندادهای پژوهش» و «درآمدزایی» با هم توافق دارند، بدین ترتیب تمام دانشگاه‌های موردمطالعه به‌جز ایران به «تحلیل استنادی و داوری تخصصی» اهمیت بسزایی قائل بودند. «اثربخشی پژوهش» در دانشگاه‌های انگلستان و استرالیا، هلند و هنگ­کنگ به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ملاک­های سنجش کیفیت به‌عنوان مشارکت و تأثیرگذاری علمی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، بهداشت و محیط‌زیست در جهت افزایش کیفیت زندگی جامعه موردتوجه بود. اسناد موجود در حوزه سنجش فعالیت‌های پژوهشی در آموزش عالی کشور نشان داد که شاخص‌ها و سنجه­های جامع و مدونی برای ارزیابی کیفیت پژوهشی با توجه به حوزه­های موضوعی مختلف به کار گرفته نشده است؛ بنابراین برای اندازه­گیری اثرات و سودمندی پژوهش­ با نشانگرهای قوی و دقیق در داخل کشور، به تحقیقات گسترده­ای نیاز داریم.

مدل‌سازی تصمیم‌گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مدیران مدارس بر اساس معیارهای شایستگی مدیریتی در آموزش‌وپرورش اصفهان

ناصر عصاری; سید علی سیادت; یاسمین عابدینی; سید امیر حسن منجمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 77-96
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84467

هدف از پژوهش حاضر تدوین یک مدل تصمیم‌گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مدیران مدارس بر اساس معیارهای شایستگی مدیریتی بود. این پژوهش از نوع پژوهش‌های ترکیبی با رویکرد اکتشافی طبقه‌ای هدایت‌شده بوده است. ابتدا با مطالعه عمیق ادبیات موضوع و مصاحبه نیمه ساختاریافته با نمونه‌ای 25 نفره از اساتید و خبرگان مدیریت آموزشی در دانشگاه‌های سراسر کشور که با روش شبکه متخصصان انتخاب شده بودند، مدل اولیه شایستگی‌های مدیریتی تدوین و زیر معیارها تعیین شدند. پرسشنامه شایستگی در نمونه‌ای از مدیران مدارس اصفهان اجرا و پس ‌از انجام تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه اصلاح گردید. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۶۸ نفر تعیین شد. نمونه‌ای با حجم 51 نفر از مدیران مدارس بر اساس روش هدفمند و معرف انتخاب شده و پرسشنامه دلفی فازی در اختیار آن‌ها قرار گرفت و بر اساس نتایج آن مدل نهائی تدوین گردید. ساختار سلسله‌مراتبی معیارهای شایستگی شامل معیارهای اصلی، فردی، شغلی و سازمانی و همچنین 12 معیار فرعی و 74 زیر معیار تعیین شد. سپس بر اساس روش سلسله‌مراتب فازی و نظر 15 نفر از خبرگان که از بین اساتید دانشگاه و شیوه شبکه متخصصان تعیین شده بودند، معیارها و زیرمعیارها رتبه‌بندی گردید. یافته‌ها نشان داد از بین معیارهای اصلی معیار شغلی و از بین معیارهای فرعی مهارت انسانی دارای بیشترین وزن هستند. در پایان مبتنی بر روش استنتاج فازی و به کمک 8 تن از خبرگان، پایگاه قواعد فازی تشکیل و با استفاده از خروجی آن مدل تصمیم‌گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مدیران تدوین گردید.

