مدیریت بهره وری

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز

سردبير: ناصر میرسپاسی

شاپا چاپی: ۲۰۰۸-۸۷۳۶

شاپا الكترونيكی: ۲۴۷۶-۷۲۹۸

ايميل:  mag.pro@iaut.ac.ir

وبسایت:  jpm.iaut.ac.ir

تعداد شماره ها: 54

تعداد مقالات: 477

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

الگوی مسائل اصلی بهبود بهره‌وری کارکنان شهرداری تهران (مورد مطالعه: معاونت خدمات شهری و محیط زیست)

مهدی رحمانی; ولادمیر هاروتونیان; مهدی مرتضوی; علی رجب زاده قطری

مدیریت بهره وری, دوره 13, شماره 3(50) پاییز, صفحه 19-49
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/qjopm.2019.668703

در محیط­های بسیار رقابتی و پویای امروزین ارتقای بهره‌وری جزو اصلی‌ترین پیش‌نیازهای بقای سازمان ها به شمار می‌رود. از این رو به‌کارگیری کارای منابع برای تحقق اهداف و نتایج مورد انتظار سازمان وظیفه اصلی مدیران به شمار می‌رود و یکی از مهم‌ترین الزامات ارتقای بهره‌وری پایدار، شناسایی و بهسازی چالش‌ها و مسائل موثر و مرتبط با بهره‌وری در سازمان است. از این­رو، در این پژوهش الگویی از مسائل اصلی بهبود بهره‌وری کارکنان شهرداری تهران ارائه شده است. تحقیق حاضر اکتشافی و کاربردی است و در آن از استراتژی تحقیق آمیخته استفاده شده است. در مرحله نخست، برای ارائه مدل از روش کیفی تحلیل تم با بهره‌گیری از نظرات 10 نفر از خبرگان موضوعی طی مصاحبه­های عمیق استفاده شد و عوامل موثر در این زمینه از طریق کدگذاری شناسایی و طبقه‌بندی شدند. در مرحله دوم پژوهش، مدل ارائه شده در مرحله کیفی با استفاده از نظرات 384 نفر از مدیران و کارشناسان معاونت خدمات شهری و محیط زیست شهرداری تهران به‌صورت کمّی آزمون شد. بدین منظور تحلیل عاملی تأییدی در سه مرتبه با استفاده از نرم‌افزار پی.ال.اس انجام شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که عوامل موثر بر بهره‌وری در قالب 5 دسته اصلی عوامل فردی، عوامل مدیریتی، عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی و عوامل فناورانه طبقه‌بندی می‌شوند. بهسازی وضعیت موجود این عوامل می‌تواند موجب ارتقای بهره‌وری منابع انسانی در این سازمان شود.

ارائه الگویی برای توسعه منابع انسانی شرکت‌های کوچک و متوسط (SMEs) : مطالعه ای مبتنی بر مدل سه شاخگی مدیریت

هوشنگ مبارک آبادی; وحید ناصحی فر; مقصود امیری

مدیریت بهره وری, دوره 13, شماره 3(50) پاییز, صفحه 51-88
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/qjopm.2019.668704

تحقیق حاضر با هدف، شناسایی ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص های توسعه منابع انسانی شرکت های کوچک و متوسط و تبیین عوامل اثرگذار بر آن با الهام از الگوی سه شاخگی مدیریت انجام شده است. این پژوهش توصیفی و در زمره تحقیقات ترکیبی (کیفی وکمّی) است که در بخش کیفی  با بهره گیری از تکنیک دلفی در تفسیر مصاحبه‌ها، به کشف عوامل مورد نظر پرداخته شد و تجزیه و تحلیل نهایی روی 50 ماتریس بازگشتی که مبتنی بر مؤلفه‌های استخراجی طراحی شده بود، انجام شد و داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار میک‌مک تحلیل شد. جامعه آماری این تحقیق را در بخش کیفی پنل خبرگان و در  فاز کمّی شرکت ها و کسب و کارهای مستقر در شهرک‌های صنعتی تشکیل می دهند  که در بخش ساخت و تولید فعالیت می کنند و دارای 10- 99 کارکن هستند. داده‌های گردآوری شده، ابتدا با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل و موقعیت متغیرهای شناسایی‌شده از جهت تأثیرگذاری یا تأثیرپذیری مشخص گردید و در فاز کمّی نیز فرضیه هایی طراحی و نقش میانجی متغیرهای توسعه فردی و سازمان های به عنوان متغیر میانجی تعیین شد. بر اساس یافته های تحقیق در بعد ساختاری پنج مؤلفه، در بعدرفتاری چهار مؤلفه و در بعد زمینه‌ای سه مؤلفه در توسعه منابع انسانی این شرکت ها مؤثر شناخته شدند.

