پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

تبیین خرد بر مبنای دارایی‌های تحولی و میانجی گری بالندگی (ارائه مدلی علّی)

شهریار مرادی; رسول کرد نوقابی; ابوالقاسم یعقوبی; خسرو رشید

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 7-25

هدف از پژوهش حاضر تبیین خرد بر مبنای دارایی­های تحولی و با میانجی­گری بالندگی بود. به این منظور نمونه­ای متشکل از 668 دانشجو از دانشگاه­های کرمانشاه به روش نمونه­گیری خوشه­ای مرحله­ای انتخاب و مقیاس­های خرد آردلت (2003)، دارایی­های تحولی (2005) و بالندگی (2002) روی آنان اجرا شد. داده­ها با استفاده از الگوی معادله­ ساختاری (SEM) تحلیل گردید. مدل­ نهایی یک الگوی خاص از روابط متغیرهای پژوهش با یکدیگر را ارائه کرد و درمجموع توانست به ترتیب 08/0، 14/0 و 23/0 از واریانس ابعاد شناختی، عاطفی و تأملی خرد را تبیین نماید. شاخص­های برازش مدل نشان از برازندگی مناسب مدل با داده­ها داشتند (57/2=df/2χ، 05/0=RMSEA، 00/1=GFI، 00/1=CFI). اثر مستقیم دارایی­های درونی بر هر سه بعد خرد تأیید و اثر غیرمستقیم آن نیز به وساطت بالندگی بر ابعاد شناختی و عاطفی معنی­دار اما بر بعد تأملی غیرمعنی­دار بود. اثر مستقیم دارایی­های بیرونی نیز بر بعد تأملی تأیید شد اما بر ابعاد شناختی و عاطفی تأیید نشد و اثر غیرمستقیم آن بر ابعاد شناختی و عاطفی معنی­دار و بر بعد تأملی غیرمعنی­دار بود. درمجموع دارایی­های درونی بیش از دارایی­های بیرونی تبیین­کننده­ خرد در دانشجویان بودند.

تأثیر آموزش الگوی تعلیمی بر روابط والد-فرزند و هویت ملی و دینی

فریبا فرازی; معصومه اسمعیلی; حسین اسکندری; محمد حاتمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 27-47
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.65183

هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش الگوی تعلیمی بر بهبود روابط والد-فرزند و تقویت هویت ملی و دینی بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری کلیه دانش­آموزان دختر کلاس دوازدهم هنرستان­های شهر بیرجند در سال تحصیلی 96-95 بودند. از این جامعه تعداد 30 نفر که ویژگی­های ورودی موردنظر را داشتند به روش نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب شدند. از پرسشنامه­های رابطه والد-فرزند فاین، مورلند و سئوبل (1983) و هویت ملی و دینی لطف­آبادی (1383)، برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده­های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج نشان داد آموزش الگوی تعلیمی موجب بهبود روابط والد–فرزند می­شود. همچنین نتایج نشان داد که بهبود روابطی که نتیجه آموزش الگوی تعلیمی بود توانست هویت ملی و دینی فرزندان را تقویت کند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده می­توان گفت با بهبود روابط والد-فرزند در اثر آموزش الگوی تعلیمی هویت ملی و دینی در فرزندان نیز تقویت می­شود.

الگوی ذینفع مداری مبتنی بر حکمرانی خوب برای ارتقاء کیفیت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

احمدرضا روشن; محمود متوسلی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 49-71
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.64750