تحلیلی بر موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزش در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران

محمدرحیم جعفرزاده; اکبر باشکوه

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 97-120
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84468

هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزشی در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران بوده است. روش پژوهش حاضر از لحاظ روش جمع­آوری داده‌ها، پیمایشی و از لحاظ ماهیت، توصیفی از نوع ارزشیابی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان و اساتید مراکز آموزش عالی الکترونیکی ایران در سال تحصیلی 96- 1395 بوده است. از این تعداد، 741 نفر به‌عنوان نمونه آماری تعیین و به روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب و داده‌های پژوهش جمع‌آوری گردید. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. اعتبار پرسشنامه هم بر اساس آلفای کرونباخ و هم بر اساس ضریب همبستگی درونی با استفاده از نرم­افزار ایموس و روش تحلیل عاملی تأییدی، تأیید گردیده است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 867/0 به دست آمده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که وضعیت موانع استفاده از ابزارهای آموزش در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران به طور معناداری مطلوب است. بااین‌حال، نگرش مثبت به استفاده از فن‌آوری، ترجیح استفاده از فن‌آوری در برقراری ارتباط و احساس آرامش و راحتی در استفاده از فن‌آوری از مهم‌ترین موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزش در نظام آموزش الکترونیکی ایران بود.

بررسی مشکلات چندفرهنگی در مدارس ابتدایی شهر ساوه و ارائه راهکارهای آن

منیژه احمدی; سید علی قریشی; فاطمه گودرزی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 121-137
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84469

هدف از پژوهش حاضر، بررسی مشکلات چند فرهنگی در مدارس ابتدایی شهر ساوه و ارائه راهکارها است. روش پژوهش ترکیبی؛ کیفی-کمی بود. جامعه آماری؛ 15178 نفر دانش‌آموز و 1400 معلم در سال تحصیلی 97-1396 که بر اساس روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 260 معلم و 373 دانش‌آموز انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کمی پرسشنامه فرهنگی-اجتماعی کوهن و رسمن (2014) و در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 معلم و تحلیل محتوا بود. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و آزمون رتبه‌ای فریدمن و t مستقل که یافته­ها نشان داد مشکلات یاددهی، یادگیری، محتوایی و محیطی از لحاظ آماری در سطح 05/0 معنادار است. همچنین یادگیری، محتوای آموزشی، عدم آشنایی معلمان با فرهنگ‌های مختلف و احساس حقارت دانش­آموزان لهجه‌دار با مشکلات آموزشی مدارس چندفرهنگی رابطه مستقیم و معناداری دارد. از سوی دیگر توجه برنامه­ریزان به محتوای آموزشی، آشنایی معلمان با فرهنگ‌های مختلف، ارائه خدمات مشاوره در این مدارس برای مقابله با احساس خجالت و کمرویی ­دانش‏آموزان، مشارکت آن‌ها ­در فعالیت‌های گروهی، اهمیت­دهی به فرهنگ‌های مختلف در متون کتاب‌های درسی، جمعیت کم کلاس‌ها، تعامل بیشتر با خانواده‌ها، عدم تبعیض و توجه خاص به فرهنگ‌ها، تأکید بر نقاط مشترک فرهنگ‌ها، تشکیل گروه‌های آموزشی با دانش‏آموزان فرهنگ‌های مختلف منجر به کاهش مشکلات آموزشی این مدارس خواهد شد.

دیدگاه مدیران و متخصصان در مورد بین‌المللی سازی آموزش باز و از دور در ایران (بررسی موردی دانشگاه پیام نور)

آزیتا سلاحقه; مهران فرج الهی; محمدرضا سرمدی; نعمت الله موسی پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 139-156
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83022

پژوهش حاضر با هدف ارائه دیدگاه مدیران و متخصصان در مورد بین‌المللی سازی آموزش باز و از دور در ایران انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و در زمره پژوهش‌های توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شامل مدیران، اعضاء هیئت‌علمی و دانشجویان دکتری برنامه‌ریزی آموزش از دور در سال تحصیلی 95-96 است. ابتدا با مطالعه ادبیات و نظرسنجی از خبرگان؛ مؤلفه‌های تأثیرگذار بر بین‌المللی سازی آموزش معرفی و جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که برای تأیید اعتبار مؤلفه‌ها با آزمون تی مستقل از 100 نفر خبره و برای روش دلفی جهت تأیید شاخص‌ها از 20 نفر خبره یا روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس و برای اجرای تحلیل عاملی 250 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. بر اساس اعتبارسنجی مؤلفه‌ها با توجه به اینکه پی مقدار سطح کفایت مطلوب در تمامی مؤلفه‌ها بیشتر از 05/0 است فرض صفر مورد تأیید قرار گرفت و 13 مؤلفه به‌عنوان ابعاد مؤثر معرفی شدند، سپس با استفاده از روش دلفی 41 شاخص با ضریب توافق کندال 58/0 معرفی شدند که از طریق تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفتند و در انتها بر اساس داده‌های گردآوری شده؛ شاخص‌ها و مؤلفه‌های بین‌المللی سازی ارائه شد. در این پژوهش، سعی شده است زمینه‌ای فراهم شود تا با تدوین شاخص‌های غالب، گامی در جهت تحقق بین‌المللی سازی آموزش باز و از دور برداشته شود.

