بالینی پرستاری و مامایی

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه علوم پزشکی شهر کرد

سردبير: دکتر فاطمه علی اکبری

موضوع :  پرستاری و مامایی

شاپا چاپی: ۲۳۲۲-۴۷۰۳

شاپا الكترونيكی: ۲۳۴۵-۶۸۸۴

ايميل:  journal_cnm@yahoo.com

وبسایت:  jcnm.skums.ac.ir

تعداد شماره ها: 31

تعداد مقالات: 452

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

اثر توانبخشی شناختی بر علائم و الگوی امواج مغزی در بیماران وسواس فکری-جبری

راهب جعفری; منصور بیرامی

بالینی پرستاری و مامایی, دوره 8, شماره 4, صفحه 491-499

زمینه و هدف: وسواس یکی از بیماری های شایع روان پزشکی می باشد که با افکار و اعمال تکراری مشخص می گردد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی بر کاهش وسواس و الگوی امواج مغزی در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری – جبری بود.
مواد و روش­Ù‡Ø§: پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- جبری مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی شهر تبریز در سال 1397 بود. تعداد 30 بیمار مبتلا به وسواس بعد از تشخیص روانپزشک به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس هر دو گروه از نظر موج آلفا و تتا منطقه F4 و همچنین شدت وسواس با پرسشنامه وسواس ییل-براون مورد ارزیابی قرار گرفتند (پیش آزمون)، و بعد گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 60 دقیقه ای، تحت توانبخشی شناختی قرار گرفتند و آموزش های مرتبط را دریافت کردند و در پایان هم به منظور ارزیابی تفاوت های صورت گرفته، آزمون های فوق، مجددا روی هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا شد (پس آزمون).
یافته ها: تحلیل داده های پژوهش حاضر نشان داد که توانبخشی شناختی باعث کاهش علائم وسواس می شود و همچنین آلفا و تتای مغزی را در ناحیه F4  Ø¨Ø§ نمره 84/93 کاهش داده است که در سطح P معنادار می باشد. نمره پس آزمون به نسبت پیش آزمون در گروه کنترل تفاوتی نداشت اما نمره پس آزمون گروه آزمایش به نسبت پیش آزمون تفاوت پیدا کرده بود.
نتیجه گیری: مبتنی بر یافته های این پژوهش می توان از توانبخشی شناختی به عنوان درمانی موثر برای کاهش وسواس استفاده نمود.

تاثیر آموزش چند رسانه ای با رویکرد خانواده محور مبتنی بر پیگیری تلفنی (تله نرسینگ) پس از ترخیص بر کیفیت ‌زندگی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد

شیرین مددکار; کبری نوریان

بالینی پرستاری و مامایی, دوره 8, شماره 4, صفحه 500-510

زمینه و هدف: عوامل متعددی کیفیت زندگی بیماران مبتلا  Ø¨Ù‡ انفارکتوس میوکارد را تحت تحت تأثیر قرار می دهد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر آموزش چند رسانه ای با رویکرد خانواده محور مبتنی بر پیگیری تلفنی (تله نرسینگ) پس از ترخیص بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد بود.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، 60 بیمار انفارکتوس میوکارد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. در گروه مداخله کارگاه آموزشی از طریق نرم افزار چند رسانه ای برای بیماران و عضو فعال خانواده برگزار شد. همچنین مداخله تلفنی به مدت 1 ماه توسط پژوهشگر صورت گرفت. در گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. کیفیت زندگی بیماران قبل و 1 ماه بعد از مداخله با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی مینه سوتا اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 21  Ø¯Ø± سطح معنی داری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین امتیاز کیفیت زندگی بین دو گروه قبل از مداخله تفاوت آماری معنی داری نداشت (p=1). اما بعد از اجرای مداخله این تفاوت معنی دار شد به گونه ای که در گروه مداخله کیفیت زندگی افزایش یافته بود (p≤0/001).
نتیجه گیری: توصیه می شود مداخلات آموزشی مربوط به برنامه درمانی در بیماران انفارکتوس میوکارد با مشارکت خانواده ها و پیگیری منظم انجام شود.