یکی از ارکان نظام آموزش عالی ایران، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) است که چگونگی اداره و هدایت آن، نقش مستقیمی در کیفیت کلیت نظام آموزش عالی کشور دارد. حکمرانی خوب، الگویی ارائه می‌دهد که وزارت علوم بتواند به نحو مؤثر و بایسته‌ای به ارتقاء کیفیت ساحت علم در کشور، کمک کند. از دیدگاه بسیاری از صاحب‌نظران، نظام فعلی آموزش عالی، پاسخگوی خیل عظیم مطالبات و خواسته‌های ذی‌نفعان آموزش عالی (اعم از دانشجویان، کارفرمایان، دولت و جامعه) نیست. لذا هدف این پژوهش، تدوین الگوی حکمرانی خوب در وزارت عتف برای پاسخ به نیازها و انتظارات ذی‌نفعان، بوده است. در بررسی حاضر، روش گراندد تئوری و طرح پژوهش سیستماتیک اشتراوس و کوربین مورداستفاده قرار گرفته است. طبق الگوی پارادایمی این پژوهش، در ایران مهم‌ترین موجبات حکمرانی نامطلوب در وزارت علوم عبارت‌اند از: 1- عوامل درون وزارتی، 2- ابعاد برون وزارتی، 3- عوامل با منشأ ذی‌نفعان و 4- فقدان ارج و منزلت علم به ما هُوَ علم. برخی از پیشنهادهای سیاستی این پژوهش عبارت‌اند از: اصلاح قانون وزارت علوم منطبق با مقتضیات ذینفع محوری، باورمندی به حکمرانی خوب و ذینفع محوری به‌عنوان معیار انتخاب وزیر علوم، ایجاد نهادهای قوی تظلم خواهی و پیگیری شکایات، آزادی تشکل‌های ذی‌نفعان داخلی و خارجی آموزش عالی و بسط فضاهای گفتگویی و معناسازی و ایجاد میزهای فکر و مشورت بین ذی‌نفعان آموزش عالی.

تأثیر آموزش هوش اخلاقی به شیوه‌ی قصه‌گویی بر بخشودگی بین‌فردی دانش‌آموزان

عزت اله قدم پور; جهانگیر کلانتر; لیلا حیدریانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 73-89
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.78689

هدف مطالعه­ی حاضر بررسی تأثیر آموزش هوش اخلاقی به شیوه­ی قصه­گویی بر بخشودگی بین­فردی دانش­آموزان پسر پایه ششم ابتدایی بود. این پژوهش یک مطالعه نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون– پس­آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی 97- 1396 بود که با روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای ابتدا از بین چهار ناحیه آموزش‌وپرورش شهر اهواز یک ناحیه به­صورت تصادفی انتخاب و سپس از بین دوازده مدرسه دوره ششم ابتدایی ناحیه یک، یک مدرسه و سرانجام از بین چهار کلاس دو کلاس به­صورت تصادفی انتخاب گردید و در دو گروه (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) گمارده شدند. آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه­گویی برای گروه آزمایش اجرا شد، درحالی‌که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت ننمود. پس از اتمام جلسات، پس­آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. ابزار گرد­آوری داده­ها، پرسشنامه بخشودگی بین فردی احتشام­زاده و همکاران (1389) بود. یافته­ها نشان داد پس از­ آموزش هوش اخلاقی، در گروه آزمایش افزایش معناداری در بخشودگی بین­فردی نسبت به گروه گواه ملاحظه شد (001/0 p). درنتیجه می­توان گفت که آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه­گویی بر بخشودگی بین­فردی دانش­آموزان مؤثر است.

طراحی الگوی تفکر انتقادی بر اساس نظریه ساختن‌گرایی ویگوتسکی و تأثیر آن بر تفکر انتقادی دانش‌آموزان

پریسا مسعودیان; مهدی دوایی; فهیمه انصاریا; علی اکبر خسروی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 91-109
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.78686

پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه­ی ساختن­گرایی ویگوتسکی و بررسی اثربخشی الگو بر تفکر انتقادی دانش‌آموزان پایه پنجم ابتدایی انجام گرفت. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه­ی ساختن­گرایی ویگوتسکی و بررسی اثربخشی الگو بر تفکر انتقادی دانش‌آموزان پایه پنجم ابتدایی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع مطالعات آمیخته (کمی و کیفی) بود. جامعه آماری بخش کیفی شامل مقالات مرتبط نمایه شده در پایگاه‌های ساینس دایرکت، پامبد، سینهال و اسکوپوس بود. از این جامعه، 34 مقاله با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و برای اعتباربخشی الگو 32 نفر از متخصصین با روش نمونه‌گیری گلوله برفی هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه دانش‌آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود. از این جامعه، 66 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای مرحله‌ای انتخاب و به‌تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه محقق ساخته و آزمون تفکر انتقادی واتسون-گلیزر (1998) بود. تحلیل داده‌های بخش کیفی با تحلیل محتوا، بخش اعتباریابی با تحلیل عاملی تأییدی و بخش اثربخشی با تحلیل کوواریانس انجام شدند. یافته‌ها نشان داد الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه­ی ویگوتسکی در سه مؤلفه نقش معلم، نقش یادگیرنده و نقش دانش طبقه‌بندی شدند. نتایج نشان داد که برازش الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظر متخصصین در حد مطلوب بوده و الگوی آموزش تفکر انتقادی منجر به تفاوت معنی‌دار بین گروه‌ها در تفکر انتقادی به میزان 53 درصد شده است. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده به‌کارگیری الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه ویگوتسکی بر تفکر انتقادی دانش‌آموزان مؤثر است.

