بررسیهای حسابداری و حسابرسی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه تهران

سردبير: ساسان مهرانی

موضوع :  حسابداری

شاپا چاپی: ۱۰۲۴-۸۱۶۱

شاپا الكترونيكی: ۲۶۴۵-۸۰۳۹

ايميل:  acctgrev@ut.ac.ir

وبسایت:  acctgrev.ut.ac.ir

تعداد شماره ها: 85

تعداد مقالات: 850

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره های پيشين نشریه

شماره جاری

تأثیر مالکیت نهادی بر رابطه بین بیش‌اطمینانی مدیران و اهرم مالی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار

موسی بزرگ اصل; جعفر باباجانی; علی کوه‌کن

بررسیهای حسابداری و حسابرسی, دوره 26, شماره 4, صفحه 482-498
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2020.262134.1007936

چکیده: هدف: ساختار سرمایه شرکت‌ها و نحوه تأمین مالی و به‌تبع آن عوامل تأثیرگذار بر آن از موضوعات مهمی است که همواره موردتوجه شرکت‌ها و ذینفعان بوده است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر بیش اطمینانی مدیران بر اهرم مالی شرکت و تأثیر مالکیت نهادی بر رابطه مذکور می‌باشد. روش: نمونه آماری مورداستفاده پژوهش 151 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار برای دوره زمانی 1386- 1395 است که برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره استفاده‌ می‌شود. یافته‌ها: نتایج، حاکی از آن است که بیش اطمینانی مدیران و مالکیت نهادی تأثیر مثبت و معناداری بر اهرم مالی شرکت دارد. علاوه بر این نتایج نشان داد مالکیت نهادی رابطه بین بیش اطمینانی مدیران و اهرم مالی شرکت را تضعیف می‌نماید. نتیجه‌گیری: مدیرانی که نسبت به آینده شرکت خوش‌بین هستند درحالی‌که احساس می‌کنند به‌واسطه این خوش‌بینی سهام آن‌ها از طرف بازار به‌طور مناسب ارزشیابی نخواهد شد، در مواقع نیاز اقدام به تأمین مالی از طریق استقراض می‌نمایند. همچنین شرکت‌ها با توجه به ترکیب ساختار سرمایه‌شان دارای فرصت‌های متفاوت بالقوه‌ای در تأمین مالی می‌باشند. برخی از شرکت‌ها با توجه به نفوذ سیاسی و اندازه و اعتبار بیشتر دارای توان جذب منابع خارجی بیشتری نسبت به شرکت‌هایی که دارای نفوذ سیاسی و اندازه و اعتبار کمتر هستند، می‌باشند. علاوه بر این با افزایش مالکیت نهادی به دلیل نظارت فعال آن‌ها، تصمیمات مدیر در جهت بهبود عملکرد شرکت خواهد بود و از تصمیماتی که عملکرد شرکت را به خطر می‌اندازد اجتناب می‌شود.

آزمون تجربی مقایسه کارایی مدل‌های هزینه سهام عادی تحت ابهام اطلاعاتی و ارتباط ارزشی سود

عباس خداپرست سالک معلمی; فرزین رضایی; سینا خردیار; محمدرضا وطن‌پرست

بررسیهای حسابداری و حسابرسی, دوره 26, شماره 4, صفحه 499-516
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2020.288400.1008263

هدف: هزینه سرمایه سهام عادی، به حداقل نرخ بازده مورد انتظار گفته می‌شود و یکی از ابزارهای بسیار مهم در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های مالی و مدیریتی است که از عوامل متعددی نظیر نقدینگی، اهرم مالی، جریان نقد عملیاتی، اندازه شرکت و سودآوری متأثر می‌شود. پیامد ابهام اطلاعاتی موجب می‌شود که ریسک سرمایه‌گذاری و به‌دنبال آن، هزینه سهام عادی افزایش یابد و همچنین افزایش ارتباط ارزشی سود موجب می‌شود که ریسک و به‌تبع آن، هزینه سهام عادی کاهش یابد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارائه آزمون تجربی مقایسه کارایی مدل‌های هزینه سهام عادی تحت تأثیر ابهام اطلاعاتی و ارتباط ارزشی سود است. 
روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، داده‌های 104 شرکت نمونه، در بازه زمانی 7 ساله از 1391 تا 1397 جمع‌آوری شد و به‌شیوه تحلیل توصیفی با اجرای آزمون تحلیل پوششی داده‌ها و آزمون کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شدند. برای مقایسه کارایی از مدل‌های رشد گوردون و اولسون جونتر استفاده شد.
یافته‌ها: با در نظر گرفتن نتایج آزمون‌ها و مقایسه توان تبیین‌کنندگی و دقت هریک از مدل‌ها، می‌توان گفت که دو مدل اولسون جونتر و گوردون در سطوح اطمینان مختلف از اعتبار مناسب و اتکاپذیری برخوردارند و از لحاظ مقایسه‌ای تفاوت معناداری بین این دو مدل وجود دارد.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، در شرایط پرریسک وکم‌ریسک مدل اولسون جونتر در مقایسه با مدل رشد گوردون کارایی بیشتری دارد و هزینه سهام عادی برآوردشده از این مدل برای تصمیم‌گیری از طریق مصون‌سازی پرتفوی از زیان‌های احتمالی سودمند است.

