پژوهش در نظامهای آموزشی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: انجمن پژوهشهای آموزشی ایران

سردبير: دکتر فریبرز درتاج

شاپا: ۲۳۸۳-۱۳۲۴

ايميل:  info@jiera.ir

وبسایت:  www.jiera.ir

تعداد شماره ها: 48

تعداد مقالات: 948

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

چگونگی کاربست قدرت در استقلال دانشگاهی در نظام آموزش عالی ایران: یک تحلیل گفتمان انتقادی

ابراهیم خلیلی; علی خورسندی طاسکوه; سعید غیاثی ندوشن; حمیدرضا آراسته

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 7-24
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83761

در بررسی و تحلیل ماهیت استقلال دانشگاهی در نظام­های آموزش عالی، ارزیابی و تبیین رابطه میان دو نهاد دولت و دانشگاه‌ از اهمیت ویژه­ای برخوردار بود. به میزانی که دولت بر سیاست‌گذاری‌های آموزش عالی دخالت و کنترل دارد، به همان تناسب اصل استقلال دانشگاه با چالش روبرو شد. پژوهش حاضر با هدف فهم و تبیین چگونگی حضور و اثرگذاری نهاد قدرت بر آموزش عالی ایران انجام شده است. روش این پژوهش متأثر از رویکرد نورمن فرکلاو، «تحلیل گفتمان انتقادی» بود. اسناد و متون موردمطالعه این پژوهش شامل کلیه متون و منابع نوشتاری و گفتاری است که پیرامون شرایط استقلال دانشگاهی در ایران و در ابعاد چهارگانه استقلال سازمانی، علمی، مالی و استخدامی مطرح بود. با توجه به رویکرد تحلیل گفتمان، روش عملی جمع­آوری داده­ها، مرور اسناد است. یافته­های پژوهش نشان داد، نهاد دولت از طریق عوامل مختلفی بر هر چهار نوع استقلال دانشگاهی در نظام آموزش عالی ایران تأثیر می­گذارد. این عوامل به سه دسته «نظارتی و کنترلی»، «اداری و حقوقی» و «مالی و آموزشی» تقسیم و طبقه­بندی شده­اند. با استناد به یافته­های این پژوهش، مطالبه صنفی و تلاش اجتماع علمی برای غلبه بر سیاست­ها و رویه­های کنونی اعمال قدرت از سوی نهاد دولت بر استقلال دانشگاهی در ایران اکیداً پیشنهاد می‌شود. علاوه بر آن، «تعدیل نگرش‌های سیاسی»، «بازنگری دیدگاه سنتی و دولت­گرا در حکمرانی آموزش عالی» و «تلاش برای احیای استقلال استخدامی دانشگاه‌ها» سه پیشنهاد سیاستی اصلی در احیای استقلال دانشگاهی در ایران قلمداد می‌شود.

شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی؛ مورد دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8

جواد مقدسی; کامران محمدخانی; امیرحسین محمدداودی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 25-39
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83762

توسعه کارکنان به شناسایی و نیازسنجی ابعاد و مؤلفه‌ها خلاصه نمی‌شود بلکه روش‌های توسعه نیز در موفقیت این برنامه‌ها بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کارکنان منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1395 (3812 N=) و حجم نمونه 203 نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین گردید که به شیوه نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه محقق­ساخته با ضریب آلفای کرونباخ 96/0 استفاده شد. داده­ها پس از گردآوری با روش «تحلیل عاملی اکتشافی» تحلیل گردید. یافته­ها نشان داد پنج روش در توسعه کارکنان مؤثر بوده و شامل: درون­دانشگاهی، برون­دانشگاهی، رسمی، غیررسمی و روش گروهی است و درمجموع 625/67 از کل واریانس داده­ها را تبیین می­نمود. بیشترین قدرت تبیین مربوط به روش غیررسمی (02/18) و کمترین آن مربوط به روش رسمی (92/10) بود. به نظر می­رسد مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی لازم است به‌منظور توسعه کارکنان از روش‌های مختلف استفاده نمایند.

استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران

عباس صدری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 41-63
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83763

این پژوهش با دو هدف اصلی شامل اقدامات صورت گرفته توسط دانشگاه‌ها در جهت استقرار مدیریت دانش و شناسایی مؤلفه‌هایی برای استقرار مدیریت دانش از طریق ارائه یک مدل است. تحقیق پیش‌رو از نوع کیفی و نظریه داده‌بنیاد است. برای گردآوری داده‌ها سه روش مورداستفاده قرار گرفته است: پژوهش اسنادی، گروه‌های کانونی و مصاحبه عمیق. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و متخصصان مدیریت دانش بود که به‌صورت هدفمند و به شیوه موارد خاص یا یگانه، یک گروه کانونی متشکل از 6 نفر از اساتید دانشگاه انتخاب گردید. همچنین برای انجام مصاحبه عمیق، 4 نفر از اعضاء هیئت‌علمی و دو نفر از متخصصان حوزه مدیریت دانش به‌صورت هدفمند (موارد خاص و یگانه) انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش کوربین و اشتراوس برای کدگذاری استفاده شد که شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که چالش‌های متعددی برای استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران وجود دارد که در این پژوهش به 10 مورد اشاره شده است. بیشتر چالش‌ها را می‌توان به عدم وجود فرهنگ‌سازمانی مناسب، عدم وجود نیروی انسانی آموزش‌دیده، ضعف‌های مدیریتی و عدم وجود زیرساخت‌های مناسب مربوط دانست. همچنین سه مؤلفه اصلی در استقرار مدیریت دانش شناسایی شد: مدیریت، فرهنگ‌سازمانی و زیرساخت (منابع انسانی و تجهیزاتی) که زیر مؤلفه‌های گوناگونی برای هر یک تدوین شد. برآیند گروه کانونی در پژوهش، تدوین مدلی است که می‌تواند در استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌ها راهگشا باشد. همچنین برنامه‌هایی پیشنهادی عنوان شده‌اند که دانشگاه‌ها بنا به مأموریت خود می‌توانند از این برنامه‌ها استفاده کنند.