تأثیر رویکرد محتواییِ آموزش فلسفه برای کودکان بر باورهای فراشناختی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان ابتدایی

تورج فلاح مهنه; محمد یمینی; حسین مهدیان

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 157-172
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84470

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رویکرد محتواییِ آموزش فلسفه برای کودکان (P4C) بر باورهای فراشناختی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان و به روش تجربی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه آزمایشی و کنترل انجام گرفته است. جامعه‌ی آماری عبارت بود از کلیه‌ی دانش‌آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر تربت‌حیدریه شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 95-96، که از میان آنان با روش نمونه­گیری خوشه‌ای و پس از غربالگری، 50 دانش‌آموز به‌طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل دسته‌بندی شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل پرسشنامه فراشناخت‌های کودکان (MCQ_C) (بکاو و همکاران، 2009، اصلاح‌شده توسط قادری و همکاران، 1394) و سنجش تفکر انتقادی ساسو (2013) بوده است. ابتدا از هر دو گروه پیش­آزمون به عمل آمد سپس برای گروه آزمایشی 10 جلسه 1 ساعته، p4c با رویکرد فرآیندی تدارک دیده شد و گروه کنترل در این مدت آموزش خاصی نداشتند، در پایان مجدداً از هر دو گروه پس‌آزمون اخذ گردید، اطلاعات از طریق آزمون آماری تحلیل کوواریانس تک متغیره و به کمک نرم‌افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که استفاده از رویکرد محتوایی P4C با احتمال 95 درصد بر باورهای فراشناختی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان تأثیر معناداری دارد، به‌طوری‌که میانگین نمرات باورهای فراشناختی دانش‌آموزان گروه آزمایشی بعد از اعمال آموزش فلسفه به‌طور معناداری کاهش و نمرات تفکر انتقادی آنان افزایش داشته است. درصورتی‌که در گروه کنترل تغییرات معناداری رخ نداده است، بنابراین فرضیه‌های پژوهش مورد تأیید قرار گرفتند.

طراحی و اعتباریابی الگوی کیفیت خدمات آموزشی در موسسه‌ها و دانشگاه‌های مجازی ایران

محبوبه خسروی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 173-191
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84471

پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگویی برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزش در موسسه‌ها و دانشگاه‌های مجازی ایران در سال 1395 انجام گرفته است. در این پژوهش از روش ترکیبی شامل روش دلفی و روش پیمایش استفاده شده است. در روش دلفی ابتدا با مطالعه مدل‌های مختلف کیفیت خدمات به‌طورکلی و کیفیت خدمات آموزشی به شکل خاص (مدل‌هایی مثل مدل سروکوال، سروپرف، کانو) الگوی پیشنهادی برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی در مؤسسات آموزشی مجازی ارائه شده است. پس از ارزیابی و تحلیل نظرات خبرگان، پرسشنامه در میان 246 نفر از دانشجویان رشته MBA یکی از دانشگاه مجازی به شکل الکترونیک توزیع شد. برای تأیید مدل اندازه‌گیری پیشنهادی، داده‌های پرسشنامه از طریق نرم‌افزار AMOS و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس مدل تأیید شده می‌توان ادعا کرد که برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزش می‌توان از چهار محور کیفیت آموزش ارائه شده، کیفیت رفتار متولیان آموزش مجازی، کیفیت سیستم ارائه خدمات، کیفیت پشتیبانی ادراک‌شده استفاده کرد.

الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران از دیدگاه خبرگان

محمد مجتبی زاده; عباس عباس پور; حسن ملکی; مقصود فراست خواه

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 7-24
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.78680

هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت، متناسب با مختصات بافتی نظام آموزش عالی ایران بود. در این پژوهش، روش پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه­ای انجام شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان آموزش عالی بودند، که 36 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند جهت مصاحبه نیمه­ساختارمند انتخاب شد. در مرحله اول کدگذاری باز، 2027 مفهوم به دست آمد. داده­های مرحله دوم کدگذاری باز، در قالب 1262 مفهوم و 157 مقوله عمده طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری محوری، در قالب کدگذاری نظری، 25 مقوله نظری تعیین شد. سپس، برحسب ویژگی‌های شرایطی، تعاملی/فرایندی و پیامدی طبقه­بندی شد. در مرحله کدگذاری انتخابی، مقوله گفتمان کیفیت، بیم و امید، به‌عنوان مقوله مرکزی انتخاب شد. از نظر خبرگان آموزش عالی، چالش‌های موجود کیفیت دانشگاهی در ایران ناشی از چالش‌ گفتمان بود، و نه چالش شکلی و ماهوی؛ و حتی معرفت­شناختی. با توجه به درک و تفسیر خبرگان، کیفیت دارای دو بعد بیم و امید بود. بر این اساس، در یک چشم‌انداز کلی، بینش دوگانه و تقابل­گرایانه­ای از گفتمان کیفیت به نام­های گفتمان کیفیت نظارتی به‌عنوان بیم و گفتمان کیفیت مشارکتی به‌منزله‌ی امید در دانشگاه‌های کشور گونه‌شناسی و طبقه‌بندی شد. همچنین، الگوی طراحی شده در پژوهش حاضر، داری مفهومی پیچیده و چندبعدی بود. این الگو در صورتی کارکرد مثبت خواهد داشت، که بسان یک کلیت واحد به تمامی ابعاد آن به طور یکسان توجه شود.

تحلیل نظام مند آموزش چندفرهنگی در ایران

کتایون حمیدی زاده; کورش فتحی واجارگاه; محبوبه عارفی; گلنار مهران

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 25-38
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.79460

پژوهش حاضر باهدف تحلیل آموزش چندفرهنگی در ایران صورت گرفته است. به همین منظور از روش پژوهش ترکیبی استفاده‌شده است. بدین ترتیب که ابتدا در یک پژوهش کیفی معیارهای آموزش چندفرهنگی مطلوب استخراج شد که این معیارها در 4 عنصر اصلی (هدف، محتوا، روش‌های تدریس، ارزشیابی) و 9 عنصر فرعی و 50 زیر محور از میان مصاحبه با صاحب‌نظران و معلمان برجسته در آموزش چندفرهنگی به دست آمدند. سپس معیارهای استخراج‌شده در یک پرسشنامه‌ی نظرسنجی قرار داده شدند که روایی آن توسط 5 نفر از متخصصان آموزش چندفرهنگی مورد تأیید قرار گرفت. به‌وسیله‌ی این پرسشنامه فاصله‌ی میان وضعیت مطلوب آموزش چندفرهنگی و وضعیت موجود این آموزش در ایران سنجیده شد. بدین گونه که 150 معلم مقطع متوسطه دوم در سال 1396 در استان مرکزی با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 60 کارشناس و مؤلف کتاب درسی مقطع متوسطه با روش نمونه‌گیری تصادفی و 16 صاحب‌نظر تعلیم و تربیت چندفرهنگی با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب‌شده و به سؤالات پرسشنامه پاسخ دادند.نتایج نشان می‌دهد که هر سه گروه معتقدند وضعیت برنامه‌ی درسی چندفرهنگی در ایران در هر 4 عنصر اصلی و عناصر فرعی موردبررسی نسبت به وضعیت مطلوب برنامه درسی چندفرهنگی از حد متوسط نیز پایین‌تر است؛ اما نظر معلمان و مؤلفین کتاب‌های درسی در ابعاد هدف، محتوا و روش تدریس متفاوت از متخصصان تعلیم و تربیت چندفرهنگی است. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد معلمان و مؤلفین کتاب‌های درسی مقطع متوسطه در ابعاد هدف، محتوا و روش تدریس نگرش مثبت‌تری به وضع موجود در مقایسه با متخصصان تعلیم و تربیت چندفرهنگی دارند.

مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با استرس و راهبردهای کمک خواهی بر سازگاری تحصیلی

مهدی آقاپور; خدیجه ابوالمعالی الحسینی; علی اصغر اصغر نژاد فردید

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 39-58
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.78683

پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با استرس و راهبردهای کمک­خواهی بر سازگاری تحصیلی انجام شده است. روش پژوهش به‌صورت نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون- پس‌آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل و مرحله­ی پیگیری یک ماهه بود. جامعه­ی آماری شامل دانش­آموزان پایه اول دبیرستان­های دولتی دخترانه ناحیه 4 آموزش‌وپرورش شهر تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بود. 60 دانش­آموز با داشتن ملاک­های ورود مشخص و به تصادف در 3 گروه 20 نفره (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. دو گروه آزمایش به ترتیب آموزش راهبردهای مقابله با استرس و راهبردهای کمک­خواهی را هرکدام در ده جلسه 90 دقیقه­ای دریافت کردند، اما گروه کنترل در این مدت هیچ مداخله­ای را دریافت نکرد. هر دو گروه در پیش­آزمون و پس­آزمون و پیگیری با استفاده از مقیاس سازگاری تحصیلی بیرز و گوسنز (2002) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده­ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره درون­گروهی-بین­گروهی استفاده شد. یافته­ها نشان داد که آموزش راهبردهای مقابله با استرس و راهبردهای کمک­خواهی به‌صورت معناداری باعث افزایش سازگاری تحصیلی می­شود، اما این دو روش نسبت به یکدیگر تفاوت معناداری ندارند. همچنین اثرات آموزش راهبردهای مقابله با استرس و کمک­خواهی بر رضایت تحصیلی ماندگار بود. پیشنهاد می­شود که روان‌شناسان و مشاوران از برنامه آموزش راهبردهای مقابله با استرس و کمک­خواهی برای افزایش سازگاری تحصیلی دانش­آموزان دبیرستانی استفاده کنند.

مطالعه تطبیقی تبیین چارچوب های سنجش کیفیت پژوهش در نظام آموزش عالی ایران با کشورهای انگلیس، استرالیا، هلند، ایتالیا و هنگ کنگï€

زهرا اسلامی; رضوان حکیم زاده; علی اکبر صبوری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 59-76
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84465

هدف پژوهش حاضر، تبیین و مقایسه چارچوب­ها و شاخص­هایی برای ارزیابی کیفیت پژوهش در مؤسسات آموزش عالی ایران با برخی کشورهای پیشرو در جهان مانند انگلستان، استرالیا، هلند، ایتالیا و هنگ­کنگ بوده است. این پژوهش یک مطالعه تطبیقی بر اساس الگوی جان استوارت میل بود که با روش تحلیل محتوا، توافق و تفاوت­های شاخص‌های سنجش فعالیت‌های پژوهشی کشورهای مذکور را موردبررسی و مقایسه قرار داده شد. نمونه­ کشورهای پیشرو و موفق در این حوزه به‌صورت هدفمند با توجه به دسترسی به مدارک و اسناد موجود انتخاب شدند. نتایج مطالعات تطبیقی حاکی از آن بود که همه نمونه‌های موردمطالعه در دو ملاک «سنجش بروندادهای پژوهش» و «درآمدزایی» با هم توافق دارند، بدین ترتیب تمام دانشگاه‌های موردمطالعه به‌جز ایران به «تحلیل استنادی و داوری تخصصی» اهمیت بسزایی قائل بودند. «اثربخشی پژوهش» در دانشگاه‌های انگلستان و استرالیا، هلند و هنگ­کنگ به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ملاک­های سنجش کیفیت به‌عنوان مشارکت و تأثیرگذاری علمی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، بهداشت و محیط‌زیست در جهت افزایش کیفیت زندگی جامعه موردتوجه بود. اسناد موجود در حوزه سنجش فعالیت‌های پژوهشی در آموزش عالی کشور نشان داد که شاخص‌ها و سنجه­های جامع و مدونی برای ارزیابی کیفیت پژوهشی با توجه به حوزه­های موضوعی مختلف به کار گرفته نشده است؛ بنابراین برای اندازه­گیری اثرات و سودمندی پژوهش­ با نشانگرهای قوی و دقیق در داخل کشور، به تحقیقات گسترده­ای نیاز داریم.

