اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی)

اطلاعات نشریه

صاحب امتیاز:

سردبير: دکتر مهرداد یارنیا

شاپا: ۱۷۳۵-۹۳۴۱

ايميل:  agrijournal@ymail.com / jcep@iaut.ac.ir

وبسایت:  jcep.iaut.ac.ir

تعداد شماره ها: 41

تعداد مقالات: 425

تاریخ به رور رسانی:  1398/12/28

شماره جاری

تأثیر کاربرد قارچ میکوریزا و باکتری های حل کننده فسفات بر عملکرد ذرت (Zea mays L.) سینگل کراس 704 تحت رژیم های آبیاری

خوشناز پاینده; مانی مجدم; نازلی دروگر

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 359-376

امروزه کاربرد قارچ­های میکوریزی به­منظور بهبود شرایط تغذیه­ای گیاه و افزایش مقاومت آن در برابر تنش­های محیطی از جمله کمبود آب قابل دسترس به­طور گسترده­ای در کشورهای در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق بر اساس آزمایش کرت­های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 97 در منطقه حمیدیه اجرا گردید. تیمار رژیم­های آبیاری در سه سطح (60، 90 و 120 میلی­متر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A) در کرت­های اصلی و اثر توأم قارچ میکوریزا و باکتری­های حل­کننده فسفات در چهار سطح (عدم کاربرد میکوریزا و باکتری­های حل­کننده فسفات (شاهد)، کاربرد میکوریزا، کاربرد توأم میکوریزا و باکتری­های حل­کننده فسفات و کاربرد باکتری­های حل­کننده فسفات) در کرت­های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر رژیم­های آبیاری و اثر توأم قارچ میکوریزا و کود زیستی فسفر بر شاخص سطح برگ، درصد همزیستی، تعداد دانه در ردیف بلال، تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه و عملکرد دانه معنی­دار بودند. مقایسه میانگین­ها نشان داد که تیمار توأم قارچ میکوریزا و باکتری­های حل­کننده فسفات حداکثر تعداد دانه در بلال، تعداد دانه در ردیف بلال، وزن هزار دانه و شاخص سطح برگ را به خود اختصاص داد. بیشترین عملکرد دانه (با میانگین 55/6400 کیلوگرم در هکتار) از تیمار 60 میلی­متر تبخیر از تشتک تبخیر و کاربرد توأم میکوریزا و باکتری­های حل­کننده فسفات و کمترین عملکرد دانه از تیمار 120 میلی­متر تبخیر از تشتک تبخیر و عدم کاربرد میکوریزا و باکتری­های حل­کننده فسفات به­دست آمدند. در مجموع، جهت دست­یابی به حداکثر عملکرد کمّی، کشت گیاه ذرت با کاربرد اثر توأم میکوریزا و باکتری­های حل­کننده فسفات در شرایط رطوبتی مناسب می­تواند در شرایط منطقه تحت آزمایش مورد توجه باشد.

نقش سالیسیلیک اسید در بهبود سیستم فتوسنتزی و عملکرد دانه ارقام سویا (Glycin max L.) در شرایط تنش خشکی