ارزیابی عملکرد دانش‌آموزان پایه دهم و معلمان متوسطه اول در آزمون سواد ریاضی

مریم شایان; نرگس یافتیان

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 65-94
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83764

هدف تحقیق توصیفی-پیمایشی حاضر بررسی سواد ریاضی دانش­آموزان و معلمان ریاضی بوده است. جامعه آماری دانش آموزان پایه دهم و معلمان ریاضی متوسطه اول یکی از شهرستان­های استان اصفهان و نمونه در دسترس 56 دانش­آموز و 14 معلم بود. ابزار اندازه­گیری آزمونی محقق ساخته در حوزه فضا و شکل بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط صاحب‌نظران تأیید شده است. بر اساس یافته­های این تحقیق دانش­آموزان، مسائل ریاضی را جدای از جهان پیرامون خود می­دانند و هر چه سطح مسائل از مفاهیم کتب درسی دورتر می­بود، عملکرد دبیران کاهش می­یافت. درمجموع، نتایج عملکرد دانش‌آموزان و معلمان در آزمون مطلوب نبود. هم­چنین با استفاده از آزمون کای اسکور مشخص شد که صحت پاسخ­گویی دانش­آموزان به صحت پاسخ­گویی معلمان وابسته است. امید است یافته­های این پژوهش، به بازنگری در منابع آموزشی و شیوه تدریس معلمان بیانجامد.

رابطه سبک‌های یادگیری و قابلیت آینده‌پژوهی با نقش واسطه‌ای خودکارآمدی پژوهشی

فریبا تابع بردبار; مریم شفیعی سروستانی; سید روح الله موسوی پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 95-111
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83766

یکی از وظایف اصلی مراکز آموزشی، تربیت نیروهای انسانی مجهز به دانش آینده است که علاوه بر حل مسئله و رفع مشکلات روزمره زندگی بتوانند به نوآوری و اختراع نیز بیندیشند. هدف از این پژوهش، بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم سبک‌های یادگیری و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان بر قابلیت آینده‌پژوهی آنان بود. بدین منظور تعداد 220 دانشجوی دانشگاه‌های دولتی شهر شیراز به شیوه خوشه­ای انتخاب و از طریق پرسشنامه‌های سبک‌های یادگیری وارک (1998)، خودکارآمدی پژوهشی (صالحی، 1390) و قابلیت آینده‌پژوهی (پارسا و همکاران، 2011) مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. ضرایب همبستگی به‌دست‌آمده نشان داد که بین ابعاد سبک‌های یادگیری به‌عنوان متغیرهای برون­زای مدل با خودکارآمدی پژوهشی و قابلیت آینده­پژوهی همبستگی وجود دارد. سبک شنیداری و سبک خواندنی- نوشتنی تأثیر مستقیم و معنادار در افزایش قابلیت آینده­پژوهی داشت. خودکارآمدی پژوهشی علاوه بر اثرات مستقیم توانست رابطه بین سبک‌های یادگیری و قابلیت آینده­پژوهی را مورد واسطه­گیری قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می­دهد که سبک‌های یادگیری و خودکارآمدی پژوهشی می­تواند پیامدهای یادگیری دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین شناسایی متغیرهای پیدا و پنهان در کلاس درس می­تواند به ارتقاء سطح دانش یادگیرندگان کمک کرده و آن‌ها را به خلق دانش و توانایی پیش‌بینی آینده هدایت نماید.

اثربخشی تلفیق الگوی طراحی انگیزشی کلر با آموزش درس علوم تجربی بر هیجان های تحصیلی دانش آموزان

طالب زندی; سید عدنان حسینی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 113-130
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83767

هدف‏ پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تلفیق الگوی طراحی‌ انگیزشی‌ کلر با آموزش درس علوم تجربی بر هیجان‌های تحصیلی ‌دانش‌آموزان ابتدایی بود. روش تحقیق از نوع نیمه‏ تجربی با طرح پیش‏آزمون- پس‏آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی ناحیه دو شهر سنندج در سال تحصیلی 97- 1396 بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند‌‌مرحله‌ای، یک کلاس با 32 دانش‌آموز به‌عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگری با 31 نفر به‌عنوان گروه ‌گواه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه سنجش هیجان‌های تحصیلی دانش‌آموزان ابتدایی (پکران و همکاران، 2007) استفاده گردید. برنامه آموزش با تلفیق عناصر الگوی ‌انگیزشی کلر طی 8 جلسه‏ 45 دقیقه‏ای برای دانش‏آموزان گروه آزمایش برگزار گردید، درحالی‏که گروه ‌گواه تحت آموزش با شیوه رایج در کلاس درس قرار داشتند. داده‏‌ها با روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل‏ کوواریانس چند‌متغیره و در سطح 05/0­­ p نشان داد بین دو گروه، ازلحاظ متغیر وابسته ترکیبی (هیجان‌های تحصیلی کلاس) تفاوت معنی‌دار آماری وجود دارد. نتایج تحلیل کوواریانس در متن مانکووا نیز نشان داد بین گروه‌های آزمایش و ‌گواه ازلحاظ نمرات پس‌آزمون هیجان‌های مختلف کلاس درس تفاوت معنی‌دار وجود دارد و آموزش با تلفیق عناصر انگیزشی سبب افزایش هیجان مثبت لذت و کاهش هیجان‌های منفی اضطراب و خستگی در دانش‏آموزان شده است.