مدل‌سازی تصمیم‌گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مدیران مدارس بر اساس معیارهای شایستگی مدیریتی در آموزش‌وپرورش اصفهان

ناصر عصاری; سید علی سیادت; یاسمین عابدینی; سید امیر حسن منجمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 77-96
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84467

هدف از پژوهش حاضر تدوین یک مدل تصمیم‌گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مدیران مدارس بر اساس معیارهای شایستگی مدیریتی بود. این پژوهش از نوع پژوهش‌های ترکیبی با رویکرد اکتشافی طبقه‌ای هدایت‌شده بوده است. ابتدا با مطالعه عمیق ادبیات موضوع و مصاحبه نیمه ساختاریافته با نمونه‌ای 25 نفره از اساتید و خبرگان مدیریت آموزشی در دانشگاه‌های سراسر کشور که با روش شبکه متخصصان انتخاب شده بودند، مدل اولیه شایستگی‌های مدیریتی تدوین و زیر معیارها تعیین شدند. پرسشنامه شایستگی در نمونه‌ای از مدیران مدارس اصفهان اجرا و پس ‌از انجام تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه اصلاح گردید. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۶۸ نفر تعیین شد. نمونه‌ای با حجم 51 نفر از مدیران مدارس بر اساس روش هدفمند و معرف انتخاب شده و پرسشنامه دلفی فازی در اختیار آن‌ها قرار گرفت و بر اساس نتایج آن مدل نهائی تدوین گردید. ساختار سلسله‌مراتبی معیارهای شایستگی شامل معیارهای اصلی، فردی، شغلی و سازمانی و همچنین 12 معیار فرعی و 74 زیر معیار تعیین شد. سپس بر اساس روش سلسله‌مراتب فازی و نظر 15 نفر از خبرگان که از بین اساتید دانشگاه و شیوه شبکه متخصصان تعیین شده بودند، معیارها و زیرمعیارها رتبه‌بندی گردید. یافته‌ها نشان داد از بین معیارهای اصلی معیار شغلی و از بین معیارهای فرعی مهارت انسانی دارای بیشترین وزن هستند. در پایان مبتنی بر روش استنتاج فازی و به کمک 8 تن از خبرگان، پایگاه قواعد فازی تشکیل و با استفاده از خروجی آن مدل تصمیم‌گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مدیران تدوین گردید.

تحلیلی بر موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزش در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران

محمدرحی٠جعفرزاده; اکبر باشکوه

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 97-120
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84468

هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزشی در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران بوده است. روش پژوهش حاضر از لحاظ روش جمع­آوری داده‌ها، پیمایشی و از لحاظ ماهیت، توصیفی از نوع ارزشیابی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان و اساتید مراکز آموزش عالی الکترونیکی ایران در سال تحصیلی 96- 1395 بوده است. از این تعداد، 741 نفر به‌عنوان نمونه آماری تعیین و به روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب و داده‌های پژوهش جمع‌آوری گردید. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. اعتبار پرسشنامه هم بر اساس آلفای کرونباخ و هم بر اساس ضریب همبستگی درونی با استفاده از نرم­افزار ایموس و روش تحلیل عاملی تأییدی، تأیید گردیده است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 867/0 به دست آمده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که وضعیت موانع استفاده از ابزارهای آموزش در نظام آموزش عالی الکترونیکی ایران به طور معناداری مطلوب است. بااین‌حال، نگرش مثبت به استفاده از فن‌آوری، ترجیح استفاده از فن‌آوری در برقراری ارتباط و احساس آرامش و راحتی در استفاده از فن‌آوری از مهم‌ترین موانع استفاده از ابزارها و فن‌آوری‌های آموزش در نظام آموزش الکترونیکی ایران بود.