رابطه خودکارآمدی تحصیلی و هوش هیجانی با اضطراب در دانشجویان نظام آموزش از دور

نسیم سعید; فریبا درتاج

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 111-131
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.80626

این مطالعه با هدف تعیین رابطه خود کارآمدی تحصیلی و هوش هیجانی با اضطراب در دانشجویان آموزش از دور انجام شده است. روش انجام پژوهشتوصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان، سیستم آموزش از دور بودند. نمونه پژوهش، 196 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور بودند که در سال تحصیلی 96-95 در سیستم آموزش از دور تعدادی از واحدها را به‌صورت الکترونیکی اخذ کردند و از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های هوش هیجانی شیرینگ (1992)، خود کارآمدی تحصیلی جینکینز و مورگان (1999) و بک (1988) پاسخ دادند. داده‌ها به کمک رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته‌های حاصل از این پژوهش نشان داد، مؤلفه‌های هوش هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی پیش‌بینی کننده‌های معنی‌داری برای اضطراب هستند. و همچنین نتایج پژوهش نشان داد مؤلفه‌های خودآگاهی و مهارت اجتماعی از هوش هیجانی و مؤلفه‌های استعداد و بافت از خودکارآمدی تحصیلی به ترتیب بیشترین سهم را در پیش‌بینی اضطراب داشته‌اند. بر اساس نتایج پژوهش و با توجه به اینکه ارتقاء هوش هیجانی و خود کارآمدی تحصیلی با کاهش اضطراب ارتباط دارد و اضطراب خود یکی از دلایل اختلال سلامت روان و کاهش توان یادگیری در دانشجویان است، لازم است زمینه‌های تقویت آن‌ها موردتوجه قرار گیرد.

پیامدهای انگیزشی رویکرد آموزشی پیوندگرایی در مقایسه با رویکرد آموزشی دستور-ترجمه در دانش‌آموزان دبیرستانی

محمد برنا; محبوبه فولادچنگ

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 133-149
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.67533

هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر رویکرد آموزش مبتنی بر پیوندگرایی در مقایسه با رویکرد آموزشی دستور-ترجمه بر خودکارآمدی تحصیلی و ارزش‌گذاری تکلیف دانش‌آموزان در درس زبان انگلیسی بوده است. پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح عاملی 2 (روش تدریس)*2 (جنسیت)، با استفاده از اجرای پیش‌آزمون و پس‌آزمون است. جامعه‌ی آماری در پژوهش حاضر شامل کلیه‌ی دانش‌آموزان پسر و دختر پایه‌ی سوم دبیرستان مدارس دولتی شهرستان رامهرمز بود که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بوده‌اند. مشارکت‌کنندگان در پژوهش حاضر در چهار کلاس حضور داشته‌اند که به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب گردیدند و به دو خرده مقیاس پرسش‌نامه‌ی MSLQ (1991) پاسخ دادند. یافته‌ها نشان داد که رویکرد آموزش پیوندگرایی در مقایسه با رویکرد آموزشی دستور ـ ترجمه از تأثیر بیش‌تری بر باورهای انگیزشی برخوردار بوده است. بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که رویکرد آموزشی پیوندگرایی از طریق افزایش تعاملات اجتماعی و تنوع‌بخشی در انتخاب محتوا و تکالیف درسی فرصت‌های کم‌نظیری را به‌منظور خودکارآمد نمودن و نیز ارزش‌گذاری بیش‌تر برای تکالیف در فراگیران ایجاد می‌کند. لذا، این پژوهش استفاده از آموزه‌های نظریه‌ی پیوندگرایی را به‌منظور ارتقاء باورهای انگیزشی فراگیران در درس زبان انگلیسی به‌عنوان یک زبان خارجی پیشنهاد می‌کند.