نسرین رزمی; علی عبادی; جهانفر دانشیان; سدابه جهانبخش

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 377-394

به­منظور بررسی اثر سالیسیلیک اسید برسیستم فتوسنتزی و عملکرد دانه ژنوتیپ­های سویا در شرایط تنش کم­آبی، آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه و آزمایشگاه دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1394 انجام شد. عوامل آزمایشی شامل تنش کم­آبی در سه سطح ( 85، 65 و 45 درصد ظرفیت مزرعه)، سالیسیلیک اسید در 3 غلظت (صفر، 4/0 و 8/0میلی­مولار) وژنوتیپ­های ویلیامز،D42X19 و L17 سویا بودند. نتایج نشان داد که عملکرد دانه، محتوای نسبی آب، هدایت روزنه­ای، غلظت کلروفیل­های a و b، نسبت کلروفیل a/b، سطح برگ هر بوته، فلورسانس بیشینه و عملکرد کوانتوم در اثر تنش خشکی کاهش یافتند. کاربرد 4/0 میلی­مولار سالیسیلیک اسید نسبت به غلظت بیشتر آن (8/0 میلی­مولار) و شاهد تاثیر بیشتری در کاهش اثرات نامطلوب تنش داشت و توانست عملکرد دانه، درصد روغن، محتوای نسبی آب، غلظت کلروفیل­های a و b، عملکرد کوانتوم و هدایت روزنه­ای را در شرایط تنش خشکی کمتر کاهش دهد که نتیجه آن کاهش اثرات منفی تنش خشکی بود. کارتنوئیدها در اثر تنش خشکی و کاربرد 8/0 میلی­مولار سالیسیلیک اسید در ژنوتیپ­های سویا به­خصوص ژنوتیپ L17 افزایش یافت. همچنین، سطح ویژه برگ در اثر تنش خشکی افزایش یافت که آن در ژنوتیپ L17 نسبت به سایر ژنوتیپ­ها بیشتر بود. با توجه به نتایج این پژوهش، به نظر می­رسد ژنوتیپ ویلیامز نسبت به دو ژنوتیپ دیگر توانایی بیشتری در تحمل به تنش خشکی را دارد و کاربرد 4/0 میلی­مولار سالیسیلیک اسید می­تواند راهکار مناسبی برای افزایش تحمل به تنش خشکی در هر سه ژنوتیپ ویلیامز،D42X19  و L17 سویا باشد.

اثر رژیم آبیاری و سوپرجاذب بر خصوصیات کمّی و کیفی چغندرقند ( Beta vulgaris L.)

معروف خلیلی; حمزه حمزه

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 395-412

به­منظور بررسی اثر اعمال رژیم آبیاری و سوپرجاذب بر خصوصیات کمّی و کیفی چغندر­قند رقم رستار، آزمایشی در سال زراعی 1396 به­صورت کرت­های خرد شده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه کشاورزی دانشگاه مهاباد اجرا گردید. رژیم آبیاری شامل سه سطح 60، 120 و 180 میلی‌متر تبخیر از تشتک کلاس A که به کرت‌های اصلی و پلیمر سوپرجاذب A200 در چهار سطح صفر، 50، 150 و 200 کیلوگرم در هکتار به کرت‌های فرعی اختصاص یافتند. نتایج نشان داد اثر ساده رژیم آبیاری و سوپرجاذب بر کلیه صفات به­غیر از ضریب استحصال قند معنی­دار بود. اثر متقابل دو عامل بر وزن خشک اندام هوایی، عیار قند، عملکرد ریشه و عملکرد قند ناخالص و عملکرد قند خالص معنی­دار بود. مقایسه میانگین رژیم­های آبیاری نشان داد که بالاترین شاخص سطح برگ، طول غده و محتوی آب نسبی برگ و کمترین درصد قند خالص به­ترتیب به رژیم آبیاری، پس از 60 میلی­متر تبخیر، اختصاص داشت. کاربرد سطوح 50 و 150 کیلوگرم در هکتار سوپر­جاذب بیشترین شاخص سطح برگ، طول غده و محتوی آب نسبی برگ و کمترین درصد قند خالص را به خود اختصاص دادند. در این مطالعه بالاترین وزن خشک اندام هوایی، عملکرد ریشه، عملکرد قند ناخالص و خالص و کمترین درصد عیار قند در رژیم آبیاری بعد از 60 میلی­متر تبخیر و استفاده از 200 کیلوگرم در هکتار سوپر جاذب مشاهده شد. بررسی برهمکنش مقدار مصرف آب و سوپرجاذب نشان داد تیمار عدم کاربرد سوپرجاذب و آبیاری بعد از 60 میلی­متر تبخیر و تیمارهای کاربرد 50، 150 و 200 کیلوگرم سوپرجاذب در هکتار در رژیم آبیاری بعد از 120 میلی متر تبخیر و همچنین تیمار کاربرد 150 و 200 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب در رژیم آبیاری بعد از 180 میلی­متر تبخیر، اختلاف معنی­دار از نظر عملکرد قند خالص نشان ندادند، بنابراین، کاربرد 150 کیلوگرم سوپرجاذب در هکتار در شرایط آبیاری بعد از 180 میلی­متر تبخیر می­تواند عملکرد قند خالص مشابه تیمار عدم کاربرد سوپرجاذب و آبیاری بعد از 60 میلی­متر تبخیر در چغندرقند داشته و منجر به صرفه­جویی 8650 مترمکعب آب در هکتار شود.