درمان های موضعی خارش بیماران تحت درمان با همودیالیز: یک مطالعه مروری سیستماتیک

معصومه باقری نسامی; اعظ٠فرجی; ذلیخا فرجی; جمیله مروتی; بنت الهدی عرب

بالینی پرستاری و مامایی, دوره 8, شماره 4, صفحه 511-525

هدف: خارش در بیماران همودیالیزی یکی از شایع‌ترین علایم آزاردهنده در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه است. اگر چه درمان‌های دارویی تا حدودی می‌توانند منجر به کاهش خارش در بیماران همودیالیزی شوند، درمان قطعی خارش در این بیماران چالش برانگیز است. از این رو مقالات متعددی در این زمینه انجام شده است ولی تجمیع این مقالات به چاپ نرسیده است. لذا مطالعه حاضر با هدف مروری بر درمان‌های موضعی خارش طراحی شد.
روش کار: مطالعه مروری به واسطه جستجوی پایگاههای اطلاعاتی SID،PubMed ، Google scholar، Scopus، web of science, Barak at Knowledge Network System, Elsevier, springer, ،magi ran ،Herb med، biomed central، در محدوده سالهای 1987 تا 2018 و در بین مقالات فارسی و انگلیسی انجام شد. بعد از اتمام جستجو، تعداد 217 مقاله بدست آمد که پس از غربالگری عنوان 63 مقاله باقی ماند، 12 مقاله بعد از خواندن چکیده حذف شد و در 51 مقاله باقی‌مانده، متن اصلی مورد مطالعه قرارگرفت که 20 مقاله به دلیل عدم ارتباط با موضوع پژوهش در این مرحله خارج شد و 31 مقاله نهایی وارد مطالعه شد. مقالات با استفاده از چک لیست JADAD مورد بررسی قرار گرفت و 25 مقاله دارای میانگین مناسب و امتیاز بالای 3 بودند که وارد مطالعه شدند.
یافته‌ها: نتایج مقالاتی که در زمینه درمان‌های جلدی در خارش بیماران همودیالیزی، موثر گزارش شد شامل استفاده از امولینت، ژل، پماد، کرم، روغن و لوسیون بود. مروری بر این مطالعات نشان داده که پماد، دارای بالاترین تأثیر درکاهش میزان خارش است. دیگر درمان‌های موضعی کرم، ژل، روغن‌ها و لوسیون و امولینت برای کاهش خارش بیماران همودیالیزی مفید است.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر توصیه می‌گردد ابتدا بیماران همو دیالیزی برای کاهش خارش از پماد، کرم و ژل‌ها استفاده نمایند و سپس روغن‌ها، لوسیون و هلیوتراپی به ترتیب در جایگاه‌های بعدی قرار دارند.

بررسی تأثیر مداخله مبتنی بر الگوی بزنف بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سکته قلبی