بررسی مشکلات چندفرهنگی در مدارس ابتدایی شهر ساوه و ارائه راهکارهای آن

منیژه احمدی; سید علی قریشی; فاطمه گودرزی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 121-137
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84469

هدف از پژوهش حاضر، بررسی مشکلات چند فرهنگی در مدارس ابتدایی شهر ساوه و ارائه راهکارها است. روش پژوهش ترکیبی؛ کیفی-کمی بود. جامعه آماری؛ 15178 نفر دانش‌آموز و 1400 معلم در سال تحصیلی 97-1396 که بر اساس روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 260 معلم و 373 دانش‌آموز انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کمی پرسشنامه فرهنگی-اجتماعی کوهن و رسمن (2014) و در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 معلم و تحلیل محتوا بود. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و آزمون رتبه‌ای فریدمن و t مستقل که یافته­ها نشان داد مشکلات یاددهی، یادگیری، محتوایی و محیطی از لحاظ آماری در سطح 05/0 معنادار است. همچنین یادگیری، محتوای آموزشی، عدم آشنایی معلمان با فرهنگ‌های مختلف و احساس حقارت دانش­آموزان لهجه‌دار با مشکلات آموزشی مدارس چندفرهنگی رابطه مستقیم و معناداری دارد. از سوی دیگر توجه برنامه­ریزان به محتوای آموزشی، آشنایی معلمان با فرهنگ‌های مختلف، ارائه خدمات مشاوره در این مدارس برای مقابله با احساس خجالت و کمرویی ­دانش‏آموزان، مشارکت آن‌ها ­در فعالیت‌های گروهی، اهمیت­دهی به فرهنگ‌های مختلف در متون کتاب‌های درسی، جمعیت کم کلاس‌ها، تعامل بیشتر با خانواده‌ها، عدم تبعیض و توجه خاص به فرهنگ‌ها، تأکید بر نقاط مشترک فرهنگ‌ها، تشکیل گروه‌های آموزشی با دانش‏آموزان فرهنگ‌های مختلف منجر به کاهش مشکلات آموزشی این مدارس خواهد شد.

دیدگاه مدیران و متخصصان در مورد بین‌المللی سازی آموزش باز و از دور در ایران (بررسی موردی دانشگاه پیام نور)

آزیتا سلاحقه; مهران فرج الهی; محمدرضا سرمدی; نعمت الله موسی پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 139-156
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83022

پژوهش حاضر با هدف ارائه دیدگاه مدیران و متخصصان در مورد بین‌المللی سازی آموزش باز و از دور در ایران انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و در زمره پژوهش‌های توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شامل مدیران، اعضاء هیئت‌علمی و دانشجویان دکتری برنامه‌ریزی آموزش از دور در سال تحصیلی 95-96 است. ابتدا با مطالعه ادبیات و نظرسنجی از خبرگان؛ مؤلفه‌های تأثیرگذار بر بین‌المللی سازی آموزش معرفی و جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که برای تأیید اعتبار مؤلفه‌ها با آزمون تی مستقل از 100 نفر خبره و برای روش دلفی جهت تأیید شاخص‌ها از 20 نفر خبره یا روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس و برای اجرای تحلیل عاملی 250 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. بر اساس اعتبارسنجی مؤلفه‌ها با توجه به اینکه پی مقدار سطح کفایت مطلوب در تمامی مؤلفه‌ها بیشتر از 05/0 است فرض صفر مورد تأیید قرار گرفت و 13 مؤلفه به‌عنوان ابعاد مؤثر معرفی شدند، سپس با استفاده از روش دلفی 41 شاخص با ضریب توافق کندال 58/0 معرفی شدند که از طریق تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفتند و در انتها بر اساس داده‌های گردآوری شده؛ شاخص‌ها و مؤلفه‌های بین‌المللی سازی ارائه شد. در این پژوهش، سعی شده است زمینه‌ای فراهم شود تا با تدوین شاخص‌های غالب، گامی در جهت تحقق بین‌المللی سازی آموزش باز و از دور برداشته شود.