اثر محلول پاشی نانو دی اکسید تیتانیوم و سالیسیلیک اسید بر برخی ویژگی های بیوشیمیایی و تولید دانه ذرت سینگل کراس 704 تحت رژیم های آبیاری

فائزه شرقی; ابراهیم خلیلوند بهروزیار

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 413-430

به‌منظور بررسی اثر محلول­پاشی نانو ذرات دی­اکسید تیتانیوم و سالیسیلیک اسید بر برخی از ویژگی­های بیوشیمیایی و تولید دانه ذرت هیبرید سینگل کراس 704 تحت رژیم­های آبیاری، آزمایشی به­صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال زراعی 1397-1396 به اجرا در آمد. عامل اصلی تنش کمبود آب در سه سطح 50، 75 و 100 درصـد رطوبت قابل دسترس و ترکیب فاکتوریلی کاربـرد نانو دی­اکسید تیتانیوم (n-TiO2) (در سه سطح صفر، 01/0 و 03/0 درصد) و سالیسیلیک اسید (SA) (در دو سطح صفر و نیم درصد) به­عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. بیشترین فعالیت آنزیم پراکسیداز، پلی فنل اکسیداز و کمترین فعالیت مالون دی­آلدئید در اثر محلول­پاشی با 5/0 درصد SA در شرایط آبیاری 50 درصد رطوبت قابل دسترس بود. محلول­پاشی با 01/0 درصد TiO2بیشترین فعالیت آنزیم پراکسیداز و کمترین فعالیت مالون دی آلدئید را به خود اختصاص داد. در شرایط کاربرد و عدم کاربرد SA، محلول­پاشی با 01/0 درصد TiO2تاثیر مثبتی بر فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز داشت. محلول­پاشی با 01/0 درصد TiO2و 5/0 درصد SA تحت رطوبت 50 درصد رطوبت قابل دسترس نیز بیشترین مقدار کربوهیدرات­های محلول و پرولین را داشت. بر اساس نتـایج با افزایش سطح تنش کمبود آب فعالیت آنزیم گایاکول پراکسیداز نیـز افزایش یافت به­طوری­که در آبیاری 50 درصد رطوبت قابل دسترس بیشترین فعالیت این آنزیم مشاهده شد. با توجه به نقش صفات مورد مطالعه در همکاری با یکدیگر در ممانعت از تولید گونه­های فعال اکسیژن و کاهش اثرات مخرب تنش کمبود آب، کابرد سالیسیلیک اسید و نانو دی­اکسید تیتانیوم با افزایش فعالیت آنزیم پراکسیداز، پلی فنل اکسیداز، مقدار کربوهیدرات­های محلول، پرولین همزمان با کاهش میزان مالون دی­آلدئید موجب کاهش اثرات منفی تنش کمبود آب گردید. با توجه به این­که نانو ذرات دی اکسید تیتانیوم و اسید سالیسیلیک بر آنزیم­های تاثیرگذار بر فیزیولوژی گیاه اثرات مثبتی داشتند از این رو میزان تولید دانه ذرت نسبت به شاهد و شرایط کم آبیاری افزایش قابل ملاحظه­ای نشان داد.