هادی حاتمی; علی حسن پور; شهریار صالحی; مسعود لطفی زاده

بالینی پرستاری و مامایی, دوره 8, شماره 4, صفحه 526-534

هدف: سکته قلبی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های قلبی و ‌عروقی در ایران می‌باشد. باتوجه ‌به عوارض و مشکلاتی که سکته قلبی در تمامی جنبه‌های زندگی بیماران به وجود می‌آورد، مسئله مهمی که مطرح می‌شود کیفیت زندگی بیماران است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر مداخله مبتنی بر الگوی بزنف بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سکته قلبی است.
روش‌ها: این مطالعه از نوع نیمه تجربی بود جمعیت شرکت‌کننده آن را بیماران مبتلا به اولین سکته قلبی در سال 1398-1397 بستری در بیمارستان آیت‌الله کاشانی و هاجر شهرکرد تشکیل داد. در مجموع 80 نفر بیمار در این مطالعه شرکت داشتند که به روش نمونه در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به گروه‌های کنترل و مداخله اختصاص یافتند. برای گروه آزمون مداخله آموزشی-حمایتی مبتنی بر الگوی بزنف شامل سه جلسه آموزشی 45 دقیقه­ ای و سه ماه پیگیری به‌صورت فردی برای هریک از شرکت کنندگان این گروه انجام شد. گروه کنترل مراقبت‌های روتین را دریافت نمودند. اطلاعات مربوط به بیماران با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی فرانس و پاورس جمع‌آوری شد و با استفاده از نرم‌افزار آماری spss18 و آزمون‌های آماری تی مستقل و مشاهدات تکراری تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: شرکت کنندگان دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک تفاوت آماری معناداری با یکدیگر نداشتند. بیماران دو گروه مورد مطالعه از نظر میانگین نمره کیفیت زندگی قبل از مداخله تفاوت آماری معناداری با یکدیگر نداشتند (509/0=P)، اما سه ماه بعد از مداخله بین دو گروه از نظر میانگین نمره کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود داشت (001/0=P).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بکار‌گیری مداخلات آموزشی مبتنی بر الگوی بزنف می‌تواند منجر‌به بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سکته قلبی شود.

تدوین استانداردهای ملی مراقبتی پرستاری در پیشگیری از ترومبوآمبولی وریدی

هایده حیدری; رضا مسعودی; فریبا رستمی

بالینی پرستاری و مامایی, دوره 8, شماره 4, صفحه 535-544

زمینه و هدف: ترومبوآمبولی وریدی یک مشکل بهداشتی مهم است که نتیجه آن مرگ و میر، عوارض و هزینه­Ù‡Ø§ÛŒ اقتصادی است. با توجه به اینکه پیشگیری در اولویت است و نظر به این­Ú©Ù‡ در کشور ما استانداردهای مشخص و منطبق با شرایط و فرهنگ مراقبتی خاص ایران برای پیشگیری از آمبولی ریه وجود ندارد؛ به‌همین منظور این مطالعه با هدف تدوین استانداردهای ملی مراقبتی پرستاری در پیشگیری از ترومبوآمبولی وریدی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی ابتدا استانداردهای مراقبتی پیشگیری از ترومبوآمبولی وریدی از کتب و منابع معتبر موجود استخراج شد. در مرحله دوم چک‌‌لیستی آماده شد که روایی و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفت و در آخر با استفاده از تکنیک دلفی چک‌لیست مربوطه در دور اول با شرکت 12 صاحب­Ù†Ø¸Ø± و دور دوم با شرکت 120 صاحب­Ù†Ø¸Ø± در سطح کشوری و با اجماع بیش از 70 درصد نهایی شد. تجزیه و تحلیل داده­Ù‡Ø§ با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت.
یافته­Ù‡Ø§: نتایج این مطالعه در قالب چهار گام نهایی شد. گام اول شامل ارزیابی بیماران (چهار استاندارد در قالب 67 چک‌لیست)، گام دوم پروفیلاکسی (سه استاندارد در قالب 22 چک‌لیست)، گام سوم مدیریت دارو و اقدامات پیشگیری (دو استاندارد در قالب 24 چک‌لیست) و گام چهارم فرایند پرستاری (چهار استاندارد در قالب 155 چک‌لیست) بود.
نتیجه­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ: بر اساس نتایج مرحله سوم استانداردهای کمتر از 70 درصد اجماع حذف و استانداردهای با بیش از 70 درصد اجماع پذیرفته شد. امید است با به‌کارگیری این استانداردها زمینه ارتقای کیفیت خدمات پرستاری و پیشگیری از بروز ترومبوآمبولی وریدی در ایران فراهم گردد.