تأثیر رویکرد محتواییِ آموزش فلسفه برای کودکان بر باورهای فراشناختی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان ابتدایی

تورج فلاح مهنه; محمد یمینی; حسین مهدیان

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 157-172
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84470

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رویکرد محتواییِ آموزش فلسفه برای کودکان (P4C) بر باورهای فراشناختی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان و به روش تجربی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه آزمایشی و کنترل انجام گرفته است. جامعه‌ی آماری عبارت بود از کلیه‌ی دانش‌آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر تربت‌حیدریه شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 95-96، که از میان آنان با روش نمونه­گیری خوشه‌ای و پس از غربالگری، 50 دانش‌آموز به‌طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل دسته‌بندی شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل پرسشنامه فراشناخت‌های کودکان (MCQ_C) (بکاو و همکاران، 2009، اصلاح‌شده توسط قادری و همکاران، 1394) و سنجش تفکر انتقادی ساسو (2013) بوده است. ابتدا از هر دو گروه پیش­آزمون به عمل آمد سپس برای گروه آزمایشی 10 جلسه 1 ساعته، p4c با رویکرد فرآیندی تدارک دیده شد و گروه کنترل در این مدت آموزش خاصی نداشتند، در پایان مجدداً از هر دو گروه پس‌آزمون اخذ گردید، اطلاعات از طریق آزمون آماری تحلیل کوواریانس تک متغیره و به کمک نرم‌افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که استفاده از رویکرد محتوایی P4C با احتمال 95 درصد بر باورهای فراشناختی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان تأثیر معناداری دارد، به‌طوری‌که میانگین نمرات باورهای فراشناختی دانش‌آموزان گروه آزمایشی بعد از اعمال آموزش فلسفه به‌طور معناداری کاهش و نمرات تفکر انتقادی آنان افزایش داشته است. درصورتی‌که در گروه کنترل تغییرات معناداری رخ نداده است، بنابراین فرضیه‌های پژوهش مورد تأیید قرار گرفتند.

طراحی و اعتباریابی الگوی کیفیت خدمات آموزشی در موسسه‌ها و دانشگاه‌های مجازی ایران

محبوبه خسروی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 42, صفحه 173-191
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.84471

پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگویی برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزش در موسسه‌ها و دانشگاه‌های مجازی ایران در سال 1395 انجام گرفته است. در این پژوهش از روش ترکیبی شامل روش دلفی و روش پیمایش استفاده شده است. در روش دلفی ابتدا با مطالعه مدل‌های مختلف کیفیت خدمات به‌طورکلی و کیفیت خدمات آموزشی به شکل خاص (مدل‌هایی مثل مدل سروکوال، سروپرف، کانو) الگوی پیشنهادی برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزشی در مؤسسات آموزشی مجازی ارائه شده است. پس از ارزیابی و تحلیل نظرات خبرگان، پرسشنامه در میان 246 نفر از دانشجویان رشته MBA یکی از دانشگاه مجازی به شکل الکترونیک توزیع شد. برای تأیید مدل اندازه‌گیری پیشنهادی، داده‌های پرسشنامه از طریق نرم‌افزار AMOS و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس مدل تأیید شده می‌توان ادعا کرد که برای ارزیابی کیفیت خدمات آموزش می‌توان از چهار محور کیفیت آموزش ارائه شده، کیفیت رفتار متولیان آموزش مجازی، کیفیت سیستم ارائه خدمات، کیفیت پشتیبانی ادراک‌شده استفاده کرد.