ارائه الگوی استقرار مدیریت دانش در دانشگاه مازندران

ایوب رمضانی; مهرداد مدهوشی; حمید رضا فلاح لاجیمی; نادر رازقی

مدیریت بهره وری, دوره 13, شماره 3(50) پاییز, صفحه 89-117
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/qjopm.2019.668707

مدیریت دانش به عنوان یک رشته علمی در ایران هنوز دوران طفولیت خود را سپری می کند، از این‌رو هنوز مسائل ناشناخته بسیاری در این زمینه وجود دارد. هرچند سازمان ها به خصوص مطالعه موردی این پژوهش یعنی دانشگاه مازندران، به تدریج به اهمیت مدیریت دانش در واحدهای مختلف خود پی می‌برند، اما هنوز فاصله زیادی برای عملیاتی کردن آن وجود دارد. واحدهای مختلف دانشگاه مازندران باید به صورت آگاهانه وارد این مقوله شده و به صورت پیشگیرانه عمل کنند تا از این موقعیت و فرصت حداکثر استفاده را برند. این تحقیق با هدف استقرار مدیریت دانش و طراحی الگوی بهینه آن انجام شده است. از این رو با به کارگیری یک رویکرد آمیخته و با بهره‌گیری از روش‌های فراترکیب و مدل سازی ساختاری تفسیری به سنجش وضعیت بلوغ و طراحی الگوی بهینه استقرار مدیریت دانش در دانشگاه مازندران پرداخته است. نتایج فراترکیب منجر به شناسایی 98 زیرشاخص (کد)، 14 شاخص و 3 بعد اصلی در استقرار مدیریت دانش شد که با نظر خبرگان دانشگاهی و مشاورین فرآیند‌های سازمانی و استفاده از روش دلفی به بومی‌سازی و غربال‌گری آن‌ها پرداخته شد و با استفاده از آن‌ها سطح بلوغ مدیریت دانش دانشگاه مازندران اندازه‌گیری شد. در ادامه با روش مدل سازی ساختاری تفسیری، سطح بندی شاخص‌های استقرار مدیریت دانش انجام شده است. همچنین مطابق با نتایج، وضعیت بلوغ مدیریت دانش در دانشگاه مازندران نامطلوب ارزیابی شد. در نهایت نیز پیشنهادهایی برای بهبود و ارتقای سطح بلوغ مدیریت دانش دانشگاه مازندران ارائه شد.

توسعه مدل ریاضی چند هدفه برای زمان بندی پروژه با در نظر گرفتن شیوه های مختلف اجرای فعالیت ها و اثرات زیست محیطی و حل آن به روش اپسیلون توسعه یافته

حسینعلی حیدری; هیرش سلطان پناه; هیوا فاروقی; ایوب رحیم زاده

مدیریت بهره وری, دوره 13, شماره 3(50) پاییز, صفحه 119-149
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/qjopm.2019.668705

امروزه دغدغه های مدیران در پروژه های نفت،گاز و پتروشیمی،تکمیل پروژه ها در موعد مقرر با بالاترین سطح کیفیت اجرای فعالیت ها، صرف کمترین هزینه های مالی و کمترین اثرات مخرب زیست محیطی می باشد. از این رو برقراری موازنه بین چهار هدف متضاد زمان، هزینه،کیفیت و اثرات زیست محیطی از اهمیت ویژه ای برای مدیران برخوردار است. با نگاهی عمیق تر به اهداف مذکور مشخص می شود تمرکز بر روی هر کدام از اهداف چهارگانه منجر به ایجاد تغییراتی بر روی سایر اهداف خواهد شد به عبارتی دیگر بین اهداف مذکور تناقض وجود دارد. به همین منظور در این مطالعه سعی شده است مدلی ریاضی برای موازنه اهداف چهارگانه ارائه گردد که خواسته ها و نیازهای مدیران پروژه را برآورد سازد و به مسائل دنیای واقعی نزدیکتر باشد. مدل ارائه شده از نوع مدل ریاضی چند هدفه صفر و یک است که در این مدل فعالیت های پروژه دارای ماهیتی چند حالته و غیرقابل انقطاع هستند و ظرفیت منابع محدود و مشخص و روابط پیش‌نیازی فعالیت ها از نوع روابط پیش‌نیازی کلی در نظر گرفته شده است. جهت اعتبارسنجی، مدل پیشنهادی با استفاده از نرم‏افزار GAMS و حل‏کننده CPLEX توسط روش محدودیت اپسیلون توسعه یافته بر روی داده های واقعی یک پروژه نفتی حل شده و جواب بهینه آن به دست آمده است و نتایج حاصل از تحلیل حساسیت های مختلف گزارش شده است.