قدرت پیشگویی کنندگی ابعاد الگوی ارتقای سلامت پندر بر فعالیت های روزمره زندگی در بیماران فلج نخاعی در شهرکرد

فاطمه علی اکبری; رویا تقی زاده; لیلی ربیعی; فاطمه دریس

بالینی پرستاری و مامایی, دوره 8, شماره 4, صفحه 545-552

چکیده
زمینه و هدف: فلج نخاعی یک رویداد حاد و ویران کننده است که نتایج آن تغییرات مهم و دائمی را در زندگی افرادی که فلج شده اند ایجاد می کند.  Ù…طالعه حاضر به منظور تعیین قدرت پیشگویی کنندگی سازه های الگوی ارتقای سلامت پندر در رابطه با انجام فعالیتهای روزمره در بیماران فلج نخاعی در شهرکرد در سال Û±Û³Û¹Û¸ انجام شد.
روش تحقیق: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، بر روی Û·Û° بیمار فلج نخاعی در سال 1398  Ø¯Ø± بیمارستانهای آموزشی شهر شهرکرد انجام شد. بیماران به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بررسی سازه های الگوی ارتقای سلامت پندر و پرسشنامه استاندارد سنجش فعالیت روزانه بود. داده ها پس از ورود به نرم افزار۲۱ SPSSبا کمک آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: میانگین نمره ی میزان فعالیت روزمره 50/4±03/10 و میانگین نمره ارتقای سلامت 19/24±46/127 بود . آزمون همبستگی پیرسون ارتباط معنی داری را بین آیتم­Ù‡Ø§ÛŒ الگو ارتقای سلامت پندر (رشد معنوی ، مسئولیت سلامت، فعالیت جسمی، تغذیه، ارتباط بین فردی ، مدیریت استرس) و  میزان فعالیتهای روزمره زندگی نشان داد(05/0 P). بر اساس نتایج تحلیل رگرســیون، قدرت پیشگویی کنندگی آیتم های الگو پندر 542/0  به دست آمد وقدرت پیشگویی کنندگی سازه بعد معنوی، قویتر از سایر ابعاد بود.
نتیجه گیری :یافته­Ù‡Ø§ÛŒ این پژوهش، نشاندهنده این است که انجام رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در بیماران فلج نخاعی از سطحی متوسط برخوردار میباشد و نقش بعد معنوی و سپس بعد مدیریت استرس به عنوان قوی ترین پیشگویی کننده با انجام فعالیتهای روزمره ارتباط دارد که توصیه می گردد با انجام مداخلات مبتنی بر سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در راستای ارتقا فعالیت های روزمره در این بیماران، جهت این دو بعد از میان ابعاد 6 گانه الگوی ارتقای سلامت پندر برنامه ریزی دقیقتری انجام پذیرد.
واژه های کلیدی: الگوی ارتقای سلامت پندر، فعالیت های روزمره زندگی ، بیماران فلج نخاعی

طراحی و اجرا و ارزشیابی برنامه مهارتهای ارتباطی در دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

هایده حیدری; رضا مسعودی; کبری نوریان; صدیقه جمالی

بالینی پرستاری و مامایی, دوره 8, شماره 4, صفحه 553-559

مقدمه: یکی از ویژگیهای اصلی برای برقراری یک ارتباط مؤثر، داشتن مهارتهای ارتباطی مناسب است. افزایش کیفیت مهارتهای ارتباطی از اهداف جهانی است. هدف از انجام این مطالعه طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه مهارتهای ارتباطی در دانشجویان پرستاری بود.
روش کار:
این مطالعه در شش مرحله (ﺷﺶ ﮔﺎم ﮐﺮن) در دانشجویان پرستاری انجام شد. در مرحله اول و دوم به وسیله نیاز سنجی از دانشجویان از طریق فوکوس گروپ و انجام مصاحبه ها صورت گرفت و بر اساس این مرحله  گام سوم یعنی تعیین اهداف به شرح زیر مشخص شد که شامل:1- اهمیت مهارتهای ارتباطی را بیان نمایند2- انواع مدلهای ارتباطی را به کارگیرد 3- سناریوهای ارتباطی مختلف در نقشهای بی تفاوتی، همدلی، همدردی اجرا نماید4-  نحوه برنامه ریزی ارتباط در ملاقات با والدین را نمایش دهد. در مرحله چهارم برای اجرای برنامه فوق از روش­Ù‡Ø§ÛŒ مختلفی چون اسلاید، سناریو، و ایفای نقش به عنوان استراتژی مناسب برای رسیدن به اهداف فوق استفاده شد. این مراحل در اتاق مهارتهای بالینی دانشکده پرستاری مامایی انجام شد. در مرحله پنجم این روش به کار گرفته شد بدین صورت که سناریوهای مختلف مهارتهای ارتباطی توسط دانشجویان اجرا شد و در مرحله ششم پس از آن مهارت ارتباطی به کار گرفته توسط 52 دانشجو به روش نیمه تجربی مورد ارزشیابی قرار گرفت.
نتایج:
نتایج نشان داد که در بدو مطالعه، میانگین نمره کل مهارت‌های ارتباطی دانشجویان 3/72±5/95 بود و بعد از اجرای برنامه مهارتهای ارتباطی  Ù†Ù…ره کل دانشجویان   3/07±13/92 Ø§Ø±ØªÙ‚ایافت که تفاوت آماری معناداری مشاهده شد.
نتیجه گیری:
برنامه مهارتهای ارتباطی شیوه مناسبی برای بهبود مهارتهای ارتباطی دانشجویان پرستاری است. محققان پیشنهاد می کنند که ادغام برنامه مهارتهای ارتباطی در برنامه درسی دانشجویان پرستاری می تواند در برقراری ارتباط موثر با بیماران کمک کننده باشد.