نقش واسطه‌ای هیجان‌های پیشرفت در رابطه میان جو روانی- اجتماعی کلاس و فرسودگی تحصیلی

سمیه هاشمی; زهرا هاشمی; زهرا نقش

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 131-146
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83768

هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه­ای هیجانات پیشرفت در رابطه میان جو روانی- اجتماعی کلاس و فرسودگی تحصیلی در راستای ارائه یک مدل علّی برای روابط بین متغیرهای پژوهش بود. جامعه پژوهشی شامل تمامی دانشجویان دانشگاه الزهرا (س) تهران در سال تحصیلی 96-1395 بودند که از میان آن‌ها به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله‌ای، نمونه­ای به تعداد 300 نفر انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری داده­ها از نسخه کوتاه پرسشنامه هیجان‌های پیشرفت پکران، گوئتز و پری (2005)، پرسشنامه جو روانی اجتماعی کلاس فریزر، گیدینگز و مک روبی (1995)، و سیاهه فرسودگی تحصیلی سالملاـ آرو و همکاران (2009)، استفاده شد. برای پردازش داده­ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. شاخص­های حاصل از نتایج، حاکی از برازش بسیار خوب در مدل بود. و تمامی اثرهای مستقیم و غیرمستقیم معنادار و 42% واریانس فرسودگی تحصیلی و 36% واریانس هیجانات مثبت و 38% واریانس هیجانات منفی تبیین شد.

نقش واسطه ای اعتماد شناختی و تعهد عاطفی بر رابطه رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک گذاری دانش

مهناز مسعودی تفرشی; ارسلان ایرجی راد

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 147-163
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.85752

اشتراک هدفمند دانش در سازمان‌ها به یادگیری سریع‌تر فردی منجر گشته، خلاقیت را توسعه می‌دهد و درنهایت به بهبود عملکرد فرد در سازمان می­انجامد. هدف از این پژوهش، بررسی نقش واسطه­ای اعتماد شناختی و تعهد عاطفی بر رابطه رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک‌گذاری دانش بر کارکنان آموزش‌وپرورش منطقه 3 تهران در سال 1395 بود. جامعه آماری 200 تن از کارکنان سازمان آموزش‌وپرورش منطقه 3 شهر تهران بودند و با استفاده از فرمول کوکران 130 تن از آنان با روش تصادفی طبقه‌ای، انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه قصد اشتراک‌گذاری دانش چرجی (2001)، پرسشنامه رضایت­مندی شغلی بلاستین (2008)، پرسشنامه تعهد عاطفی کیم، چوی، کوال و هان (2008) و سرانجام، پرسشنامه اعتماد ین (2009)، استفاده شده است. روایی (محتوی، همگرا و واگرا) و پایایی (بارعاملی، ضریب پایایی مرکب و ضریب آلفای کرونباخ) پرسشنامه‌ها حاکی از آن بودند که ابرازهای اندازه‌گیری پژوهش از روایی و پایایی مناسبی برخوردارند. نتایج تجزیه‌وتحلیل به روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار SMART-PLS نشان داد که هر سه متغیر برون‌زای رضایتمندی شغلی، اعتماد شناختی و تعهد عاطفی، تأثیر مثبت و معناداری بر قصد اشتراک‌گذاری دانش دارند. علاوه بر این، هر دو متغیر تعهد عاطفی و اعتماد شناختی، اثر میانجی بر رابطه بین رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک‌گذاری دانش ایفا می‌کنند؛ ضمن اینکه تعهد عاطفی در مقایسه با اعتماد شناختی، تأثیر بیشتری به‌عنوان متغیر میانجی بر قصد اشتراک‌گذاری دانش دارد.

تبیین و طراحی الگوی پویندگی و تحرک نظام آموزش عالی: رویکرد داده بنیاد

سید علی مدنی; الهام کاویانی; بهمن سعیدی پور; سوسن لایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 165-183
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83770

پژوهش حاضر، با هدف تبیین مدل پویندگی و تحرک نظام آموزش عالی صورت گرفت. روش پژوهش، کیفی و با به‌کارگیری روش تحقیق داده بنیاد بود. به‌منظور گردآوری اطلاعات و با به‌کارگیری روش نمونه‌گیری هدفمند، با 18 نفر از خبرگان آشنا به مباحث آموزش عالی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تجزیه‌وتحلیل داده در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی شد. نتایج 390 کد یا مفهوم اولیه از مصاحبه‌ها و 40 مفهوم و 23 مقوله را در قالب مدل پارادایمی شامل توسعه ظرفیت­ها و قابلیت­های چندگانه آموزش عالی به‌عنوان مقوله محوری و شرایط علی (کادر هیات علمی مجرب، تنوع برنامه­های آموزشی و پژوهشی، گسترش پژوهش­های کاربردی، ظرفیت آموزش ترکیبی، تعامل دانشگاه با صنایع، برنامه درسی انعطاف‌پذیر و کاربردی)، عوامل زمینه‏ای (امکانات آموزشی متعدد، انگیزه اساتید، جذب دانشجو در تمامی مقاطع، ارتباطات مناسب اجتماعی، توسعه سامانه­های آنلاین)، شرایط مداخله‏گر (جذب و ارتقاء، توانمندسازی دانشجویان، سیاست­های توسعه­ای، تصویر مناسب از دانشگاه‌ها)، راهبردها (دانشجویان خارجی، توانمندسازی منابع انسانی، ظرفیت­های آموزشی جدید) و عوامل پس‏آیندی (در سطوح فردی-سازمانی) مطرح ساخت.