اثربخشی آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب بر عزت‌نفس دانش‌آموزان دبستانی

آسیه شریعتمدار; آرزو امینی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 151-164
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.64744

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب بر عزت‌نفس دانش‌آموزان دبستانی با استفاده از طرح تجربی تک موردی با پیگیری یک‌ماهه صورت گرفت. بدین منظور از جامعه­ی دانش‌آموزان دختر پایه­ی سوم دبستان­های دولتی واقع در منطقه 6 شهر تهران، تعداد سه نفر از آن‌ها که عزت‌نفس ضعیف یا متوسط داشتند، با توجه به ملاک‌های ورود، انتخاب شدند و مداخلات معنوی را به مدت 13 جلسه دریافت کردند. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه­ی عزت‌نفس آلیس پوپ (1989) استفاده شد و داده­ها به روش تحلیل نگاره­ای و تعیین درصد بهبودی عزت‌نفس مورد تحلیل قرار گرفتند. در پایان مداخلات، نتایج حاصل از درصد بهبودی عزت‌نفس هر سه مراجع نشان‌دهنده‌ی افزایش معنادار نمرات آن­ها در بُعد عزت‌نفس اجتماعی و عمومی بود. نمرات شرکت‌کنندگان به ترتیب در سه بُعد عزت‌نفس جسمی، تحصیلی و خانوادگی نیز پس از مداخلات افزایش یافت که نشان‌دهنده‌ی تأثیر مثبت آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب است. بر اساس نتایج می­توان گفت، آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب بر ابعاد مختلف عزت‌نفس تأثیرگذار بوده و عزت‌نفس اجتماعی و عمومی شرکت‌کنندگان را به‌صورت معناداری افزایش داده است.

تبیین خرد بر مبنای دارایی‌های تحولی و میانجی گری بالندگی (ارائه مدلی علّی)

شهریار مرادی; رسول کرد نوقابی; ابوالقاس٠یعقوبی; خسرو رشید

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 7-25

هدف از پژوهش حاضر تبیین خرد بر مبنای دارایی­های تحولی و با میانجی­گری بالندگی بود. به این منظور نمونه­ای متشکل از 668 دانشجو از دانشگاه­های کرمانشاه به روش نمونه­گیری خوشه­ای مرحله­ای انتخاب و مقیاس­های خرد آردلت (2003)، دارایی­های تحولی (2005) و بالندگی (2002) روی آنان اجرا شد. داده­ها با استفاده از الگوی معادله­ ساختاری (SEM) تحلیل گردید. مدل­ نهایی یک الگوی خاص از روابط متغیرهای پژوهش با یکدیگر را ارائه کرد و درمجموع توانست به ترتیب 08/0، 14/0 و 23/0 از واریانس ابعاد شناختی، عاطفی و تأملی خرد را تبیین نماید. شاخص­های برازش مدل نشان از برازندگی مناسب مدل با داده­ها داشتند (57/2=df/2χ، 05/0=RMSEA، 00/1=GFI، 00/1=CFI). اثر مستقیم دارایی­های درونی بر هر سه بعد خرد تأیید و اثر غیرمستقیم آن نیز به وساطت بالندگی بر ابعاد شناختی و عاطفی معنی­دار اما بر بعد تأملی غیرمعنی­دار بود. اثر مستقیم دارایی­های بیرونی نیز بر بعد تأملی تأیید شد اما بر ابعاد شناختی و عاطفی تأیید نشد و اثر غیرمستقیم آن بر ابعاد شناختی و عاطفی معنی­دار و بر بعد تأملی غیرمعنی­دار بود. درمجموع دارایی­های درونی بیش از دارایی­های بیرونی تبیین­کننده­ خرد در دانشجویان بودند.