گزارش حسابرس و حق‌الزحمه حسابرسی: نقش راهبرد‌های کسب‌وکار

المیرا صهبای قرقی; محمود لاری دشت بیاض; امیرمحمد فکور Ø «Ù‚یه

بررسیهای حسابداری و حسابرسی, دوره 26, شماره 4, صفحه 517-543
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2020.268154.1008027

هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط بین نوع راهبرد کسب‌وکار شرکت با گزارش حسابرس (نوع اظهار نظر و تعداد بندهای گزارش حسابرس) و حق‌الزحمه حسابرسی با تأکید بر دو راهبرد تهاجمی و تدافعی است.
روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، 127 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال‌های 1390 تا 1396 انتخاب شدند. آزمون فرضیه‌های پژوهش بر مبنای رگرسیون خطی چندگانه و رگرسیون لاجیت انجام شده است.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که بین راهبرد تهاجمی (آینده‌نگر) و گزارش حسابرسی تعدیل‌نشده (مقبول) ارتباط منفی و معناداری برقرار است. در واقع، احتمال صدور گزارش حسابرسی تعدیل‌شده (مشروط، مردود و عدم اظهار نظر) در شرکت‌های با راهبرد تهاجمی (آینده‌نگر) بیشتر است. از طرفی، بین راهبرد تدافعی و گزارش حسابرسی تعدیل‌نشده (مقبول) ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد، یعنی احتمال صدور گزارش حسابرسی تعدیل‌شده (مشروط، مردود و عدم اظهار نظر) در شرکت‌های با راهبرد تدافعی کمتر است. همچنین ارتباط مثبت و معناداری بین راهبرد تهاجمی (آینده‌نگر) و تعداد بندهای شرط گزارش حسابرسی مشاهده شد؛ اما ارتباط میان راهبرد تدافعی و تعداد بندهای شرط گزارش حسابرسی منفی و معنادار بود. علاوه‌بر این، ارتباط مثبت و معنادار بین راهبرد تهاجمی (آینده‌نگر) و حق‌الزحمه حسابرسی به تأیید رسید و بین راهبرد تدافعی و حق‌الزحمه حسابرسی، ارتباط منفی و معناداری مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که راهبرد‌های کسب‌وکار، یکی از عواملی است که حسابرسان آن را در راهبرد‌های صدور گزارش حسابرسی و تعیین حق‌الزحمه خودشان در نظر می‌گیرند. این یافته می‌تواند برای حسابرسان و مدیران شرکت‌ها، مفید واقع شود.

تنوع جنسیتی اعضای کمیته حسابرسی، هیئت‌مدیره و مدیر مالی و افشای مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکت: آزمون نظریه دیگرگزینی

مصطفی عبدی; مهدی کاظمی علوÙ; مسعود مسعود محمدپور زنجانی محمدپور زنجانی; آرزو پرویزی

بررسیهای حسابداری و حسابرسی, دوره 26, شماره 4, صفحه 544-569
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2020.281539.1008178