الزامات و استراتژی های های تدوین و اجرا در خصوصی‌سازی آموزش عالی و ارایه پیشنهادات اصلاحی برای آن

ولی محمد درینی; احسان نامدار جویمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 185-216
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.85052

این پژوهش به دنبال بررسی استراتژی‌های تدوین و اجرای سیاست­­های خصوصی‌سازی آموزش عالی است. ازاین‌رو استراتژی‌ها و برنامه‌ها و سیاست‌های این بخش (تدوین و اجرا) بر اساس مصاحبه و اسناد و مدارک (ادبیات و پیشینه پژوهش) مرور شد و برای هرکدام راهکارهای پیشنهادی و اصلاحی آورده شده است. این پژوهش، به‌صورت مروری (انتزاعی) و کتابخانه‎ای به همراه مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته است که با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی (تحلیل محتوا) از نوع تحلیل مضمون انجام‌شده است. در این راستا ابتدا عوامل دخیل رشد خصوصی‌سازی (تدوین و اجرا) آموزش عالی در جهان و ایران شناسایی شد و در 22 محور دسته‌بندی شدند و برای هرکدام پیشنهاد‌ها و راهکارهایی اصلاحی آورده شده است. سپس الزامات خصوصی‌سازی آموزش عالی در ایران در بخش تدوین و اجرا آورده شد و در 8 محور کلی قرار گرفتند و متناسب با هر بخش الزامی در تدوین و اجرا (الزامات سیاست‌گذاری و راهبردی- الزامات قانونی- الزامات مالی و اقتصادی- الزامات آموزشی و پژوهشی- الزامات مدیریتی و سازمانی- الزامات اجتماعی و فرهنگی- الزامات زیرساختی- الزامات ارتباطی) بخشی به‌عنوان اجرا و پیشنهاد‌ها و راهکارهای اصلاحی اجرایی برای بخش تدوین و اجرا آورده شده است. در ادامه نیز موانع تدوین و اجرا در 6 محور (موانع قانونی- موانع اقتصادی- موانع سیاسی- موانع ساختاری اداری- موانع آموزشی- موانع فرهنگی و اجتماعی) دسته‌بندی شدند و پیشنهاد‌ها راهکارهای اصلاحی در جهت برخورد با موانع به تفکیک هر بخش آورده شده است.

تأثیر مدل طراحی آموزشی موج‌وار بر مهارت‌های حل مسئله دانشجویان

محسن باقری; سمیه عبدلی بزچلویی; سعید موسوی پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 217-232
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.144952.1596

این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر مدل طراحی آموزشی موج­وار بر مهارت‌های حل مسئله دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه اراک انجام شده است. بدین منظور، از روش تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه با گروه کنترل استفاده شد. جامعه‌ی تحقیق، شامل 170 نفر از دانشجویان کارشناسی رشته علوم تربیتی- گرایش تکنولوژی آموزشی دانشگاه اراک، در سال تحصیلی 96-1395 بود که از بین آن‌ها 30 نفر که درس آموزش مبتنی بر سیستم‌ها را برگزیده بودند، به‌صورت هدفمند انتخاب شده و به‌طور تصادفی، در دو گروه آزمایش، 15 نفر و کنترل، 15 نفر جای گرفتند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه­ی حل مسئله‌ی هپنر و پترسون (1982) بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته‌های آماری نشان داد که روش آموزشی مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی موج­وار بر مهارت حل مسئله‌ی دانشجویان تأثیر معنادار نداشته است (0.05P). بااین‌حال گروه آزمایش در متغیر مهارت‌های حل مسئله نسبت به گروه کنترل نسبتاً بهتر عمل کردند.

بررسی عوامل مؤثر بر استفاده و پذیرش فن‌آوری رایانه توسط معلمان در امر تدریس با استفاده از نقشه‌های شناختی فازی

جواد کیهان; سارا محمد مرادی نقده

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 233-249
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83873

هدف پژوهش حاضر مطالعه عوامل مؤثر بر استفاده و پذیرش فن‌آوری رایانه توسط معلمان در امر تدریس با استفاده از نقشه­های شناختی فازی است. طرح پژوهش حاضر کیفی بوده که با توجه به ساختار پیچیده و مبهم عوامل مؤثر بر استفاده و پذیرش فن‌آوری رایانه توسط معلمان، بر اساس نقشه‌های شناختی فازی صورت گرفت. با توجه به ماهیت اکتشافی تحقیق، این روش دربرگیرنده نظرات خبرگان در مورد یک واقعیت ذهنی است. بر این مبنا، نمونه پژوهشی تحقیق را 30 نفر از معلمان دوره دوم متوسطه شهر ارومیه بر اساس اصل اشباع داده­ها تشکیل دادند. برای گردآوری داده­ها، از ابزار مصاحبه استفاده شد. بنابراین از معلمان خواسته شد که روی یک کاغذ پدیده اصلی و عوامل مؤثر بر آن را در مرکز صفحه به‌صورت دایره ترسیم کرده و مسیرهایی را برای نحوه تأثیرگذاری این عوامل بر پدیده و مثبت و منفی بودن آن­ را مشخص کنند. نقشه­های طراحی شده تبدیل به ماتریس شدند که با نرم­افزار FCMmapper مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که استفاده معلمان از فن‌آوری رایانه­ای در کلاس درس بیشترین مرکزیت را دارد. آموزش معلمان در زمینه رایانه بیشترین درجه بیرونی و پس‌ازآن به ترتیب مهارت رایانه معلمان، استفاده از رایانه در امر تدریس، سودمندی رایانه در امر تدریس بیشترین تأثیرگذاری را داشتند. نتایج این تحقیق تلویحات مهمی در زمینه توجه به عوامل مؤثر بر استفاده و پذیرش فن‌آوری رایانه توسط معلمان در تدریس و انجام اقدامات لازم به‌منظور پیشرفت معلمان در استفاده از رایانه در تدریس جهت پاسخگویی به نیازهای دانش­آموزان در عصر اطلاعاتی کنونی را به دنبال دارد.