تأثیر آموزش الگوی تعلیمی بر روابط والد-فرزند و هویت ملی و دینی

فریبا فرازی; معصومه اسمعیلی; حسین اسکندری; محمد حاتمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 27-47
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.65183

هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش الگوی تعلیمی بر بهبود روابط والد-فرزند و تقویت هویت ملی و دینی بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری کلیه دانش­آموزان دختر کلاس دوازدهم هنرستان­های شهر بیرجند در سال تحصیلی 96-95 بودند. از این جامعه تعداد 30 نفر که ویژگی­های ورودی موردنظر را داشتند به روش نمونه­گیری خوشه­ای چندمرحله­ای انتخاب شدند. از پرسشنامه­های رابطه والد-فرزند فاین، مورلند و سئوبل (1983) و هویت ملی و دینی لطف­آبادی (1383)، برای سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده­های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج نشان داد آموزش الگوی تعلیمی موجب بهبود روابط والد–فرزند می­شود. همچنین نتایج نشان داد که بهبود روابطی که نتیجه آموزش الگوی تعلیمی بود توانست هویت ملی و دینی فرزندان را تقویت کند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده می­توان گفت با بهبود روابط والد-فرزند در اثر آموزش الگوی تعلیمی هویت ملی و دینی در فرزندان نیز تقویت می­شود.

الگوی ذینفع مداری مبتنی بر حکمرانی خوب برای ارتقاء کیفیت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

احمدرضا روشن; محمود متوسلی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 49-71
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.64750

یکی از ارکان نظام آموزش عالی ایران، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) است که چگونگی اداره و هدایت آن، نقش مستقیمی در کیفیت کلیت نظام آموزش عالی کشور دارد. حکمرانی خوب، الگویی ارائه می‌دهد که وزارت علوم بتواند به نحو مؤثر و بایسته‌ای به ارتقاء کیفیت ساحت علم در کشور، کمک کند. از دیدگاه بسیاری از صاحب‌نظران، نظام فعلی آموزش عالی، پاسخگوی خیل عظیم مطالبات و خواسته‌های ذی‌نفعان آموزش عالی (اعم از دانشجویان، کارفرمایان، دولت و جامعه) نیست. لذا هدف این پژوهش، تدوین الگوی حکمرانی خوب در وزارت عتف برای پاسخ به نیازها و انتظارات ذی‌نفعان، بوده است. در بررسی حاضر، روش گراندد تئوری و طرح پژوهش سیستماتیک اشتراوس و کوربین مورداستفاده قرار گرفته است. طبق الگوی پارادایمی این پژوهش، در ایران مهم‌ترین موجبات حکمرانی نامطلوب در وزارت علوم عبارت‌اند از: 1- عوامل درون وزارتی، 2- ابعاد برون وزارتی، 3- عوامل با منشأ ذی‌نفعان و 4- فقدان ارج و منزلت علم به ما هُوَ علم. برخی از پیشنهادهای سیاستی این پژوهش عبارت‌اند از: اصلاح قانون وزارت علوم منطبق با مقتضیات ذینفع محوری، باورمندی به حکمرانی خوب و ذینفع محوری به‌عنوان معیار انتخاب وزیر علوم، ایجاد نهادهای قوی تظلم خواهی و پیگیری شکایات، آزادی تشکل‌های ذی‌نفعان داخلی و خارجی آموزش عالی و بسط فضاهای گفتگویی و معناسازی و ایجاد میزهای فکر و مشورت بین ذی‌نفعان آموزش عالی.

تأثیر آموزش هوش اخلاقی به شیوه‌ی قصه‌گویی بر بخشودگی بین‌فردی دانش‌آموزان

عزت اله قدم پور; جهانگیر کلانتر; لیلا حیدریانی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 73-89
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.78689

هدف مطالعه­ی حاضر بررسی تأثیر آموزش هوش اخلاقی به شیوه­ی قصه­گویی بر بخشودگی بین­فردی دانش­آموزان پسر پایه ششم ابتدایی بود. این پژوهش یک مطالعه نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون– پس­آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی 97- 1396 بود که با روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای ابتدا از بین چهار ناحیه آموزش‌وپرورش شهر اهواز یک ناحیه به­صورت تصادفی انتخاب و سپس از بین دوازده مدرسه دوره ششم ابتدایی ناحیه یک، یک مدرسه و سرانجام از بین چهار کلاس دو کلاس به­صورت تصادفی انتخاب گردید و در دو گروه (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) گمارده شدند. آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه­گویی برای گروه آزمایش اجرا شد، درحالی‌که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت ننمود. پس از اتمام جلسات، پس­آزمون روی دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. ابزار گرد­آوری داده­ها، پرسشنامه بخشودگی بین فردی احتشام­زاده و همکاران (1389) بود. یافته­ها نشان داد پس از­ آموزش هوش اخلاقی، در گروه آزمایش افزایش معناداری در بخشودگی بین­فردی نسبت به گروه گواه ملاحظه شد (001/0 p). درنتیجه می­توان گفت که آموزش هوش اخلاقی به شیوه قصه­گویی بر بخشودگی بین­فردی دانش­آموزان مؤثر است.