هدف:باور عمومی بر این است که هر انسانی به‌طور طبیعی، منافع خود را مقدم بر منافع دیگری می‌داند، یعنی به‌طور غریزی و ناخودآگاه، مزایای شخصی خود را دنبال می‌کند. با این حال، طبق نظریه دیگرگزینی، زن‌ها به‌علت ویژگی‌های اخلاقی متفاوت، اولویت خود را در منافع دیگران می‌بینند و به‌دلیل در نظر گرفتن منافع و حقوق دیگران در مقوله مسئولیت‌پذیری اجتماعی، بهبود آن را موجب می‌شوند. بر این اساس، هدف این پژوهش بررسی تأثیر تنوع جنسیتی بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکت‌هاست.
روش:به‌منظور دستیابی به هدف پژوهش، 131 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال‌های 91 تا 96 انتخاب شد. تنوع جنسیتی با استفاده از سه متغیر جانشین حضور عضو زن‌ در کمیته حسابرسی، 2. هیئت‌مدیره و 3. مدیر مالی سنجیده شده است. فرضیه‌های پژوهش نیز با استفاده از تحلیل رگرسیون با داده‌های ترکیبی آزمون شدند.
یافته‌ها:نتایج تجربی پژوهش نشان داد که حضور عضو زن در کمیته حسابرسی، هئیت‌مدیره و سمت مدیر مالی، تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکت‌ها دارد که این یافته در راستای نظریه دیگرگزینی است.
نتیجه‌گیری:بر اساس یافته‌های پژوهش، حضور عضو زن در شرکت، به‌علت داشتن ویژگی‌های شخصیتی متفاوت، محیطی را فراهم می‌کند که شرکت در راستای مسئولیت‌پذیری اجتماعی گام نهد و ارزش‌های فراسازمانی را رعایت کند.

لحن افشای اطلاعات و عملکرد آتی

محمد کاشانی پور; محمد علی آقائی; داود محسنی نامقی

بررسیهای حسابداری و حسابرسی, دوره 26, شماره 4, صفحه 570-594
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2020.278084.1008146

هدف: یکی از منابع اطلاعاتی بسیار مهمی که در دسترس استفاده‌کنندگان قرار دارد، اطلاعات افشاشده توسط شرکت‌هاست. مدیران با به‌کاربردن واژ‌گان مثبت و منفی در پیام‌های نوشتاری، انتظارهای خود را از عملکرد آتی، اطلاع‌رسانی می‌کنند یا آن را به‌عنوان راهکاری کم‌هزینه برای دستیابی به منافع شخصی خود می‌انگارند. هدف از اجرای این پژوهش، درک مناسبی از این رفتار است.
روش: لحن افشای پیام‌های نوشتاری 1445 گزارش، شامل نخستین پیش‌بینی سود هر سهم، گزارش فعالیت‌های هیئت‌مدیره و گزارش افشای اطلاعات بااهمیتبا استفاده از واژگان تخصصی مالی و عمومی و بر اساس سه رویکرد ساده، موزون و غیرمنتظره برای 125 شرکت طی سال‌های 1391 تا 1395 اندازه‌گیری شد. آزمون فرضیه‌های پژوهش با استفاده از الگوی رگرسیون گشتاور تعمیم‌یافته با داده‌های ترکیبی پویا و رگرسیون لاجیت به اجرا درآمد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، استفاده بیشتر از واژگان مثبت تخصصی، همراه با بازده مناسب دارایی‌ها در سال جاری، بهبود عملکرد آتی را به‌دنبال دارد. استفاده بیشتر از این واژگان همراه با واژگان خنثی، موجب می‌شود که بازده آتی دارایی‌ها بهبود یابد؛ اما استفاده بیشتر از واژگان عمومی مثبت با کاهش بازدهی آتی دارایی‌ها همراه می‌شود. بر اساس نتایج، واژگان تخصصی توانایی مناسبی برای توضیح‌دهندگی عملکرد آتی شرکت دارند.
نتیجه‌گیری: واژگان تخصصی، ابزار مناسبی برای اطلاع‌رسانی از عملکرد آتی و هماهنگ‌سازی انتظارهای مدیران و سرمایه‌گذاران است و در قیاس با واژگان عمومی، به‌تنهایی یا همراه با واژگان خنثی، قدرت تبیین‌کنندگی بیشتری از عملکرد آتی دارند.