چگونگی کاربست قدرت در استقلال دانشگاهی در نظام آموزش عالی ایران: یک تحلیل گفتمان انتقادی

ابراهی٠خلیلی; علی خورسندی طاسکوه; سعید ØºÛŒØ§Ø «ÛŒ ندوشن; حمیدرضا آراسته

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 7-24
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83761

در بررسی و تحلیل ماهیت استقلال دانشگاهی در نظام­های آموزش عالی، ارزیابی و تبیین رابطه میان دو نهاد دولت و دانشگاه‌ از اهمیت ویژه­ای برخوردار بود. به میزانی که دولت بر سیاست‌گذاری‌های آموزش عالی دخالت و کنترل دارد، به همان تناسب اصل استقلال دانشگاه با چالش روبرو شد. پژوهش حاضر با هدف فهم و تبیین چگونگی حضور و اثرگذاری نهاد قدرت بر آموزش عالی ایران انجام شده است. روش این پژوهش متأثر از رویکرد نورمن فرکلاو، «تحلیل گفتمان انتقادی» بود. اسناد و متون موردمطالعه این پژوهش شامل کلیه متون و منابع نوشتاری و گفتاری است که پیرامون شرایط استقلال دانشگاهی در ایران و در ابعاد چهارگانه استقلال سازمانی، علمی، مالی و استخدامی مطرح بود. با توجه به رویکرد تحلیل گفتمان، روش عملی جمع­آوری داده­ها، مرور اسناد است. یافته­های پژوهش نشان داد، نهاد دولت از طریق عوامل مختلفی بر هر چهار نوع استقلال دانشگاهی در نظام آموزش عالی ایران تأثیر می­گذارد. این عوامل به سه دسته «نظارتی و کنترلی»، «اداری و حقوقی» و «مالی و آموزشی» تقسیم و طبقه­بندی شده­اند. با استناد به یافته­های این پژوهش، مطالبه صنفی و تلاش اجتماع علمی برای غلبه بر سیاست­ها و رویه­های کنونی اعمال قدرت از سوی نهاد دولت بر استقلال دانشگاهی در ایران اکیداً پیشنهاد می‌شود. علاوه بر آن، «تعدیل نگرش‌های سیاسی»، «بازنگری دیدگاه سنتی و دولت­گرا در حکمرانی آموزش عالی» و «تلاش برای احیای استقلال استخدامی دانشگاه‌ها» سه پیشنهاد سیاستی اصلی در احیای استقلال دانشگاهی در ایران قلمداد می‌شود.

شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی؛ مورد دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8ï€

جواد مقدسی; کامران محمدخانی; امیرحسین محمدداودی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 25-39
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83762

توسعه کارکنان به شناسایی و نیازسنجی ابعاد و مؤلفه‌ها خلاصه نمی‌شود بلکه روش‌های توسعه نیز در موفقیت این برنامه‌ها بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش‌های توسعه کارکنان در نظام آموزش عالی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کارکنان منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1395 (3812 N=) و حجم نمونه 203 نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین گردید که به شیوه نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه محقق­ساخته با ضریب آلفای کرونباخ 96/0 استفاده شد. داده­ها پس از گردآوری با روش «تحلیل عاملی اکتشافی» تحلیل گردید. یافته­ها نشان داد پنج روش در توسعه کارکنان مؤثر بوده و شامل: درون­دانشگاهی، برون­دانشگاهی، رسمی، غیررسمی و روش گروهی است و درمجموع 625/67 از کل واریانس داده­ها را تبیین می­نمود. بیشترین قدرت تبیین مربوط به روش غیررسمی (02/18) و کمترین آن مربوط به روش رسمی (92/10) بود. به نظر می­رسد مدیران ارشد دانشگاه آزاد اسلامی لازم است به‌منظور توسعه کارکنان از روش‌های مختلف استفاده نمایند.

استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران

عباس صدری

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 41-63
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83763

این پژوهش با دو هدف اصلی شامل اقدامات صورت گرفته توسط دانشگاه‌ها در جهت استقرار مدیریت دانش و شناسایی مؤلفه‌هایی برای استقرار مدیریت دانش از طریق ارائه یک مدل است. تحقیق پیش‌رو از نوع کیفی و نظریه داده‌بنیاد است. برای گردآوری داده‌ها سه روش مورداستفاده قرار گرفته است: پژوهش اسنادی، گروه‌های کانونی و مصاحبه عمیق. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید و متخصصان مدیریت دانش بود که به‌صورت هدفمند و به شیوه موارد خاص یا یگانه، یک گروه کانونی متشکل از 6 نفر از اساتید دانشگاه انتخاب گردید. همچنین برای انجام مصاحبه عمیق، 4 نفر از اعضاء هیئت‌علمی و دو نفر از متخصصان حوزه مدیریت دانش به‌صورت هدفمند (موارد خاص و یگانه) انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از روش کوربین و اشتراوس برای کدگذاری استفاده شد که شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که چالش‌های متعددی برای استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌های ایران وجود دارد که در این پژوهش به 10 مورد اشاره شده است. بیشتر چالش‌ها را می‌توان به عدم وجود فرهنگ‌سازمانی مناسب، عدم وجود نیروی انسانی آموزش‌دیده، ضعف‌های مدیریتی و عدم وجود زیرساخت‌های مناسب مربوط دانست. همچنین سه مؤلفه اصلی در استقرار مدیریت دانش شناسایی شد: مدیریت، فرهنگ‌سازمانی و زیرساخت (منابع انسانی و تجهیزاتی) که زیر مؤلفه‌های گوناگونی برای هر یک تدوین شد. برآیند گروه کانونی در پژوهش، تدوین مدلی است که می‌تواند در استقرار مدیریت دانش در دانشگاه‌ها راهگشا باشد. همچنین برنامه‌هایی پیشنهادی عنوان شده‌اند که دانشگاه‌ها بنا به مأموریت خود می‌توانند از این برنامه‌ها استفاده کنند.