طراحی الگوی تفکر انتقادی بر اساس نظریه ساختن‌گرایی ویگوتسکی و تأثیر آن بر تفکر انتقادی دانش‌آموزان

پریسا مسعودیان; مهدی دوایی; فهیمه انصاریا; علی اکبر خسروی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 91-109
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.78686

 پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه­ی ساختن­گرایی ویگوتسکی و بررسی اثربخشی الگو بر تفکر انتقادی دانش‌آموزان پایه پنجم ابتدایی انجام گرفت. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه­ی ساختن­گرایی ویگوتسکی و بررسی اثربخشی الگو بر تفکر انتقادی دانش‌آموزان پایه پنجم ابتدایی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع مطالعات آمیخته (کمی و کیفی) بود. جامعه آماری بخش کیفی شامل مقالات مرتبط نمایه شده در پایگاه‌های ساینس دایرکت، پامبد، سینهال و اسکوپوس بود. از این جامعه، 34 مقاله با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و برای اعتباربخشی الگو 32 نفر از متخصصین با روش نمونه‌گیری گلوله برفی هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه دانش‌آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 97-1396 بود. از این جامعه، 66 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای مرحله‌ای انتخاب و به‌تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه محقق ساخته و آزمون تفکر انتقادی واتسون-گلیزر (1998) بود. تحلیل داده‌های بخش کیفی با تحلیل محتوا، بخش اعتباریابی با تحلیل عاملی تأییدی و بخش اثربخشی با تحلیل کوواریانس انجام شدند. یافته‌ها نشان داد الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه­ی ویگوتسکی در سه مؤلفه نقش معلم، نقش یادگیرنده و نقش دانش طبقه‌بندی شدند. نتایج نشان داد که برازش الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظر متخصصین در حد مطلوب بوده و الگوی آموزش تفکر انتقادی منجر به تفاوت معنی‌دار بین گروه‌ها در تفکر انتقادی به میزان 53 درصد شده است. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده به‌کارگیری الگوی آموزش تفکر انتقادی بر اساس نظریه ویگوتسکی بر تفکر انتقادی دانش‌آموزان مؤثر است.

رابطه خودکارآمدی تحصیلی و هوش هیجانی با اضطراب در دانشجویان نظام آموزش از دور

نسی٠سعید; فریبا درتاج

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 111-131
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.80626

این مطالعه با هدف تعیین رابطه خود کارآمدی تحصیلی و هوش هیجانی با اضطراب در دانشجویان آموزش از دور انجام شده است. روش انجام پژوهشتوصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان، سیستم آموزش از دور بودند. نمونه پژوهش، 196 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور بودند که در سال تحصیلی 96-95 در سیستم آموزش از دور تعدادی از واحدها را به‌صورت الکترونیکی اخذ کردند و از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های هوش هیجانی شیرینگ (1992)، خود کارآمدی تحصیلی جینکینز و مورگان (1999) و بک (1988) پاسخ دادند. داده‌ها به کمک رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته‌های حاصل از این پژوهش نشان داد، مؤلفه‌های هوش هیجانی و خودکارآمدی تحصیلی پیش‌بینی کننده‌های معنی‌داری برای اضطراب هستند. و همچنین نتایج پژوهش نشان داد مؤلفه‌های خودآگاهی و مهارت اجتماعی از هوش هیجانی و مؤلفه‌های استعداد و بافت از خودکارآمدی تحصیلی به ترتیب بیشترین سهم را در پیش‌بینی اضطراب داشته‌اند. بر اساس نتایج پژوهش و با توجه به اینکه ارتقاء هوش هیجانی و خود کارآمدی تحصیلی با کاهش اضطراب ارتباط دارد و اضطراب خود یکی از دلایل اختلال سلامت روان و کاهش توان یادگیری در دانشجویان است، لازم است زمینه‌های تقویت آن‌ها موردتوجه قرار گیرد.