صفات مرتبط با تبادلات گازی برگ، عملکرد و اجزای عملکرد ارقام گندم (Triticum aestivum L.) تحت تاثیر تراکم کاشت

سیدعلیرضا ولدآبادی; رضا حسینی پور; محمدرضا مهرور; سعید سیف‌زاده

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 431-446

از جمله عوامل بسیار مهمی که می‌تواند رشد و عملکرد محصولات زراعی را بهبود ببخشد، استفاده از تراکم مناسب کاشت، به­ویژه در شرایط خاکورزی حفاظتی، می‌باشد که کشت محصول در داخل بقایای محصول قبلی انجام می‌گیرد. به­منظور بررسی اثر تراکم­های مختلف کاشت و رقم بر تبادلات گازی برگ ارقام گندم، آزمایشی به­صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک­‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج اجرا گردید. در این آزمایش، عامل تراکم کاشت در سه سطح شامل 400، 500 و 600 بذر در متر مربع در کرت‌های اصلی و عامل رقم در 5 سطح شامل ارقام سیوند، سیروان، پیشتاز، پیشگام و پارسی در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. کاشت محصول در تاریخ 12 ابان فصل زراعی 94-1393 بر روی پشته­هایی به عرض 60 سانتی­متر که پوشیده از بقایای ذرت مربوط به کشت قبل بود، انجام گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر تراکم کاشت بر میزان تعرق و عملکرد دانه در سطح احتمال 5 درصد و بر صفات هدایت روزنه‌ای، فتوسنتز خالص، عملکرد کوانتومی، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و شاخص برداشت در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار بود. اثر رقم بر صفات میزان تعرق، غلظت دی‌اکسیدکربن زیر روزنه‌ای، هدایت روزنه‌ای، میزان فتوسنتز خالص، عملکرد کوانتومی، کارآیی مصرف آب لحظه‌ای، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و شاخص برداشت در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار بود. همچنین، اثر متقابل تراکم کاشت×رقم بر صفات دمای برگ و عملکرد بیولوژیک در سطح احتمال 1 درصد و غلظت دی‌اکسیدکربن زیر روزنه در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که افزایش تراکم بوته از 400 به 600 بوته در متر مربع سبب کاهش معنی‌دار میزان تعرق، هدایت روزنه‌ای، فتوسنتز خالص و عملکرد کوانتومی گردید. همچنین، افزایش تراکم سبب کاهش تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و شاخص برداشت گردید. رقم پیشگام در مقایسه با سایر ارقام مورد مطالعه، بیشترین میزان تعرق و هدایت روزنه‌ای، رقم پارسی به نوبه خود بیشترین فتوسنتز خالص، عملکرد کوانتومی و کارآیی مصرف آب لحظه‌ای و همچنین رقم سیروان بیشترین عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند.

تأثیر کاربرد گوگرد و ورمی‌کمپوست بر برخی صفات زراعی و عملکرد سویا (Glycine max L.) رقم هابیت

سمیه شهروسوند; حمیدرضا عیسوند; محمد فیضیان; فرهاد نظریان فیروزآبادی

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 447-460

به­منظور بررسی تأثیر کاربرد گوگرد و ورمی‌کمپوست بر صفات زراعی رقم هابیت سویا پژوهشی به­صورت اسپلیت پلات دو عاملی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1396 در شهرستان الیگودرز استان لرستان اجرا شد. فاکتورها شامل ورمی­کمپوست به­عنوان فاکتور اصلی در سه سطح (عدم مصرف، 4 و 8 تن در هکتار) و کود گوگردی به­عنوان فاکتور فرعی در سه سطح (عدم مصرف، 250 و 500 کیلوگرم در هکتار) بودند. نتایج نشان داد اثرات ورمی‏کمپوست و گوگرد و همچنین اثرات متقابل این دو عامل بر ارتفاع بوته، تعداد ساقه در بوته، طول غلاف، تعداد غلاف در بوته، وزن صد دانه، عملکرد پروتئین، عملکرد روغن، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت سویا معنی‏داری بودند. بیشترین ارتفاع بوته (50/76 سانتی‏متر) از تیمار 4 تن در هکتار کود ورمی‏کمپوست و 250 کیلوگرم در هکتار کود گوگرد و کمترین آن (50/61 سانتی‏متر) از تیمار عدم کاربرد کودهای ورمی‏کمپوست و گوگرد (شاهد) به­دست آمدند. بیشترین میزان وزن صد دانه (86/20 گرم)، عملکرد پروتئین (58/787 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد روغن (25/475 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد دانه (25/2250 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت (13/34 درصد) از تیمار 8 تن در هکتار کود ورمی‏کمپوست و 250 کیلوگرم در هکتار کود گوگرد و کمترین آنها از شرایط عدم کاربرد کودهای ورمی‏کمپوست و گوگرد (شاهد)، به­ترتیب (05/12 گرم، 26/443 کیلوگرم در هکتار، 66/243 کیلوگرم در هکتار، 11/1440 کیلوگرم در هکتار و 44/31 درصد) تولید شدند. در نهایت نتایج نشان داد که استفاده همزمان از کودهای ورمی‌کمپوست و گوگرد، به­ترتیب در سطح 8 تن و 250 کیلوگرم در هکتار، بهترین تیمارها برای افزایش عملکرد سویا در اقلیم مورد مطالعه بودند.