ارزیابی عملکرد دانش‌آموزان پایه دهم و معلمان متوسطه اول در آزمون سواد ریاضی

مری٠شایان; نرگس یافتیان

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 65-94
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83764

هدف تحقیق توصیفی-پیمایشی حاضر بررسی سواد ریاضی دانش­آموزان و معلمان ریاضی بوده است. جامعه آماری دانش آموزان پایه دهم و معلمان ریاضی متوسطه اول یکی از شهرستان­های استان اصفهان و نمونه در دسترس 56 دانش­آموز و 14 معلم بود. ابزار اندازه­گیری آزمونی محقق ساخته در حوزه فضا و شکل بود که روایی صوری و محتوایی آن توسط صاحب‌نظران تأیید شده است. بر اساس یافته­های این تحقیق دانش­آموزان، مسائل ریاضی را جدای از جهان پیرامون خود می­دانند و هر چه سطح مسائل از مفاهیم کتب درسی دورتر می­بود، عملکرد دبیران کاهش می­یافت. درمجموع، نتایج عملکرد دانش‌آموزان و معلمان در آزمون مطلوب نبود. هم­چنین با استفاده از آزمون کای اسکور مشخص شد که صحت پاسخ­گویی دانش­آموزان به صحت پاسخ­گویی معلمان وابسته است. امید است یافته­های این پژوهش، به بازنگری در منابع آموزشی و شیوه تدریس معلمان بیانجامد.

رابطه سبک‌های یادگیری و قابلیت آینده‌پژوهی با نقش واسطه‌ای خودکارآمدی پژوهشی

فریبا تابع بردبار; مری٠شفیعی سروستانی; سید روح الله موسوی پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 95-111
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83766

یکی از وظایف اصلی مراکز آموزشی، تربیت نیروهای انسانی مجهز به دانش آینده است که علاوه بر حل مسئله و رفع مشکلات روزمره زندگی بتوانند به نوآوری و اختراع نیز بیندیشند. هدف از این پژوهش، بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم سبک‌های یادگیری و خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان بر قابلیت آینده‌پژوهی آنان بود. بدین منظور تعداد 220 دانشجوی دانشگاه‌های دولتی شهر شیراز به شیوه خوشه­ای انتخاب و از طریق پرسشنامه‌های سبک‌های یادگیری وارک (1998)، خودکارآمدی پژوهشی (صالحی، 1390) و قابلیت آینده‌پژوهی (پارسا و همکاران، 2011) مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. ضرایب همبستگی به‌دست‌آمده نشان داد که بین ابعاد سبک‌های یادگیری به‌عنوان متغیرهای برون­زای مدل با خودکارآمدی پژوهشی و قابلیت آینده­پژوهی همبستگی وجود دارد. سبک شنیداری و سبک خواندنی- نوشتنی تأثیر مستقیم و معنادار در افزایش قابلیت آینده­پژوهی داشت. خودکارآمدی پژوهشی علاوه بر اثرات مستقیم توانست رابطه بین سبک‌های یادگیری و قابلیت آینده­پژوهی را مورد واسطه­گیری قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می­دهد که سبک‌های یادگیری و خودکارآمدی پژوهشی می­تواند پیامدهای یادگیری دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین شناسایی متغیرهای پیدا و پنهان در کلاس درس می­تواند به ارتقاء سطح دانش یادگیرندگان کمک کرده و آن‌ها را به خلق دانش و توانایی پیش‌بینی آینده هدایت نماید.

اثربخشی تلفیق الگوی طراحی انگیزشی کلر با آموزش درس علوم تجربی بر هیجان های تحصیلی دانش آموزان

طالب زندی; سید عدنان حسینی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 113-130
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83767

هدف‏ پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تلفیق الگوی طراحی‌ انگیزشی‌ کلر با آموزش درس علوم تجربی بر هیجان‌های تحصیلی ‌دانش‌آموزان ابتدایی بود. روش تحقیق از نوع نیمه‏ تجربی با طرح پیش‏آزمون- پس‏آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی ناحیه دو شهر سنندج در سال تحصیلی 97- 1396 بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند‌‌مرحله‌ای، یک کلاس با 32 دانش‌آموز به‌عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگری با 31 نفر به‌عنوان گروه ‌گواه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه سنجش هیجان‌های تحصیلی دانش‌آموزان ابتدایی (پکران و همکاران، 2007) استفاده گردید. برنامه آموزش با تلفیق عناصر الگوی ‌انگیزشی کلر طی 8 جلسه‏ 45 دقیقه‏ای برای دانش‏آموزان گروه آزمایش برگزار گردید، درحالی‏که گروه ‌گواه تحت آموزش با شیوه رایج در کلاس درس قرار داشتند. داده‏‌ها با روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل‏ کوواریانس چند‌متغیره و در سطح 05/0­­ p نشان داد بین دو گروه، ازلحاظ متغیر وابسته ترکیبی (هیجان‌های تحصیلی کلاس) تفاوت معنی‌دار آماری وجود دارد. نتایج تحلیل کوواریانس در متن مانکووا نیز نشان داد بین گروه‌های آزمایش و ‌گواه ازلحاظ نمرات پس‌آزمون هیجان‌های مختلف کلاس درس تفاوت معنی‌دار وجود دارد و آموزش با تلفیق عناصر انگیزشی سبب افزایش هیجان مثبت لذت و کاهش هیجان‌های منفی اضطراب و خستگی در دانش‏آموزان شده است.