پیامدهای انگیزشی رویکرد آموزشی پیوندگرایی در مقایسه با رویکرد آموزشی دستور-ترجمه در دانش‌آموزان دبیرستانی

محمد برنا; محبوبه فولادچنگ

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 133-149
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.67533

هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر رویکرد آموزش مبتنی بر پیوندگرایی در مقایسه با رویکرد آموزشی دستور-ترجمه بر خودکارآمدی تحصیلی و ارزش‌گذاری تکلیف دانش‌آموزان در درس زبان انگلیسی بوده است. پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح عاملی 2 (روش تدریس)*2 (جنسیت)، با استفاده از اجرای پیش‌آزمون و پس‌آزمون است. جامعه‌ی آماری در پژوهش حاضر شامل کلیه‌ی دانش‌آموزان پسر و دختر پایه‌ی سوم دبیرستان مدارس دولتی شهرستان رامهرمز بود که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بوده‌اند. مشارکت‌کنندگان در پژوهش حاضر در چهار کلاس حضور داشته‌اند که به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب گردیدند و به دو خرده مقیاس پرسش‌نامه‌ی MSLQ (1991) پاسخ دادند. یافته‌ها نشان داد که رویکرد آموزش پیوندگرایی در مقایسه با رویکرد آموزشی دستور ـ ترجمه از تأثیر بیش‌تری بر باورهای انگیزشی برخوردار بوده است. بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که رویکرد آموزشی پیوندگرایی از طریق افزایش تعاملات اجتماعی و تنوع‌بخشی در انتخاب محتوا و تکالیف درسی فرصت‌های کم‌نظیری را به‌منظور خودکارآمد نمودن و نیز ارزش‌گذاری بیش‌تر برای تکالیف در فراگیران ایجاد می‌کند. لذا، این پژوهش استفاده از آموزه‌های نظریه‌ی پیوندگرایی را به‌منظور ارتقاء باورهای انگیزشی فراگیران در درس زبان انگلیسی به‌عنوان یک زبان خارجی پیشنهاد می‌کند.

اثربخشی آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب بر عزت‌نفس دانش‌آموزان دبستانی

آسیه شریعتمدار; آرزو امینی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 41, صفحه 151-164
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.64744

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب بر عزت‌نفس دانش‌آموزان دبستانی با استفاده از طرح تجربی تک موردی با پیگیری یک‌ماهه صورت گرفت. بدین منظور از جامعه­ی دانش‌آموزان دختر پایه­ی سوم دبستان­های دولتی واقع در منطقه 6 شهر تهران، تعداد سه نفر از آن‌ها که عزت‌نفس ضعیف یا متوسط داشتند، با توجه به ملاک‌های ورود، انتخاب شدند و مداخلات معنوی را به مدت 13 جلسه دریافت کردند. به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه­ی عزت‌نفس آلیس پوپ (1989) استفاده شد و داده­ها به روش تحلیل نگاره­ای و تعیین درصد بهبودی عزت‌نفس مورد تحلیل قرار گرفتند. در پایان مداخلات، نتایج حاصل از درصد بهبودی عزت‌نفس هر سه مراجع نشان‌دهنده‌ی افزایش معنادار نمرات آن­ها در بُعد عزت‌نفس اجتماعی و عمومی بود. نمرات شرکت‌کنندگان به ترتیب در سه بُعد عزت‌نفس جسمی، تحصیلی و خانوادگی نیز پس از مداخلات افزایش یافت که نشان‌دهنده‌ی تأثیر مثبت آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب است. بر اساس نتایج می­توان گفت، آموزش مفاهیم معنوی با محوریت مذهب بر ابعاد مختلف عزت‌نفس تأثیرگذار بوده و عزت‌نفس اجتماعی و عمومی شرکت‌کنندگان را به‌صورت معناداری افزایش داده است.