بررسی تأثیر بهره وری و نرخ بیکاری بر دستمزد در اقتصاد ایران بین سال های 1395-1350، با به کارگیری رهیافت هم جمعی ARDL

صمد کراری; مصطفی ارسونگور

مدیریت بهره وری, دوره 13, شماره 3(50) پاییز, صفحه 151-173
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/qjopm.2019.668696

بررسی ارتباط دستمزد با متغیرهای کلان بهره‌وری و بیکاری در اقتصاد ایران به‌عنوان ارتباط دهنده اقتصاد اشتغال از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این مطالعه باهدف برآورد الگوی پویا برای بررسی تأثیر متغیرهای بهره‌وری و بیکاری به همراه آموزش و تورم بر نرخ دستمزد در ایران طی سال های 1395-1350 انجام‌شده است. برای این منظور از الگوی پویای ARDL برای برآورد، از روشهای کوتامدت، بلندمدت همچنین مدل تصحیح خطا استفاده ‌شده است. نتایج برآورد مدل تحقیق دلالت بر وجود یک رابطه کوتاه مدت و بلندمدت بین متغیرهای تحقیق داشته و متغیرهای نرخ تورم، بهره‌وری و آموزش دارای تأثیر مثبت و معنی‌داری هستند؛ بنابراین می­توان بیان کرد که افزایش آموزش به همراه افزایش بهره‌وری موجب افزایش دستمزد نیروی کار خواهد شد ولی بیکاری تأثیر منفی و کاهنده بر میزان دستمزد نیروی کار دارد. همچنین مدل تصحیح خطا برای بررسی ارتباط کوتاه­مدت با بلندمدت به کار رفته است که نتایج نشان داد ضریب جمله تصحیح خطا برابر با 30/0- می باشد. همچنین  تفاضل جاری متغیرهای بهره‌وری نیروی کار  و تورم  در کوتاه مدت تأثیر مثبت و معنی­دار بر تفاضل جاری نرخ دستمزد داشته است در حالی که تفاضل جاری متغیر آموزش دارای تأثیرگذاری معنی­دار بر نرخ دستمزد ندارند. همچنین تفاضل جاری نرخ بیکاری نیز تأثیر منفی و معنی دار در کوتاه مدت بر روی تفاضل جاری نرخ دستمزد دارد.

تحلیل ارتباط میان توانمندسازهای سیستم ساخت انعطاف‌پذیر انسانی در صنایع خودروسازی با استفاده از رویکرد نقشه‌ شناختی فازی

غلامرضا جمالی; معصومه محمدی

مدیریت بهره وری, دوره 13, شماره 3(50) پاییز, صفحه 175-204
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/qjopm.2019.668706

هدف مطالۀ حاضر تحلیل ارتباط میان توانمندسازهای سیستم ساخت انعطاف­پذیر انسانی مبتنی بر نقشه­ شناختی فازی در صنعت خودروسازی ایران می­باشد. مبانی نظری و تحلیل­های مربوطه با استفاده از قضاوت گروه خبره انجام گرفت. از آنجایی که اعضای گروه تمایل داشتند با متغیرهای زبانی و لفظی منظور خود را برسانند؛ لذا از مجموعه گسسته­ای از برچسب‌های لفظی در قالب نقشه­های شناخت فازی، بمنظور تبیین ارتباط بین توانمندسازها بهره­گیری شد. جامعۀ آماری دو نوع بوده است. جامعه اول شامل 20 نفر از خبرگان صنعت خودروسازی بوده که با سیستم ساخت انعطاف پذیر انسانی آشنایی داشته­اند. که از بین آن­ها 10 نفر به طور تصادفی انتخاب شده­اند. جامعه دوم شامل 320نفر از کارکنان شرکت­های شامل شرکت­های ایران خودرو، پارس خودرو، زاگرس خودرو، سایپا، کرمان خودرو، گروه بهمن و مدیران خودرو بوده با استفاده از فرمول کوکران 174 نفر به شیوه نمونه­گیری تصادفی برگزیده شدند. نتایج نشان داد کلیدی­ترین توانمندسازهای سیستم ساخت انعطاف­پذیر انسانی عبارتند از: تعهد کارکنان، پرسنل آموزش دیده، مشارکت و تعهد مدیریت ارشد، برنامه­ریزی بلندمدت مؤثر، وضعیت مالی مطلوب سازمان، کاهش هزینه نگهداری، فرهنگ کار در سازمان، رضایت کارکنان، مشوق­ها و پاداش­ها، و تکنیک­های عملیاتی و کنترل. پیشنهاد می­گردد با توجه به نقش و اهمیت جایگاه عامل انسانی در سیستم­ ساخت انعطاف­پذیر، یک نقشه راه در صنایع خودروسازی جهت جلوگیری از هدررفت منابع بویژه منابع انسانی تدوین گردیده تا بتوان در فرایند برنامه­ریزی استراتژیک جهت بروز نمودن اهداف و چشم انداز شرکت از آن بهره گرفت.