نقش واسطه‌ای هیجان‌های پیشرفت در رابطه میان جو روانی- اجتماعی کلاس و فرسودگی تحصیلی

سمیه هاشمی; زهرا هاشمی; زهرا نقش

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 131-146
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83768

هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه­ای هیجانات پیشرفت در رابطه میان جو روانی- اجتماعی کلاس و فرسودگی تحصیلی در راستای ارائه یک مدل علّی برای روابط بین متغیرهای پژوهش بود. جامعه پژوهشی شامل تمامی دانشجویان دانشگاه الزهرا (س) تهران در سال تحصیلی 96-1395 بودند که از میان آن‌ها به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله‌ای، نمونه­ای به تعداد 300 نفر انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری داده­ها از نسخه کوتاه پرسشنامه هیجان‌های پیشرفت پکران، گوئتز و پری (2005)، پرسشنامه جو روانی اجتماعی کلاس فریزر، گیدینگز و مک روبی (1995)، و سیاهه فرسودگی تحصیلی سالملاـ آرو و همکاران (2009)، استفاده شد. برای پردازش داده­ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. شاخص­های حاصل از نتایج، حاکی از برازش بسیار خوب در مدل بود. و تمامی اثرهای مستقیم و غیرمستقیم معنادار و 42% واریانس فرسودگی تحصیلی و 36% واریانس هیجانات مثبت و 38% واریانس هیجانات منفی تبیین شد.

نقش واسطه ای اعتماد شناختی و تعهد عاطفی بر رابطه رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک گذاری دانش

مهناز مسعودی تفرشی; ارسلان ایرجی راد

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 147-163
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.85752

اشتراک هدفمند دانش در سازمان‌ها به یادگیری سریع‌تر فردی منجر گشته، خلاقیت را توسعه می‌دهد و درنهایت به بهبود عملکرد فرد در سازمان می­انجامد. هدف از این پژوهش، بررسی نقش واسطه­ای اعتماد شناختی و تعهد عاطفی بر رابطه رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک‌گذاری دانش بر کارکنان آموزش‌وپرورش منطقه 3 تهران در سال 1395 بود. جامعه آماری 200 تن از کارکنان سازمان آموزش‌وپرورش منطقه 3 شهر تهران بودند و با استفاده از فرمول کوکران 130 تن از آنان با روش تصادفی طبقه‌ای، انتخاب شدند. به‌منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه قصد اشتراک‌گذاری دانش چرجی (2001)، پرسشنامه رضایت­مندی شغلی بلاستین (2008)، پرسشنامه تعهد عاطفی کیم، چوی، کوال و هان (2008) و سرانجام، پرسشنامه اعتماد ین (2009)، استفاده شده است. روایی (محتوی، همگرا و واگرا) و پایایی (بارعاملی، ضریب پایایی مرکب و ضریب آلفای کرونباخ) پرسشنامه‌ها حاکی از آن بودند که ابرازهای اندازه‌گیری پژوهش از روایی و پایایی مناسبی برخوردارند. نتایج تجزیه‌وتحلیل به روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار SMART-PLS نشان داد که هر سه متغیر برون‌زای رضایتمندی شغلی، اعتماد شناختی و تعهد عاطفی، تأثیر مثبت و معناداری بر قصد اشتراک‌گذاری دانش دارند. علاوه بر این، هر دو متغیر تعهد عاطفی و اعتماد شناختی، اثر میانجی بر رابطه بین رضایتمندی شغلی و قصد اشتراک‌گذاری دانش ایفا می‌کنند؛ ضمن اینکه تعهد عاطفی در مقایسه با اعتماد شناختی، تأثیر بیشتری به‌عنوان متغیر میانجی بر قصد اشتراک‌گذاری دانش دارد.

تبیین و طراحی الگوی پویندگی و تحرک نظام آموزش عالی: رویکرد داده بنیاد

سید علی مدنی; الها٠کاویانی; بهمن سعیدی پور; سوسن لایی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 165-183
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83770

پژوهش حاضر، با هدف تبیین مدل پویندگی و تحرک نظام آموزش عالی صورت گرفت. روش پژوهش، کیفی و با به‌کارگیری روش تحقیق داده بنیاد بود. به‌منظور گردآوری اطلاعات و با به‌کارگیری روش نمونه‌گیری هدفمند، با 18 نفر از خبرگان آشنا به مباحث آموزش عالی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تجزیه‌وتحلیل داده در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی شد. نتایج 390 کد یا مفهوم اولیه از مصاحبه‌ها و 40 مفهوم و 23 مقوله را در قالب مدل پارادایمی شامل توسعه ظرفیت­ها و قابلیت­های چندگانه آموزش عالی به‌عنوان مقوله محوری و شرایط علی (کادر هیات علمی مجرب، تنوع برنامه­های آموزشی و پژوهشی، گسترش پژوهش­های کاربردی، ظرفیت آموزش ترکیبی، تعامل دانشگاه با صنایع، برنامه درسی انعطاف‌پذیر و کاربردی)، عوامل زمینه‏ای (امکانات آموزشی متعدد، انگیزه اساتید، جذب دانشجو در تمامی مقاطع، ارتباطات مناسب اجتماعی، توسعه سامانه­های آنلاین)، شرایط مداخله‏گر (جذب و ارتقاء، توانمندسازی دانشجویان، سیاست­های توسعه­ای، تصویر مناسب از دانشگاه‌ها)، راهبردها (دانشجویان خارجی، توانمندسازی منابع انسانی، ظرفیت­های آموزشی جدید) و عوامل پس‏آیندی (در سطوح فردی-سازمانی) مطرح ساخت.