ارزیابی چرخه حیات تولید گندم آبی تحت اثر مقادیر و تقسیط نیتروژن در منطقه بوشهر

مرتضی سیاوشی; سلمان دستان

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 461-484

ارزیابی چرخه حیات یک روش مناسب برای بررسی اثرات محیط‌زیستی یک محصول در کل چرخه تولید آن است. در این پژوهش اثر مقادیر و تقسیط نیتروژن در چرخه حیات تولید گندم آبی در استان بوشهر طی سال زراعی 97-1396 مورد ارزیابی قرار گرفت. این پژوهش به­صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. کود نیتروژن در چهار سطح 70، 140، 210 و 280 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره به‌عنوان عامل اصلی و تقسیط مصرف آن در مراحل کاشت، شروع پنجه‌دهی، شروع ساقه‌دهی و آبستنی به‌عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که با افزایش مصرف نیتروژن، شاخص‌های رده‌ اثر تقاضای انرژی تجمعی، تقاضای اکسرژی تجمعی، اسیدی شدن، یوتریفیکاسیون و بدبویی هوا کاهش یافتند. میانگین ردپای بوم‌شناختی برابر 87/1125 متر مربع در سال بوده که بالاترین اثر متعلق به انتشار CO2 بود. میانگین پتانسیل گرمایش جهانی طی دوره 20 و 500 ساله برابر 401 و 384 کیلوگرم معادل CO2 بود. با افزایش مصرف نیتروژن، تمامی آلاینده‌های انتشار یافته به آب و هوا کاهش یافتند. با مقایسه گروهی بین مقادیر نیتروژن در سطوح تقسیط می‌توان بیان کرد علت اصلی تغییرات میزان آلاینده‌ها، بالاتر بودن مقدار خروجی (عملکرد) در مقابل ورودی‌ها بود. در واقع، تقسیط نیتروژن در چهار مرحله تعیین کننده رشدی، منجر به حداکثر استفاده گیاه شده که نتیجه آن نیز افزایش عملکرد و کاهش انتشار آلاینده‌ها در واحد سطح بود. همچنین، کاهش انتشار آلاینده‌ها با افزایش مقدار نیتروزن می‌تواند به‌دلیل افزایش عملکرد باشد.

پاسخ عملکرد دانه و روغن ژنوتیپ های کلزا (Brassica napus L.) در اراضی شور دشت تبریز