تحلیل زنجیره تامین با استفاده از رویکرد تئوری صف

مرتضی شفیعی; مهسا رفعت ماه

مدیریت بهره وری, دوره 13, شماره 3(50) پاییز, صفحه 205-234
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/qjopm.2019.668708

مسأله مهم کوتاهترین مسیر در شبکه زنجیره تأمین، فرستادن یک سفارش، از مبدأ به مقصد، در یک شبکه که بدون ساختار کامل و دائمی است، می باشد. در این مقاله برای پیدا کردن کوتاهترین مسیر از معیارهای تئوری صف استفاده شده است. ابتدا زنجیره تأمین و شبکه صف به طور خیلی خلاصه معرفی شدند و سپس یک زنجیره تأمین مربوط به شرکت بالان صنعت که دارای سه مرحله و دو ورودی برای انجام سفارش ها می باشد نشان داده شده است. هر ورودی توسط دو متغیر تصادفی نشان داده می شود، یکی برای زمان رویداد و دیگری برای مقدار اقلامی که در هر سفارش باید تحویل داده شود و در ادامه از طریق رویکرد شبکه صف معیارهای سنجش عملکرد و بهره­وری استخراج گردید. هدف این مقاله محاسبه کمترین زمان پاسخ گویی برای تحویل اقلام در طول سه مرحله شبکه است. میانگین تعداد اقلامی که با این کمترین زمان پاسخ گویی تحویل داده می شوند، مطلوب ترین ظرفیت شبکه است. بعد از سرویس­دهی به­وسیله آخرین گره در هر مرحله از شبکه صف، تصمیمی برای مسیر کالاها به گره مناسب در مرحله بعد که می تواند کمترین زمان پاسخ را تولید کند، گرفته می شود.

ارائه الگوی مشارکت کارکنان دراجرای خط‌مشی‌های عمومی شهرداری‌های کشور جهت ارتقای بهره وری

رست٠قره داغی; مرتضی موسی خانی; کرم اله دانش فرد; حسن گیوریان

مدیریت بهره وری, دوره 13, شماره 3(50) پاییز, صفحه 235-253
شناسه ديجيتال (DOI): 10.30495/qjopm.2019.668702

مشارکت از دیر باز با زندگی انسان‌ها پیوستگی داشته و امروزه به‌عنوان مقوله اساسی در بوروکراسی مطرح است ازاین‌رو، این پژوهش درصدد است به شناسایی مؤلفه های مؤثر بر اجرای خط‌مشی عمومی در حوزه شهرداری‌ها پرداخته، تا در نهایت به الگوی اجرای مشارکت کارکنان جهت ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی در شهرداری‌ها دست یابد، پژوهش حاضر از بُعد هدف، کاربردی و از لحاظ روش، یک پژوهش آمیخته می‌باشد، ابتدا با استفاده مبانی نظری، مؤلفه های مشارکت کارکنان در اجرای خط‌مشی عمومی استخراج گردید و با اجماع نظرات 18نفر از خبرگان حوزۀ مدیریت دولتی، خط‌مشی‌گذاری به روش گلوله برفی انتخاب و 10مؤلفه و 58مؤلفه شاخص مشارکت کارکنان در اجرا به روش دلفی شناسایی گردید. برای جمع‌‌آوری داده‌های پژوهش از پرسش‌نامه‌ای محقق ساخته استفاده شده است که با استفاده از نتایج دلفی طراحی گردیده است، داده‌های مورد نیاز پژوهش از بین 223نفر از شهرداران و مدیران که به روش خوشه‌ای از شمال غرب کشور به‌عنوان نمونه انتخاب گردیده بودند، جمع‌آوری شد. و از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی نظیر آزمون t، وهمچنین از مدل یابی معادلات ساختاری به روش PLS استفاده گردید. با توجه به یافته‌ای پژوهش، مؤلفه های رفتاری مجریان و تخصص و مهارت مجریان، ساختاری، مدیریتی و اجرایی، فرهنگی، گروهی، اقتصادی محیطی، حقوقی در مشارکت کارکنان در اجرای خط‌مشی عمومی اهمیت بیشتری دارند. درنهایت با لحاظ نظرات خبرگان و نتایج و پیشنهادها پژوهش الگوی اجرایی جهت مشارکت بهتر کارکنان در اجرا خط‌مشی‌های عمومی ارائه گردید.

ابر کلیدواژگان