بررسی رابطه بین جهت گیری های ارزشی و فرهنگی با رضایت از کیفیت زندگی کاری پرستاران بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز

جعفر ترک زاده; نعیمه احمدی پور شیرازی; سمیه مزگی نژاد

بالینی پرستاری و مامایی, دوره 8, شماره 4, صفحه 560-571

زمینه و هدف: پرستاران بزرگترین گروه ارائه‌کننده خدمات در سیستم درمانی بوده که عملکرد آن‌ها می‌تواند تحت تأثیر کیفیت زندگی کاری و مؤلفه‌های مرتبط با آن قرار گیرد. با این ملاحظه هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین جهت‌گیری‌های ارزشی و فرهنگی با رضایت از کیفیت زندگی کاری پرستاران بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی همبستگی، 351 نفر از پرستاران شهر شیراز به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌های جهت‌گیری ارزشی و فرهنگی ترک‌زاده و ثواب (1392) و رضایت از کیفیت زندگی کاری کریل (2006) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماریSPSS22  Ùˆ آزمون‌های آماری t تک متغیره، تحلیل واریانس درون گروهی، تعقیب بونفرونی و رگرسیون چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: رضایت از کیفیت زندگی کاری از دیدگاه پرستاران مورد مطالعه بیشتر از سطح متوسط ولی پایین‌تر از حد مطلوب می‌باشد (0001/0>p). در خصوص جهت‌گیری ارزشی میانگین نمره بعد اجتماعی نسبت به ابعاد مادی و معنوی و در خصوص جهت‌گیری فرهنگی میانگین نمره بعد فرابخشی نسبت به بعد فردی به طور معناداری بیشتر می‌باشد (05/0p) ولی بین سایر ابعاد تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0p>). انواع جهت‌گیری­Ù‡Ø§ÛŒ ارزشی و فرهنگی به طور همزمان، پیش­Ø¨ÛŒÙ†ÛŒ­Ú©Ù†Ù†Ø¯Ù‡­ معناداری برای رضایت از کیفیت زندگی کاری می­Ø¨Ø§Ø´Ù†Ø¯ ولی توان پیش­Ø¨ÛŒÙ†ÛŒ‌کنندگی جهت­Ú¯ÛŒØ±ÛŒ فرهنگی بیشتر است.
نتیجه‌گیری: توسعه و تقویت جهت‌گیری‌های فرهنگی و ارزشی با توجه به تأثیری که در میزان رضایت از کیفیت زندگی کاری پرستاران دارد توصیه می‌شود. در این میان با توجه به اینکه جهت‌گیری‌های فرهنگی توان پیش‌بینی‌کنندگی در ارتباط با رضایت از کیفیت زندگی کاری نشان داده است می‌تواند در اولویت قرار بگیرد.

ابر کلیدواژگان