بهمن پاسبان اسلام; بهرام علیزاده

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 485-498

این پژوهش به­منظور ارزیابی پاسخ عملکرد و اجزای عملکرد دانه و روغن ژنوتیپ­های کلزا در اراضی شور دشت تبریز و گزینش لاین­های امید بخش اجرا گردید. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و 38 ژنوتیپ کلزا در اراضی شور ایستگاه خسروشاه  مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان­شرقی (هدایت الکتریکی خاک مزرعه 7/6 و آب 2/3 دسی زیمنس بر متر) طی سال زراعی  97-1396 پیاده شد. بین ژنوتیپ­های مورد ارزیابی اختلاف معنی­داری از نظر ارتفاع بوته، اجزای عملکرد دانه، درصد روغن، عملکرد دانه و عملکرد روغن دیده شد. WRL-96-01 با کسب تعداد 123 خورجین در بوته، 3/30 دانه در خورجین، 4/3 گرم وزن هزار دانه و به­ترتیب 3268 و 1526 کیلوگرم عملکرد دانه و روغن در هکتار، بیشترین مقادیر را به­خود اختصاص داد. ارقام رایج منطقه مانند اکاپی و نیما در خاک شور، عملکرد­های دانه و روغن کمتری نشان دادند. بین اجزای عملکرد دانه با همدیگر و با عملکرد دانه و روغن و همچنین بین عملکرد روغن با عملکرد دانه و با درصد روغن دانه همبستگی مثبت و معنی­دار به­دست آمد. این امر نشان دهنده نقش تعیین کننده همه اجزای عملکرد دانه در تولید محصول در خاک شور بود. با تجزیه کلاستر به روش وارد، 20 ژنوتیپ با میانگین عملکرد دانه و روغن بالاتر در یک گروه جای گرفتند. این گروه به­عنوان ژنوتیپ­های امید بخش انتخاب شده و برای آزمایش­های سازگاری جهت معرفی ارقام پر­محصول و سازگار با اراضی شور دشت تبریز و مناطقی با شرایط آب و هوایی مشابه می­توانند مورد توجه قرار گیرند.

نقش سالیسیلیک اسید در بهبود سیستم فتوسنتزی و عملکرد دانه ارقام سویا (Glycine max L.) در شرایط تنش خشکی

نسرین رزمی; علی عبادی; جهانفر دانشیان; سدابه جهانبخش

اکوفیزیولوژی گیاهان زراعی (علوم کشاورزی), دوره 13, شماره 3(51)پاییز, صفحه 377-394

به­منظور بررسی اثر سالیسیلیک اسید برسیستم فتوسنتزی و عملکرد دانه ژنوتیپ­های سویا در شرایط تنش کم­آبی، آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه و آزمایشگاه دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1394 انجام شد. عوامل آزمایشی شامل تنش کم­آبی در سه سطح ( 85، 65 و 45 درصد ظرفیت مزرعه)، سالیسیلیک اسید در 3 غلظت (صفر، 4/0 و 8/0میلی­مولار) وژنوتیپ­های ویلیامز،D42X19 و L17 سویا بودند. نتایج نشان داد که عملکرد دانه، محتوای نسبی آب، هدایت روزنه­ای، غلظت کلروفیل­های a و b، نسبت کلروفیل a/b، سطح برگ هر بوته، فلورسانس بیشینه و عملکرد کوانتوم در اثر تنش خشکی کاهش یافتند. کاربرد 4/0 میلی­مولار سالیسیلیک اسید نسبت به غلظت بیشتر آن (8/0 میلی­مولار) و شاهد تاثیر بیشتری در کاهش اثرات نامطلوب تنش داشت و توانست عملکرد دانه، درصد روغن، محتوای نسبی آب، غلظت کلروفیل­های a و b، عملکرد کوانتوم و هدایت روزنه­ای را در شرایط تنش خشکی کمتر کاهش دهد که نتیجه آن کاهش اثرات منفی تنش خشکی بود. کارتنوئیدها در اثر تنش خشکی و کاربرد 8/0 میلی­مولار سالیسیلیک اسید در ژنوتیپ­های سویا به­خصوص ژنوتیپ L17 افزایش یافت. همچنین، سطح ویژه برگ در اثر تنش خشکی افزایش یافت که آن در ژنوتیپ L17 نسبت به سایر ژنوتیپ­ها بیشتر بود. با توجه به نتایج این پژوهش، به نظر می­رسد ژنوتیپ ویلیامز نسبت به دو ژنوتیپ دیگر توانایی بیشتری در تحمل به تنش خشکی را دارد و کاربرد 4/0 میلی­مولار سالیسیلیک اسید می­تواند راهکار مناسبی برای افزایش تحمل به تنش خشکی در هر سه ژنوتیپ ویلیامز،D42X19  و L17 سویا باشد.

ابر کلیدواژگان