مدیریت سود واقعی، کیفیت حاکمیت شرکتی و رتبه اعتباری

گلشن محمدی خانقاه; پرویز پیری; غلامرضا منصورفر

بررسیهای حسابداری و حسابرسی, دوره 26, شماره 4, صفحه 595-614
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2020.287779.1008254

هدف: امروزه مالکان شرکت‌ها به‌منظور کاهش رفتار فرصت‌طلبانه مدیران و همچنین پایین نگه‌داشتن ریسک اعتباری، از سازوکارهای حاکمیت شرکتی بهره می‌گیرند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر میانجی مدیریت سود بر رابطه بین کیفیت حاکمیت شرکتی و رتبه اعتباری است.
روش: به‌منظور اجرای این پژوهش، 144 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی بازه زمانی 1388تا 1396 انتخاب شدند. رتبه اعتباری از طریق مدل امتیاز بازار نوظهور و مدیریت سود واقعی از طریق مدل روی چودهری اندازه‏گیری شده است. اطلاعات لازم از نرم‌افزار ره‌آورد نوین، صورت‌های مالی و سامانه کدال استخراج شده و فرضیه‌ها با استفاده از مدل رگرسیون چندمتغیره و روش حداقل مربعات تعمیم‌یافته آزمون شدند.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کیفیت حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود واقعی اثر معکوس و معنادار و مدیریت سود واقعی اثر منفی و معنادار بر رتبه اعتباری دارد. همچنین نتایج حاکی از این است که کیفیت حاکمیت شرکتی به‌صورت غیرمستقیم و از طریق مدیریت سود واقعی بر رتبه اعتباری اثرگذار است.
نتیجه‌گیری: وجود سازوکارهای حاکمیت شرکتی قوی، به کاهش رفتار فرصت‌طلبانه مدیران منجر می‌شود و از این طریق باعث می‌شود که رتبه اعتباری افزایش یابد. به بیان دیگر، نقش میانجی مدیریت سود واقعی در رابطه بین کیفیت حاکمیت شرکتی و رتبه اعتباری تأیید می‌شود.

توسعه مدل بنیش با ترکیب شبکه‌های عصبی مصنوعی و الگوریتم بهینه‌سازی حرکت تجمعی ذرات برای پیش‌بینی دستکاری سود

محمدرضا نیک بخت; غلامرضا کرمی کرمی; منصور مؤمنی; حسین عسگری آلوج

بررسیهای حسابداری و حسابرسی, دوره 26, شماره 4, صفحه 615-638
شناسه ديجيتال (DOI): 10.22059/acctgrev.2020.286927.1008244

هدف: به باور بنیش (1999)، دستکاری سود زمانی رخ می‌دهد ‌که مدیریت، اصول پذیرفته‌شده عمومی حسابداری را ‌به‌منظور سودآور‌ نشان‌‎دادن عملکرد مالی شرکت نقض می‌کند. در این پژوهش، مدل بنیش با تأکید بر متغیرهای خارج از داده‌های‎‌‌ حسابداری، شامل عدم تقارن اطلاعاتی و بازار رقابت محصول، توسعه یافته است.
روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، داده‌های لازم برای 184شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال‌های 1386 تا 1396 جمع‌آوری شدند. ضرایب مدل‌ها، به روش شبکه عصبی آموزش‌یافته با الگوریتم PSO برآورد شده‌اند. برای فراهم‌آوردن قابلیت مقایسه نیز، 10 اجرا با 300 تکرار در هر اجرا انجام گرفت و پس از هم‌گرایی، اجراها متوقف شدند.
یافته‌ها: ‌توسعه مدل بنیش، خطای آموزش شبکه عصبی با الگوریتم حرکت تجمعی ذرات را از مقدار 0807/0 به 0777/0 کاهش داد.‌ همچنین، سطح زیرمنحنی راک در مدل بنیش، به‌ازای بهترین نقطه برش (5021/0) و بهترین دقت (26/60درصد) 5538/0 بود و این سطح در مدل توسعه‌یافته بنیش به‌ازای بهترین نقطه برش (5304/0) و بهترین دقت (42/67درصد) به 6335 /0 افزایش یافت.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از تصادفی‌بودن مدل بنیش و ناتوانی در تفکیک دو گروه شرکت‌های دستکاری‌کننده سود و غیردستکاری‌کننده سود است. همچنین، نتایج افزایش قدرت مدل توسعه‌یافته بنیش در قیاس با مدل اصلی را نشان می‌دهد؛ اما نتیجه آزمون ضعیف است و نشان می‌دهد که مدل توسعه‌یافته بنیش نیز در تفکیک دو گروه شرکت‌های دستکاری‌کننده سود و غیردستکاری‌کننده سود، کمابیش یک مدل تصادفی است.

ابر کلیدواژگان