الزامات و استراتژی های های تدوین و اجرا در خصوصی‌سازی آموزش عالی و ارایه پیشنهادات اصلاحی برای آن

ولی محمد درینی; احسان نامدار جویمی

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 185-216
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.85052

این پژوهش به دنبال بررسی استراتژی‌های تدوین و اجرای سیاست­­های خصوصی‌سازی آموزش عالی است. ازاین‌رو استراتژی‌ها و برنامه‌ها و سیاست‌های این بخش (تدوین و اجرا) بر اساس مصاحبه و اسناد و مدارک (ادبیات و پیشینه پژوهش) مرور شد و برای هرکدام راهکارهای پیشنهادی و اصلاحی آورده شده است. این پژوهش، به‌صورت مروری (انتزاعی) و کتابخانه‎ای به همراه مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته است که با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی (تحلیل محتوا) از نوع تحلیل مضمون انجام‌شده است. در این راستا ابتدا عوامل دخیل رشد خصوصی‌سازی (تدوین و اجرا) آموزش عالی در جهان و ایران شناسایی شد و در 22 محور دسته‌بندی شدند و برای هرکدام پیشنهاد‌ها و راهکارهایی اصلاحی آورده شده است. سپس الزامات خصوصی‌سازی آموزش عالی در ایران در بخش تدوین و اجرا آورده شد و در 8 محور کلی قرار گرفتند و متناسب با هر بخش الزامی در تدوین و اجرا (الزامات سیاست‌گذاری و راهبردی- الزامات قانونی- الزامات مالی و اقتصادی- الزامات آموزشی و پژوهشی- الزامات مدیریتی و سازمانی- الزامات اجتماعی و فرهنگی- الزامات زیرساختی- الزامات ارتباطی) بخشی به‌عنوان اجرا و پیشنهاد‌ها و راهکارهای اصلاحی اجرایی برای بخش تدوین و اجرا آورده شده است. در ادامه نیز موانع تدوین و اجرا در 6 محور (موانع قانونی- موانع اقتصادی- موانع سیاسی- موانع ساختاری اداری- موانع آموزشی- موانع فرهنگی و اجتماعی) دسته‌بندی شدند و پیشنهاد‌ها راهکارهای اصلاحی در جهت برخورد با موانع به تفکیک هر بخش آورده شده است.

تأثیر مدل طراحی آموزشی موج‌وار بر مهارت‌های حل مسئله دانشجویان

محسن باقری; سمیه عبدلی بزچلویی; سعید موسوی پور

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 217-232
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2019.144952.1596

این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر مدل طراحی آموزشی موج­وار بر مهارت‌های حل مسئله دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه اراک انجام شده است. بدین منظور، از روش تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه با گروه کنترل استفاده شد. جامعه‌ی تحقیق، شامل 170 نفر از دانشجویان کارشناسی رشته علوم تربیتی- گرایش تکنولوژی آموزشی دانشگاه اراک، در سال تحصیلی 96-1395 بود که از بین آن‌ها 30 نفر که درس آموزش مبتنی بر سیستم‌ها را برگزیده بودند، به‌صورت هدفمند انتخاب شده و به‌طور تصادفی، در دو گروه آزمایش، 15 نفر و کنترل، 15 نفر جای گرفتند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسشنامه­ی حل مسئله‌ی هپنر و پترسون (1982) بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته‌های آماری نشان داد که روش آموزشی مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی موج­وار بر مهارت حل مسئله‌ی دانشجویان تأثیر معنادار نداشته است (0.05P). بااین‌حال گروه آزمایش در متغیر مهارت‌های حل مسئله نسبت به گروه کنترل نسبتاً بهتر عمل کردند.

بررسی عوامل مؤثر بر استفاده و پذیرش فن‌آوری رایانه توسط معلمان در امر تدریس با استفاده از نقشه‌های شناختی فازی

جواد کیهان; سارا محمد مرادی نقده

پژوهش در نظامهای آموزشی, دوره 12, شماره 43, صفحه 233-249
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22034/jiera.2018.83873

هدف پژوهش حاضر مطالعه عوامل مؤثر بر استفاده و پذیرش فن‌آوری رایانه توسط معلمان در امر تدریس با استفاده از نقشه­های شناختی فازی است. طرح پژوهش حاضر کیفی بوده که با توجه به ساختار پیچیده و مبهم عوامل مؤثر بر استفاده و پذیرش فن‌آوری رایانه توسط معلمان، بر اساس نقشه‌های شناختی فازی صورت گرفت. با توجه به ماهیت اکتشافی تحقیق، این روش دربرگیرنده نظرات خبرگان در مورد یک واقعیت ذهنی است. بر این مبنا، نمونه پژوهشی تحقیق را 30 نفر از معلمان دوره دوم متوسطه شهر ارومیه بر اساس اصل اشباع داده­ها تشکیل دادند. برای گردآوری داده­ها، از ابزار مصاحبه استفاده شد. بنابراین از معلمان خواسته شد که روی یک کاغذ پدیده اصلی و عوامل مؤثر بر آن را در مرکز صفحه به‌صورت دایره ترسیم کرده و مسیرهایی را برای نحوه تأثیرگذاری این عوامل بر پدیده و مثبت و منفی بودن آن­ را مشخص کنند. نقشه­های طراحی شده تبدیل به ماتریس شدند که با نرم­افزار FCMmapper مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که استفاده معلمان از فن‌آوری رایانه­ای در کلاس درس بیشترین مرکزیت را دارد. آموزش معلمان در زمینه رایانه بیشترین درجه بیرونی و پس‌ازآن به ترتیب مهارت رایانه معلمان، استفاده از رایانه در امر تدریس، سودمندی رایانه در امر تدریس بیشترین تأثیرگذاری را داشتند. نتایج این تحقیق تلویحات مهمی در زمینه توجه به عوامل مؤثر بر استفاده و پذیرش فن‌آوری رایانه توسط معلمان در تدریس و انجام اقدامات لازم به‌منظور پیشرفت معلمان در استفاده از رایانه در تدریس جهت پاسخگویی به نیازهای دانش­آموزان در عصر اطلاعاتی کنونی را به دنبال دارد.